درباره کتاب عقاید یک دلقک

کد خبر 15268 - 1392 12 | تاریخ: 997 روز پیش-1392/12/25 | ساعت: 14:25

کتاب «عقايد يک دلقک» يکی از بهترين آثار هاينريش بل می‌باشد. هاينريش بل يک نويسنده‌ی آلمانی و برنده‌ی جايزه‌ی نوبل ادبيات در سال ١٩٧٢ بود. دوره‌ی جوانی وی مصادف با جنگ جهانی دوم بوده و به همين دليل آثارش به شدت تحت تاثير اين واقعيت قرار گرفته است. وی در اولين آثارش به شدت جنگ را مورد انتقاد قرار داده و سعی کرده است تجربيات تلخ دوران جنگ، ياس و نااميدی سربازها و بدبختی مردم، چه قبل از آن و چه بعد از آن را با بيانی احساسی به تصوير بکشد. به تدريج بل در آثارش به تجزيه و تحليل عواقب جنگ پرداخته و اغلب با ديد کاملاً منتقدانه به آلمان مدرن و ارزش‌های مادی‌گرايانه‌ی جامعه‌ی بعد از جنگ نگريسته است. کتاب عقايد يک دلقک وی هم در واقع تصويری از الگوهای رايج در جامعه‌ی آلمان مدرن است که به شدت ناخوش‌آيند و زشت نشان داده شده‌اند.
قهرمان اصلی داستان، «شنير»، دلقکی است که اکنون دوره‌ی بسيار سختی از زندگی‌اش را پشت سر می‌گذارد. پايش در آخرين اجرايی که داشته مجروح شده و به شدت نيز دچار مشکل مالی شده است. او که زمانی در حرفه‌ی خودش بی نظير بوده، اکنون تبديل به آدمی افسرده و غمگين شده که به قول خودش تنها يک راه حل مناسب برای فرار از اين وضعيت می‌شناسد و آن هم الکل است. «و دلقکی هم که به مشروب پناه ببرد، خيلی سريع تر از شيروانی‌ساز مست، سقوط خواهد کرد.»
و اما شروع اين بدبختی‌ها درست از زمانی است که معشوقه‌اش «ماری» او را ترک می‌کند. ماری که يک دختر مذهبی کاتوليک است، حدود پنج- شش سال پيش همراه با شنير از خانه فرار کرده و موجب تعجب و حيرت تمام دوستان کاتوليکش شده است. وی سرانجام به دليل کشش‌های مذهبی‌اش و با اصرار دوستانش ، شنير را رها می‌کند تا به جمع مذهبيون کاتوليک بپيوندد.
شنير که الان در غم از دست دادن ماری به سر می‌برد، پس از اجرای ناموفق خود، به بن، يعنی منزلش برگشته است. وی که به شدت محتاج کمک می‌باشد، دفترچه‌ی تلفن خويش را باز می‌کند تا شايد بتواند کسی را پيدا کند و از او کمک بگيرد و همين دفترچه‌ی تلفن واسطه‌ی معرفی شخصيت‌های مختلف داستان می‌شود، که بيش‌تر اين شخصيت‌ها، کشيش‌های کاتوليک و از دوستان ماری می‌باشند. هاينريش بل در اين کتاب، به شدت مبلغين کاتوليک و نحوه‌ی ارشاد آن‌ها را مورد انتقاد قرار داده است. شايد بد نباشد قسمتی از اين انتقادات را که در قالب مکالمه‌ی تلفنی بين دلقک و اسقف می‌باشد با هم بخوانيم:
وقتی آدم وعظ‌های شما را گوش می‌دهد، خيال می‌کند که قلبی به بزرگی و پهنای بادبان دکل کشتی داريد، اما شما فقط می‌توانيد در سالن انتظار هتل‌ها پرسه بزنيد و مردم را فريب بدهيد. در حالی که من دارم جان می‌کنم و عرق می‌ريزم تا لقمه نانی دربياورم، شما با همسر من به گفتگو می‌پردازيد و بدون گوش دادن به حرف دل من، او را از راه به در می‌کنيد. به اين می‌گويند تزوير، ريا، حرکت ناصادقانه.... در کتاب شما حرف از آب زلال است، چرا سعی نمی‌کنيد به جای کنياک تقلبی از اين آب به مردم بدهيد...».
شنير علی‌رغم انتقاد شديدی که به کشيش‌ها دارد، آن‌ها را به عنوان انسان‌هايی که بر عقيده‌ی خويش راسخ هستند، به رسميت می‌شناسد، و زمانی هم که ماری به خاطر برخورد بعضی از دوستانش دچار سرخوردگی شده بود و ديگر به کليسا نمی‌رفت، شنير او را تشويق می‌کرد که به دنبال اعتقادش برود.
در آخر رمان هم، دلقک بيچاره‌ی نا اميد از کمک همه‌ی دوستان مذهبی به ظاهر مهربانش، مادر پول‌دار خسيسش، پدر و برادرش - که او هم به تازگی به خلعت کشيش‌های کاتوليک در آمده است- گيتارش را برمی‌دارد و به ايستگاه راه آهن می‌رود و در جايی که گمان می‌کند محل عبور ماری و نامزدش است، می‌نشيند، گيتار می‌زند و آواز می‌خواند تا مگر پولی به دست بياورد

آزاده فخر زاده.


منبع : آفتاب

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 12 + 2 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر