روانشناسی کار و بیکاری

کد خبر 13766 - 1392 12 | تاریخ: 1011 روز پیش-1392/12/13 | ساعت: 20:33

اگر به گفت وگوهاي اعضاي صنف هايي گوناگون كه كالايي توليد مي كنند گوش دهيم و به دايره لغات آنها توجه كنيم، بدون شك واژه «كار» را بسيار خواهيم شنيد. به عنوان مثال يك كفاش براي فروش محصول خود به مشتري مي گويد: «اين كار خوبي است» و يا «اين كار جديد است» و يا هنگامي كه از يك بازيگر تئاتر مي پرسيد «الان چه كار مي كني؟» به شما نمي گويد كه «تئاتر بازي مي كنم» بلكه قطعاً خواهد گفت: «سركار فلان كارگردان هستم.»
دليل اين حرف را شايد بتوان در محدوده اصناف مختلف بررسي كرد. اما براي صنف كفاشان كلمه «كار» به يك جفت كفش دلالت دارد، همان طور كه براي صنف نويسندگان «كارهاي فلان نويسنده» دلالت بر «آثار ادبي» يك نويسنده دارد و نه چيزي ديگر

.
به نظر مي رسد كه واژه كار قابل اطلاق به هر گونه فعاليت بشري و غيربشري باشد. ولي تفاوت اطلاق واژه كار به فعاليت هاي بشر و غيربشر، تنها در ارتباط با عمل آگاهانه و غريزي است. كار براي انسان تنها عاملي براي بقا است. فرويد «كار» را شكلي از واپس زدن غريزه مي داند. به عبارت ديگر كار نزد فرويد واپس زني اصل لذت در زندگي به وسيله اصل واقعيت است. اگر با آقاي فرويد هم عقيده باشيم لاجرم بايد اين نكته را بپذيريم كه انسان به صورت بالقوه تمايلي به انجام فعاليتي تحت عنوان «كار» ندارد. هيچ كسي مايل نيست فعاليتي كسالت آور را در ساعاتي مشخص انجام دهد و آرزوي هر كارمند و كارگري اين است كه هر روز جمعه باشد.

اما ماركس كار را شرط اوليه موجوديت بشر مي داند؛ ولي هركسي كه كاركرده باشد ترجيح مي دهد كه از راه هاي ساده تري موجوديت خود را به ماركس اثبات كند. بدين ترتيب كار با اصل لذت در تعارض و زد و خورد شديد است، هر چند كه بتوان در دنياي نظري، ماركس و فرويد را با هم آشتي داد اما از ا ين آشتي چيزي عايد كارمندان و كارگران نخواهد شد. كتاب «روانشناسي و كار» راهنمايي است براي عمل كردن به عكس آنچه در اين نوشته از آن دفاع شد. يعني راهنمايي است براي «كار كردن»، راهنمايي كه حتي ذهن و سازوكار آن را براي بيشتر كار كردن آماده مي كند پس با خواندن اين كتاب شما با روانشناسي اشتغال آشنا خواهيد شد و ياد خواهيد گرفت كه چگونه بيشتر كار كنيد و چطور از فرويد و امثال او دوري كنيد و به قولي بچسبيد به زندگي. اين كتاب آسان فهم موضوعات مهمي را در زمينه روانشناسي اشتغال و روانشناسي سازمان ها بررسي مي كند. اين راهنما براي اينكه مطمئن شود فرد را براي كار كردن بيشتر آماده كرده در پايان هر فصل تمرين هايي آورده كه با خواندن آن يقين حاصل شود از مطالعه كتاب چيزي آموخته ايد.

در بخش هاي «مرور و تمرين» كتاب به خواننده پيشنهاد مي شود تا مطالب كتاب را با زندگي روزمره خود تطبيق دهد و مثال هاي بيشتري به دست آورد و آنها را در عرصه عمل آزمايش كند. به عنوان نمونه مولف كتاب از خواننده مي خواهد كه برنامه اي توجيهي براي افرادي كه وارد محيطي كاري يا موسسه اي آموزشي مي شوند طراحي كند و در برنامه خود مواردي را درج كند كه كاربردي باشند، ضمن اينكه بايد مدت زمان آن را هم مشخص كند.

اين تمرين براي چگونگي بهره گرفتن از نيروي هاي كار است كه كريستين هادسن به شما پيشنهاد مي كند و يا در جايي ديگر براي ايجاد انگيزه در نيروهاي كاري خود از شما درخواست مي كند كه فهرستي از عواملي را تهيه كنيد كه در ايجاد انگيزه كاري براي افراد مفيد باشد. دستوراتي از اين دست در اين كتاب فراوان است و نمونه اين كتاب هم در كتاب فروشي ها بسيار است. اما نكته اي را كه بايد درباره اين كتاب ها يادآوري كرد اين است كه اغلب اين آثار با توجه به شرايط حاكم بر وضعيت اشتغال همان كشور نوشته شده و در بسياري موارد براي ديگر كشورها قابل استفاده نيست.
با اين حال انبوهي از اين كتاب ها ترجمه و منتشر مي شوند بدون اينكه در نهايت به معضل اشتغال افراد بيكار كمكي كرده باشند.

اگر بخواهيد انگيزه كار نكردن را در ايران بررسي كنيد با مواردي برخورد خواهيد كرد كه هيچ رساله اي پاسخي براي آن ندارد. شايد ترجمه اين كتاب ها براي كساني كه از بيكاري مطالعه مي كنند مفيد باشد، اما بسياري از افراد بيكاري كه اين كتاب ها را مطالعه مي كنند بعد از اينكه جايي كار پيدا كردند، تمام نسخه هايي كه هادسن براي آنها پيچيده را فراموش خواهند كرد. بدين ترتيب كتاب روانشناسي و كار كه روانشناسي اشتغال است مفيدترين كتاب براي بيكاري است. همانطور كه هر كار بي فايده اي ناشي از بيكاري است.


منبع : شرق /علی قلی پور

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 9 + 5 چند است؟

ADVERTISING