کودک ولولوی جذاب فناوری

کد خبر 14058 - 1392 12 | تاریخ: 1007 روز پیش-1392/12/16 | ساعت: 15:11

حدود دو ماه و نیم پیش، من هم مثل خیلی از والدین، كارد به استخوانم رسید. پسر کوچک من، اولیور، به مرحله‌ای رسیده بود كه هر پنج حس‌اش كاملاً به كار افتاده بود. بیدار بودن او اغلب با جنب‌و‌جوش بیش از حد همراه بود. بعضی اوقات وقتی ما یك چراغ پر نور روشن‌ می‌كردیم یا دری را محكم می‌بستیم شروع به گریه می‌كرد. یك روز عصر بود و او در آغوش من گریه ‌می‌کرد. من تكانش دادم، به او غذا دادم و پوشك‌اش را عوض كردم اما هیچ كدام كمكی نكرد. از روی ناچاری كاری كردم كه تا آن موقع نكرده بودم: آی‌فونم را برداشتم و برنامه داستان‌های مصور را باز كردم. به محض این‌كه شروع به ورق زدن داستان Wolverine كردم گریه‌اش بند آمد. دهان كوچكش از تعجب باز مانده بود. دستش را گرفتم و روی صفحه كشیدم. یك تصویر جدید ظاهر شد. او از شادی لبخند زد. مادرم از آشپزخانه وارد اتاق شد و با ترس پرسید: «داری چه چیزی نشانش ‌می‌دهی؟ نمی‌دانی آن چقدر برای ذهنش مضر است؟»
در مخالفت با او گفتم: «خیلی هم جدی نیست مادر، كمی بازی با تلفن همراه به او آسیب نمی‌زند.»
همسرم صدای ما را شنید و از اتاق كناری به گفت‌‌وگوی ما پیوست. او فریاد زد: «تو او را تبدیل به یك گیاه خواهی كرد.»
من از كوره در رفتم و گفتم: «شما دیوانه‌اید.» و تلفن همراهم را در جیبم گذاشتم. اولیور هم به گریه افتاد...

ترس از فناوری
از هر فناوری جدیدی در بدو ورود توسط آن‌هایی كه نگران آسیب دیدن فرزندانشان بودند یك غول ساخته شده است. در سال 1835، سالنامه‌ تعلیم و تربیت امریكا اعلام كرد كه خواندن مداوم رمان به‌طور اجتناب‌ناپذیری باعث جلوگیری از تفكر‌ می‌شود و با تسهیل گسترش نامتقارن ذهن باعث محدود شدن قوای ذهنی می‌شود.
رادیو بسیار اعتیاد‌آور بود. والدین یادآور می‌شدند كه كودكان از زمان غذا خوردن خود می‌زنند تا به آن گوش كنند. فیلم‌ها بینندگان را به تبه‌كاران منحرف بدل می‌كردند. تلویزیون یك بیابان برهوت ذهنی بود. بازی‌های ویدیویی قاتل پرورش می‌داد. دكتر فردریک ورثام در سال 1948 در‌مورد كتاب‌های مصور‌ می‌نویسد: «بد نقاشی شده‌اند. بد نوشته شده‌اند و بد چاپ شده‌اند. آسیبی بر چشمان کودک و سیستم عصبی کودک. تأثیرات این كابوس‌های كاغذی مبتذل درست مثل یك محرك خشونت است، اولیا و معلمان سراسر امریكا باید همگی برای درهم شكستن مجلات مصور آن‌ها را ممنوع كنند، مگر این‌كه بخواهیم نسل بعدی از نسل فعلی هم سنگدل‌تر باشد.»
من به بدگمانی‌های مادرم در‌مورد صفحات نمایش به چشم یك نوع نوستالژی عكس‌العمل غیر‌ارادی می‌نگریستم كه باعث می‌شود مردم باور داشته باشند كه دستگاه‌های جدید اعتیاد‌آور، خطرناك و قادر به تأثیرگذاری نه تنها روی طرز فكر ما، بلكه روی عملكرد بدنمان است. از این‌رو، چند روز بعد از داستان آی‌فون، یك ایمیل از مادرم دریافت كردم كه حاوی یك جین مقالات علمی در‌مورد تأثیرات تلویزیون، كامپیوتر و بازی‌های ویدیویی روی رشد مغز كودكان بود. بر‌اساس مطالعات مختلف، تماشای بیش از حد صفحات نمایش می‌تواند به تأخیر در مهارت‌های كلامی، تمركز ضعیف، تزلزل عاطفی و خطرپذیری بالا در ایجاد اختلال در توجه منجر شود. در سال 2011، آكادمی باسابقه‌ طب اطفال امریكا به‌طور رسمی اعلام كرد كه تماشای صفحات نمایش برای كودكان زیر دو سال زیان‌آور است.
برخی از برحذر دارنده‌ترین مطالبی كه مادرم برایم فرستاده بود از Millennium Cohort Study برگرفته شده بود كه سلامت بلند مدت و رشد كودكان در بریتانیا را بین سال‌های 2000تا 2002 بررسی می‌كند. این سازمان دریافته كه كودكانی كه تا سن 5 سالگی بیش از سه ساعت را جلوی صفحات نمایش می‌گذرانند، احتمال درگیر شدنشان در رفتارهای غیر‌اجتماعی مانند دعوا و دزدی بیش‌تر است. به نظر، من فقط جلوی ظرفیت عقلی پسرم را نمی‌گرفتم. بلکه داشتم او را به یك تبه‌كار خطرناك تبدیل می‌كردم.
دكتر گری اسمال، پرفسور انستیتوی Semel در زمینه‌ی عصب‌شناسی و رفتارهای انسانی و مؤلف كتاب iBrain می‌گوید: «من نگرانی‌های بسیاری در‌مورد اثرات فناوری روی كودكان دارم، گذراندن زمان زیاد با این نمایشگر‌ها می‌تواند منجر به اختلال در تمركز و مهارت‌های اجتماعی در آینده شود.» اسمال می‌گوید، موج جدید تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها گیرایی بسیار بیشتری نسبت به تلویزیون روی نوزادان دارند: «وقتی ما كودكی را با یك آی‌پد در یك اتاق ‌می‌گذاریم، او آن را در مقابل اسباب بازی‌های دیگر انتخاب می‌كند. او اغلب آی‌پد را بر مادر خود ترجیح می‌دهد.»
این‌ها شواهد عینی‌ای بود كه نمی‌توانستم به آن‌ها بی‌اعتنا باشم. من آدمی هستم كه در حال خواندن توییتر به خواب می‌روم. حداقل یك بار در ماه چنان سرگرم بازی با آی‌فون می‌شوم كه ایستگاه مترو را رد می‌كنم. عشق من به دنیای دیجیتال حرفه‌ خوبی را برایم رقم زده است. اما به‌نظر می‌رسد، این وضعیت شیفتگی من به فناوری درحال آسیب زدن به فرزندم است. وقتی داشتم او را روی پاهایم تكان می‌دادم و اینترنت‌گردی می‌كردم، آیا تأثیر کارم روی ذهن شکننده‌اش مانند آدمی سیگاری بوده که کنار یک غیر سیگاری نشسته باشد؟


نخستین iPad كودك
در طی دو سال نخست زندگی كودك، وزن مغز او سه برابر می‌شود كه این دوره‌ای از رشد انفجاری او است كه در طول زندگی‌اش هرگز تكرار نمی‌شود. این سال‌های ابتدایی زمانی حیاتی برای رشد فكری است كه بنیان بزرگسالی در آن پی‌ریزی می‌شود. تعداد سیناپس‌ها، یا همان اتصالات بین نورون‌های مغز، رشدی انفجاری خواهند داشت. ما با حدود 2500 سیناپس در نوررن متولد می‌شویم، اما تا سن 3 سالگی حدود 15 هزار سیناپس خواهیم داشت. از آن زمان به بعد رقم ارتباطات نورونی شروع به كم شدن می‌كند. این مسئله روشن می‌كند كه برای مثال، چرا یك كودك قادر به یادگیری مهارت‌های زبانی پیچیده است درحالی كه بزرگسالان در تسلط یافتن بر آن به مشكل بر می‌خورند.
به‌شخصه برای من این دلیلی است در تأیید این‌كه اجازه‌ دسترسی به فناوری را در سن كم به پسرم بدهم. اگر الگوی ذهنی او با گشتن در برنامه‌ها و انجام بازی‌های كامپیوتری ساخته شود، او قادر خواهد بود تا ابزارهای دیجیتال برجسته‌ای بسازد. چرا باید تأكید بر خواندن كتابی كنم كه وقتی او به سن نوجوانی می‌رسد به یك ساخته‌ دست بشر خاك خورده تبدیل می‌شود. یك بازمانده از عصری دیگر، مانند تلگراف و دستگاه تایپ. اگر الیور بخواهد یك اسكیت باز نمایشی یا یك متصدی باجه اخذ عوارض شود، من از او حمایت‌ می‌كنم. اما به‌عنوان پدر او، كسی كه می‌تواند او را در جهت صحیح هدایت كند، من سخن داگلاس راشکوف را انتخاب می‌کنم: برنامه‌ریزی كن یا برنامه‌ریزی شو. علاقه پیدا‌كردن به فناوری، ساختن و كدنویسی بهترین مهارت‌هایی است كه می‌توانم برای آماده كردنش برای یك آینده‌ روشن به او بدهم.
در جست‌وجوی راهی برای توجیح این منطق، با دكتر دیمیتری کریستاکیس، مدیر مركز سلامت، رفتار و رشد كودكان در انستیتوی تحقیقاتی كودكان در سیاتل تماس گرفتم. او به من گفت: «چیزی كه اولیا باید روی آن تمركز كنند محتوا است. ممنوع كردن نمایشگر‌ها عقلانی نیست. من عضو آكادمی طب اطفال امریكا هستم اما باید بگویم اظهارات آن‌ها در‌‌مورد تأثیرات رسانه‌های الكترونیك اصلاً به روز نیست.» کریستاکیس می‌گوید: «اهمیت در تفاوت میان مصرف انفعالی و فعال است. در تحقیقی كه او انجام داده است، دو گروه كودك، یکی با بلوك‌ها بازی می‌كردند و دیگری تلویزیون تماشا می‌كردند. گروهی كه به‌طور فعال بازی می‌كردند به‌طور چشمگیری در آزمون فراگیری وابسته به زبان بهتر عمل كردند.» کریستاکیس حالا مشغول تكرار همین تحقیق برای مقایسه‌ تأثیرات تلویزیون در مقابل بازی‌های آی‌پد است. تحقیق هنوز به پایان نرسیده اما کریستاکیس می‌گوید: «تأثیر آی‌پد روی مغز خیلی نزدیك‌تر به بلوك‌های بازی است تا تلویزیون.»
هتر کرکوریان، استادیار روانشناسی رشد در دانشگاه ویسكانسن هم به نتایج مشابهی دست یافته است. او به دو گروه از كودكان لغات جدید آموخته است: «یك گروه فقط ویدیو تماشا كرده‌اند و گروه دیگر برای رسیدن به نتیجه باید یك نمایشگر را لمس می‌كردند. «در كودكان زیر 30 ماهگی سطح یادگیری با مؤلفه‌های هم كنشی بالاتر بود. بنابراین، فكر می‌كنم كه این نشانگر ظرفیت دستگاه‌های لمسی به‌عنوان ابزار آموزشی است، به خصوص در مقایسه با تلویزیون.»


یك شیوه‌ متعادل
من و همسرم، اولیور را به نخستین سفر خارج از كشور بردیم، یك قطار سواری به یك عروسی در كانادا. این یك سفر علمی بود. ما نخست از كنار رودخانه‌ هودسون گذشتیم، سپس از از دریاچه‌ی چمپلین عبور كردیم. اما روز طولانی‌ای داشتیم، 11 ساعت روی ریل، وقتی حوصله‌ اولیور سر رفت شروع به گریه کردن كرد. همسرم او را كنار پنجره نگه داشت تا دشت و صحرا را تماشا كند اما افاقه نكرد. او داشت سعی می‌كرد پنجره را لیس بزند. وقتی من بازی Anomaly Korea را روی آی‌فون اجرا كردم اولیور تقلا می‌كرد تا آن را از من بگیرد. همسرم پرسید: «فكر نمی‌كنی باید به او بیاموزیم تا از زیبایی‌های طبیعت لذت ببرد؟» احساس گناه گردم، بازی را بستم و دوباره اولیور را برگرداندم تا بیرون را نگاه كند. یك خانواده سر میز شام كه هركدام مشغول نمایشگر خود هستند نمونه‌ بارز «باهم تنها بودن» است. اما بازی آی‌پد چیزی است كه من و پسرم عاشق‌اش شده‌ایم. بعضی متخصصان هم با آن موافق‌ هستند. میشاییل لوین، مدیر اجرایی مركز Joan Ganz Cooney در كارگاه Sesame می‌گوید: «اگر نزد فرزندتان باشید و راهنمایی‌اش كنید، دستگاه‌های هم كنشی امروز یك راه خوب برای یادگیری و نزدیك شدن به او است.» به گفته‌ لوین به جای گذاشتن محدودیت‌های میلی، والدین باید در تجربه‌كودكان در فناوری با آن‌ها شریك شوند.
لوین می‌گوید: «می‌تواند اشتیاق مرا به پروراندن عشقم به فناوری روز در مغز پسرم درك كند. برای داستین هافمن در فیلم فارغ‌التحصیل، آینده "پلاستیك" بود. من به فرزندانم‌ می‌گویم دیجیتال و جهانی فكر كنید. یك نوع جدید از سواد مدرن وجود دارد كه شما سعی به معرفی آن دارید.» لوین می‌گوید دور نگه داشتن كامل كودكان از نمایشگر‌ها برای چند سال نخست زندگی‌شان انتظارات غیرواقع بینانه‌ای در‌مورد رؤیارویی آن‌ها با فناوری ایجاد می‌كند: «بیایید زیادی خوش‌بین نباشیم. ما داریم می‌بینیم كه فناوری پوشیدنی در چند سال آینده عادی می‌شود.» آن عروسی در یك باغ در فاصله‌ یك ساعتی خارج مونترال برگزار می‌شد كه خبری از سیگنال تلفن و وای‌فای نبود. روز نخست بی‌اختیار تلفنم را بررسی می‌كردم تا شاید اتفاقی یك سیگنال از بین ابرها عبور كند و بتوانم فید توییت‌هایم را به روز كنم. اما سرانجام دلسرد شدم و دست از امتحان كردن برداشتم. اولیور عاشق راه رفتن كنار دریاچه شده بود، بنابراین، چرخی دور جنگل زدیم و غذا خوردن غازها را كنار رودخانه تماشا كردیم.
در طی این سفر دریافتم كه ساده لوحانه است اگر بخواهم نگران اولیور باشم كه سرشت دیجیتال پیدا نكند مگر این‌كه از روز نخست یك رژیم سرشار از فناوری به او بخورانم. این ایده به همان اندازه احمقانه است كه اعتقاد داشته باشم كه تماشای گجت‌ها و نمایشگرها برای مغز او سمی است. تا هنگامی كه جنبه‌های مختلف زندگی او را هماهنگ كنیم، علایقش را تشویق كنیم و خواسته‌های اعتیاد‌گونه‌ او را تعدیل كنیم همه چیز خود به خود مرتب می‌شود.از سوی دیگر، هر فناوری كه امروز من از او منع كنم یا تشویقش كنم به احتمال زیاد تا دوران نوجوانی او منسوخ شده است، همان‌طور كه كلكسیون سی‌دی‌های من شد. دانیل اندرسون استاد روانشناسی در دانشگاه ماساچوست كه روی رشد كودك و رسانه تحقیق می‌كند، می‌گوید: «دنیای رسانه‌های دیجیتال به سرعت در حال تغییر است، برای محققان سخت است تا پا به پای این تأثیرات روی كودكان پیش بروند. بنیاد تلویزیون امروز همان تلویزیون 40 سال پیش است، اما پرداختن ما به كامپیوتر‌ها در حال حاضر، خیلی با 20 یا حتی 10 سال قبل متفاوت است.» اندرسون برای بزرگ‌كردن پسر خودش ایده‌هایی در‌مورد میزان مدتی كه می‌تواند تلویزیون تماشا كند داشت، اما اصلاً نمی‌دانست چطور در مقابل شبكه‌های اجتماعی عكس‌العمل نشان دهد تا این‌كه باعث اعتیاد پسرش به آن‌ها شد. اندرسون می‌گوید: «تصورمن این است كه تغییرات به شتاب خود ادامه خواهند داد. به اصطلاح، ما ماورای افق‌های این رخداد هستیم.»

 

حدود دو ماه و نیم پیش، من هم مثل خیلی از والدین، كارد به استخوانم رسید. پسر کوچک من، اولیور، به مرحله‌ای رسیده بود كه هر پنج حس‌اش كاملاً به كار افتاده بود. بیدار بودن او اغلب با جنب‌و‌جوش بیش از حد همراه بود. بعضی اوقات وقتی ما یك چراغ پر نور روشن‌ می‌كردیم یا دری را محكم می‌بستیم شروع به گریه می‌كرد. یك روز عصر بود و او در آغوش من گریه ‌می‌کرد. من تكانش دادم، به او غذا دادم و پوشك‌اش را عوض كردم اما هیچ كدام كمكی نكرد. از روی ناچاری كاری كردم كه تا آن موقع نكرده بودم: آی‌فونم را برداشتم و برنامه داستان‌های مصور را باز كردم. به محض این‌كه شروع به ورق زدن داستان Wolverine كردم گریه‌اش بند آمد. دهان كوچكش از تعجب باز مانده بود. دستش را گرفتم و روی صفحه كشیدم. یك تصویر جدید ظاهر شد. او از شادی لبخند زد. مادرم از آشپزخانه وارد اتاق شد و با ترس پرسید: «داری چه چیزی نشانش ‌می‌دهی؟ نمی‌دانی آن چقدر برای ذهنش مضر است؟»
در مخالفت با او گفتم: «خیلی هم جدی نیست مادر، كمی بازی با تلفن همراه به او آسیب نمی‌زند.»
همسرم صدای ما را شنید و از اتاق كناری به گفت‌‌وگوی ما پیوست. او فریاد زد: «تو او را تبدیل به یك گیاه خواهی كرد.»
من از كوره در رفتم و گفتم: «شما دیوانه‌اید.» و تلفن همراهم را در جیبم گذاشتم. اولیور هم به گریه افتاد...

ترس از فناوری
از هر فناوری جدیدی در بدو ورود توسط آن‌هایی كه نگران آسیب دیدن فرزندانشان بودند یك غول ساخته شده است. در سال 1835، سالنامه‌ تعلیم و تربیت امریكا اعلام كرد كه خواندن مداوم رمان به‌طور اجتناب‌ناپذیری باعث جلوگیری از تفكر‌ می‌شود و با تسهیل گسترش نامتقارن ذهن باعث محدود شدن قوای ذهنی می‌شود.
رادیو بسیار اعتیاد‌آور بود. والدین یادآور می‌شدند كه كودكان از زمان غذا خوردن خود می‌زنند تا به آن گوش كنند. فیلم‌ها بینندگان را به تبه‌كاران منحرف بدل می‌كردند. تلویزیون یك بیابان برهوت ذهنی بود. بازی‌های ویدیویی قاتل پرورش می‌داد. دكتر فردریک ورثام در سال 1948 در‌مورد كتاب‌های مصور‌ می‌نویسد: «بد نقاشی شده‌اند. بد نوشته شده‌اند و بد چاپ شده‌اند. آسیبی بر چشمان کودک و سیستم عصبی کودک. تأثیرات این كابوس‌های كاغذی مبتذل درست مثل یك محرك خشونت است، اولیا و معلمان سراسر امریكا باید همگی برای درهم شكستن مجلات مصور آن‌ها را ممنوع كنند، مگر این‌كه بخواهیم نسل بعدی از نسل فعلی هم سنگدل‌تر باشد.»
من به بدگمانی‌های مادرم در‌مورد صفحات نمایش به چشم یك نوع نوستالژی عكس‌العمل غیر‌ارادی می‌نگریستم كه باعث می‌شود مردم باور داشته باشند كه دستگاه‌های جدید اعتیاد‌آور، خطرناك و قادر به تأثیرگذاری نه تنها روی طرز فكر ما، بلكه روی عملكرد بدنمان است. از این‌رو، چند روز بعد از داستان آی‌فون، یك ایمیل از مادرم دریافت كردم كه حاوی یك جین مقالات علمی در‌مورد تأثیرات تلویزیون، كامپیوتر و بازی‌های ویدیویی روی رشد مغز كودكان بود. بر‌اساس مطالعات مختلف، تماشای بیش از حد صفحات نمایش می‌تواند به تأخیر در مهارت‌های كلامی، تمركز ضعیف، تزلزل عاطفی و خطرپذیری بالا در ایجاد اختلال در توجه منجر شود. در سال 2011، آكادمی باسابقه‌ طب اطفال امریكا به‌طور رسمی اعلام كرد كه تماشای صفحات نمایش برای كودكان زیر دو سال زیان‌آور است.
برخی از برحذر دارنده‌ترین مطالبی كه مادرم برایم فرستاده بود از Millennium Cohort Study برگرفته شده بود كه سلامت بلند مدت و رشد كودكان در بریتانیا را بین سال‌های 2000تا 2002 بررسی می‌كند. این سازمان دریافته كه كودكانی كه تا سن 5 سالگی بیش از سه ساعت را جلوی صفحات نمایش می‌گذرانند، احتمال درگیر شدنشان در رفتارهای غیر‌اجتماعی مانند دعوا و دزدی بیش‌تر است. به نظر، من فقط جلوی ظرفیت عقلی پسرم را نمی‌گرفتم. بلکه داشتم او را به یك تبه‌كار خطرناك تبدیل می‌كردم.
دكتر گری اسمال، پرفسور انستیتوی Semel در زمینه‌ی عصب‌شناسی و رفتارهای انسانی و مؤلف كتاب iBrain می‌گوید: «من نگرانی‌های بسیاری در‌مورد اثرات فناوری روی كودكان دارم، گذراندن زمان زیاد با این نمایشگر‌ها می‌تواند منجر به اختلال در تمركز و مهارت‌های اجتماعی در آینده شود.» اسمال می‌گوید، موج جدید تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها گیرایی بسیار بیشتری نسبت به تلویزیون روی نوزادان دارند: «وقتی ما كودكی را با یك آی‌پد در یك اتاق ‌می‌گذاریم، او آن را در مقابل اسباب بازی‌های دیگر انتخاب می‌كند. او اغلب آی‌پد را بر مادر خود ترجیح می‌دهد.»
این‌ها شواهد عینی‌ای بود كه نمی‌توانستم به آن‌ها بی‌اعتنا باشم. من آدمی هستم كه در حال خواندن توییتر به خواب می‌روم. حداقل یك بار در ماه چنان سرگرم بازی با آی‌فون می‌شوم كه ایستگاه مترو را رد می‌كنم. عشق من به دنیای دیجیتال حرفه‌ خوبی را برایم رقم زده است. اما به‌نظر می‌رسد، این وضعیت شیفتگی من به فناوری درحال آسیب زدن به فرزندم است. وقتی داشتم او را روی پاهایم تكان می‌دادم و اینترنت‌گردی می‌كردم، آیا تأثیر کارم روی ذهن شکننده‌اش مانند آدمی سیگاری بوده که کنار یک غیر سیگاری نشسته باشد؟


نخستین iPad كودك
در طی دو سال نخست زندگی كودك، وزن مغز او سه برابر می‌شود كه این دوره‌ای از رشد انفجاری او است كه در طول زندگی‌اش هرگز تكرار نمی‌شود. این سال‌های ابتدایی زمانی حیاتی برای رشد فكری است كه بنیان بزرگسالی در آن پی‌ریزی می‌شود. تعداد سیناپس‌ها، یا همان اتصالات بین نورون‌های مغز، رشدی انفجاری خواهند داشت. ما با حدود 2500 سیناپس در نوررن متولد می‌شویم، اما تا سن 3 سالگی حدود 15 هزار سیناپس خواهیم داشت. از آن زمان به بعد رقم ارتباطات نورونی شروع به كم شدن می‌كند. این مسئله روشن می‌كند كه برای مثال، چرا یك كودك قادر به یادگیری مهارت‌های زبانی پیچیده است درحالی كه بزرگسالان در تسلط یافتن بر آن به مشكل بر می‌خورند.
به‌شخصه برای من این دلیلی است در تأیید این‌كه اجازه‌ دسترسی به فناوری را در سن كم به پسرم بدهم. اگر الگوی ذهنی او با گشتن در برنامه‌ها و انجام بازی‌های كامپیوتری ساخته شود، او قادر خواهد بود تا ابزارهای دیجیتال برجسته‌ای بسازد. چرا باید تأكید بر خواندن كتابی كنم كه وقتی او به سن نوجوانی می‌رسد به یك ساخته‌ دست بشر خاك خورده تبدیل می‌شود. یك بازمانده از عصری دیگر، مانند تلگراف و دستگاه تایپ. اگر الیور بخواهد یك اسكیت باز نمایشی یا یك متصدی باجه اخذ عوارض شود، من از او حمایت‌ می‌كنم. اما به‌عنوان پدر او، كسی كه می‌تواند او را در جهت صحیح هدایت كند، من سخن داگلاس راشکوف را انتخاب می‌کنم: برنامه‌ریزی كن یا برنامه‌ریزی شو. علاقه پیدا‌كردن به فناوری، ساختن و كدنویسی بهترین مهارت‌هایی است كه می‌توانم برای آماده كردنش برای یك آینده‌ روشن به او بدهم.
در جست‌وجوی راهی برای توجیح این منطق، با دكتر دیمیتری کریستاکیس، مدیر مركز سلامت، رفتار و رشد كودكان در انستیتوی تحقیقاتی كودكان در سیاتل تماس گرفتم. او به من گفت: «چیزی كه اولیا باید روی آن تمركز كنند محتوا است. ممنوع كردن نمایشگر‌ها عقلانی نیست. من عضو آكادمی طب اطفال امریكا هستم اما باید بگویم اظهارات آن‌ها در‌‌مورد تأثیرات رسانه‌های الكترونیك اصلاً به روز نیست.» کریستاکیس می‌گوید: «اهمیت در تفاوت میان مصرف انفعالی و فعال است. در تحقیقی كه او انجام داده است، دو گروه كودك، یکی با بلوك‌ها بازی می‌كردند و دیگری تلویزیون تماشا می‌كردند. گروهی كه به‌طور فعال بازی می‌كردند به‌طور چشمگیری در آزمون فراگیری وابسته به زبان بهتر عمل كردند.» کریستاکیس حالا مشغول تكرار همین تحقیق برای مقایسه‌ تأثیرات تلویزیون در مقابل بازی‌های آی‌پد است. تحقیق هنوز به پایان نرسیده اما کریستاکیس می‌گوید: «تأثیر آی‌پد روی مغز خیلی نزدیك‌تر به بلوك‌های بازی است تا تلویزیون.»
هتر کرکوریان، استادیار روانشناسی رشد در دانشگاه ویسكانسن هم به نتایج مشابهی دست یافته است. او به دو گروه از كودكان لغات جدید آموخته است: «یك گروه فقط ویدیو تماشا كرده‌اند و گروه دیگر برای رسیدن به نتیجه باید یك نمایشگر را لمس می‌كردند. «در كودكان زیر 30 ماهگی سطح یادگیری با مؤلفه‌های هم كنشی بالاتر بود. بنابراین، فكر می‌كنم كه این نشانگر ظرفیت دستگاه‌های لمسی به‌عنوان ابزار آموزشی است، به خصوص در مقایسه با تلویزیون.»


یك شیوه‌ متعادل
من و همسرم، اولیور را به نخستین سفر خارج از كشور بردیم، یك قطار سواری به یك عروسی در كانادا. این یك سفر علمی بود. ما نخست از كنار رودخانه‌ هودسون گذشتیم، سپس از از دریاچه‌ی چمپلین عبور كردیم. اما روز طولانی‌ای داشتیم، 11 ساعت روی ریل، وقتی حوصله‌ اولیور سر رفت شروع به گریه کردن كرد. همسرم او را كنار پنجره نگه داشت تا دشت و صحرا را تماشا كند اما افاقه نكرد. او داشت سعی می‌كرد پنجره را لیس بزند. وقتی من بازی Anomaly Korea را روی آی‌فون اجرا كردم اولیور تقلا می‌كرد تا آن را از من بگیرد. همسرم پرسید: «فكر نمی‌كنی باید به او بیاموزیم تا از زیبایی‌های طبیعت لذت ببرد؟» احساس گناه گردم، بازی را بستم و دوباره اولیور را برگرداندم تا بیرون را نگاه كند. یك خانواده سر میز شام كه هركدام مشغول نمایشگر خود هستند نمونه‌ بارز «باهم تنها بودن» است. اما بازی آی‌پد چیزی است كه من و پسرم عاشق‌اش شده‌ایم. بعضی متخصصان هم با آن موافق‌ هستند. میشاییل لوین، مدیر اجرایی مركز Joan Ganz Cooney در كارگاه Sesame می‌گوید: «اگر نزد فرزندتان باشید و راهنمایی‌اش كنید، دستگاه‌های هم كنشی امروز یك راه خوب برای یادگیری و نزدیك شدن به او است.» به گفته‌ لوین به جای گذاشتن محدودیت‌های میلی، والدین باید در تجربه‌كودكان در فناوری با آن‌ها شریك شوند.
لوین می‌گوید: «می‌تواند اشتیاق مرا به پروراندن عشقم به فناوری روز در مغز پسرم درك كند. برای داستین هافمن در فیلم فارغ‌التحصیل، آینده "پلاستیك" بود. من به فرزندانم‌ می‌گویم دیجیتال و جهانی فكر كنید. یك نوع جدید از سواد مدرن وجود دارد كه شما سعی به معرفی آن دارید.» لوین می‌گوید دور نگه داشتن كامل كودكان از نمایشگر‌ها برای چند سال نخست زندگی‌شان انتظارات غیرواقع بینانه‌ای در‌مورد رؤیارویی آن‌ها با فناوری ایجاد می‌كند: «بیایید زیادی خوش‌بین نباشیم. ما داریم می‌بینیم كه فناوری پوشیدنی در چند سال آینده عادی می‌شود.» آن عروسی در یك باغ در فاصله‌ یك ساعتی خارج مونترال برگزار می‌شد كه خبری از سیگنال تلفن و وای‌فای نبود. روز نخست بی‌اختیار تلفنم را بررسی می‌كردم تا شاید اتفاقی یك سیگنال از بین ابرها عبور كند و بتوانم فید توییت‌هایم را به روز كنم. اما سرانجام دلسرد شدم و دست از امتحان كردن برداشتم. اولیور عاشق راه رفتن كنار دریاچه شده بود، بنابراین، چرخی دور جنگل زدیم و غذا خوردن غازها را كنار رودخانه تماشا كردیم.
در طی این سفر دریافتم كه ساده لوحانه است اگر بخواهم نگران اولیور باشم كه سرشت دیجیتال پیدا نكند مگر این‌كه از روز نخست یك رژیم سرشار از فناوری به او بخورانم. این ایده به همان اندازه احمقانه است كه اعتقاد داشته باشم كه تماشای گجت‌ها و نمایشگرها برای مغز او سمی است. تا هنگامی كه جنبه‌های مختلف زندگی او را هماهنگ كنیم، علایقش را تشویق كنیم و خواسته‌های اعتیاد‌گونه‌ او را تعدیل كنیم همه چیز خود به خود مرتب می‌شود.از سوی دیگر، هر فناوری كه امروز من از او منع كنم یا تشویقش كنم به احتمال زیاد تا دوران نوجوانی او منسوخ شده است، همان‌طور كه كلكسیون سی‌دی‌های من شد. دانیل اندرسون استاد روانشناسی در دانشگاه ماساچوست كه روی رشد كودك و رسانه تحقیق می‌كند، می‌گوید: «دنیای رسانه‌های دیجیتال به سرعت در حال تغییر است، برای محققان سخت است تا پا به پای این تأثیرات روی كودكان پیش بروند. بنیاد تلویزیون امروز همان تلویزیون 40 سال پیش است، اما پرداختن ما به كامپیوتر‌ها در حال حاضر، خیلی با 20 یا حتی 10 سال قبل متفاوت است.» اندرسون برای بزرگ‌كردن پسر خودش ایده‌هایی در‌مورد میزان مدتی كه می‌تواند تلویزیون تماشا كند داشت، اما اصلاً نمی‌دانست چطور در مقابل شبكه‌های اجتماعی عكس‌العمل نشان دهد تا این‌كه باعث اعتیاد پسرش به آن‌ها شد. اندرسون می‌گوید: «تصورمن این است كه تغییرات به شتاب خود ادامه خواهند داد. به اصطلاح، ما ماورای افق‌های این رخداد هستیم.»


منبع : ماهنامه شبکه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 12 + 7 چند است؟

مطالب تصادفی

ADVERTISING