جای خالی احترام به قومیت ها درآموزش کودکان

کد خبر 13990 - 1392 12 | تاریخ: 1009 روز پیش-1392/12/15 | ساعت: 10:06

 شوربختانه روش مسخره کردن، فکاهی گفتن، و منسوب کردن آن به یک قوم یا منطقۀ خاص در رفتار بسیاری از شهروندان به مشاهده می‌رسد. این شاید مختص به کشور ما نباشد و در کشورهای دیگر نیز دیده می‌شود، اما از قباحت و نااخلاقی بودن آن چیزی کم نمی‌کند. چیزی که مهم است این است که در برابر هم‌چو رفتاری تا زمانی که حساسیت به وجود نیاید، این رفتار ادامه خواهد یافت. انتظار این نیست که این مسئله در یک سال یا یک دهه حل شود یا در حد قابل توجهی کاهش یابد، اما حداقل هر فردی خوب است تا مسوولیت خود را در این زمینه در نظر گرفته و در صورتی که تشکیل خانواده داده، ارزش‌های والاتری را با فرزندان خود در میان بگذارد. نوشتۀ مختصر زیر نیز به همین موضوع می‌پردازد:

پسر یا دختر کوچک در جمع خانواده ایستاده است و تازه هر قدر هم که سر خود را بلند کند به سر آدم‌های بزرگی که در بارۀ اقوام مختلف فکاهی می‌گویند، مسخره می‌کنند، و هِرهِر می‌خندند هم نمی‌رسد. در محفل بزرگ‌ترها، فکاهی‌ها، لطیفه‌ها، یا جوک‌هایی از اقوام مختلف تعریف می‌کنند و هر یک از آن‌ها پیامک (تکست مِسِج) خنده‌داری در مورد یک گروه می‌خواند. این پسر یا دختر کوچک به سه سالگی نرسیده است که وقتی می‌خواهد جلب توجه کند از یک لهجۀ خاص برای تمسخر، تقلید می‌کند.


او حتی نمی‌داند وقتی این حرف را می‌زند خانواده به چه می‌خندند، اما همین که جلب توجه کند برایش کافی است. بزرگ‌تر که می‌شود می‌فهمد این لطیفه‌های قومیتی چه معنایی دارند، اما دیگر برایش مهم نیست که زن مامایش از یک قوم است و دامادشان از قوم دیگر؛ این یکی از فکاهی‌های فلان طایفه ناراحت می‌شود و آن یکی از لطیفه‌های قوم دیگر؛ مثلاً در نظر او گرچه آقای محمدی مرد بزرگی است، مرد خوبی است، اما چون از یک قوم خاص است، می‌شود در مورد هم‌زبانانش فکاهی گفت، و اگر آقای محمدی از این فکاهی ناراحت است، این بی‌ظرفیتی و بی‌جنبگی آقای محمدی است نه چیز دیگر، یعنی هیچ ربطی به گویندۀ فکاهی ندارد!

منطق این پسر یا دختر حالا دیگر می‌تواند این چیزها را شبیه‌سازی کند و تعمیم دهد، یعنی به گروه های دیگر نیز گسترش بدهد، به عبارت دیگر: «هرکس را که شبیه ما نیست می‌توانیم مسخره کنیم.» بعد دایرۀ بازیچه‌های کلامی‌اش گسترده‌تر می‌شود: «پیرترها مثلاً پیرزنان و پیرمردان، دختران، بخصوص دختران فقیر، زن‌ها، معلم‌ها، کارگرها، شاگردان صنف اول مکتب یا دانشگاه، و…»

آن روز دیگر این پسر یا دختری که حالا جوان شده به یاد نمی‌آورَد که این عادت آزار دادن، زخم زبان زدن، و مسخره کردن را از کجا آورده است، اما رفتار اجتماعی ناپسند او آن‌قدر درونی شده که ترک کردن‌اش سخت است.

کودک باید بداند که تمامی نژادها و رنگ‌ها و عقاید افراد مختلف شایسته احترام هستند و به خاطر دوستی میان انسان‌ها نباید رفتار ناهنجاری را در پیش گیرد. والدین باید حس همدردی و انسان دوستی را کم کم به کودک القا کنند. باید به کودک بفهمانند که به همه احترام بگذارد، مسئولیت‌پذیر باشد، و این نکته را بداند که هر انسانی در حد توانایی و ظرفیت خود گنج گرانبهایی محسوب می‌شود.

به کودک خود یاد دهید که به گروه خود افتخار کند و به گروه های دیگر احترام بگذارد. دوست داشتن گروه خود به این معنا نیست که گروه های دیگر فاقد ارزش‌های انسانی هستند. برای کودکان داستان‌هایی از اسطوره‌های تمام اقوام و ملت‌ها بگویید تا انسان‌ها با هر قوم یا نژادی در نظر او شریف، قابل احترام و دوست‌داشتنی جلوه کنند.

 


منبع : روان انلاین/ اسماعیل درمان - متخصص روانشناسی بالینی افغان

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 6 + 4 چند است؟

مطالب تصادفی

ADVERTISING