پرسپکتیو در عکاسی

کد خبر 14003 - 1392 12 | تاریخ: 1007 روز پیش-1392/12/15 | ساعت: 21:08

توضیح پرسپکتیو:
تکنیک های آفرینشی حالت های سه بعدی یکی از ابتدائی ترین جاذبه های تصویرهای چشم انداز، تجسم عمق فضاست. برای ارائه حالت سه بعدی باید اجزاء صحنه را به گونه ای در کنار یکدیگر قرار دهید که دنیا متفاوت از آنچه که در دوربین دیده می شود، ارائه شود. با این که چشمان ما منظره ها را به صورت برجسته می بینند، حتی در حالت حرکت هم سر خود را آنقدر تکان می دهیم تا بهترین منظره با بهترین عمق را ببینیم، یک دوربین ثابت کنتراست ها و تضادها را به خوبی نمایش می دهد، اما منظره مورد نظر با حالتی ثابت و ایستا نشان داده می شود. برای رفع چنین مشکلی باید روی نقاط راهنمائی کننده در چشم انداز تأکید کرده تا عمیق فضائی ایجاد شود.
pe [copy]اندازه نقاط راهنما:
اندازه متناسب با بخش های گوناگونی یک چشم انداز، یکی از آشکارترین نقاط راهنمائی کننده عمق صحنه به حساب می آید. سوژه هائی که در جلوی تصویر واقع می شوند بزرگ تر از سوژه های عقب تصویر هستند. بدین ترتیب شما با یکی از مهم ترین نقاط راهنمائی کننده آشنا شدید. پس نتیجه می گیریم سوژه هائی که تقریباً هم اندازه هستند یا دست کم به نظر بیننده هم اندازه می آیند، باید با توجه به مکان قرار گرفتنشان در تصویر کوچک یا بزرگ نشان داده شوند. این نکته در مورد درخت ها، بوته ها، گل های وحشی و حیواناتی که از یک گونه هستند هم صدق می کند. اگر دوربین در جای مناسبی نصب شده باشد چنین نکاتی به صورت خودکار روی یک سطح اریب و در فاصله های معین رعایت می شود. (مثل یک منحنی)
نقاط راهنمای دیگری هم درباره قدرت اندازه های اجزاء تصویر وجود دارد. که گرچه آنها در زمره اصلی ترین نقاط نیستند، اما با رعایت آنها می توان تصویر را بهتر و زیباتر نمایش داد. زمانی که ابرهای تیره آسمان را می پوشانند. هر چه به افق نزدیک تر شویم، اندازهٔ آنها هم کوچک تر خواهد شد. از حرکت موجی شن ها، گل های حالت گرفته و قالبی و هم چنین امواج اقیانوس می توان برای معرفی یک الگوی شبیه به هم، اما با اندازه های گوناگون استفاده کرد. یک زاویه مناسب دوربین در نمایش رودخانه ها، چشمه ها و امواج شن های تپه های شنی به گونه ای معرف حقیقت استعاری ”شیارهای خط آهن“ است: هم گرائی خطوط موازی در نقطه بی نهایت!
3 [copy].[1]زاویه دید:
فاصله کانونی لنز، افکت قدرتمند پرسپکتیو را مؤثرتر جلوه گر می سازد. لنزهائی که زاویه واید دارند با تأکید روی تفاوت اندازه نقاط راهنمائی کننده، فاصله موجود میان ترکیب ها را تشخیص داده و حس عمق فضای موجود را زیادتر می کنند، در حالی که لنزهای تله فوتو، افکتی مقابل با این افکت را می سازند: آنها فاصله میان عوامل موجود در صحنه را کم می کنند. بدین ترتیب برای آنکه افکت های بهتری به دست آید باید دوربین را تا جای ممکن به نزدیک ترین اندازه نقطه راهنمائی کننده موجود در ترکیب نزدیک کنید. برای دریافت یک عمق میدان مناسب می توانید دوربین را روی f/۱۶ یا کم تر تنظیم کرده و سپس عکس بگیرید. در بیشتر مواقع، شما در کنار افراد دیگری که حق امتیازی شبیه به حق امتیاز شما دارند، می ایستید و از فاصله معینی عکس می گیرید.                                                                                                                                                                      زاویه برای عمق:
از آنجائی که چشمان یک فرد ایستاده پنج تا شش فوت (در حدود دو متر) بالاتر از سطح زمین قرار دارد مناظر چشم اندازهای نزدیک به فرد پائین تر از سطح دید او قرار می گیرند، اما چشم اندازهائی که در فاصله دورتری از فرد قرار گرفته باشند (به استثناء ابرها) این گونه نیستند. برای هر چه بیشتر کردن افکت سه بعدی، باید تنظیمات خود را چهل وپنج درجه (بالاتر از سطح افق) و روی نخستین اندازه نقطه راهنمائی کننده انجام دهید. تا جائی که برایتان مقدور است از فاصله کنونی واید بهره ببرید تا دست کم خط افق و مقداری از آسمان هم در تصویر نمایش داده شوند. اگر دوربین را خیلی پائین نصب کنید، نمایش های دیداری فضاهای مابین اندازه نقاط راهنمائی کننده را از دست خواهید داد. اگر هم خیلی بالا نصب کنید، افق و ترکیبات آشنای چشم را از دست می دهید. در مجموع نصب نامناسب دوربین به صاف و هموار نشان دادن چشم انداز می انجامد.
بهتر است دوربین را به صورت افقی نصب کنید تا تعداد بیشتری از نقاط راهنمائی کننده را به صورت جداگانه یا فاصله دار در بربگیرد. شاید در این مرحله نیاز باشد دوربین را به جلو، عقب یا حتی کناره ها حرکت دهید. در برخی شرایط می بایست عمق میدان را به گونه ای تنظیم کنید که هم نزدیک ترین نقطه راهنما را در بر بگیرد و هم افق (بیکران) را به نمایش بگذارد. نصب دوربین در مکان مناسب با روش آزمون و خطا انجام می شود تا در نهایت به بهترین حالت ممکن از لحاظ رنگ، نور و سوژه تصویر و حتی افکت پرسپکتیو برسید.
همپوشانی
کنترل همپوشانی:
یکی از ابزارهای کارآمد پرسپکتیوی که به مهارت بسیاری نیاز دارد، همپوشانی اجزاء تصویر است. برای موثر جلوه کردن در این بخش باید دوربین هم از لحاظ عمودی و هم از لحاظ افقی در بهترین مکان نصب شده باشد. در عکسبرداری از چشم اندازهای کوچک تری که درخت ها یا سنگ ها را به نمایش می گذارند، بیشتر متوجه اهمیت این موضوع خواهید شد. چنین فاکتورهائی آنقدر به هم شبیه هستند که احتمال گرفتنشان در عکس خیلی زیاد است. برای این که مانع سردرگمی و گیج شدن بیننده بشوید، بهتر است تنها محدوده های ساده ای از رنگ های متضاد (با کنتراست)، مسیر خط، روشنائی یا شکل (برای مثال بخش های افقی لابه لای تنه های عمودی) را روی هم بیندازید.
با تقسیم سطوح چشم اندازها بهترین و تأثیرگذارترین بهره را از روی هم افتادگی اجزاء ببرید. به طور معمول چنین شرایطی در زمین های تپه ای یا کوهستانی پیش می آید. سعی کنید محدوده هائی که طرح هائی از نقشه های برجسته زیبا را در مقابل مسیرهای اریب ارائه می کنند را در فریم جای دهید: بهتر است سوژه ها از کناره ها یا پشت نورپردازی شوند یا اینکه در ساعت های اولیه صبح زمانی که مه در لایه های نزدیک به زمین ایستاده است، عکس بگیرید تا سطوح گوناگونی و نقاطی که روی هم افتاده اند بهتر نشان داده شوند.
نورپردازی از کناره ها برای افزودن حجم:
منظره ها و چشم اندازهائی که نور از کناره ها به آنها می تابد، شکل ها و حالت هائی را به نمایش می گذارند که سطح و محیط شان توسط محدوده هائی از سایه ها و های لایت ها قابل شناسائی است. بدین ترتیب در مقایسه و تشخیص اندازه نقاط راهنما و روابط محیطی دیگر موجود در صحنه برای افتادگی روی هم سطوح و اجسام تأکید می شود تا نسبت سایه یک موضوع روی نسبت های لایت دیگری تنظیم شود. در صورت عکسبرداری در ساعت های اولیه روز، افکت بهتری خواهید داشت. برای هموارسازی پرسپکتیو و القاء یک حس سورئال بهتر است در اوایل یا اواخر روز که خورشید برای روشن سازی کامل سوژه پشت سر شما قرار می گیرد، عکس بگیرید.
روزهای مه آلود:
در چنین روزهائی به دلیل وجود ذرات معلق در هوا، اشیاء نزدیک تر نسبت به اشیاء دورتر واضح تر و با جزئیات بیشتری دیده می شوند و پرسپکتیو هوائی نیز به طور معمول با مه، رطوبت، برف و گرد و غبار روبه رو می شود. در صورت عکسبرداری در چنین شرایطی، با فرصت های گوناگونی روبه رو خواهید شد که برای کسب افکت بیشتر یا باید جای سوژه را عوض کنید یا این که منتظر تغییر وضعیت آب وهوائی باشید.
ابعاد مسخره
یکی از جالب ترین روش های برقراری ارتباط با پرسپکتیو، ترکیب نقاط راهنمای متضاد برای ایجاد افکت های خنده دار است. شما می توانید به کمک عکسبرداری با یک تله فوتو فشرده کننده فضا، دامنه تپه ها را روی هم انداخته یا حاشیه های مهم را از بین ببرید. حتی با بهره گیری از لنزی که زاویه واید دارد می توان روی گستردگی سطح آب ساکن هم تأثیر گذاشت.
pers [copy]شش سطح:
برای کشف چشم اندازهائی با پرسپکتیو عمیق، به دنبال زمین هائی بگردید که پنج سطح جداگانه داشته باشند. چنین موقعیت هائی از نزدیک تا دور در یک راستا طبقه بندی شده اند. سطح جلوئی (پیش زمینه) جزئیات زیادی از چشم انداز را در برمی گیرد که می توان ترکیب زیبائی را از آن بیرون کشید. سطح میانی اندازه مناسبی از نقاط راهنمائی کننده را در برخواهد گرفت که چشم را به سوی خویش می کشاند. این قسمت مرکز توجه بیننده را به خود اختصاص می دهد که به طور معمول سطحی زیبا و مهیجی است؛ سطح ابرها بیشتر حالت پف داری از کومولوس و نیمبوس است. سطح آسمان هم با ترکیبی از رنگ های آبی، سرخابی، هلوئی یا کهربائی، بسته به زمان عکسبرداری در روز ارائه می شود. گاهی ششمین سطح (سطح افق) پشت آخرین سطح گسترده می شود. همه سعی خود را بکنید تا هر یک از سطوح به صورت جداگانه و مشخص نمایش داده شوند.
3 [copy]

6 [copy]

 

توضیح پرسپکتیو:

تکنیک های آفرینشی حالت های سه بعدی یکی از ابتدائی ترین جاذبه های تصویرهای چشم انداز، تجسم عمق فضاست. برای ارائه حالت سه بعدی باید اجزاء صحنه را به گونه ای در کنار یکدیگر قرار دهید که دنیا متفاوت از آنچه که در دوربین دیده می شود، ارائه شود. با این که چشمان ما منظره ها را به صورت برجسته می بینند، حتی در حالت حرکت هم سر خود را آنقدر تکان می دهیم تا بهترین منظره با بهترین عمق را ببینیم، یک دوربین ثابت کنتراست ها و تضادها را به خوبی نمایش می دهد، اما منظره مورد نظر با حالتی ثابت و ایستا نشان داده می شود. برای رفع چنین مشکلی باید روی نقاط راهنمائی کننده در چشم انداز تأکید کرده تا عمیق فضائی ایجاد شود.

▪ اندازه نقاط راهنما:

اندازه متناسب با بخش های گوناگونی یک چشم انداز، یکی از آشکارترین نقاط راهنمائی کننده عمق صحنه به حساب می آید. سوژه هائی که در جلوی تصویر واقع می شوند بزرگ تر از سوژه های عقب تصویر هستند. بدین ترتیب شما با یکی از مهم ترین نقاط راهنمائی کننده آشنا شدید. پس نتیجه می گیریم سوژه هائی که تقریباً هم اندازه هستند یا دست کم به نظر بیننده هم اندازه می آیند، باید با توجه به مکان قرار گرفتنشان در تصویر کوچک یا بزرگ نشان داده شوند. این نکته در مورد درخت ها، بوته ها، گل های وحشی و حیواناتی که از یک گونه هستند هم صدق می کند. اگر دوربین در جای مناسبی نصب شده باشد چنین نکاتی به صورت خودکار روی یک سطح اریب و در فاصله های معین رعایت می شود. (مثل یک منحنی)

نقاط راهنمای دیگری هم درباره قدرت اندازه های اجزاء تصویر وجود دارد. که گرچه آنها در زمره اصلی ترین نقاط نیستند، اما با رعایت آنها می توان تصویر را بهتر و زیباتر نمایش داد. زمانی که ابرهای تیره آسمان را می پوشانند. هر چه به افق نزدیک تر شویم، اندازهٔ آنها هم کوچک تر خواهد شد. از حرکت موجی شن ها، گل های حالت گرفته و قالبی و هم چنین امواج اقیانوس می توان برای معرفی یک الگوی شبیه به هم، اما با اندازه های گوناگون استفاده کرد. یک زاویه مناسب دوربین در نمایش رودخانه ها، چشمه ها و امواج شن های تپه های شنی به گونه ای معرف حقیقت استعاری ”شیارهای خط آهن“ است: هم گرائی خطوط موازی در نقطه بی نهایت!

▪ زاویه دید:

فاصله کانونی لنز، افکت قدرتمند پرسپکتیو را مؤثرتر جلوه گر می سازد. لنزهائی که زاویه واید دارند با تأکید روی تفاوت اندازه نقاط راهنمائی کننده، فاصله موجود میان ترکیب ها را تشخیص داده و حس عمق فضای موجود را زیادتر می کنند، در حالی که لنزهای تله فوتو، افکتی مقابل با این افکت را می سازند: آنها فاصله میان عوامل موجود در صحنه را کم می کنند. بدین ترتیب برای آنکه افکت های بهتری به دست آید باید دوربین را تا جای ممکن به نزدیک ترین اندازه نقطه راهنمائی کننده موجود در ترکیب نزدیک کنید. برای دریافت یک عمق میدان مناسب می توانید دوربین را روی f/۱۶ یا کم تر تنظیم کرده و سپس عکس بگیرید. در بیشتر مواقع، شما در کنار افراد دیگری که حق امتیازی شبیه به حق امتیاز شما دارند، می ایستید و از فاصله معینی عکس می گیرید.

▪ زاویه برای عمق:

 از آنجائی که چشمان یک فرد ایستاده پنج تا شش فوت (در حدود دو متر) بالاتر از سطح زمین قرار دارد مناظر چشم اندازهای نزدیک به فرد پائین تر از سطح دید او قرار می گیرند، اما چشم اندازهائی که در فاصله دورتری از فرد قرار گرفته باشند (به استثناء ابرها) این گونه نیستند. برای هر چه بیشتر کردن افکت سه بعدی، باید تنظیمات خود را چهل وپنج درجه (بالاتر از سطح افق) و روی نخستین اندازه نقطه راهنمائی کننده انجام دهید. تا جائی که برایتان مقدور است از فاصله کنونی واید بهره ببرید تا دست کم خط افق و مقداری از آسمان هم در تصویر نمایش داده شوند. اگر دوربین را خیلی پائین نصب کنید، نمایش های دیداری فضاهای مابین اندازه نقاط راهنمائی کننده را از دست خواهید داد. اگر هم خیلی بالا نصب کنید، افق و ترکیبات آشنای چشم را از دست می دهید. در مجموع نصب نامناسب دوربین به صاف و هموار نشان دادن چشم انداز می انجامد.

بهتر است دوربین را به صورت افقی نصب کنید تا تعداد بیشتری از نقاط راهنمائی کننده را به صورت جداگانه یا فاصله دار در بربگیرد. شاید در این مرحله نیاز باشد دوربین را به جلو، عقب یا حتی کناره ها حرکت دهید. در برخی شرایط می بایست عمق میدان را به گونه ای تنظیم کنید که هم نزدیک ترین نقطه راهنما را در بر بگیرد و هم افق (بیکران) را به نمایش بگذارد. نصب دوربین در مکان مناسب با روش آزمون و خطا انجام می شود تا در نهایت به بهترین حالت ممکن از لحاظ رنگ، نور و سوژه تصویر و حتی افکت پرسپکتیو برسید.

● همپوشانی

▪ کنترل همپوشانی:

 یکی از ابزارهای کارآمد پرسپکتیوی که به مهارت بسیاری نیاز دارد، همپوشانی اجزاء تصویر است. برای موثر جلوه کردن در این بخش باید دوربین هم از لحاظ عمودی و هم از لحاظ افقی در بهترین مکان نصب شده باشد. در عکسبرداری از چشم اندازهای کوچک تری که درخت ها یا سنگ ها را به نمایش می گذارند، بیشتر متوجه اهمیت این موضوع خواهید شد. چنین فاکتورهائی آنقدر به هم شبیه هستند که احتمال گرفتنشان در عکس خیلی زیاد است. برای این که مانع سردرگمی و گیج شدن بیننده بشوید، بهتر است تنها محدوده های ساده ای از رنگ های متضاد (با کنتراست)، مسیر خط، روشنائی یا شکل (برای مثال بخش های افقی لابه لای تنه های عمودی) را روی هم بیندازید.

 با تقسیم سطوح چشم اندازها بهترین و تأثیرگذارترین بهره را از روی هم افتادگی اجزاء ببرید. به طور معمول چنین شرایطی در زمین های تپه ای یا کوهستانی پیش می آید. سعی کنید محدوده هائی که طرح هائی از نقشه های برجسته زیبا را در مقابل مسیرهای اریب ارائه می کنند را در فریم جای دهید: بهتر است سوژه ها از کناره ها یا پشت نورپردازی شوند یا اینکه در ساعت های اولیه صبح زمانی که مه در لایه های نزدیک به زمین ایستاده است، عکس بگیرید تا سطوح گوناگونی و نقاطی که روی هم افتاده اند بهتر نشان داده شوند.

▪ نورپردازی از کناره ها برای افزودن حجم:

منظره ها و چشم اندازهائی که نور از کناره ها به آنها می تابد، شکل ها و حالت هائی را به نمایش می گذارند که سطح و محیط شان توسط محدوده هائی از سایه ها و های لایت ها قابل شناسائی است. بدین ترتیب در مقایسه و تشخیص اندازه نقاط راهنما و روابط محیطی دیگر موجود در صحنه برای افتادگی روی هم سطوح و اجسام تأکید می شود تا نسبت سایه یک موضوع روی نسبت های لایت دیگری تنظیم شود. در صورت عکسبرداری در ساعت های اولیه روز، افکت بهتری خواهید داشت. برای هموارسازی پرسپکتیو و القاء یک حس سورئال بهتر است در اوایل یا اواخر روز که خورشید برای روشن سازی کامل سوژه پشت سر شما قرار می گیرد، عکس بگیرید.

روزهای مه آلود:

در چنین روزهائی به دلیل وجود ذرات معلق در هوا، اشیاء نزدیک تر نسبت به اشیاء دورتر واضح تر و با جزئیات بیشتری دیده می شوند و پرسپکتیو هوائی نیز به طور معمول با مه، رطوبت، برف و گرد و غبار روبه رو می شود. در صورت عکسبرداری در چنین شرایطی، با فرصت های گوناگونی روبه رو خواهید شد که برای کسب افکت بیشتر یا باید جای سوژه را عوض کنید یا این که منتظر تغییر وضعیت آب وهوائی باشید.

▪ ابعاد مسخره

یکی از جالب ترین روش های برقراری ارتباط با پرسپکتیو، ترکیب نقاط راهنمای متضاد برای ایجاد افکت های خنده دار است. شما می توانید به کمک عکسبرداری با یک تله فوتو فشرده کننده فضا، دامنه تپه ها را روی هم انداخته یا حاشیه های مهم را از بین ببرید. حتی با بهره گیری از لنزی که زاویه واید دارد می توان روی گستردگی سطح آب ساکن هم تأثیر گذاشت.

▪ شش سطح:

برای کشف چشم اندازهائی با پرسپکتیو عمیق، به دنبال زمین هائی بگردید که پنج سطح جداگانه داشته باشند. چنین موقعیت هائی از نزدیک تا دور در یک راستا طبقه بندی شده اند. سطح جلوئی (پیش زمینه) جزئیات زیادی از چشم انداز را در برمی گیرد که می توان ترکیب زیبائی را از آن بیرون کشید. سطح میانی اندازه مناسبی از نقاط راهنمائی کننده را در برخواهد گرفت که چشم را به سوی خویش می کشاند. این قسمت مرکز توجه بیننده را به خود اختصاص می دهد که به طور معمول سطحی زیبا و مهیجی است؛ سطح ابرها بیشتر حالت پف داری از کومولوس و نیمبوس است. سطح آسمان هم با ترکیبی از رنگ های آبی، سرخابی، هلوئی یا کهربائی، بسته به زمان عکسبرداری در روز ارائه می شود. گاهی ششمین سطح (سطح افق) پشت آخرین سطح گسترده می شود. همه سعی خود را بکنید تا هر یک از سطوح به صورت جداگانه و مشخص نمایش داده شوند.


منبع : تبیان زنجان

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 16 + 3 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر