نگاهی به نمایش رویای پروانه

کد خبر 14688 - 1392 12 | تاریخ: 1003 روز پیش-1392/12/20 | ساعت: 19:22

رویای پروانه اثری است که می خواهد در دل موقعیت های طنز و کمدی ما را متوجه تلخی ها و اندوه های احاطه یافته بر زندگی مان کند. شلوغی و هیاهو زندگی روزمره که همه ما را موبایل به دست، سر در گریبان و شتابزده کرده است. تلفن همراه یک وسیله ارتباطی است اما بر عکس موجبات بی ارتباطی ما را فراهم کرده است. برای همین همه در خیابان شتابزده اند و دخترک زیر دست و پا باید له شود. برای همین دخترک پا به طبیعت بکر می گذارد و از ملال و کسالت زندگی نوین می گریزد تا شاید پروانه ها و پروانه شدن یک راه رهایی تلقی شود برای تداوم حیات.
رویای پروانه می خواهد ما را متوجه نظام مصرف گرایی کند. اینکه در تلویزیون و رسانه ها گروهی مدام کالاهای مصرفی تبلیغ می شود و ما دچار این بیهودگی مصرف می شویم. برای همین برایمان خیلی مهم است که چه بپوشیم و بخوریم و به کجا برویم، البته نه به خواست و اراده فردی بلکه بنا بر میل و نیازی که دستگاه های تبلیغی وابسته به بنگاه های اقتصادی و مال اندوزی برایمان تدارک می بینند.
رویای پروانه می خواهد ما را از بوروکراسی اداری خبردار کند. می خواهد این نظام اداری و فرسایشی را برایمان شرح دهد و بگوید که هیچگاه درگیر این نظم آلوده و ویرانگر نشوید که هیچگاه از غول بوروکراسی جز مرگی تدریجی برایمان عایدی دیگری دستگیر  نمی شود. برای همین است که بعد از مرگ کارمند، دخترک وقتی جایگزین اش می شود نمی فهمد مدیر را و از آنجا می گریزد چون او به دنبال پروانه اش هست و باید پیداش کند.
20140112111754_7777777777777777777 [copy]
رویای پروانه می توانست با داشته های متن ما را به جاهای خوبی بکشاند. یعنی ما را آگاه کند اما در اجرا ناموفق است چون در دو هفته بستن یک نمایش نود دقیقه ای با گروهی از بازیگران آماتور یا تازه کار ناشدنی است. بازیگران در همین زمان می توانستند در نهایت به سی دقیقه از اجرا برسند. این دلیلی است تا ناپخته بودن بازی ها ما را از القای مفاهیم باز بدارد. اینکه متن زیبا باشد برای شروع یک حرکت نمایشی لازم است اما کافی نیست. پروسه اجرایی باید بنابر تمرینات درست و به موقع به نتیجه ختم شود. اتکای متن به بازیگر است و او هم باید در دل تمرین از پس این مهم برآید. بدن و بیان و حس و حالت باید دربیاید که بشود بازی کرد. آن وقت هماهنگی بازیگران و رسیدن به ضرباهنگ هم اصل می شود که اگر نباشد پریشانی اجرا فریاد می زند. این ساده اندیشی است که بخواهیم تحت هر شرایطی کار کنیم. مخاطب بسیار عزیز است و باید برایش بسیار ارزش قائل شد. این طور نیست که با یک توضیح و پوزش مخاطب را دعوت کرد که پای کار بنشیند. این اشتباه محض است که بخواهیم همه چیز را سهل و راحت برگزار کنیم. تماشاگر به گروه تعهدی ندارد این گروه است که باید تعهد خود را با یک اجرای قوی ابراز کند. اینکه حالا عده کمی خوششان نیاید بحث دیگری است وگرنه گروه موظف است همیشه در سطح انتظار اکثریت، کار قابل قبول اجرا کند.
رویای پروانه در طراحی صحنه و نور واقعا کم می آورد و بازیگران شتابزده حس های خود را ابراز می کنند. هیچ تمرکزی برای سامان گرفتن حرکات و سکنات نیست و اجرا دقیقا از هم می پاشد. آبروی سه کشور در میان است و نمی شود بی گدار پا به صحنه نهاد. هنرمند خلاق هیچگاه خودخواسته مغلوب نمی شود و همیشه زیبایی شناسی برایش مهم است و تا این مرحله به وجود نیاید، خود را آلوده جریان های بیهوده و حواشی نخواهد کرد. گروه می تواند موفق باشد اما هنوز نیاز به تمرین و مشق کردن دارد تا بشود به غایت زیبایی در این فرم و متن رسید. این اسمش اعتماد به نفس نیست بلکه سهل انگاری است و نمی شود بدون قاعده صحنه را به بازنمایی احساسات، عواطف، ادراکات و تفکرات سوق داد. هنرمند متولی اندیشه و زیبایی است و در پی کسب حقیقت است. بنابراین وظیفه و مسئولیتش بسیار دقیق و سنگین است. خود از رویای پروانه بگویی و آن وقت پروانه نشوی، یعنی به بیراهه رفتن. یعنی صادق نبودن. یعنی... حیف که دلم پر درد است از این بیکرانگی که گاهی ما را از خود غافل می سازد و نتیجه غبطه و حسرت بیهوده است. انسان خود فراتر از هر پروانه ای است و پروانگی اصالت نهادینه در وجودش است اما متاسفانه در سرگشتگی ها و بطالت ها در افتادن ما را از این داشته ها غافل می‌کند.
رضا آشفته


منبع : هنر آنلاین

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 14 + 10 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر