آشنایی با تار آذربایجانی

کد خبر 15336 - 1392 12 | تاریخ: 998 روز پیش-1392/12/25 | ساعت: 23:11

url [copy].[1]

تار آذربایجانی مهمترین سازدراجرای مقامات آذربایجان است . بر اساس اطلاعات به دست آمده واسناد مکتوب ،این ساز حاصل تغییراتی است که روی تار پنج سیم فارسی ایجاد شده است . از آن جا که در سده های گذشته ، جمهوری های آذربایجان ، ارمنستان ، گرجستان ، تاجیکستا ،ترکمنستان ، ازبکستان و نخجوان در قلمرو سیاسی ایران قرار داشته اند ،وجود سازهای مشترک در این قلمرو وسیع امری طبیعی است . سندها وتصویرهای به دست آمده حاکی از آن اند که تار ایرانی حد اقل در قرن هجدهم میلادی در ارمنستان ، قفقاز، آذربایجان ،تاجیکستان و ایران کنونی رایج بوده است .
    در قرن هجدهم میلادی ، نوازنده و موسیقی دانی به نام میرزا صادق اسداوغلو ( صادق جان ) در شهر شوشا ، تار آذربایجانی را با ایجاد تغییرات زیر بر روی تار ایرانی به وجود آورد:
    ▪ افزایش تعداد وترها- این افزایش مربوط به وترهای فرعی( واخوان ها ) است .
    ▪ کم کردن حجم کاسه طنینی
    ▪ تغییر شکل کاسه طنینی
    ▪ تغییر دستان بندی
    ▪ تغییر کوک
    ▪ تغییر شکل دسته
    ▪ تغییر شکل لانه کوک ( جعبه گوشی ها ) ، سرپنجه
    ▪ تغییر شکل خرک
    ▪ تغییر شکل سیم گیر
    ▪ تغییر شکل شیطانک
    ▪ تغییر نحوه اتصال دسته به کاسه
    ▪ تغییر شیوه به دست گرفتن تار
    ▪ تغییر شکل نواختن مضراب
    ▪ تغییر شکل مضراب
    ▪ تغییر شکل کل نوازندگی
    حاصل این تغییرات ، سازی است که امروزه به نام تارآذربایجانی معروف است .ازآن جا که این سازمراحل تکامل خود را در قفقاز گذرانده است و به طور کلی در تمام این منطقه نیز رواج دارد، گاه به آن تار قفقازی نیز گفته می شود . این ساز پس از تغییرات مذکور دارای هجده سیم شد؛ اما فشار زیاد سیم ها به خرک و پوست، مشکلات کوک و ... سبب شدند که به تار یازده سیم تبدیل شود . تار آذربایجانی با تغییرات جدید ، ویژگی های تازه ای نیز یافت :
    ▪ وزن کلی ساز کم شد و این امکان را به نوازنده داد تا بواند آن را به راحتی در بغل بگیرد و روی سینه خود قرار دهد.
    ▪ صدای دستان ها با توجه به وترهای فرعی ( وان خوان ها ) افزایش یافت .
    ▪ ترتیب دستان ها با فواصل مورد نیاز در مقامات آذربایجانی تطابق یافت .
    ▪ تغییر شکل کاسه طنینی ، قرار گرفتن ساز را در بغل نوازنده آسان تر کرد.
       تصویرها ی به جا مانده از نوازندگان تر در قرن هجدهم میلادی در ارمنستان و آذربایجان نشان می دهد که این ساز قبل از تغییرات صادق جان ، روی پای نوازنده قرار می گرفته است ؛ اما پس از تغییرات مذکور ، قرار گاه آن از روی پا به سینه نوازنده منتقل شده است.
    نمونه ای از تار پنجم سیم ایرانی در موزه تاریخی جمهوری آذربایجان موجود است که تاریخ ساخت آن 1744 میلادی ( حک شده بر روی کاسه ) است و در شهر شوشا ساخته شده است .
    شادروان علی سلیمی ، نوازنده برجسته تار آذربایجانی معتقد بود که در آذربایجان قبل از صادق جان ، نوعی تار وجود داشته که با تار ایرانی متفاوت بوده است. این تار، کاسه یک قسمتی و شش وتر داشته و شکل کاسه آن تقریبا مانند ساز عاشیقی بوده است . ساز مذکور ظاهرا امروزه متروک و فراموش شده . اما تار آذربایجانی کنونی . حاصل تغییرات صادق جان در تار ایرانی است .
ویژگی های ظاهری و ساختاری
تار آذربایجانی از خانواده سازهایزهی مضرابی است . کاسه طنینی این ساز مانند تار فارسی از دو قسمت کاسه بزرگ ( بویوک چاناق ) و نقاره یا کاسه کوچک ( کیچیک چاناق ) تشکیل می شود که برای سهولت در بیان . قسمت اول را کاسه و قسمت دوم را نقاره می نامیم . کاسه یک تکه است و در مقایسه با تار فارسی ، کوچک تر و تکم حجم تر است . پشت کاسه بر خلاف تار فارسی ، نسبتا صاف و تخت است . حجم کم تر کاسه و تخت بودن پشت آن ، این امکان را به نوازنده می دهد تا آن را به راحتی روی سینه خود قرار دهد. دهانه سطح پوستی که روی کاسه و نقاره کشیده می شود، بیش تر است . شکل دهانه کاسه بی شباهت به تار فارسی نیست ، اما دهانه نقاره تقریبا گرد است و در مجموع ، کاسه تار آذربایجانی از تار فارسی کشیده تر است . تار آذربایجانی اندازه استانداردی ندارد و اغلب در یک اندازه کلی کوچک ( برای کودکان ) و یک اندازه کلی بزرگ ساخته می شود و هر نوازنده ای با توجه به وضعیت جسمانی خود ، تار مورد نظرش را انتخاب می کند.
با وجود اختلاف هایی که کاسه های هر سازنده ساز نسبت به سشازنده دیگر دارد، کاسه این ساز در نهایت از دو الگوی تفلیس و باکو پیروی می کند . در الگوی تفلیس ، لبه کاسه خمیده تر است و به همین دلیل راحت تر در بغل نوازنده حای می گیرد . در الگوی باکو، لبه کاسه تیز تر است . گاه تارهایی ساخته می شوند که الگوی کاسه آن ها حد وسط الگوی تفلیس و باکو است . در آذربایجان شرقی ، از هر دو الگو استفاده می شود . داخل کاسه این ساز، یک قطعه چوب بصورت طولی و به عنوان تکیه گاه تعبیه می کنند که از خمیدگی احتمالی دسته جلوگیری می گند. این قطعه چوب از یک طرف به قسمت انتهایی کاسه و از طرف دیگر به انتهای نقاره وصل می شود ( این چوب به داخل دسته نمی رود و فقیط به دسته اتصال می یابد.) پوستی که روی کاسه و نقاره کشیده می شود نیز دو قسمتی است ( یک قسمت روی کاسه و قسمت دیگر روی نقاره ).
دسته
دسته تار آذبایجانی در زایده کوتاهی که از نقاره خارج شده است ، فرو می رود. این نحوه اتصال را در اصطلاح تجاری ، کام و زبانه می گویند. این ویژگی به استحکام دسته ، هنگام کشش زیاد وترها ، کمک می کند. دسته این ساز در مقایسه با تار فارسی کوتاه تر و پهن تر است . پشت دسته هرمی شکل است ( سطح دسته قاعده هرم و پشت دسته اضلاع دیگر هرم است ) و روی آن 22 تا 24 دستان در فواصل معین بسته شده است.
سرپنجه
سرپنجه تار آذربایجانی در مقایسه با تار فارسی کوچک تر است ( در مجموع ، طول آن بیش تر و عرض آن کم تر است ). سطوح جانبی سر پنجه مانند تار فارسی دارای دریچه یا سوراخ است . فرم دریچه در تارای مختلف متفاوت است . گاه از روی شکل دریچه در سرپنجه می توان فهمید که ساز مورد نظر متعلق به کدام سازنده است . در سطح فوقانی سرپنجه ، دو سوراخ کوچک برای عبور سیم های آلیکوت که به سیم های زنگ یا جینگنه معروف است . وجود دارد.
گوشی
روی سرپنجه ، نه عدد گوشی وجود دارد ( شش گوشی بزرگ و سه گوشی کوچک ). از آن حا که تار آذربایجانی معمولا یازده وتر دارد ، بنا بر این یازده وتر می بایست به نه گوشی متصل گردند . در تار آذربایجانی ، چهار وتر به سیم های زنگ ( جینگنه ) معروف است . این چهار وتر، دو به دو ، به صورت همصدا کوک می شوند و هر دو وتر به یک گوشی متصل می گردند. بنا بر این برای چهار سیم زنگ ، دو گوشی وجود دارد . تنها گوشی باقی مانده مربوط به سیم باس است . از نه گوشی یاد شده ، شش گوشی روی سطح فوقانی سرپنجه و سه گوشی روی سطح پایینی آن قرار می گیرند.
وتر
چنان که ذکر شد، تار آذربایجانی یازده وتر دارد . از این یازده وتر، شش وتر اصلی است که در سه گروه دوتایی با نام های سفید، زرد و بم بسته می شوند . وتر هفتم ، سیم باس است که ضخیم ترین وتر تار آذربایجانی محسوب می شود. چهار وتر دیگر، سیم های زنگ یا چینگنه هستند که کارکرد آن ها مانند سیم های آلیکوت است. سیم های زنگ گاه به خاطر آسان کردن کوک ، به جای این که مضاعف باشند ع بة صورت منفرد بسته می شوند . بنا بر این ، برخی از تارهای آذربایجانی نه وتر دارند . اما کم شده دو سیم زنگ باعث افت طنین و کم شدن حجم صدای تار می شود و به همین دلیل تار آذربایجانی اصولا باید یازده وتر داشته باشد. سیم های زنگ دو به دو به هم متصل می شوند. این نحوه اتصال یا بصورت گره یا قلاب است و یا یک غلطک برنجی کوجک به عنوان رابط یا مبدل ، سیم های مضاعف زنگ را به یک سیم منفرد تبدیل می کند و این سیم منفرد به دور گوشی مربوط به خود بسته می شود. بنا بر این با چرخش گوشی و تغییر کشش سیم منفرد، سیم های مضاعف زنگ با یک کشش و به صورت همزمان ، تغییر کشش می دهند . به عبارت دیگر با یک گوشی ، دو سیم زنگ کوک می شود .
خرک
خرک تار آذربایجانی در نقطه معینی روی پوست کاسه بزرگ قرار می گیرد و از خرک تار فارسی بزرگ تر و پهن تر است . پهنای بیشتر خرک به این دلیل است که یازده وتر از روی آن عبور می کند . سطح خرک صاف و فاقد برآمدگی است و سه پایه دارد. به علت فشار زیاد ناشی از کشش یازده وتر و برای جلوگیری از حرکت خرک و میل آن به سمت دسته ، خرک با دو رشته بند که بند خرک نامیده می شوند ، به سیم گیر تار متصل می شود. روی بدنه خرک و در بالای پایه های جانبی آن ، دو سوراخ برای اتصال دو بند خرک به خرک وجود دارد.
شیطانک
تار آذربایجانی چهار شیطانک دارد: یکی شیطانک اصلی که در محل اتصال دسته به سرپنجه قرار دارد و از روی آن شش وتر اصلی تار عبور می کنند ، دوم شیطانک فرعی است که سیم باس از روی آن می گذرد و به شیطانک اصلیمحسوب می شود. این زایده در قسمت بالایی شیطانک اصلی قرار دارد و ارتفاع آن باعث می شود که سیم باس در سطحی بالاتر از سایر وترها قرار گیرد. دو شیطانک فرعی دیگر ، محل عبور سیم های زنگ و زایده هایی فلزی هستند که یکی از آن ها در حد فاصل دستان های دهم و یازدهم و دیگری در حد فاصل دستان های شانزدهم و هفدهم ( به ترتیب نزدیک دستان سل وسط دسته و دستان دو پایین دسته) در روی دسته قرار گرفته اند . ارتفاع و محل این دو شیطانک باعث می شود که سیم های چهار گانه زنگ ( هر دو سیم زنگ از روی یک شیطانک عبور می کند) در سطحی بالاتر و جدا از سیم های اصلی قرار گیرند.
سیم گیر
سیم گیر تار آذربایجانی از تار فارسی بزرگ تر و پهن تر است و روی آن معمولا ده شیار برای نگهداری و اتصال وترها و بند خرک وجود دارد.
مضراب
مضراب قطعه ای از جنس شاخ گاو میش یا مواد مصنوعی است و طول آن در حدود 5/2 سانتی متر است . در انتهای مضراب چند شیار سطحی برای جلوگیری از لغزش آن در دست نوازنده ایجاد می شود. مضراب تار آذربایجانی بر خلاف مضراب تار فارسی ، فاقد موم است .


منبع : دلکش

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 9 + 5 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر