معماری و موسیقی(2)

کد خبر 14990 - 1392 12 | تاریخ: 999 روز پیش-1392/12/23 | ساعت: 21:40

1. اصطلاحات مشابه و تعبیر آنها
ساده ترین رابطه، شباهت‏ها، فصل‏های مشترک و اصطلاحات مشابه موسیقی و معماری است. برای مثال:
محور ، تقارن ،  نسبت، سلسله‌ مراتب ،  ریتم و سکون ، عامل مفروض ، تغییر شکل ، تجانس ، تضاد ، تقابل ، تکرار ، ضرب آهنگ و هارمونی و...  غیره‌
که‌ در موسیقی و‌ معماری از آنها بهره گرفته‌ می‏شود. به‌ نظر می‏آید موضوع نباید به این سادگی باشد، و شاید هم رابطه‌ای اگر باشد در واقع از این حد بیشتر نیست. حال به‌ توضیح بعضی از آنها می‏پردازم:
ریتم و ضرب‏آهنگ:
مارش به خاطر ریتم کوبنده اش هیجان انگیز ، و لالایی با ریتم آرام و لطیف خود به انسان احساس آرامش می دهد، ریتم یک سرود ، کیفیتی باشکوه و غرورآمیز دارد و در مقابل ، آوازهای قدیمی مذهبی که تقریبا بدون ریتم هستند، به انسان حالت عرفانی می دهند.
هربرت اسپنسر فیلسوف انگلیسی می نویسد: ریتم تنظیم کننده گیتی است، و به آسمان بیکران و به کرات با شکل‏های مختلف و فراوان نظم می‏بخشد.
همه هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند، چراکه منشا همه آنها تجلی زیبایی است. این زیبایی در معماری و مجسمه سازی به شکل نسبت های طول وعرض و ارتفاع اتفاق می افتد. در یک چهره، تناسبات هستند که زیبایی می آفرینند. گاهی هم تناسبات رنگ ها باعث ایجاد زیبایی می شوند که در آنجا هم مجموعه فرکانس های نوری، تناسبات دلپذیری را به وجود می آورند. در موسیقی هم نسبت های صوتی به زیبایی منجر می شوند؛ نسبت هایی که به تناسب می رسند. تناسب گاهی در وجه دیداری است و گاهی در وجه شنیداری. تمام گام های موسیقی از دو عدد  دو و سه‌ حاصل می شوند. وقتی که وارد مبحث ریتم می شویم، با دوضربی یاسه ضربی مواجه هستیم. اصلا ریتمی ازاین قاعده خارج نیست. وقتی ریتم ترکیبی می‏شود،حاصل ضرب عددهای دو و سه است و موقعی که ریتم مختلط می شود، حاصل جمع این دو عدد است (البته با ترتیب های متنوع و مختلف). وقتی ما از یک به سمت کثرت حرکت می کنیم، ابتدا با دو و سه مواجه هستیم. در معماری هم با فرکانس هاینوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید و این تناسبات در اکثر آثار بزرگ معماری وجود دارد. جالب اینکه این تناسبات در بدن انسان، آناتومی پرندگان و درختان و همه جای طبیعت به همان نسبت کیهانی وجود دارد.
در هنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد به عبارت دیگر تکرار منظم ومتوالی یک عنصر تصویری ضرب‏آهنگ بصری را بوجود می‏آورد.
Music1 [copy]
 تأثیر هماهنگ شده عوامل مختلف چون نور و صدا، و غیره می تواند با حرکات عملی، تلفیق شده و موجب پیدایش احساس زیبا در شخص گردد. در یک بیان معمارانه، فواصل منظم سایه و روشن فضا می تواند با «ریتم مشخص » بر حرکات انسان در فضا منطبق شود. این انطباق، منظم کننده و رهبری کننده آن حرکات در فضا است . به عنوان مثال از یک حرکت «ریتمیک» متشکل از نور و تاریکی در رابطه با حرکت انسان، می توانیم قدم زدن در کنار یک ردیف ستون، یک ردیف درخت، ردیف نورگیری‏های سقفی یا معبری که در شب با چراغ به فواصل معین روشن شده را تصور کنیم . همین طور تعدادی دهنه‏های ثابت قوس ها وگنبدها که باعث ایجاد یک جریان متناوب فضایی می شوند. این تعبیری است از در برگرفتن موسیقی در معماری به اتکاء ادراکی از مفهوم موسیقی «ریتم فضا».
Music2 [copy]
  سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبه ای کاربردی دارد. پاگرد پله‏ها ، میادین و گره های شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد یک عامل یا عنصر در فضای معماری و جلب توجه بیننده ، عامل مکث و سکون را می توان به خوبی پدید آورد.
تقارن:
تقارن در گام ماهور باعث شادمانی و نشاط می شود و اگر این تقارن به هم ریزد باعث غم و حزن می شود.
وحدت گرايي – شاخص ترين ويژگي مفهومي معماري و موسيقي ايراني
اصولاً جوهر و ذات معماري ايران ، وحدت گرا و در پي وحدت است
سازماندهي فضا بر اساس الگوهاي رايج در معماري و موسيقي ايراني
ايده هاي تشکيل دهنده‏ی فضا در معماري و موسيقي ايراني خاصيت الگويي دارند . اين الگوها در معماري ايراني به صورت سازماندهي چهارايواني ، حياط مرکزي ، محوري ، تقسيم هندسي سطوح ( شطرنجي ، صليبي و ... ) مي باشد .
به همين خاطر تمايزات و تفاوتهاي ناشي از عملکرد و کاربريهاي مختلف ، چندان برجسته نيست . همين ويژگي الگويي در موسيقي ايراني و بداهه پردازي‏ها بر اساس انگاره هاي مشخص ملوديک سبب مي شود که هر گونه شباهتي در اصوات و فواصل ناشي از آنها در مقام ها ( براي مثال همايون و بيات اصفهان ) اهميت زيادي نداشته باشد و مهم اين است که آيا الگوهاي ملوديک که با عطف به آنها موسيقي هنگام اجرا خلق مي شود ، يکسانند و يا متغير و متفاوت .
 سلسله مراتب در کشف فضاي معماري و موسيقي ايراني
بر اساس سلسله مراتب ، اولين رويارويي با فضاها از طريق شناسه ها و نشانه هاي بيروني بنا ( چون بادگيرها و مناره ها به عنوان عناصر عمودي ، گنبدها و ... ) ايجاد مي گردد . در مرحله ي بعدي از درک و آشنايي با فضا ، ورودي ها هستند که کاشف فضا را در مرحله ي اصلي ارتباط فضاي بيرون و درون قرار مي دهند ، يا به عبارتي ديگر ، دعوت از فضاي بيرون به درون از طريق ورودي و تناسبات و عناصر آن ايجاد مي شود .
به همين منظور در معماري ايراني ، ورودي از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد و اغلب مورد تأکيد فراوان قرار مي گيرد . در بناي معماري اي که از الگوي حياط مرکزي پيروي شده است ، پس از عبور از ورودي به صحن مرکزي حياط ، اغلب به خاطر توجهي که معمار ايراني به فضاي درون داشته است ، نماهاي داخلي و رواق ها و ايوانها به بهترين شکل ممکن طراحي و پرداخت شده است .
اين سلسله مراتب طراحي فضا و گزينش مکان براي عناصر تعريف کننده با آن و قرارگيري الگوها در انتقال به فضاي دروني بنا ادامه مي يابد و همواره به همان اصولي که اشاره شد ( ورودي ، تقسيم راه ، تغيير مسير ، توقف به منظور تعيين جهت ، حرکت و بهره وري بصري و جز اينها ) وفادار مي ماند .
اصل سلسله مراتب در موسيقي ايراني چه در جايگزيني الگوي فرمهاي موسيقي و چه در ترتيب قرارگيري گوشه هاي رديف دستگاهي مورد توجه بوده و غالباً به صورت زير مي باشد :
- فرم پيش درآمد ( يک قطعه ي سازي با ريتم ثابت و تصنيف شده که در آغاز دستگاه موردنظر قرار مي گيرد )
- درآمد ( مهمترين گوشه ي دستگاه موردنظر که معرف مقام و مد اصلي آن بوده و هويت دستگاه را مشخص مي سازد)
- گوشه‏هاي بعد از درآمد
- فرم چهار مضراب ( قطعه اي سازي که مي تواند داراي تمپو و ضربهاي متفاوت 4/2 ، 8/6 ، 16/6 ، 16/12 و ... باشد)
- فرم تصنيف ( قطعه ي موسيقي با وزن مشخص که بر روي کلام يا شعر ساخته مي شود)
- فرم ضربي ( يک پاساژ يا يک قطعه ي کوتاه آوازي که به صورت بداهه سرايي در اجزايي گنجانده مي شود که ضرب آزاد نداشته و با الگوهاي ثابت وزني دو ضربي ، سه ضربي ، چهار ضربي و ... تنظيم مي شود)
- فرم رنگ (قطعه اي سازي که در آخر مجموعه قرار گرفته و در ميزانهاي 4/2 ، 4/3 و 8/6 و ... که حالتي از رقص و سماع را در شنونده برمي انگيزد)
2. درک بصری از اصوات (رابطه‌ای دو طرفه‌)
درک بصری از اصوات و امواج محیط پیرامون و طبیعت، در آفریدن هر دو دخیل هستند. برای مثال موسیقی بودائی‏هایی که در فراز قله‏های چین و میان انبوهی از درختان آنرا خلق کرده اند و امروز حتی به عنوان موسیقی ریلَکسِیشِن)‏relaxation‏) از انها استفاده می شود، به نوعی به وزش باد، یا ابری که میان دره‏ها پرواز می کند، شباهت دارد. موسیقی هوی متال (‏Heavy metal) این سبک از موسیقی در اصل برای اعتراض و بیان نابسامانی‏ها و ناامنی‏ها بوجود آمده است. اکنون خواننده با صدایی عصبانی و شاید محزون از این اوضاع شکایت می‏کند. صدای هارش گیتار و ریتم، صدای ماشینهای موتوری و انبوه آسمان خراش‏ها را به یاد شما می آورد. این موسیقی خیلی خوب به این وضع اعتراض می‏کند.
3. خلق یا تداعی فضا
برخی از موسیقی‏ها و یا سبک‏ها، ذاتا روح فضاسازی، تجسمی و تصویری دارند. موسیقیدان با چیدن ملودیها، و زیر صداهای مخصوص خود، و آمیختن آن با هنر تنظیم منحصر به فرد، برای شما یک فضا و حالت کاملا مجازی و تخیلی ایجاد می‏کند. این فضا و حالت می تواتند خوشایند، آرامش دهنده، توهم زا، استرس آور و یا رعب انگیز باشد. موسیقی متن فیلم های جنایی یا ترسناک از این قائده بهره می گیرند و ترس و هراس شما را با این ترفند چندبرابر می کنند.
موسیقی اصیل ایرانی با اینکه به قول استاد حسین علیزاده تصویری نیست، ولی باز خاطره اماکن و شهرهای مختلف را زنده می کند.
4. انتخاب سازها و جنس صدا
مانند فلوت آمریکای لاتین که‌ صدایی تخیلی و آسمانی دارد و احساسی متفاوت در مکان را در ما ایجاد می‏کند.
5. خاطره‌ و انتقال اطلاعات
موسیقی فولکلور و اصیل ایرانی با اینکه فضاسازی نمی‏کند ولی اطلاعات خوبی را به ذهن انسان وارد می‏کند.
تمام این موارد بر ذهن معمار موثر واقع می‏شوند و در خلق فضا موثر هستند.
6. طراحی فضا با توجه‌ به‌ نیاز موسیقی در اجرا و شنیدن بهتر آن
ساختمان اپرای سیدنی به دلیل اکوستیک قوی ان-که امواج صوتی را در کمتر از۲ ثانیه مستهلک می کند- شهرت دارد.


منبع : معماری

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 20 + 9 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر