نگاهی تحلیلی به موسیقی حمید متبسم(1)

کد خبر 15126 - 1392 12 | تاریخ: 993 روز پیش-1392/12/24 | ساعت: 14:28

[copy]

پویا سرایی (دکترای پژوهش هنر، موسیقی‌دان، مدرس دانشگاه): موسیقی دستگاهی ایران تقریبا از دوره مشروطه، بطور جدی حائزِ رکن آهنگسازی شد. آنچه قابل توجه است اینکه ردیف، عموما مولفِ فردی و یا مشخص ندارد؛ بلکه عموما آنچه از ردیف مراد می‌شود، مجموعه ای از اجزاء موسیقایی است که یا مولف آن ناشناخته و یا جمعی است. اگر الحان یا دساتین و یا خسروانیات نیز به باربد منتسب می‌دانیم، با توجه به سیطره‌ی مفهومِ سنت در هنر ساسانی از یک سو و نیز نگاه بینامتنی و تاثیرپذیرندگیِ همه آثار هنری از آثارِ ماقبل ، این انتساب قابل شک است . به علاوه موضوعیتِ مبحثِ پیشِ رو نیز خلقِ سیستماتیک  در حوزه موسیقی دستگاهی است نه موسیقی مقامی  و یا هر نظام موسیقاییِ دیگر.
مفهوم آهنگسازی پس از دوره‌ی مشروطه نیز مورد خوانش ها و مناقشات فراوانی است.برخی از متفکرین ، این مفهوم را زیبنده‌ی موسیقی دستگاهی نمی‌دانند .متفکرین طراز اولِ موسیقی کلاسیک ایرانی  مثل کیانی(1368) یا طلایی(1371) نیز در تعریف عملیاتی این مفهوم، سکوت کرده اند .
اما به راستی، حوزه‌ی مفهومی آهنگسازی در موسیقی دستگاهی چگونه قابل تشخص است؟ آیا به کارگیریِ صرف انگاره های ملودیک و ریتمیکِ ردیف در اثر، به خلق اثریِ آهنگسازی شده خواهد انجامید؟
مدلی مفهومی مبتنی بر نسبت آثار تصنیفی و موسیقی دستگاهی:
آهنگسازی در موسیقی دستگاهی، مراحل و مبادیِ مختلفی را پیموده است. شاید بتوان این مراحل را با مبنا قرار دادن شاخصِ “نسبت آثار تصنیفی و ردیف”، در مدلی مفهومی، بدین‌گونه طبقه بندی کرد : 1) گاهی مبنا برای آهنگسازی، تغییرات جزیی ردیف است ؛ 2)گاهی استحاله ای بنیادین – نوعی خوانش بر مبنای آموزه های ردیف – مد نظر مولف است ؛3) گاهی علاوه بر ردیف ، گفتمان های دیگری از بیرون و درون ، در تکوینِ اثر موسیقایی سهیم اند و4) دستِ آخر ، گاهی ، گفتمان ردیف آنقدر کم رنگ است که  تقریبا غیرقابل بازشناسایی است.
آهنگسازانِ موسیقیِ دستگاهی ، در طولِ حیاتِ هنریِ خویش ، به تناوب در مراحلی از این پیوستار ، مقیم بوده اند ؛ گاهی اثری از مصنفی می‌بینیم که کاملا بر مبنای تغییراتی جزیی در مبانیِ موسیقیایی و فراموسیقیایی ردیف است و گاهی اثری دیگر از همان مولف را می‌توان پیدا کرد که مولفه‌ های معنایی موسیقی دستگاهی، در آن رقیق است. البته که اسلوب و منشِ آهنگسازیِ بسیاری از مصنفین ، دارای طیف کمابیش مشخص و ثابتی است ، بطوریکه می‌توان مصنفین را با متغیرهایی چون سنتی، مدرن ، آوانگارد ، پیشرو یا … نامید.
یکی از مصنفینِ پیشرو در موسیقی دستگاهی،  حمید متبسم است. پیشرو بودنِ آثار متبسم، حداقل در دوره‌ی زمانیِ خاص، امری قابل تحلیل و پی‌گیری است. دراین مجال، به پاره ای از مصادیقی که بر مبنای آن ذهنیتِ پیشروی متبسم قابل دفاع و عرضه است، پرداخته خواهد شد. این مصادیق در سه بستر ملودی پردازی، ریتم گزینی و ژانرِ آثار نشان داده خواهند شد.
1) ملودی پردازی:
ملودی ، برای متبسم اِلِمانیِ برجسته است ؛ آثار او تا به امروز سرشار از ملودی هایی است که با ابتنا به نظامِ موسیقی دستگاهی، زیبا تلقی می‌شوند. از این حیث که عنصر ملودی در موسیقی دستگاهی نیز نقشی بسیار بنیادین دارد ( قس مسعودیه 1365 ) متبسم در پیوستارِ فهومیِ فوق الذکر ، جای می‌گیرد. اما در پاسخ به اینکه وی  را در کدام نقطه از این پیوستار می‌توان جای داد ، توضیحاتی ضروری است.
ملودی پردازی متبسم ، در بسیاری از آثار او ویژه و انحصاری است .به نظر نگارنده ، این امر او را از مصنفینِ دیگری مثل پایور ، علیزاده  و … متمایز کرده و به مشکاتیان ، کیانی نژاد نزدیک می‌کند. دلیلِ این قرابت ، خواه نزدیکیِ دوره‌ی حیاتِ هنریِ ایشان باشد و خواه تعلقِ هر سه آهنگساز به فرهنگِ قومیِ واحد( فرهنگ خراسان بزرگ) ؛ به هر ترتیب در آثار هر سه ایشان ، مولفه هایی چون : ملاحت ، لطافت ، ظرافت بروزی جدی دارد .
ذکر این موضوع بسیار ضروری است که مولفه های مذکور ، در نظر نگارنده ، مفاهیمی ارزشی، احساسی و یا  عاطفی نیستند . موضوع ملاحت ، لطافت  و … به عنوان یکی از ویژگی های زیبایی شناختی در آثار بسیاری از متفکرین بعنوانِ متغیر کنترل ( نک حافظ نیا 1386 ) بکار رفته است . برای مثال فرانک سبیلی ( 1959) نیز از طیفِ  این مفاهیم برای تشریح دیدگاه های زیبایی شناختیِ خود بهره برده است .
آنچنان که در حکمت هنر اسلامی نیز ، چنانکه حافظ نیز عنوان می‌کند حسن به اتفاق ملاحت جهان را خواهد گرفت . بدین ترتیب ، ملاحت ، “متغیر کیفیِ” قابل توجه‌ای در حکمت و زیبایی شناسیِ هنر اسلامی است. همانگونه که در عرفان اسلامی نیز ملاحت ، به عنوانِ صفتی از صفاتِ واجب الوجود در اسم جمالیه‌ی “یا لطیف” مستتر است و در عالم محسوسات و معقولات نیز بروز دارد(نقره کار 1387 : 39). لذا سخن گفتن از ملاحت ، نه یک کلی گویی یا اعطایِ بار ارزشی ، که در راستای تجریدِ مفهومِ زیبا در بررسی آثار هنری است.
با این وجود  ملاحت، متغیری کیفی است ، در دایره‌ی حس-ادراک و شاید نتوان درباره‌ی آن شاخصهایی کمی برای ارزیابی ارائه کرد  ؛اما وجهِ دیگرِ ملودی پردازی های او، در دایره‌ی تعلق – تحلیل قابل ارزیابی است.
ملودی های متبسم ، عموما غیرقرینه هستند .این غیرِ قرینگی در نیم جمله های پیشرو و پیرو ، بخصوص در آثار گذشته‌ی او نظیر “بوی نوروز” و “بامداد” به وضوح قابل ملاحظه است . غیرقرینگیِ ملودی،نیز  منطقا تمهیدی زیبایی شناختی است که  موجدِ تشدید تعلیق ، هیجان یا عادت‌زدایی است.
از طرفی استفاده‌ی عینی از ردیف در آثار متبسم ، ندرتا دیده ‌می‌شود . در نگاهی ریزبینانه تر ، در آثار وی، انگاره ریتمیک و یا محتوای مایگیِ گوشه ها عموما رعایت شده است لذا حرکتِ ملودیکِ ردیف ، برجسته ترین مولفه است که همواره متبسم آن را تاویل کرده است. با این توضیحات ، در جنبه ی ملودی پردازی، متبسم را می‌توان در نقطه (2) از پیوستار فوق الذکر جای داد ؛ یعنی “خوانش و استحاله‌ی موسیقی دستگاهی”.


منبع : ماهنامه تجربه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 17 + 2 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر