(2) TRIZ

کد خبر 10474 - 1392 10 | تاریخ: 1069 روز پیش-1392/10/16 | ساعت: 09:28

این مقاله چگونگی ادغام مفاهیم کلاه ها را در برنامه حل مسئله از طریق TRIZ با در نظر گرفتن تمامی فعالیتها شامل: ارزیابی اولیه شرایط، تعریف مسئله، حل مسئله - در یک جلسه حل مسئله خلاق بیان می کند. بنابراین، برای مثال تجزیه و تحلیل عملکردها  در دو بخش هدایت می شوند – اول، نگاه مثبت به روابط عملکردها در یک سیستم، در سبک کلاه سفید، و بدنبال آن در مرحله دوم یک سبک کلاه سیاه برای تحلیل سیستمی روابط منفی درآن سیستم. بطور مشابه ارزش بین سبک های کلاه سفید و سبز را با استفاده از بخش تناقض ها در ابزارهای TRIZ تشریح خواهیم کرد.مفاهیم شش کلاه تفکر بر اساس این واقعیت بنا شده اند که ذهن بشر بسته به نوع فعالیتش در سبک های مختلفی حرکت می کند. لذا، در دو حالت مفرط، مکانیزم استفاده شده بوسیله ذهن وقتی ایده جدیدی را تولید می کند با وقتی که ما مزایا و معایب یک روش موجود را بررسی می کنیم بطور معنی داری متفاوت است. در کل، دی بونو شش سبک مختلف برای تفکر که متناسب با نوع عکس العمل های ذهن در طی فرایند حل مسئله دارد را تشخیص داده است. هر سبک با کلاهی به رنگ متفاوت تعریف شده است، نظیر:

کلاه سیاه

 در مواقعی  که نیاز به احتیاط و قضاوت هست کلاه سیاه را می پوشیم و همچنین در مواقع نگرش به جنبه های منفی یک راه حل مشخص. ما بیشتر از سبک تفکر کلاه سیاه در تعریف و حل مسئله  TRIZ در موارد ذیل استفاده می کنیم.

  • در فاز تعریف مسئله اولیه، در جایی که ما سعی داریم  تمام محدودیتهای موجود در اطراف مسئله مان راتشخیص دهیم .
  • در هنگام انجام تحلیل کارکرد/ مشخصه راه حل مسئله، در موقعی که بدنبال یافتن عملکردهای زیان بار، نا کافی و اضافی که در سیستم موجود هست. ( توضیح: بسیار پر اهمیت است که بدانیم که سبک کلاه سفید و کلاه سیاه تفاوتهای معنی داری نسبت به هم دارند، و اینکه یک تحلیل مناسب برای عملکرد به هر دوی آنها نیازمند است.موثر ترین جلسه تحلیل عملکرد موقعی است که سبک های کلاه سفید و کلاه سیاه بترتیب مورد استفاده قرار گیرند، البته ابتدا از کلاه سفید و سپس از تغییر مسیر فکر و استفاده از کلاه سیاه با راهنمایی یک تسهیل کننده مسئله.)
  • در هنگامی تحلیل تخریب و انهدام، " چگونه این سیستم را بر هم بریزم؟"
  • در هنگام ارزیابی راه حل ها ومشخص کردن معیاری برای تعیین ضعف های نسبی  بین راه حل ها مورد نظر.
  • هنگام پاسخ گویی به این سوال در پایان جلسه که " آیا راه حل منتخب به اندازه کافی مناسب است؟". یکی از خصوصیات انسان آن است که تمایل به پذیرش و تعیین راه حل هایی دارد که نو و جدید هستند. این امر بویژه موقعی آشکار می شود که ما یک تناقض را در هم ریخته باشیم. یک مثال جالب در این زمینه که لازم است کلاه سیاه در آخر جلسه بر سر کنیم مربوط به زین دوچرخه دو شاخه ای است. در این مثال بخوبی این تناقض حل شده است که " من هم یک زین پهن می خواهم و هم  باریک. " شرکت سازنده این راه حل را تنها راه حل مناسب دید . اگر کلاه سیاه را در این مرحله بر سر می کردند تعداد مسائل جدید زیادتری را می دید.  که قبل از تجاری کردن این طرح و از شکست در بازار آن جلوگیری می کرد.

کلاه زرد

ما موقعی کلاه زرد را می پوشیم که بخواهیم امکان پذیری و منافع یک راه حل بالقوه را آزمایش کنیم، و یا در جسجوی ارزیابی منطقی جنبه های مثبت یک راه حل مشخص باشیم. ما عموماً از سبک تفکر کلاه زرد در موارد ذیل در فرایند تعریف و حل مسئله  TRIZ استفاده می کنیم:

  • در طی مرحله تعریف اولیه از یک مسئله هنگامی که منابع موجود در اطراف سیستم فعلی را مورد بررسی قرار داده ایم.
  • در طی ارزیابی راه حل های ممکن وقتی سعی بر سنجش توان نسبی راه حل ها تحت مطالعه را داریم.
  • در هنگام جستجو و به چالش کشاندن اعتبار محدودیت های مسئله تعریف شده اولیه .
  • در هنگام استفاده از ابزار رفع زوائد (Trimming) که یکی از ابزارهای TRIZ است – بویژه در هنگام پرسیدن پرسش های: " آیا من این عملکرد را نیاز دارم؟" یا " آیا  قسمت موجودی از یک سیستم می تواند آن عملکردی را که من نیاز دارم به انجام رساند؟" یا " آیا یک منبع می تواند عملکرد را انجام دهد؟" ( توجه!: برخی از استفاده کنندگان معتقد هستند که Trimming  در سبک فکری کلاه سفید بهتر عمل می کند؛ اما مؤلف موفقیت بیشتری را در گروه هایی که از سبک کلاه زرد استفاده نموده اند مشاهده کرده است.")
  • در هنگام استفاده از راه حل های خلاقانه استاندارد، و سعی در ارتباط دادن آنها با شرایط مسئله. ارائه راه حلی نظیر" یک ماده ای را اضافه کن" می تواند برای بعضی از مردم خیلی مبهم باشد؛ و چنین چیزی در سبک کلاه زرد مقبول نیست.

کلاه سبز

ما کلاه سبز را هنگامی بر سر می کنیم که بدنبال ایجاد راه حل های جدید یا " خلاق" باشیم. ما عموماً از سبک تفکر کلاه سبز در موارد ذیل در فرایند تعریف و حل مسئله از طریق TRIZ استفاده می کنیم:

  • در طی مرحله تعریف اولیه، یک دوره کوتاهی از تفکر کلاه سبز بلافاصله پس از استفاده از کلاه زرد برای جستجوی منابع، معمولاً  تعداد ایده های تولید شده را نسبت به گذشته  افزایش می دهد.(توجه: مقدم بودن کلاه زرد نسبت به کلاه سبز اهمیت دارد و نباید اینها جابجا استفاده شوند.)
  • در تمام نقاطی که از ابزارهای حل مسئله TRIZ استفاده می شود و هنگامی که سعی در ترجمه راه حل های عمومی ( برای مثال: اصول خلاقانه، روندهای تکامل، ترجمه راه حل های مفهومی با استفاده از ابزار ایده آل بودن، استفاده از آدم کوتوله های هوشمند(Smart Little People)، اندازه- زمان- هزینه، و غیره ) به راه حل خاص داریم. در مورد اهمیت سبک کلاه سبز نمی توان ارزیابی اضافی کرد. در این مورد بعداً توضیح بیشتری خواهیم داد.

کلاه آبی

 کلاه آبی را هنگامی بر سر می کنیم که بدنبال ایجاد یک عملکرد کنترلی  باشیم ویا در مواقعی که بخواهیم فرایند کلی فکر را سازماندهی کنیم. کلاه آبی  آن کلاهی است که در موقع قضاوت بر سر می کنیم تا بدانیم چه وقت و در چه جایی کدام کلاه را بر سر بگذاریم. این کلاه معمولاً بر سر هماهنگ کننده یا تسهیل کننده تیم حل مسئله پوشیده می شود و نه  بر سر اعضای تیم.از منافع کلاه آبی در موارد زیر استفاده می شود:

  • در پس جلسه گزارش وقایع.
  • گاه گاهی در حین تحلیل تخریب و در هنگامی که تمام سبک های ضعیف بخوبی ردیابی و گزارش شده باشند. 
  •  در هنگامی که یک تیم حل مسئله در تفصیل یک بخش خاصی از سیستم درگل گیر کرده باشد، اغلب مفید خواهد بود که هماهنگ کننده مابقی تیم را بسمت کلاه آبی سوق دهد تا آنها بر روی تفصیل آن بخش متمرکز شوند و اطلاعات مجددی را تولید کنند و در دیدگاه های خودشان نیز تجدید نظر کنند تا ببینند در کجای فرایند کلی قرار گرفته اند.

 

ادغام همه با هم

هیچ برداشت قطعی و یگانه ای از یک "فرایند TRIZ" وجود ندارد. در خیلی از حالات، یک چنین وضعیتی فقط در ذهن تک تک افراد خواهد بود. با در نظر گرفتن این نکته در ذهن، این مقاله به هیچ وجه بدنبال یک فرایند جامع و  فراگیر برای TRIZ نیست. بعبارت دیگر، برای امتحان در یک جلسه  "خاص"  برای تعریف و حل مسئله  ممکن است ما را به تغییر از یک کلاه به کلاه دیگر وا دارد و تعدادی از گام های عمومی در بسیاری از شرایط مطرح شود.

این گام های عمومی در ذیل تشریح خواهند شد و بدنبال آن نشان خواهیم داد که چگونه از یک کلاه به کلاه دیگر در حین پیشرفت در این گامها تغییر جهت دهیم. در وسیعترین سطح ممکن است ما فرایند خلاقیت سیستماتیک را در چهار گام اصلی ببینیم- با شروع از تعریف مسئله ، سپس انتخاب ریشه های مناسب ترین راه حل، تولید راه حل ها، در نهایت ارزیابی و انتخاب راه حل. این گام ها را  می توان در یک فرایند حلقوی نمایش داد بطوریکه آنقدر  آنرا تکرار کنیم تا به یک راه حل که ما را خشنود کند.


منبع : ارسالی از سوی کاربران

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 15 + 6 چند است؟

ADVERTISING