تک گویی یا مونولوگ چیست؟

کد خبر 15229 - 1392 12 | تاریخ: 1283 روز پیش-1392/12/25 | ساعت: 10:59

ImageHandler.ashx [copy]

تک گويي شيوه‌اي نمايشي است که از اواخر قرن 19 در نمايشنامه‌نويسي و داستا‌ن‌نويسي متداول شده است. در اين شيوه ذهن‌گرايي و درون‌گرايي مد نظر است که البته با دو رويکرد بيروني و دروني ارائه مي‌شود. در تک گويي دروني، آن چه در نمايش شنيده مي‌شود، در خلوت و تنهايي شخصيت مي‌گذرد، يعني به نوعي شاهد واگويه‌هاي دروني شخصيت هستيم که در تنهايي‌اش صورت مي‌گيرد. اما در تک گويي بيروني، نوعي برون‌افکني است که با صداي مشخص براي يک يا چند شنونده روايت مي‌شود. البته در هر دو مورد تا حد زيادي نظم معمول در گفتار ذهني و بيروني بر هم ريخته است و اين به دليل بيماري شخصيت است. واگويه‌هاي دروني و بيروني بيانگر تنهايي، وحشت، اضمحلال، روان‌پريشي، عصبانيت و خودخوري شخصيت است. در حالت معمول که فرد دچار چنين کنش‌هاي ابرازگرايانه نمي‌شود،‌ شخصيت به دنبال درمان خود انگيخته است و لازم است که از درون تنظيم شود. گاهي روانکاوان چنين وضعيتي را پيش مي‌آورند تا به مرور شخصيت بيمار ذهني و رواني به سمت و سوي بهبودي و تخليه رواني پيش برود. گاهي نيز به طور طبيعي خود بيمار با يافتن آدم‌هاي مورد اعتماد يا در رويارويي با طبيعت به برون فکني خود مي‌پردازد. در هر دو صورت احتمال درمان وجود دارد. به خصوص اگر شخصيت بيمار با حمايت جدي اطرافيان روبه‌رو شود.
ساختار
ساختار تک گويي‌ها عموماً و اغلب با يک نفر در صحنه شکل مي‌گيرد. يک نفر که مدام حرف مي‌زند و البته حرکات او يا خيلي کند يا خيلي تند است. بنا بر پيشينه بيماري اين حرکات کند و تند مي‌شوند. در بيماري‌هاي روان پريشانه حرکات و صدا کند و آرام است و در ساختارهاي هيستريک و عصبي اين حرکات تند مي‌شوند. در اين وضعيت انسان نامتعادل است و اصلاً نمي‌تواند با رفتارهاي معمولي در صحنه متجلي شود. چالش‌مندي اين فرد بيشتر با خود است. او آن قدر تضعيف شده ‌که ديگر نمي‌تواند با ديگران و با دنياي خارج از خود مجادله و کشمکش داشته باشد. او آن قدر با خود ور مي‌رود تا به نوعي تکرار و دور باطل دچار ‌‌شود. اين تکرارها براي مخاطب نيز دردسر ساز و بي‌حوصله کننده است. اين وضعيت به هيچ وجه قابل تحمل نيست. مخاطب هم مانند شخص بيمار در صدد خروج از اين وضعيت است. به همين دليل مونولوگ‌هاي نمايشي نيز به مانند وضعيت‌هاي واقعي چنين بيماراني غير قابل تحمل به نظر مي‌رسد. بنابراين شاکله دروني اين آثار بر هم ريخته و دايره‌اي شکل است و هيچ چيز از منطق روايي خطي و معمول پيروي نمي‌کند. بي‌نظمي دلالت بر برهم ريختگي درون افراد مي‌کند. بيماري نيز موجب مي‌شود که در پردازش صحنه از دکورهاي عجيب و نورپردازي‌هاي تند و تيز استفاده شود. لباس نيز از رنگ زندگي فاصله مي‌‌گيرد.
تك گويي معروف هملت در نمايشنامه هملت اثر زيباي شكسپير:
بودن، یا نبودن، سوال اینجاست
آیا شایسته تر آنست که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفا پیشه تن در دهیم،
و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟
بمیریم، به خواب رویم- و دیگر هیچ؛
و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده.
این سر انجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود.
مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن...
ها! مشکل همینجاست؛ زیرا اندیشه اینکه در این خواب مرگ
پس از رهایی از این پیکر فانی، چه رویاهایی پدید می‌آید
ما را به درنگ وا می‌دارد. و همین مصلحت اندیشی است
که این گونه بر عمر مصیبت می‌افزاید؛
وگرنه کیست که خفّت و ذلّت زمانه، ظلم ظالم،
اهانت فخرفروشان، رنج‌های عشق تحقیر شده، بی شرمی منصب داران
و دست ردّی که نا اهلان بر سینه شایستگان شکیبا می‌زنند، همه را تحمل کند،
در حالی که می‌تواند خویش را با خنجری برهنه خلاص کند؟
کیست که این بار گران را تاب آورد،
و زیر بار این زندگی زجرآور، ناله کند و خون دل خورد؟
اما هراس از آنچه پس از مرگ پیش آید،
از سرزمینی ناشناخته که از مرز آن هیچ مسافری بازنگردد،
اراده آدمی را سست نماید؛
و وا می‌داردمان که مصیبت‌های خویش را تاب آوریم،
نه اینکه به سوی آنچه بگریزیم که از آن هیچ نمی‌دانیم.
و این آگاهی است که ما همه را جبون ساخته،
و این نقش مبهم اندیشه‌است که رنگ ذاتی عزم ما را بی رنگ می‌کند؛
و از اینرو اوج جرأت و جسارت ما
از جریان ایستاده
و ما را از عمل باز می‌دارد.
آه دیگر خاموش، افیلیای مهربان! ای پری زیبا، در نیایش‌های خویش، گناهان مرا نیز به یاد آر."


منبع : گروه تئاتر سه گانه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 20 + 4 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر