کلیدر بلندترین رمان فارسی(2)

کد خبر 13843 - 1392 12 | تاریخ: 1008 روز پیش-1392/12/14 | ساعت: 11:42
specialist photo

شبنم نجفی

تعداد نظرات : 0

[copy].[1]

قهرمان «کليدر» گل‌محمد است که پيشه‌اش گله‌داري است و ريشه‌اش مغضوب شاهان و حکمرانان. او يکي از همان شخصيت‌هاي شورشي است که ظاهرا دوران‌شان به سر رسيده و به گفته‌ي نويسنده، گل‌محمد آخرين‌شان است. محور داستان بر پايه‌ي کنش‌ها و رفتارهاي او استوار شده‌، او بايد در وضعيت خشک‌سالي و بزمرگي گوسفندان و آشفتگي زيستي و رواني خانواده براي ادامه‌ي حيات وعلي‌رغم ميل ذاتي و تربيت خانوادگي‌اش دست طلب و حمايت به سوي اربابان و مباشران دراز کند و از همين‌جاست که تخم‌ مبارزه با خان‌هاي متکبر و ظالم و حکومت بي‌تفاوت به سرنوشت حقارت‌بار مردم در دل او کاشته مي‌شود، تا با ادامه‌ و گسترش اين ستيز نابرابر و شورش محلي عليه ظلم، پاياني تراژيک برايش رقم بخورد.

                                                                                                                                                                                           در «کليدر» تمام شخصيت‌هاي پرتعداد داستان، رنجور و غمبار از شدت درد فقر و ترس از باختن مال و زندگي‌اند و همين آن‌ها را انسان‌هايي دورو، متقلب و مشکوک بار آورده است. نويسنده‌ي رمان با علم و آگاهي از زمان و زمانه‌ي خود با فراهم آوردن موقعيت‌هاي بحراني متعدد و پي در پي براي شخصيت‌هايش، آن‌ها را در رمانش پرورش مي‌دهد و در بستر همين شرايط است که آن‌ها به مقابله و کشمکشي کاهنده و دروني‌شده ترغيب مي‌شوند که در آغاز به نظر مي‌رسد خشک‌سالي و نداري باعث و باني آن است، اما نويسنده با فرورفتن در پسله‌هاي ذهني شخصيت‌هاي به‌هم‌بافته‌شده‌اش و با مرور ويژگي‌هاي نهفته در سرشت آن‌ها، نشانه‌هاي اين فقر و تيره‌بختي را در دل هزاران سال زندگي و تاريخ و فرهنگ اين مردم جست‌وجو مي‌کند، گويي آنان اين شيوه‌ي زندگي را که همواره با نداري و فلاکت و سيه‌روزي همراه بوده است، از اجداد هزارساله‌ي خود به ارث برده‌اند.

ماجراي اصلي «کليدر» نبرد مردمي توسري‌خورده و خوگرفته با ستم اربابان و حاکميت است. در چنين شرايطي قهرمان داستان با توجه به شرايط بحران‌زده‌ي مردم که دربه‌در به دنبال ناجي مي‌گردند تا حق آن‌ها را از اربابان ظالم بگيرد، حرکت‌هاي طغيان‌گرانه‌اي در حمايت از مردم و مقابله با اربابان و ملاکان و نيروهاي امنيتي انجام مي‌دهد که با وضعيت دوگانه و آشفته‌ي نيروهاي درون حکومت به خاطردسته‌بندي‌هاي سياسي هم‌زمان شده است که شايد به همين دليل در اين موقعيت او هيبتي بيش از حد يک قهرمان محلي پيدا مي‌کند، آن‌چنان که ديگرهمه جاي خراسان، «گل‌محمد کلميشي» را به نام و مرام مي‌شناسند و مردم داستان، سلحشوري‌هايش را با آب و تاب در کوچه‌ها و بازار و پستوي خانه‌ها پچ پچ مي‌کنند.

آن‌چنان‌که گل‌محمد که در ابتدا يک مرد روستايي معمولي با جثه و هيبتي لاغر و سرشت و طبيعتي‌ سخت‌کوش، اهل خانه و زندگي معرفي شده بود، در ادامه شرايط برايش به گونه‌اي رقم مي‌خورد که به ناگاه و ناآگاه راهي جز برافراشتن بيرق سرکشي با حکومت و اربابان نمي‌يابد. در همين مسير است که نويسنده با اسير کردن او در موقعيت‌هاي خاص به کنکاش در ذهن او مي‌پردازد و ناشناخته‌ترين افکار و توهمات و دوگانگي‌ها‌ي چنين فردي با فرهنگ و پيشه و تبار و تاريخي مشخص را براي مخاطبش روايت مي‌کند. او در شرايطي سخت قرار گرفته، چنان که مجبور مي‌شود براي حفظ ناموس و جان خود، دو مأمور حکومت را بکشد.

از اين پس او به خاطر رفتارهاي ياغي‌منشانه‌ي خود (از جمله کشتن مأمورين حکومت و سپس گريختن از زندان) به هيبت يک شورشي درمي‌آيد که البته ناجي و دستگير مردم نيز هست. او اگرچه گاه با خان‌ها و مأموران حکومتي بر سر يک سفره مي‌نشيند، اما هم‌زمان پناهگاه مردم له‌شده از جور ملاکان و حکومت نيز هست.

فرزاد گمار

 


منبع : ایسنا

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 18 + 4 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر