جاودانگی آوای ایرانی بر حریر حنجره استاد

کد خبر 14006 - 1392 12 | تاریخ: 1010 روز پیش-1392/12/15 | ساعت: 22:58

بنان نه تنها در آواز قدیمی‌و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعاست.


94657 Copy 
با ما بودی، بی ما رفتی
چون بوی گل به کجا رفتی؟
تنها ماندم، تنها رفتی
«استاد غلامحسین بنان» در اردیبهشت ماه سال 1290 خورشیدی در تهران خیابان زرگنده (قلهک)، در خانواده ای متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش «کریم خان بنان الدوله نوری» و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار بود. اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم "میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی" و سومین استادش مرحوم "ناصرسیف" بوده اند.
«مرتضی نی داوود» نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنیف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشویق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می‌شد. در سال 1296ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمان‌ها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود، او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد.
بنان موسیقی را از «مرتضی نی داوود» و آواز را از «میرزا ضیاء الدین رضایی» فرا گرفت و از آنها نکته‌ها آموخت و از ردیف‌های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد. بنان در این انجمن سالهای سال خواننده بود.
غلامحسین بنان در سال 1315 خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت «ایران بار» که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم «فرخ» که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت.
بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت.
 
بنان در سال 1321 خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می‌روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان می‌خواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغاز می‌کند و صبا هم با ویلن او را همراهی می‌کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می‌گوید: «شما نواختن ویولن را قطع کنید» و به بنان اشاره می‌کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می‌خواند و به «سه گاه» فرود می‌آید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می‌بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می‌کند.
صدای بنان، بسیار لطیف و شیرین، زیبا و خوش آهنگ بود، کوتاه می‌خواند ولی درهمین کوتاهی، ذوق و هنر بسیار نهفته است، غلت‌ها و تحریرهای او چون رشته مروارید غلطانی، به هم پیوسته و مانند آب روان است.
 
از سال1321 صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری خود را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند «داود پیرنیا» با آن همکاری داشت.
بنان مردی مبادی آداب، خوش لباس، خوش بیان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن همیشه لبخندی روی لب‌های این هنرمند می‌شکفت. و می‌گفت: «این لبخند، قیافه مرا در هر حال برای بیننده و شنونده آوازم قابل تحمل‌تر می‌کند» خانه بنان در بلندی‌های جمال آباد شمیران، یادگارهای او را دارد. شاید هم اکنون نیز بتوان «حالا چرا» را در عشاق و بوسلیک، «امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم» را در ابوعطا، «به یاد صبا» را در سه گاه و «همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی» را در ماهور و هزاران اثر دیگر را را در آن سربالایی‌ها شنید و لذت برد و هنر سحرآفرین او را تحسین کرد.
 
بعدها از کلاس‌های «روح الله خالقی»، «ابوالحسن صبا» و «مرتضی محجوبی» و دیگر هنرمندان بهره‌ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می‌دانم. می‌گویند بنان بم‌ترین صدای مردانه را داشت و صدای او در ردیف آواشناسی، صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ویژگیهای آوای او بود.
بعدها به صلاحدید «کلنل وزیری» و «خالقی»، صدایش را پایین‌تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل‌انگیز شد. « صبا» می‌گفت: «بعضی تحریر‌ها را هیچ کس به جز بنان نمی‌تواند درست بخواند». تحریر در اصطلاح موسیقی به معنی پیچیدگی در آواز، کشش صدا، غلت دادن آواز و پیراستن آواز از خشونت و زواید است. «فرهاد فخرالدینی» می‌گوید: «بنان» به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج، یا کم و زیاد بخواند. بنان در انتخاب شعر و درست ادا کردن آن، بیش از اندازه دقت می‌کرد و در نتیجه وقتی شعر را می‌خواند آنچنان را آنچنان‌تر می‌کرد.
 
بنان در انتخاب شعر و موسیقی، سخت خوش سلیقه بود.
«روح الله خالقی» می‌گوید: «صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام» اگر به یکی از تصنیف‌های بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان، شکستن کلمه، نابجا خواندن، درنگ یا شتاب بی جا در سرتاسر تصنیف حتی یک بار هم دیده نمی‌شود. اوج، جای خود را دارد و فرود هم. اینجاست که هنر تبلور پیدا می‌کند و بنان را در صدر می‌نشاند. نوع ادای کلمات، جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است.
«علی تجویدی» می‌گوید: «مرا عاشقی شیدا» را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد. بنان علاوه بر شعر‌هایی که از سروده‌های «رهی معیری» از سروده‌های «نواب صفا» نیز استفاده می‌کرد: یاد باد آن همدلی، آن همدمی، آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی.
 
از کارهای به جا مانده بنان می‌توان به «بوی جوی مولیان» در بیات اصفهان که «روح الله خالقی» آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار دیگری که نام بنان را بر سر زبان‌ها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنیف زیبا و پر مفهوم «من از روز ازل» ساخته استاد «مرتضی محجوبی» در مایه سه گاه است.
در سال 1332 به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال 1334 ریئس شورای موسیقی رادیو شد.
 
بنان در 27 آذر ماه 1336 با اتومبیل شخصی در جاده کرج با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف می‌کند و در این سانحه چشم راست خود را از دست می‌دهد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می‌کرده است، این اتفاق تاثیر شدیدی در روحیه او داشت. بنان پس از این ماجرا دچار افسردگی شد ولی همچنان با قدرت به کار خود ادامه می‌داد.
در سال 1346 نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و زمان ریاست «قطبی» به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه‌های گل‌های جاویدان و گل‌های رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته که رهاورد این همکاری‌ها ده‌ها برنامه گل‌های جاویدان، گل‌های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.


12_- Copy 
گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می‌توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه‌های رادیویی همراه با ارکستر گل‌ها و تکنوازان آن اشاره کرد.
بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان «تنها»، ماهور با پیانوی «رضا محجوبی»، همایون با «مرتضی محجوبی» و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می‌توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از «محجوبی»، دیدی ای مه آهنگ از «یاحقی»، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از «وزیری»، حالا چرا آهنگ از «خالقی» اشاره کرد. «احمد ابراهیمی» و «کاوه دیلمی» از شناخته شده ترین شاگردان این هنرمند برجسته به حساب می‌آیند.
 
بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 450 آهنگ اجرا کرد و آنچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می‌آورد، زیر و بم‌ها و تحریرات صدای اوست که مخصوص به خودش است.
بنان نه تنها در آواز قدیمی ‌و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعاست.
 
بعد از انقلاب، چندین بار از ایشان برای اجرای برنامه در رادیو دعوت به عمل آمد اما بنان دیگر حوصله آن سال‌ها را نداشت. در سال‌های آخر عمر تنها سرگرمی ‌استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زیبای خود بود. یاد و خاطره استاد بنان را می‌توانید در "نور و نوا" که به یاد او تدوین و پرداخته شده است زنده کنید و یاد تندیسی بیافتید که در خانه، جای او را پر کرده است.
وی عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است.
 
غلامحسین بنان مدت‌ها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز ‌هاضمه شده بود و از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز‌ هاضمه او را بیشتر رنجور می‌کرد و متاسفانه کوشش‌های پزشکان و خاصه مراقبت‌ها و از خود گذشتگی‌های «پری بنان» همسر وفادار و مهربانش هم مؤثر نیفتاد و سرانجام غلامحسین بنان گنجینه آواز کلاسیک ایرانی درساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت.
پری بنان همسروفادار و مهربانش به احترام او ساعت‌های خانه بنان را از آنروز تا کنون متوقف کرد. روی قبر بنان در امام زاده طاهر کرج نوشته شده الهه ناز ...
 
کتاب "از نور تا نوا" به کوشش دکتر داریوش صبور در مورد زندگی این خواننده بزرگ موسیقی سنتی ایران منتشر شده است.
همچنین کتاب "رویای هستی" به کوشش شهرام آقایی پور که حاوی زندگینامه، اطلاعات متن ترانه‌ها، نام آهنگسازها، نت‌ها و عکسهای استاد بنان است توسط انتشارات پازینه تهران به زیور طبع آراسته گردیده است.

بنان نه تنها در آواز قدیمی‌و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعاست.
 
با ما بودی، بی ما رفتی
چون بوی گل به کجا رفتی؟
تنها ماندم، تنها رفتی
«استاد غلامحسین بنان» در اردیبهشت ماه سال 1290 خورشیدی در تهران خیابان زرگنده (قلهک)، در خانواده ای متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش «کریم خان بنان الدوله نوری» و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار بود. اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم "میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی" و سومین استادش مرحوم "ناصرسیف" بوده اند.
«مرتضی نی داوود» نخستین کسی بود که به استعداد او در پی برد، بنان به نواختن ارگ و خواندن تصنیف و گاهی آواز روی آورد. گاهی هم به تشویق مادرش از آموزشهای پسر خاله خود برخوردار می‌شد. در سال 1296ش در مهمانی بزرگی که بنان الدوله راه انداخته بود، غلامحسین شش ساله به پیشنهاد مادر پشت ارگ نشست و قطعه ای نواخت و تصنیفی خواند. کودک شش ساله خیلی مورد توجه تحسین مهمان‌ها قرار گرفت، ازآن شب به بعد،که پدر به استعداد پسر پی برده بود، او را پیش استادان بزرگ برای آموزش موسیقی و آواز فرستاد.
 
بنان موسیقی را از «مرتضی نی داوود» و آواز را از «میرزا ضیاء الدین رضایی» فرا گرفت و از آنها نکته‌ها آموخت و از ردیف‌های موسیقی ایرانی آگاهی کامل یافت. اگر چه در مدرسه ثروت مشغول تحصیل بود اما بیشتر توجه او به موسیقی و آواز بود. بعدها در انجمن موسیقی ملی با کلنل وزیری مشغول کار شد. بنان در این انجمن سالهای سال خواننده بود.
غلامحسین بنان در سال 1315 خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت «ایران بار» که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب شد. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم «فرخ» که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت.
بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت.
 
بنان در سال 1321 خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح الله خالقی مسوولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می‌روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان می‌خواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغاز می‌کند و صبا هم با ویلن او را همراهی می‌کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می‌گوید: «شما نواختن ویولن را قطع کنید» و به بنان اشاره می‌کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می‌خواند و به «سه گاه» فرود می‌آید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می‌بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می‌کند.
صدای بنان، بسیار لطیف و شیرین، زیبا و خوش آهنگ بود، کوتاه می‌خواند ولی درهمین کوتاهی، ذوق و هنر بسیار نهفته است، غلت‌ها و تحریرهای او چون رشته مروارید غلطانی، به هم پیوسته و مانند آب روان است.
 
از سال1321 صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده ای از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری خود را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند «داود پیرنیا» با آن همکاری داشت.
بنان مردی مبادی آداب، خوش لباس، خوش بیان و بذله گو و مجلس آرا بود. موقع آواز خواندن همیشه لبخندی روی لب‌های این هنرمند می‌شکفت. و می‌گفت: «این لبخند، قیافه مرا در هر حال برای بیننده و شنونده آوازم قابل تحمل‌تر می‌کند» خانه بنان در بلندی‌های جمال آباد شمیران، یادگارهای او را دارد. شاید هم اکنون نیز بتوان «حالا چرا» را در عشاق و بوسلیک، «امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم» را در ابوعطا، «به یاد صبا» را در سه گاه و «همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی» را در ماهور و هزاران اثر دیگر را را در آن سربالایی‌ها شنید و لذت برد و هنر سحرآفرین او را تحسین کرد.
 
بعدها از کلاس‌های «روح الله خالقی»، «ابوالحسن صبا» و «مرتضی محجوبی» و دیگر هنرمندان بهره‌ها برد. بنان خود بارها گفته بود که من پیشرفت خود را در موسیقی مرهون صبا و خالقی می‌دانم. می‌گویند بنان بم‌ترین صدای مردانه را داشت و صدای او در ردیف آواشناسی، صوت متوسط بود. اما لطافت و قدرت صدا از ویژگیهای آوای او بود.
بعدها به صلاحدید «کلنل وزیری» و «خالقی»، صدایش را پایین‌تر هم آورد و چنین بود که صدایش گرم و گیرا و دل‌انگیز شد. « صبا» می‌گفت: «بعضی تحریر‌ها را هیچ کس به جز بنان نمی‌تواند درست بخواند». تحریر در اصطلاح موسیقی به معنی پیچیدگی در آواز، کشش صدا، غلت دادن آواز و پیراستن آواز از خشونت و زواید است. «فرهاد فخرالدینی» می‌گوید: «بنان» به طرز عجیبی بر صدای خود مسلط بود و من هرگز ندیدم نتی را خارج، یا کم و زیاد بخواند. بنان در انتخاب شعر و درست ادا کردن آن، بیش از اندازه دقت می‌کرد و در نتیجه وقتی شعر را می‌خواند آنچنان را آنچنان‌تر می‌کرد.
 
بنان در انتخاب شعر و موسیقی، سخت خوش سلیقه بود.
«روح الله خالقی» می‌گوید: «صوت بنان لطیف ترین صدایی است که من در عمر خود شنیده ام» اگر به یکی از تصنیف‌های بنان گوش بسپاریم، خواهیم دید که در اجرای آواز بنان، شکستن کلمه، نابجا خواندن، درنگ یا شتاب بی جا در سرتاسر تصنیف حتی یک بار هم دیده نمی‌شود. اوج، جای خود را دارد و فرود هم. اینجاست که هنر تبلور پیدا می‌کند و بنان را در صدر می‌نشاند. نوع ادای کلمات، جدا از آواز و همراهی موسیقی هم آهنگ در بیان بنان، خود شعری جداگانه است.
«علی تجویدی» می‌گوید: «مرا عاشقی شیدا» را هیچ خواننده ای توان اجرا نداشت جز بنان، که آنرا به درستی خواند و اجرا کرد. بنان علاوه بر شعر‌هایی که از سروده‌های «رهی معیری» از سروده‌های «نواب صفا» نیز استفاده می‌کرد: یاد باد آن همدلی، آن همدمی، آن همرهی ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی.
 
از کارهای به جا مانده بنان می‌توان به «بوی جوی مولیان» در بیات اصفهان که «روح الله خالقی» آنرا ساخته بود اشاره کرد. کار دیگری که نام بنان را بر سر زبان‌ها انداخت و تا امروز هم اعتبار خود را حفظ کرده است تصنیف زیبا و پر مفهوم «من از روز ازل» ساخته استاد «مرتضی محجوبی» در مایه سه گاه است.
در سال 1332 به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد و در سال 1334 ریئس شورای موسیقی رادیو شد.
 
بنان در 27 آذر ماه 1336 با اتومبیل شخصی در جاده کرج با کامیونی که فاقد چراغ ایمنی عقب بود تصادف می‌کند و در این سانحه چشم راست خود را از دست می‌دهد و به همین خاطر همیشه از عینک دودی استفاده می‌کرده است، این اتفاق تاثیر شدیدی در روحیه او داشت. بنان پس از این ماجرا دچار افسردگی شد ولی همچنان با قدرت به کار خود ادامه می‌داد.
در سال 1346 نیز به عنوان اعتراض بر ابتذال خوانی در رادیو، خواندن را کنار گذاشت و زمان ریاست «قطبی» به طور کلی از رادیو قهر کرد و خانه نشین شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه‌های گل‌های جاویدان و گل‌های رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته که رهاورد این همکاری‌ها ده‌ها برنامه گل‌های جاویدان، گل‌های رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه‌های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.
 
گفتنی است وی در آواز به مکتب علینقی وزیری و روح الله خالقی گرایش داشت و یکی از هنر آموزان آواز در هنرستان موسیقی ملی و عضو ارکسترهای مختلف رادیو تهران بود. از جمله آثار او می‌توان به صفحات گرامافون همراه با نوازندگان مختلف و برنامه‌های رادیویی همراه با ارکستر گل‌ها و تکنوازان آن اشاره کرد.
بهترین آثار او عبارتند از آواز دیلمان «تنها»، ماهور با پیانوی «رضا محجوبی»، همایون با «مرتضی محجوبی» و از دیگر تصانیف و قطعات این هنرمند برجسته می‌توان به کاروان، من از روز ازل، نوای نی، من بی دل، ساقی، آهنگ از «محجوبی»، دیدی ای مه آهنگ از «یاحقی»، مشتاق و پریشان، دیدار یار آهنگ از «وزیری»، حالا چرا آهنگ از «خالقی» اشاره کرد. «احمد ابراهیمی» و «کاوه دیلمی» از شناخته شده ترین شاگردان این هنرمند برجسته به حساب می‌آیند.
 
بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 450 آهنگ اجرا کرد و آنچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می‌آورد، زیر و بم‌ها و تحریرات صدای اوست که مخصوص به خودش است.
بنان نه تنها در آواز قدیمی ‌و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعاست.
 
بعد از انقلاب، چندین بار از ایشان برای اجرای برنامه در رادیو دعوت به عمل آمد اما بنان دیگر حوصله آن سال‌ها را نداشت. در سال‌های آخر عمر تنها سرگرمی ‌استاد خاطرات گذشته و گوش دادن به نوارهای زیبای خود بود. یاد و خاطره استاد بنان را می‌توانید در "نور و نوا" که به یاد او تدوین و پرداخته شده است زنده کنید و یاد تندیسی بیافتید که در خانه، جای او را پر کرده است.
وی عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی تهران و بنیان‌گذار انجمن موسیقی ایران بوده‌است.
 
غلامحسین بنان مدت‌ها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز ‌هاضمه شده بود و از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز‌ هاضمه او را بیشتر رنجور می‌کرد و متاسفانه کوشش‌های پزشکان و خاصه مراقبت‌ها و از خود گذشتگی‌های «پری بنان» همسر وفادار و مهربانش هم مؤثر نیفتاد و سرانجام غلامحسین بنان گنجینه آواز کلاسیک ایرانی درساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت.
پری بنان همسروفادار و مهربانش به احترام او ساعت‌های خانه بنان را از آنروز تا کنون متوقف کرد. روی قبر بنان در امام زاده طاهر کرج نوشته شده الهه ناز ...
 
کتاب "از نور تا نوا" به کوشش دکتر داریوش صبور در مورد زندگی این خواننده بزرگ موسیقی سنتی ایران منتشر شده است.
همچنین کتاب "رویای هستی" به کوشش شهرام آقایی پور که حاوی زندگینامه، اطلاعات متن ترانه‌ها، نام آهنگسازها، نت‌ها و عکسهای استاد بنان است توسط انتشارات پازینه تهران به زیور طبع آراسته گردیده است.


منبع : سیمرغ

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 9 + 7 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر