چرا جوامع دین باور به اصول دینی کمتر متعهد هستند؟

کد خبر 15677 - 1392 12 | تاریخ: 997 روز پیش-1392/12/29 | ساعت: 05:02

مافقط خواسته‌ایم یک نظام ایدئولوژیک عرضه کنیم و از فرهنگ سازی غافلیم. فضیلت هر کجا باشد، فضیلت است، اخلاق هرکجا باشد اخلاق است. ما از دین تنها به عنوان ایدئولوژی استفاده می کنیم که به صورت فرمان به ما می‌گوید بکن یا نکن. اما باید دین را به عنوان فرهنگ در جامعه رواج دهیم. 

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جماران، حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد مقدم، که در حسینیه فاطمة الزهرا با موضوع ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه (س)، سخن می گفت، با بیان این مطلب، به طرح این پرسش پرداخت که چرا جوامع دین باور به اصول دینی کمتر متعهد هستند؟

 

عضو مجمع روحانیون مبارز با اشاره به این که در مسیر تاریخ همواره شخصیت‌های بزرگ و تاثیرگذار یا تخریب شده‌اند و یا تحریف؛ متذکر شد: در نظام قلدری و قدرت مداری‌ها، بهترین شیوه حکومت‌داری آن است که یک جامعه خود را در آیینه گذشته و گذشتگان از شخصیت‌های راستین برخوردار نبیند و انسان‌ها از افراد بزرگ تاثیر نگیرند.
وی افزود: در تاریخ می بینید که امویان با شخصیتی مثل علی (ع) آنگونه مخربانه برخورد می کنند که وقتی او شهید می‌شود این سوال برای بسیاری از دین باوران آن جامعه مطرح است که مگر علی(ع) نیز اهل مسجد و نماز بوده است؟! این از آن جهت است که قدرت مداران آن چه را که خود می خواهند به جامعه ارائه می‌دهند. لذا مساله تخریب و تحریف شخصیت‌ها امری است که همواره در حوزه قدرت‌مداران وجود دارد. با این شرایط متاسفانه بسیاری از شخصیت‌های دینی ما از محمد (ص) تا علی (ع)، از فاطمه (س) تا زینب (س) و از حسین (ع) تا دیگر بزرگان، شخصیت‌هایی می‌شوند ماورایی، به گونه‌ای که در ذهن ما دین باوران اینگونه تلقی می‌شود که آنها دست یافتنی نیستند و مقدس و آسمانی‌اند، آنها فرشتگانی هستند در سیمای انسان. این یک نوع تحریف است که بوسیله جهل دوستان و جور دشمنان صورت می‌گیرد.

 

عضو مجمع روحانیون مبارز با اشاره به اینکه باید از پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) شخصیتی دست یافتنی توصیف کنیم، گفت: ما زمانی می‌توانیم از شخصیت فاطمه به عنوان الگوی چگونه زیستن و از شخصیت حسین (ع) به عنوان اسوه زندگی بهره گیریم که شخصیتی دست یافتنی از آنها توصیف کنیم. چرا قرآن تاکید فراوان دارد که پیامبر بشری است همانند شما، اما انسانی خودساخته و خویش پرداخته؟ اگر پیامبر به عنوان یک موجود آسمانی دست نایافتنی تلقی شود نمی‌تواند برای ما الگو باشد. شاید ما فکر می‌کنیم اگر پیامبران و امامان و بزرگان را بالا بردیم به گونه‌ای که از ذهن و ضمیر و واقعیت ما به دور بوده‌اند به آنها خدمت کرده‌ایم، اما هرگز این گونه نیست. امام حسین (ع) می گوید که برای شما روش من الگوست. پس اگر فاطمه (س) را از زمینی بودن جدا کردیم و زندگی شرافتمندانه‌اش را به عنوان یک زندگی انسانی تبیین نکردیم بزرگترین ظلم را با جهلمان به فاطمه (س) کرده‌ایم.

 

حجت الاسلام والمسلمین مقدم در ادامه با تبیین لایه‌های شخصیتی حضرت فاطمه زهرا (س) تصریح کرد: اولین لایه شخصیتی زهرا (س) که می‌تواند برای زیست مسلمانی به ما کمک کند، لایه فرهنگ‌سازی است. پیامبران عرضه کننده ارزش‌های معنوی‌اند. آنها اصولی که در زندگی انسانی دخیل است را عرضه می کنند اما پیروان پیامبران هنرشان این است که ایدئولوژی را به فرهنگ تبدیل می‌کنند. این سوال همیشه مطرح است که چرا جوامع دین باور به اصول دینی کمتر متعهد هستند؟ ما همیشه از ارزش‌های دینی و معنوی پر سخن می گوئیم و می‌شنویم اما این ارزش‌ها در عمل میان ما حضور ندارد. زیرا ما از دین به عنوان ایدئولوژی استفاده می‌کنیم. همه می‌دانیم دروغ، ریا و مردم ناگرایی زشت است اما عمل می‌کنیم. من هیچ وقت فراموش نمی‌کنم در سال‌های نخستین که در آلمان بودم کارمندی آلمانی داشتم. می دانید که مالیات در جوامع پیشرفته بسیار ظریف و تعیین کننده است. انسان‌ها به میزان هزینه‌شان باید مالیات بپردازند. وقتی مجرد بود بالاترین و وقتی خانواده پیدا کرد درجه مالیاتش پائین می‌آید. من به کارمندم گفتم اگر بخواهم حقوق تو را به فلان اداره گزارش بدهم باید آن را ۵۰۰۰ مارک بنویسم. طبیعتا من به عنوان کارفرما باید بخشی از مالیات را بدهم و بخش دیگر را هم تو می دهی. اجازه بده حقوق تو را ۲۰۰۰ مارک گزارش می دهم بقیه را پنهانی به تو می‌دهم. نگاهی به من کرد و گفت: یعنی من دروغ بگویم؟ گفتم: آقا ببخشید، من درسم را گرفتم. این فرهنگ است که در لایه‌های جامعه به بار می‌آید. واقعا این مسائل خیلی جالب است.

 

 وی در ادامه خاطره پندآموز دیگری از دوران حضورش در آلمان گفته و خاطرنشان کرد: سال گذشته پشت یک چراغ قرمز ایستاده بودم که دیدم مادری هم ایستاده و داشت برای فرزند سه، چهار ساله‌اش خیلی آرام شعر می‌خواند. فارسی‌اش می‌شد دخترم! وقتی چراغ قرمز است باید بایستی، وقتی زرد است با احتیاط می‌روی و وقتی سبز است باید راه بیفتی. بعد به فرزندش می‌گفت حالا تو تکرار کن. آن کودک از بچگی این را یاد می گیرد و در ذهنش می‌ماند.

 

 دکتر مقدم با بیان اینکه باید دین را به عنوان فرهنگ در جامعه رواج دهیم، گفت: به خدا فضیلت هر کجا باشد، فضیلت است، اخلاق هرکجا باشد اخلاق است. ما از دین فقط به عنوان ایدئولوژی استفاده می کنیم که به صورت فرمان به ما می‌گوید بکن یا نکن. اما باید دین را به عنوان فرهنگ در جامعه رواج دهیم. بزرگترین راز و رمز شخصیت فاطمه (س) این است که در یک جامعه فروخورده از ارزش های جاهلی و بیماری های ضداسلامی که با نسیم فرحبخش رسالت دارد در حال شکل گرفتن است، ارزش های اسلامی را در متن جامعه رویه می‌کند. چرا وقتی امروز صحبت از نظام خانواده به میان می‌آید چیزی که در ذهن‌مان می‌نشیند خانه گلی و بی‌ریای علی (ع) و فاطمه (س) است؟ چرا امروز وقتی سخن از مهر به میان می‌آید، آن زندگی ساده و بی‌ریای فاطمه در عصری که زن از کمترین مقام برخوردار است مقابل چشممان می‌آید. البته امروز مهرهای سنگین و شکننده‌ای وجود دارد که به نظر می‌آید تبدیل به دکانی برای شکستن یکدیگر شده است. اما زهرا(س) با قدم های مطمئن و تاثیرگذارش تمام ارزش های جاهلی را می‌شکند و پشت سر می‌گذارد و یک دنیای نوین و پرجاذبه را در جامعه آن روز ترسیم می‌کند.

 

 وی با اشاره به خواستگاری علی (ع) از فاطمه (س) و درس‌های این رخداد تاریخی، تصریح کرد: وقتی بزرگان قریش یکی پس از دیگری از زهرا (س) خواستگاری می‌کنند یکی می‌آید مالش را به رخ می‌کشد، یکی مقامش را دیگری شانش را. اما پاسخ زهرا (س) به همه آنها “نه” بود. اما وقتی که شخصیت برازنده علی (ع) بوسیله پدرش از او خواستگاری کرده محمد (ص) به فاطمه می‌گوید دخترم، علی از تو خواستگاری کرده. فاطمه (س) سرش را به نشانه شرم پائین می‌اندازد و با سکوت معنادارش به پدر پاسخ می‌گوید و با پاسخش بزرگترین سخن‌ها را در عمق تاریخ می‌نشاند که زهرا به دنبال انسانیت و شکوه انسانی است نه مال و منال و مقام.

 

حجت الاسلام والمسلمین مقدم با بیان اینکه حتی زندگی خصوصی امامان (ع) الگو است، گفت: فاطمه (س) نسبت به شوهرداری الگوست، نسبت به برخورد با پدر الگوست. همان کسانی که داشتن دختر را ننگ و عار می دانستند به او لقب “ام ابیها” می‌دهند. یعنی برای پدر مادری می کند و برای رسولی که سختی و رنج رسالت گاهی بر او فشار می آورد چه بسا دختری چونان فاطمه (س) گرد و غبار مشقت را از چهره پدر می زداید. دوستان من، امروز باید بکوشیم. اگر می بینید بیش از سه دهه است که جامعه ما پاسخ نگرفته است، نه در پوشش، نه در حجاب، نه در مناسبات زن و مرد، نه در اخلاق و نه در درستی به این خاطر است که فقط خواسته‌ایم یک نظام ایدئولوژیک عرضه کنیم و از فرهنگ سازی غافلیم. شما فاطمه (س) را ببینید. درون زندگی‌اش عنصر محبت را کاشته است و بی‌سبب نیست به قول ابن‌عربی در بیست و هفتمین فص از فصوص حکم می نویسد، پیامبر می گوید “از دنیای شما سه چیز را دوست دارم. اولین چیز زن است”. آن عنصری که بیانگر عشق و محبت است. و ابن‌عربی می‌شکافد که جهان هستی از عشق و محبت نشات گرفته و طبیعی است که این عشق در همه عرصه های زندگی وجود داشته باشد. فاطمه (س) نهال محبت را که میان او و علی (ع) است در خانه کاشته است. انسان های الگو زندگی خصوصی ندارند. حتی زندگی خصوصی‌شان برای دیگران الگوست. شما محبتی که میان علی، فاطمه و فرزندانشان است را ببینید. اگر در خانواده عشق و محبت بود از همان کودکی خشونت نیست. اگر انسان در محیط خانواده محبت را بیاموزد مطمئنا در جایگاه دیگری هم که قرار می‌گیرد کینه‌اش بر محبتش غلبه نخواهد کرد. فاطمه (س) آن چه از دین گرفته را در عرصه عمل به شکل رویه ایجاد کرده و آن را در واقعیت نشان می‌دهد. او کنار پدر، کنار همسر، در زندگی روزانه، در برخورد با مردم و … در همه اینها الگوست.
دکتر مقدم در توصیف دومین لایه شخصیتی حضرت زهرا (س) گفت: دومین لایه شخصیتی زهرا، اخلاق مداری آن حضرت است. شما ببینید، خدیجه کنار پیامبر (ص)، فاطمه کنار علی (ع)، و زینب کنار حسین (ع) چه نقشی داشتند. لایه اخلاقی فاطمه برای ما الگوی بسیار بزرگی است. دوستان! تا زمانی که به اخلاق متعهد نشویم به جایی نمی‌رسیم. آن اخلاقی که حد و مرز نمی‌شناسد، زیر کارد و شمشیر ما به مسلخ نمی‌رود. جایی از من سوال شد که در دین‌ ما بیش از هر دینی صحبت از اخلاق است. روایات زیادی در مورد راست‌گویی، امانت داری، حرمت گذاشتن به یکدیگر، بدبین نبودن، کنترل زبان، کینه نداشتن و … داریم. پس چرا به این مسائل متعهد نیستیم؟ من به او پاسخی دادم و گفتم “متاسفانه ما مذهبی‌ها، یکی از هنرهایمان این است که توجیه گریم. حتی اخلاق را هم به مسلخ توجیه می بریم و سرش را ذبح می کنیم”. یعنی چه؟ یعنی ما برای هر اصل اخلاقی یک پادزهر درست کرده‌ایم.

 

وی افزود: آقا سیدمحمد کاظم طباطبایی جایی گفته بود من هر کسی که غیبتم را بکند حلال می‌کنم غیر از این آخوندها را. گفتند آقا چرا؟ گفت: برای اینکه طلبه‌ها اول من را فاسق می‌کنند و بعد می‌گویند “غیبت الفاسق جایز”. یکی از مشکلاتی که ما همیشه داشته‌ایم، این است که فراموش می‌کنیم دزدی، دزدی است. چه فرقی می کند که شما از مال یک شخص بدزدید یا از یک فروشگاه؟ متاسفانه با بسیاری از مسائل اینگونه برخورد می‌کنیم. در صحبت‌های قبلی‌ام یک مثال زدم، می‌گوئیم حقوق بشر. هر انسانی این حق را دارد. بلافاصله می‌آئیم اسمش را عوض می کنیم فکر می‌کنیم حق هم عوض می‌شود. انسان که جای خود دارد، حیوان هم حقوقی برای خود دارد. دروغ بد است. می‌گوئیم نه، دروغ مصلحت آمیز گفتیم و یک مصلحت برایش درست می‌کنیم. اخلاق اگر نسبی شد سر از همان چیزی در می‌آوریم که مارکسیست ها درآوردند. اخلاق یک مساله ثابت است. دروغ همه جا بد است. ریا همه جا بد است. فاطمه یک شخصیت اخلاقی است. در زندگی اش یک جا به دروغ بها نداده،  یک جا حاضر نشده به دورویی رو بیاورد.

 

دکتر مقدم در توضیح بیشتر این مطلب گفت: جنید بغدادی داشت از جایی رد می شد جوانی را دید. جوان جنید را شناخت و با خود گفت بگذار سوالی از جنید بکنم. پرسید: جنید در چه حالی؟ گفت: من در حالی هستم که چون یافتم استفاده کردم و شکر گفتم. چون نیافتم صبر و شکیبایی ورزیدم. جوان خندید و گفت “سگ های بغداد هم که همین کار را می کنند. وقتی استخوان می بینند بر دهان می گیرند و با گرفتن سرشان به سوی آسمان شکر می کنند، وقتی هم استخوان نباشد گوشه ای می نشینند”. جنید تکان خورد و پرسید جوان تو در چه حالی؟ گفت” من در حالی هستم ک چون یافتم بخشیدم و چون نیافتم شکر گفتم.” آنجا جنید فهمید هنوز خیلی کار دارد.

 

وی ادامه داد: بزرگان اسلام اخلاق الهی را در جامعه جاری کردند و تا آن جا که توانستند از خودشان عبور کرده‌اند. به قول حافظ

 

“حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز     خوش آن کسی که در این راه بی حجاب رود”

 

عبور انسان از خودش راز و رمز سعادت است.

 

حجت الاسلام والمسلمین مقدم سومین لایه شخصیتی مهم فاطمه زهرا (س) را مسئولیت پذیری او دانست و تصریح کرد: او به همه نسل‌ها نشان داد که انسان در همه جریانات متعهد و مسئول است. نه تنها در مقابل رسالت پدرش و شوهرش علی، نه تنها در برابر اسلام، بلکه در برابر مردمش. آن جایی که می‌بیند بعد ازمرگ پدرش چگونه به تاراج قدرت مشغول شده‌اند و این دنیاداران از حقیقت بی‌خبر در تقسیم قدرت کنار یکدیگر نشسته اند، فریادزنان و احتجاج کنان آن چنان می‌تازد که پایه‌های مشروعیت غاصبان قدرت را می لرزاند. خطبه زهرا (س) را ببینید و با خطبه علی (ع) و زینب (س) مقایسه کنید. اینها کلمات‌شان هم‌جنس است و خیلی با هم شباهت دارد. فاطمه نشان می‌هد مقابل قدرت نمی نشیند. او بسیار مصمم و با اعتماد به نفس مردم را می‌خواند و به آنها نشان می‌دهد شما غصب خلافت کردید. علی را بی محابا از حیطه اقتدار سیاسی کنار زدید و در انتظار پلیدی‌های دیگر باشید. خشم خدا را خریدید. بسیاری از شما مهاجرین و انصار برای چند روز دنیا یا ساکت شدید یا توجیه گر. فاطمه (س) مقابل خلیفه نخستین ابی بکر می‌گوید به چه مجوزی ارثیه پدرم، فدک را از من گرفتید؟ جز آنکه می‌خواهید پشتوانه مالی مرا ساقط کنید؟

 

وی در پایان با بیان اینکه باید از فاطمه (س) فرهنگ سازی و اخلاق و مسئولیت پذیری را یاد بگیریم، تصریح کرد: زهرا (س) در خطبه‌اش به قرآن و آیات تمسک می‌کند. او نشان داد که زن در عرصه جامعه انسانی از چه پایگاهی برخوردار است. دختر پیامبر با آن شکوه و عظمتش یک تنه مقابل آنها می‌ایستد و با برق برنده سخنانش، آتش بر خرمن تازه به دوران رسیده‌های از همه جا بی‌خبر می زند و واقعا غوغا به پا می‌کند. اگر از فاطمه فرهنگ سازی و اخلاق و مسئولیت پذیری را بیاموزیم اینجاست که زهرا می‌تواند کنار زندگی ما لمس شود و اندیشه‌های آسمانی‌اش به زندگی‌مان ورود پیدا کند.


منبع : پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 4 + 1 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط اخبار