اولويت‌هاي تحقق سبک زندگي اسلامي(1)

کد خبر 11068 - 1392 11 | تاریخ: 1037 روز پیش-1392/11/15 | ساعت: 10:03
specialist photo

طیبه توخان بیگی

تعداد نظرات : 0

 01

1)      پرسش:‌به نظر حضرت‌عالي مفهوم سبك زندگي چيست؟

آيت‌الله مصباح: واژة سبک زندگي که در ادبيات امروزي به‌مثابة واژه‌اي کليدي مطرح شده است، از نظر لغوي و موارد كاربرد، گسترة وسيعي را در‌بر‌مي‌گيرد؛ يعني از رفتارهاي خاصي که هر فردي براي زندگي خود بر‌مي‌‌گزيند تا رفتارهاي خانوادگي، فاميلي، محلي، شهري، کشوري و بين‌الملل قابل اطلاق است. از اين منظر، مي‌توان سبک زندگي را ويژگي‌هاي رفتاري انسان تعريف کرد و بر اساس اختلاف اين ويژگي‌ها، تعدد سبک‌ها را در نظر گرفت؛ اما اين ويژگي‌ها از ديدگاه‌هاي مختلف قابل تقسيم به اشكال مختلف است؛ گسترة‌ اين تقسيم‌بندي سبک زندگي فردي،‌ خانوادگي،‌ گروه خاص، افراد يك شهر يا منطقه و زندگي‌هاي بين‌المللي را شامل مي‌شود. شايسته است در مردم‌شناسي به‌صورت توصيفي به بيان اين مسائل بپردازند. اینکه ساكنان هر منطقه‌اي چه ويژگي‌هاي رفتاري دارند، خودبه‌خود بار ارزشي مثبتي يا منفي‌اي ندارد. اين يک نوع تقسيم‌بندي به لحاظ گستره متعلَق است. نوع ديگر تقسيم‌بندي از نظر عواملي است که در اين ويژگي‌ها مؤثر است؛ يعني گاهي عوامل طبيعي، اقليمي و جغرافيايي مانند نوع آب و هوا يا غذاها يا لباس و عوامل اجتماعي و تاريخي در آن مؤثر است. در نهايت، عوامل فرهنگي يا به تعبير ديگر عوامل ارزشي منشأ اين تقسيم‌‌بندي مي شود؛ يعني روش‌هاي زندگي جوامع مختلف را ارزش‌گذاري، و بر اين اساس خوب يا بد بودن كاري را مشخص مي‌‌كنند كه نتيجه آن انتخاب روش خوب است. بحث‌هايي که امروزه، به‌ويژه پس از سخنان مقام معظم رهبري، مطرح شده است، صرفاً يک بحث توصيفي و تاريخي نيست؛ بلکه منظور اين است که سبک‌هاي زندگي را بررسي و ارزش‌يابي، و سبك صحيح را مشخص كنيم. وقتي پسوند اسلامي نيز بدان افزوده مي‌شود، بدان معناست که معيار سنجش آن، ‌ارزش‌هاي اسلامي است. پس واژة سبک زندگي اسلامي مي‌تواند متضمن اين ويژگي‌ها باشد كه فرد مورد نظر نيست؛‌ بلکه منظور يک رفتار جمعي و اجتماعي است. در مسائل اجتماعي نيز همة افراد ملحوظ نيستند و معمولاً روش رايج در جامعه بررسي مي‌شود. البته چه‌‌بسا استثناهايي نيز وجود داشته باشد يا بخش زيادي از آن جامعه اين روش را نداشته باشند. اين نيز ويژگي بحث‌هاي اجتماعي است. واژة اسلامي‌ نيز تصريح دارد كه بايد از ديدگاه ارزشي به مسئله بنگريم و صرفاً‌ توصيفي نيست. هدف‌مان اين است كه روشن سازيم بايد چه نوع زندگي‌‌اي داشته باشيم و چه سبکي غلط است كه از آن دوري کنيم. البته معيار ارزشيابي‌مان نيز ارزش‌هاي اسلامي است. پس هدف اين است كه يک نوع ارزشيابي از رفتارهاي رايج در جامعه، براي روشن شدن وضعيت فعلي داشته باشيم. از طرف ديگر، بايد ضوابط ارزشيابي اسلامي را در نظر داشته باشيم که آن نيز متدولوژي خاص خود را دارد؛ اما اينكه ارزش‌‌ها و سبك زندگي موجود چگونه است، بايد از نظر جامعه‌شناختي و روش خاص خودش مشخص شود؛ اما اين‌که ارزش‌هاي اسلامي، به‌مثابه معيار سنجش چيست، بايد اسلام و ارزش‌هاي اسلامي را شناخت. بايد اين دو را با هم تطبيق دهيم که آيا آنچه رايج است با سبک زندگي اسلامي يعني با ارزش‌هايي که اسلام در رفتار معتبر مي‌داند، مطابقت دارد يا ندارد. آن‌گاه بخشي را كه تطابق ندارد، بايد براي اصلاح آن چاره‌جويي شود که چه کنيم مردم به سمت زندگي اسلامي حرکت، و کمبودهايشان را جبران کنند؛ راه‌كار آن چيست؟ از کجا بايد شروع کرد، و چه نهادهايي براي اين اصلاح رفتار مؤثر هستند؟

 

2)      پرسش: بي‌شك بايد نهادهاي مختلفي براي تحقق سبک زندگي اسلامي تلاش کنند؛ اما گويا اين تلقي وجود دارد كه اولين و اساسي‌ترين قدم بايد از طرف حوزويان برداشته شود؛ بدين معنا كه حوزة علميه به لحاظ مفهومي يک نقشه‌اي را ترسيم كند که روي آن جايگاه همه چيز و ارتباطات آنها با هم به لحاظ مفهومي مشخص باشد. در اين صورت مي‌توانيم به مسئولان اجرايي اعلام کنيم که حوزة علميه قم مدل سبک زندگي را ارائه داده است. بديهي است در اين مدل بايد نگاه به مسائل سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و همة مسائل مطرح در زندگي لحاظ شده باشد. به نظر حضرت‌عالي اين نظريه‌پردازي براي سبک زندگي اسلامي تا چه حد انجام شده است و ما بايد چه‌ كارهايي در اين زمينه انجام دهيم؟

آيت‌الله مصباح: به چارچوبي كلي از سبک زندگي اسلامي اشاره کردم و اينكه چه زوايايي را دربرمي‌گيرد و به‌طور كلي چه مسائلي را بايد براي ارائه طرح سبک زندگي اسلامي بررسي كرد. پس از آن بايد به‌دنبال اجراي آن باشيم. همان‌طور که در سخنان مقام معظم رهبري به تفصيل نسبي بيان شده است، ديدگاه ايشان دربارة سبک زندگي اسلامي بسيار وسيع است و شامل مسائل بسيار متنوعي مي‌شود. جامع همه اينها با توجه به پسوند اسلامي اين است که همة مسائل را از ديدگاه ارزشي بررسي کنيم، نه از منظر عوامل اقليمي، طبيعي و چيزهاي ديگر.

 

ما به دنبال آنيم كه انسان‌ها بر اساسي نظام ارزشي خودشان، بايد چه سبک زندگي‌اي داشته باشند؟ چون نظام ارزشي ما نظام ارزشي اسلام است، بر اساس اين نظام ارزشي، چه سبک زندگي‌اي بايد در رفتارهاي مختلف‌، از خانوادگي تا بين‌المللي داشته باشند؟ استنباط بنده از طرح پرسش‌هاي مقام معظم رهبري اين است كه گسترة بحث بسيار وسيع است؛ اما زاوية بحث، ارزشي است؛ يعني همة اين مسائل بايد از ديدگاه ارزشي بررسي شود. معيار ارزشي آن نيز اسلام است. با چنين رويكردي، براي تحقق سخنان مقام معظم رهبري بايد چه اقدامي انجام دهيم؟ به نظر مي‌رسد براي انجام دادن اين نوع كارها، مانند برخي كارهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي،‌ دو گونه برنامه‌ريزي نياز است: کوتاه مدت يا اورژانسي و بلندمدت. بين اين دو برنامه مي‌توان برنامه ميان‌مدت نيز تعريف كرد. ولي در مجموع بايد دو نوع فعاليت را برنامه ريزي كنيم؛ با توجه به اينكه تبيين همة‌ اين مسائل و نيز اجراي آن در كوتاه مدت مشکل است، بايد اهم آن را انتخاب کنيم و مسائلي را که هم ضرورت بيشتري دارد و هم امکان حل آن بيشتر است، برگزينيم و به‌صورت اورژانسي آنها را در مدت کوتاهي، مانند دو يا سه سال، به نتيجه برسانيم؛ ولي كارهاي اينچنيني اساسي نيست. براي اينكه بخواهيم کاري آکادميک در اين زمينه انجام دهيم، بايد برنامه‌اي درازمدت طراحي كنيم. وقتي پذيرفتيم قرار است سبک‌هاي زندگي را بر اساس ارزش‌هاي اسلامي بررسي کنيم و ببينيم کدام اسلامي نيست و کدام نزديک‌تر به اسلام، و کدام متن اسلام است، بايد چند نو‌ع مطالعه انجام دهيم؛ يکي مطالعه و توصيف وضع موجود، ديگري طراحي وضع مطلوب، و سپس تهيه نقشه راهي براي رسيدن زودتر و بهتر به وضع مطلوب. بخش اول وظيفة جامعه‌شناسان است. البته جامعه‌شناساني که با ارزش‌هاي اسلامي آشنا باشند و بتوانند از اين ديد وضع موجود را بررسي کنند. در اين زمينه مي‌توان تعدادي محدود از افراد را به‌عنوان مجري طرح در نظر گرفت كه بر هر دو حوزة معرفتي اشراف داشته باشند؛ يعني هم از ويژگي‌هاي جامعه‌شناختي ـ معمولاً استادان دانشگاه در اين زمينه تخصص بيشتري دارند ـ و هم از ديدگاه ارزشي اسلامي آگاهي داشته باشند تا بتوانند سبک زندگي امروز ما را بر اساس ارزش‌هاي اسلامي توصيف كنند. در ادامه بايد عواملي براي اين کار در نظر گرفت كه بتوانند اين تحقيقات ميداني را انجام دهند، تا صورت مسئله به طور كامل براي ما روشن شود و عده‌اي نگويند اينها سياه‌نمايي است، و گروهي ديگر بگويند خوش‌بيني است. پس بايد واقعيت آن‌گونه كه هست، روشن شود؛ ولي اين همة کار نيست؛ بلكه مقدمه‌اي براي تحقيق بيشتر و ارائة نظريه‌هاي جديد است؛ اما تا اين کار انجام نشود، نظريه‌پردازي ما ذهني خواهد بود. براي نظريه‌پردازي دربارة واقعيات عيني جامعه، بايد از وضع عيني جامعه و نقاط ضعف و قوت آن مطلع باشيم. سپس بايد گروهي از متخصصان در معرفت‌هاي اسلامي مشاركت كنند. چه گروه‌هايي خوب است در اين عرصه فعاليت كنند؟پيداست مسائل ارزشي و مسائل مربوط به رفتار اجتماعي انسان‌ها و سبک زندگي، بيشتر به مسائل فقهي اسلام و تا حدودي به مسائل اخلاقي مربوط مي‌شود. پس در بين دانشمندان اسلامي، افرادي که تخصص بيشتري در فقه و مباني ارزشي آن و اخلاقيات اسلامي دارند، بايد مشارکت کنند. حال پرسش اين است كه آيا فقه فعلي و وضعيت تحصيلات فقهي حوزوي ما در حال حاضر به‌گونه‌اي هست كه بتواند در اين زمينه نظريه‌پردازي کند يا نه؟ شايد بتوان گفت اگر فقط به دانشمندان فقه اکتفا کنيم، به نتيجه مطلوب نخواهيم رسيد؛ زيرا مسائل ارزشي يک سلسله قواعدي است که مي‌تواند در فقه نيز کاربرد داشته باشد و حتي تعارض و تزاحم ارزش‌ها در مقام عمل احتياج دارد تا ضوابط و جايگاه آنها بهتر شناخته شود؛ در حالي كه اين مسائل در فقه رايج ما به اين سبک بررسي نمي‌شود؛ بلكه صرفاً مسائل رفتاري، آن هم بر اساس روايات، آيات و اقوال فقيهان بررسي مي‌شود؛ مباني اين احکام از ديدگاه اخلاقي و ارزشي، کاري است که زياد دربارة آن تحقيق نشده است. ما بايد خودمان را براي پرداختن به اين موضوع در درازمدت آماده كنيم و ديد وسيع‌تري به مسائل رفتاري داشته باشيم و صرفاً به حلال و حرام و احکام تعبدي اکتفا نکنيم. شايد بتوان گفت اصولاً روش تعليم و تربيت ائمه معصومين صلوات‌الله‌عليهم‌اجمعين نيز به همين صورت بوده است؛ حتي در قرآن کريم اين‌گونه نيست كه آياتي مجزا از اخلاق، و مخصوص فقه داشته باشيم. در موضوع‌‌هايي كه مربوط به عرفي‌ترين مسائل است،‌ آيات متضمن مباحث اخلاقي است؛ آياتي مانند ان کنتم تتقون و لعلکم تتقون و امثال آن، آميخته‌اي از مسائل اخلاقي و دستورهاي خشک قانوني است. شايد بتوان گفت بسياري از ـ اگر نگوييم همه ـ مسائل رفتاري اسلام، بيش از آن‌که فقهي باشد، اخلاقي است. براي نمونه، در تفصيل برخي از رساله‌هاي عمليه شايد اشاره شده باشد كه اسراف حرام است. اين يك مسئلة فقهي است؛ اما نیازمند این است که از يک‌طرف بررسي شود که مصاديق اسراف در زندگي فعلي ما چيست و از طرف ديگر، تحقیق شود که حد حرمت آن کجاست؟ چه‌بسا بعضي چيزها از نظر اولي حرام نباشد؛ اما در مقام ثانوي حرام باشد، يا از نظر تعبدي حرام نباشد و به دليل عقلي حرام باشد، يا مقدمة حرامي باشد که از نظر مديريت جامعه بايد بدان توجه شود. اينجاست که به احکام حکومتي مربوط مي‌شود که حتي حرمت شرعي هم ندارد؛ ولي وقتي رهبر جامعه تشخيص ‌دهد اگر اين کار مباح رواج يابد، از آن سوء‌استفاده خواهد شد و به فسادهاي بزرگ منتهي خواهد شد، بر اساس حکم حکومتي آن را تحريم مي‌کند، نه به حکم اولي و ثانوي. براي در نظرگرفتن همة اين موارد، بايد مطالعات زيادي به‌طور مستقل در حوزه‌هاي مختلف، و سپس در بعد ميان‌بخشي انجام گيرد تا زمينة نظريه‌پردازي فراهم شود.

 

به‌طور کلي، آنچه قابليت آن را دارد كه بگوييم از نظر اسلام پسنديده يا ناپسند است، در اين حوزه قرار مي‌گيرد. شما ببينيد با این گستره موضوع، کدام بخش از زندگي ما خارج از این حوزه مي‌ماند. اين همان برنامة درازمدت است که از ارزش‌هايي که پشتوانة احکام فقهي يا ضوابط حاکم بر اينها است و يکي از ادله فقه در بعضي جاها به شمار مي‌رود، آنچه را كه مربوط به سبک زندگي هست، تنقيح کنيم و آنها را مبناي سنجش روش سبک زندگي صحيح اسلامي قرار دهيم. خواه‌ناخواه در مواردي بين اين ارزش‌ها تزاحم ايجاد خواهد شد. در اين صورت، ترجيح آنها تا حدود زيادي به شرايط زمان و مکان بستگي دارد. امام كه گفتند مجتهد بايد عالم به شرايط زمان و مکان باشد، از اين‌روست که مي‌خواهد براي موردي خاص فتوا بدهد. بنابراين، بايد همة جوانب‌ها را در نظر بگيرد؛ يعني بايد به تعارض‌ها، تزاحم‌ها، اهم و مهم‌ها و مصالح بين‌المللي توجه داشته باشد. براي انجام دادن اين كار، طي يك برنامة دراز‌مدت، بايد در حوزه‌هاي مختلف تحقيقاتي انجام گيرد و يا تحقيقات انجام‌شده تكميل شود.

 

3)      پرسش: وظيفة نهادهاي مختلف، اعم از نهادهاي اجتماعي يا حکومتي، در حوزة ‌سبک زندگي چيست؟

آيت‌الله مصباح: براي تحقق بخشيدن به منويات مقام معظم رهبري دربارة سبك زندگي،‌ بايد دو نوع برنامه داشته باشيم؛ برنامة درازمدت و کوتاه‌مدت. آنچه‌ را بيان كردم،‌ طرحي براي تهية يک برنامة درازمدت است که محققاني در اين زمينه انتخاب کنيم و اگر کمبودهايي دارند، ‌مطالعاتشان را تکميل کنند تا بتوانند براي طراحي و نظريه‌پردازي در اين زمينه آماده شوند. بر اين اساس بايد ضوابط کلي حاکم بر رفتار جامعه اسلامي را در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي، بين‌المللي، اجتماعي، حقوقي و... مشخص كنيم. در ادامه،‌ پس از شناسايي نقطه‌ضعف‌ها، که با متد جامعه‌شناختي و تحقيقات ميداني آنها را مشخص كرده‌ايم، بايد براي برطرف ساختن آنها راه‌كار ارائه دهيم و به آن اهداف مطلوب برسيم. در اين مرحله بايد روشن سازيم كه چه نهادهايي مي‌توانند براي تحقق اين هدف مشارکت داشته باشند و چه مسئوليت‌هاي خاصي را در عرصة فعاليت و اختیاراتشان بايد عهده‌دار‌ شوند؛ براي نمونه، ما طلبه‌ها به‌مثابة قشري از جامعه که سروکارمان بيشتر با مسائل فرهنگي است، چه نقشي داريم و چه کارهايي مي‌توانيم انجام دهيم؟‌ مؤسسات و نهادهاي تربيتي و فرهنگي مثل وزارت ارشاد، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش و صدا و سيما بايد چه نقشي را عهده‌دار ‌شوند؟ به هر حال، پس از تهية طرح، چه ارگاني در کشور بايد آن را تصويب، و رسميت آن را اعلام کند؟ پيداست اگر چنين طرحي تهيه شود، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و كمسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي مي‌توانند آن را به لحاظ قانوني تصويب كنند؛ اما برخي از نهادهايي که بايد در اينجا مشارکت داشته باشند، عبارت‌اند از: حوزة علميه، صدا و سيما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري. البته در اين زمينه بايد از ابزارهاي ديگري نيز براي اجرايي شدن اين طرح كمك گرفت. اين طرح کلي يک برنامة درازمدت است.

 

اما ما نمي‌توانيم منتظر بمانيم تا اين طرح‌ها تهيه، و زمينة نظريه‌‌‌پردازي، و بعد برنامه‌سازي و سپس بودجه و زمينة اجراي آنها فراهم شود. الان بايد چه كاري انجام دهيم تا از ضررهاي اورژانسي آن جلوگيري کنيم؟ بايد گروهي مسائل اهم را که هم ضرورت بيشتري دارند و هم تأثير آنها در رفتار بيشتر است و مي‌تواند فرهنگ کشور را عوض کند ـ رفتارها را از اسلام دور يا به آن نزديک کند ـ انتخاب کنند تا روي مسائلي که اهميت بيشتري دارد، تکيه کنيم؛ زيرا اگر بخواهيم با اين نيرو و وقت کم به همه اين مسائل بپردازيم، هيچ کدام از آنها به سامان نمي‌رسد. پس بايد مهم‌ترين مسائل مؤثر در رفتار جامعه و اولويت‌ها را در نظر بگيريم. گروه‌هايي نيز که آمادگي نسبي براي برنامه‌ريزي و نظريه‌پردازي موقت دارند، کساني هستند که هم به فقه و اخلاق اسلامي، يعني نظام ارزشي اسلام، و هم به سازوکارهاي اجتماعي که در علوم مختلف مورد بحث قرار مي‌گيرد آشنا باشند. کساني که به‌طور نسبي‌ اين جامعيت را داشته باشند، مي‌توانند يك طرح و برنامة اورژانسي تهيه كنند. آن‌گاه بايد تقسيم کار انجام شود؛ حوزه بخشي از آن، و نهادهاي ديگر نيز بخشي ديگر از آن را بر عهده گيرند تا در کنار اينها، شرايط برنامة درازمدت نيز براي ده سال آينده فراهم شود. در اين صورت درمي‌يابيم كه چون ما طلبه‌ها بيشتر با مباني ارزشي اسلام، کتاب، سنت، اخلاق و فقه اسلامي سروکار داريم، وظيفة‌ سنگين‌تري بر عهده داريم؛ البته براي تهية‌ سازوکار بايد از اطلاعات و تحقيقات متخصصان علوم دانشگاهي استفاده کرد. نبايد اين‌‌گونه باشد كه ما خودمان به‌تنهايي بخواهيم موضوعي را سامان دهيم. اين رويكرد به نتيجة مطلوبي نمي‌رسد؛ يعني عينيت نخواهد داشت. براي اين‌که کاري عملي و متناسب با شرايط عيني جامعه انجام گيرد، بايد از همان ابتدا همکاري‌هايي بين نهادهاي مربوط وجود داشته باشد. شايد بتوان گفت بهترين راه اين است که ستادي براي هماهنگي اين فعاليت‌ها تشکيل شود. براي نمونه،‌ تعداد چهار يا پنج نفر از برجستگان حوزه و دانشگاه برنامه‌هاي کوتاه‌مدت را بر اساس مسائل اهم آماده كنند و ضمانت اجرايي هم پيدا کند. خود اين طرح به طراحي برنامه‌هاي دراز مدت نيز كمك مي‌‌كند.


منبع : موسسه پژوهشی امام خمینی

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 16 + 1 چند است؟

ADVERTISING