صداقت و راستی گمشده‌ی سبک زندگی اسلامی

کد خبر 14226 - 1392 12 | تاریخ: 1004 روز پیش-1392/12/17 | ساعت: 22:16

گاهی به مسئله‌ای برمی‌خوریم که به ظاهر پیچیده و سخت است. اولین راه‌حلی که به نظرمان می‌رسد آن است که با دروغی خود را از مهلکه به در کنیم و در واقع صورت مسئله را پاک کنیم. به درازا نمی‌کشد که دروغ اول خود برایمان میدانی بس سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌سازد. آنجاست که با دروغ بعدی، مجدد خود را به حاشیه می‌بریم تا از خطرات احتمالی در امان باشیم. گاهی تا وقتی نیاز است آمار دروغ‌هایمان بالا و بالاتر می‌رود. به راستی چرا اولین و ساده‌ترین جواب در ذهن ما دروغ است؟ چرا دروغ پدیده‌ای مذموم در حرف و مقبول در عمل است؟

در شرع مقدس اسلام، دروغ از گناهان کبیره محسوب می‌شود و به عبارتی دیگر، دروغ‌گو دشمن خدا شمرده می‌شود؛ چنان که خداوند در قرآن اولین ضرر و زیان دروغ را متوجه خود فرد می‌داند، چرا که دروغ به نوعی علت‌العلل سایر گناهان محسوب می‌شود و به نوعی اولین گام در راستای سرپیچی و گردن‌کشی است.

این مهم نشان از آن دارد که دروغ، با تغییر سبک زندگی اسلامی، سعی در ایجاد فساد و عادی‌سازی گناه در اجتماع را دارد. از این رو، مقام معظم رهبری در سفر خود به استان خراسان جنوبی، در مهرماه جاری، میزان رواج دروغ و دروغ‌گویی در جامعه را از شاخصه‌های مهم سبک زندگی اسلامی‌ـ‌ایرانی دانستند.

در یادداشت پیش رو سعی شده است تا ضمن پرداختن به دلایل دروغ و دروغ‌گویی در بستر جامعه، به چگونگی سست شدن روابط بین اعضای جامعه با رواج هر چه بیشتر دروغ اشاره شود.

رواج دروغ‌گویی در سطوح مختلف اجتماع موجبات غفلت از یاد خدا را فراهم می‌کند. خداوند در قرآن اشاره می‌فرماید که شیطان در ابتدا حضرت آدم را به وسیله‌ی دروغ گمراه نمود و به نوعی سرچشمه‌ی ضلالت بشری در دروغ مستتر است. در بررسی پدیده‌ی دروغ، قطعاً‌ باید به ریشه‌یابی چرایی پناه بردن به دروغ بپردازیم. در این راستا، به بررسی برخی دلایل دروغ‌گویی خواهیم پرداخت.

۱. یکی از مواردی که در توسل افراد به دروغ مورد توجه است کمبود اعتماد به نفس فرد است. فردی که به داشته‌های خود بی‌اعتناست، برای رسیدن به آنچه در ذهن، برتر و بالاتر از خود می‌داند، دروغ می‌گوید تا به نوعی منِ واقعی خود را در نقاب دروغ پنهان نماید تا افراد دیگر ارزش والاتری برایش قائل شوند.

۲. حسادت دیگر دلیل بشر برای دروغ‌گویی است. چه بسیارند افرادی که با حسادت به موقعیت و جایگاه دیگران و برای غالب نمودن خود در فضایی که هیچ سنخیتی با آن ندارند به دروغ متوسل می‌شوند. نمونه‌ی قرآنی این امر داستان حضرت یوسف (علیه السلام) و برادرانش است که به دلیل حسادت به محبوبیت یوسف نزد پدرشان متوسل به دروغ شدند.

۳. ترس از بیان واقعیت در مواقع بسیاری علت اصلی کتمان حقیقت یا همان دروغ است؛ چرا که فرد نمی‌داند پس از افشای حقیقت اطرافیان چه برخوردی با او دارند و ترجیح می‌دهد به نوعی با دروغ گفتن، تا زمان برملا شدن موضوع، به اصطلاح برای خود وقت بخرد.

۴. برخی از افراد نیز از روی عادت دروغ می‌گویند و بی‌هیچ دلیلی اصرار بر دروغ‌گویی دارند. اکثراً با افرادی روبه‌رو شده‌ایم که وقتی علت دروغ گفتنشان ‌را جویا می‌شویم، خود دلیل روشنی ندارند و از الفاظی مانند «نمی‌دانم» یا «همین ‌طوری» استفاده می‌کنند.

۵. عدم تشخیص آنی دروغ بعضاً باعث شده است تا افرادی برای تبرئه‌ی خود حتی در زمانی کوتاه به آن روی بیاورند و از آنجا که دروغ اول معمولاً به طور زنجیر‌وار دروغ‌های آتی را در پی دارد، فرد به این امر برای مدت طولانی مبادرت خواهد ورزید.

در سبک زندگی اسلامی، دروغ به هیچ وجه راهی ندارد؛ چون همان طور که گفته شد، دروغ علت‌العلل گناهان محسوب می‌شود. افراد اگر برای توجیه رفتار و گناه خود دروغ بگویند، دیگر هیچ راهی برای جلوگیری از گناه در خانواده‌ی اسلامی متصور نیست.

در باب نکوهش این پدیده‌ی اجتماعی، امام حسن عسکری (علیه السلام) می‌فرمایند: «مقام پلیدی‌ها در اتاقی قرار داده شده است و کلید آن دروغ است.»(جامع‌السعادات، ج ۲، ص ۲۳۳)

رابطه‌ی‌ گناه و پلیدی با دروغ از آنجایی است که انسان گناهکار همواره از صداقت در عمل پرهیز دارد و به انحای مختلف برای مبرا کردن خود از گناه به دروغ پناه می‌برد و در واقع دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد می‌سازد. در راستای تجسم این سخن، به داستانی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اشاره می‌کنیم. فردی گناهکار خدمت رسول خدا رسید و عرض کرد یا رسول‌الله من نماز می‌خوانم، عمل منافی عفت هم انجام می‌دهم، دروغ هم می‌گویم. کدام را اول ترک کنم؟

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: دروغ. او به پیامبر قول داد که هرگز دروغ نگوید. فرد از محضر رسول خدا مرخص شد. بعد از گذشت ساعتی، وسوسه‌های شیطانی او را برای اقدام عمل منافی عفت هدایت می‌کرد، ناگاه به خاطر آورد که اگر فردا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از او در این باره بپرسد، چه باید بکند، چون تصمیم گرفته بود دروغ را ترک کند، از انجام این گناه نیز صرف نظر کرد.(مستدرک‌الوسایل، ج ۹، ص ۸۹) این روایت به نوعی اشاره به این دارد که فرد با ترک دروغ از بسیاری از گناهان دست می‌شوید.

حقیقتی تلخ؛ وقتی دروغ نردبان ترقی می‌شود...

مشکل بزرگ‌تر آن است که در ساحت رسمی جامعه، دروغ بازار پررونق‌تری پیدا کند و راست‌گویی و راستی با بروز مشکلات بسیار برای فرد و بالتبع، جامعه همراه شود. بعضاً دیده می‌شود که به دلیل مشکلات در جامعه‌ی امروزی، برخوردهای شدیدتری با فرد راست‌گو می‌شود و به عبارتی دیگر، بیان این امر که حقیقت تلخ است نشان از آن دارد که دروغ و نفاق به مزاج اکثریت جامعه شیرین و دلچسب است.

در واقع فردی که در مواجهه با مشکلی راست می گوید و اشتباه خود را بیان می کند با برخورد نامناسب سایرین روبرو می‌شود و در مقابل، دروغ‌گویی دیگران را مفری برای تنبیهشان می‌بیند در دفعات بعدی قطعا یا راست نمی‌گوید، یا دروغ ‌گویی را درپیش می‌گیرد و در این موقعیت، قطعاً پرداخت به چگونگی تغییر ذائقه‌ی مردم نسبت به دروغ باید مورد توجه قرار گیرد و با فعالیت‌های مستمر و گسترده‌ای همراه شود.

از اولین شرایط رواج دروغ‌گویی در جامعه شکسته شدن قبح آن است. در جامعه‌ای که دروغ‌گو، بر حسب فاش نشدن واقعیت و باطنش، به مراتب بالاتر می‌رسد و به نوعی دروغ‌گویی زرنگی محسوب می‌شود، نمی‌توان به راحتی افراد را ملزم به راست‌گویی کرد؛ زیرا متأسفانه ظواهر امر نشان‌دهنده‌ی آن است که دروغ‌گو در ساحت جامعه موفق‌تر است. این امر یعنی اینکه به جای تفهیم قبح دروغ، روزبه‌روز مردم بیشتر به سمت دروغ خواهند رفت.


منبع : : زندگی اسلامی

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 20 + 7 چند است؟

ADVERTISING