هوش هيجاني را مي توان آموخت و افزايش داد

کد خبر 10993 - 1392 11 | تاریخ: 1038 روز پیش-1392/11/14 | ساعت: 14:04

بچه هاي باهوش را همه دوست دارند. براي همين هم پدر و مادرها معمولاسعي مي کنند رفتار و برخورد ويژه اي را در وجود فرزندشان پيدا کنند که نشان دهنده هوش فراوان اوست و بعد هم در مورد آن خصوصيت رفتاري با ديگران صحبت مي کنند تا نشان دهند فرزندشان هوش بالايي دارد.
اين بچه ها بزرگ تر که مي شوند، باز هم انتظار مي رود درس و موقعيت تحصيلي خوبي داشته باشند و اين وضع بايد تا زماني که مشغول کار مي شوند و حرفه اي را براي خودشان انتخاب مي کنند، ادامه يابد. البته چنين طرز فکري فقط به خانواده ها محدود نمي شود و بسياري از مديران نيز بر اين باورند که کارمندانشان بايد ضريب هوشي (IQ) بالايي داشته باشند. در حقيقت، مدت ها تصور بر اين بود که هرچه ضريب هوشي فردي بيشتر باشد، موفقيت بيشتري هم در انتظارش است و به همين دليل پدر و مادرها به فکر تقويت هوش شناختي فرزندانشان بودند و هستند. امروزه اما محققان مي گويند IQ به تنهايي نمي تواند تعيين کننده ميزان موفقيت در زندگي باشد. حالاآنها درباره مفهوم ديگري به نام هوش هيجاني نيز صحبت مي کنند و باور دارند هوش هيجاني هم يکي از عوامل موثر در کسب موفقيت است.
تا چند سال پيش، کارفرمايان و مديران هم فقط به فکر جذب نيروهاي باهوش بودند و اگر قرار بود آزموني براي استخدام برگزار شود، تنها ميزان IQ داوطلبان را مي سنجيدند، در حالي که امروزه ثابت شده ميزان رضايت شغلي و همين طور بازده کاري در صورتي افزايش مي يابد که کارمندان علاوه بر ضريب هوشي بالا، هوش هيجاني بالايي هم داشته باشند.

IQ يا EQ؛ کدام عامل موفقيت است؟
خيلي ها هنوز هم هوش شناختي را تنها عامل موفقيت يا مهم ترين عامل براي رسيدن به اهداف بزرگ زندگي مي دانند و باور دارند هر چه ميزان IQ بيشتر باشد، فرد هم موفق تر خواهد بود. در صورتي که انسان هاي باهوشي هم هستند که نمي توانند در تمام موضوعات و مسائل زندگي موفق عمل کنند و همين موضوع نشان مي دهد علاوه بر IQ عامل ديگري هم وجود دارد که در اين زمينه تاثيرگذار است. براساس مطالعات و پژوهش هايي که در اين خصوص انجام شده، مي گويند آنچه باعث مي شود فردي موفق تر از ديگران باشد و به هدف هاي بالاتري برسد، تنها به IQ محدود نمي شود و چيزي فراتر از آن است که مي تواند زمينه موفقيت در زندگي را فراهم سازد.
بنابراين انسان هايي که مي توانند به طور همزمان هم از هوش شناختي شان استفاده کنند و هم توانايي کنترل هيجاناتشان را دارند، بيش از ديگران مي توانند به موفقيت برسند. دکتر فاطمه اميرآبادي، روان شناس در گفت وگو با «جام جم» ضمن بيان اين مطلب يادآور مي شود: بسياري از افراد نمي توانند هيجاناتشان را بدرستي کنترل کنند و در نتيجه قادر نيستند از آنها در مسير کسب موفقيت کمک بگيرند. به عنوان نمونه اگر شما بتوانيد با فردي که ناراحت است طوري رفتار کنيد که او تحت تاثير صحبت هاي شما قرار بگيرد و درواقع، براساس هيجاناتش با او حرف بزنيد، بي شک نتيجه بهتري خواهيد گرفت.
پس اگر فقط براساس عقل و منطق با ديگران حرف بزنيم و با آنها رابطه برقرار کنيم، آن طور که مي خواهيم نتيجه نخواهيم گرفت و برعکس، زماني که با در نظر گرفتن هيجانات و احساسات با ديگران وارد رابطه مي شويم، موفق تر خواهيم بود و تاثير بيشتري نيز بر آنها خواهيم گذاشت.

انتخاب شغل با در نظر گرفتن هوش هيجاني
بعضي ها انگار به طور ذاتي مديراني موفق هستند و در مقابل اين گروه، کساني قرار دارند که هر چقدر سعي مي کنند باز هم نمي توانند با موفقيت وظيفه مديريت را اجرا کنند. دکتر اميرآبادي مي گويد: براي اين که بتوانيم تفاوت ميان مديران موفق و ناموفق را بررسي کنيم، بايد به اين موضوع دقت داشته باشيم و ببينيم هر يک از آنها تا چه حد از هوش هيجاني شان استفاده مي کنند. در حقيقت، تفاوت ميان مديراني که کارمندانشان از آنها راضي هستند با مديراني که هيچ کس نمي تواند با آنها رابطه خوبي داشته باشد، در همين ميزان هوش هيجاني و شيوه استفاده از آن است که مشخص مي شود. به طوري که مديراني با هوش هيجاني بالابراحتي مي توانند با کارمندان شان ارتباط برقرار کنند و در نتيجه ديگران هم از آنها راضي هستند.
وي با اشاره به عناصر متفاوتي که در هوش هيجاني مطرح مي شود، مي گويد: موارد مختلفي مانند مهارت حل مساله، قدرت نه گفتن، خويشتنداري، همدلي و خودآگاهي جزئي از هوش هيجاني است که همگي بايد کنار يکديگر قرار بگيرد تا بتوانيم تعيين کنيم هوش هيجاني فرد در چه حدي است.
بنابراين خوب است کساني که مي خواهند شغل و حرفه اي براي خودشان انتخاب کنند، غير از ميزان IQ، به سطح هوش هيجاني شان نيز توجه داشته باشند و براساس آن کار مناسب را انتخاب کنند. اين روان شناس در اين باره توضيح مي دهد: براي انتخاب مديران نيز مي توان از آزمون هايي کمک گرفت تا براساس آن مشخص شود چه فردي براي اين کار مناسب است و چه کساني نبايد وارد اين حرفه شوند.

هوش هيجاني لازم است، براي همه و در هر کاري
نبايد تصور کرد فقط مديران يا کساني که مسئوليت خاصي به عهده دارند به هوش هيجاني نياز خواهند داشت. زيرا به گفته دکتر اميرآبادي هوش هيجاني در تمام شغل ها و حرفه ها مورد نياز افراد خواهد بود و به کارشان مي آيد، اما نکته مثبتي که در اين خصوص وجود دارد، اين است که هوش هيجاني را مي توان پرورش داد و آن را تقويت کرد.
اين روان شناس توضيح مي دهد: ويژگي مثبت هوش هيجاني در اين است که با IQ تفاوت دارد و اين طور نيست که بگوييم وراثتي است و ديگر نمي توان تغييري در آن ايجاد کرد. بلکه مي توان هوش هيجاني را آموخت و آن را افزايش داد. بنابراين کساني که مي خواهند شغل مناسبي براي خودشان انتخاب کنند بايد با در نظر گرفتن اين موضوع اقدام کنند. وي با اشاره به اين مطلب يادآور مي شود: آموختن و افزايش هوش هيجاني نيز کار ساده اي است؛ فقط بايد فرصت و زمان کافي براي اين کار اختصاص داد و با صبر و حوصله هوش هيجاني تان را افزايش دهيد. البته فقط بچه ها نيستند که مي توانند هوش هيجاني را بياموزند و آن را تقويت کنند. هوش هيجاني در هر سني قابل تغيير و بهبود است و به گفته اين روان شناس، پس از 45 سال اين کار کمي سخت مي شود، اما همچنان ممکن است و مي توان آن را تغيير داد.
در بسياري از نقاط دنيا، در سنين پيش دبستاني و مهدکودک با بچه ها کار مي کنند تا هوش هيجاني شان تقويت شود و افزايش يابد. به عنوان نمونه به آنها همدلي کردن را مي آموزند، شيوه هاي کنترل خشم را يادشان مي دهند و در مورد خودآگاهي با آنها حرف مي زنند. در صورتي که متاسفانه اين موضوع در ايران چندان مورد توجه قرار نمي گيرد و در اين سنين خيلي به فکر تقويت و آموزش هوش هيجاني نيستند. دکتر اميرآبادي با بيان اين مطلب ادامه مي دهد: هم اکنون در برخي شرکت ها و سازمان ها روي اين موضوع کار مي شود و مديران به اين فکر افتاده اند که هوش هيجاني کارمندان شان را افزايش دهند و براساس نوع کاري که آنها به عهده دارند، ميزان آن را به حد مطلوب برسانند. برهمين اساس، مي توان پس از استخدام نيروهاي کاري، هوش هيجاني کارمندان را افزايش داد و اين طور نيست که بگوييم فقط کارمنداني موفق مي شوند که هوش هيجاني بالايي داشته باشند، بلکه مي توان با در نظر گرفتن دوره هاي آموزشي خاصي، هوش هيجاني کارکنان را به حد مورد نياز رساند.

اگر شغل مان مناسب نباشد...
خيلي وقت ها شغل و حرفه اي که انتخاب مي کنيم، خيلي مناسب حال مان نيست و اينجاست که ممکن است مشکلاتي هم سر راهمان قرار بگيرد. دکتر اميرآبادي بر اين باور است کساني که هوش هيجاني بالايي دارند، مي توانند مشاغل و موقعيت هاي خوبي پيدا کنند، اما در هر حال، اگر فرد شغلي را انتخاب کند که با ويژگي هاي شخصيتي اش سازگار نباشد، حداکثر تا يک سال مي تواند به آن کار ادامه دهد. پس از يک سال، اين افراد يا شغلشان را تغيير مي دهند يا وارد مرحله افسردگي خواهند شد.
بسياري از کساني که با چنين موقعيتي روبه رو مي شوند، گزينه دوم را انتخاب مي کنند و حوصله تغيير شغل را ندارند. به همين دليل هم طبيعي است بعد از گذشت مدتي کوتاه احساس کنند از محيط و شرايط کاري شان راضي نيستند و نمي توانند به آن ادامه دهند يا حتي ممکن است تنش هاي بي موردي در محيط کارشان ايجاد کنند و چون حوصله کارشان را ندارند، از همکاران و مديران ايراد بگيرند. در حالي که چنين روشي به هيچ عنوان صحيح نيست و نمي تواند فرد را به هدفي که دارد، برساند.
البته نه تنها در محيط کار که حتي در جامعه و ميان مردم هم هوش هيجاني مي تواند به ما کمک کند درست رفتار کنيم و بهترين واکنش را در برابر رفتارهاي مختلف داشته باشيم. به عنوان نمونه زماني که دو نفر در خيابان با هم دعوا مي کنند و بي توجه به ديگران، هر طور که مي خواهند با هم حرف مي زنند، شايد اصلابه اين موضوع توجهي هم نداشته باشند، اما دکتر اميرآبادي معتقد است هوش هيجاني بالادر اين مواقع هم مي تواند به فرد کمک کند. در واقع بايد ياد بگيريم خشممان را بدرستي مديريت کنيم تا هنگام عصبانيت و ناراحتي نيز برخوردهاي نادرست و پرخاشگرانه اي نداشته باشيم.


منبع : جام جم آنلاین

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 16 + 2 چند است؟

ADVERTISING