فوت و فن بازاریابی

کد خبر 16460 - 1393 01 | تاریخ: 988 روز پیش-1393/01/07 | ساعت: 07:16

 بازاریابی و تبلیغ یک کسب و کار هم بخشی از امور جاری یک صاحب شغل است که موفقیت و ناکامی پایه و اساس نتایج آن هستند. بازاریابی هم فنون خاص خودش را دارد و نکات ظریفی در لابه لای این فنون نهفته اند که می توانند امکان موفقیت یا شکست یک طرح بازاریابی را رقم بزنند.

اگر بخواهید دست به هر کاری بزنید، موفقیت و شکست هر دو، انتظارتان را می کشند. چه بخواهید آشپزی یاد بگیرید، چه دانشگاه قبول شوید و چه کسب و کاری راه بیندازید، اوضاع بر همین منوال است. بازاریابی و تبلیغ یک کسب و کار هم بخشی از امور جاری یک صاحب شغل است که موفقیت و ناکامی پایه و اساس نتایج آن هستند. بازاریابی هم فنون خاص خودش را دارد و نکات ظریفی در لابه لای این فنون نهفته اند که می توانند امکان موفقیت یا شکست یک طرح بازاریابی را رقم بزنند. معمولا بازاریابان اشتباهات رایجی را مرتکسبمی شوند که در میان همه آنها مشترک هستند و چندان به نوع کسب و کار ارتباطی ندارند. به علاوه راهکارهای عمومی پیشبرد موفقیت آمیز بازاریابی هم وجود دارند که در کل برای همه بازاریابان مفید واقع شده به دردشان خواهند خورد. در ضمن توصیه های بهتری هم هستند که قدرت و کارایی و بازدهی یک پروژه بازاریابی را افزایش خواهند داد. توجه به همه این توصیه ها، نکات ظریف و فوت کوزه گری امکان موفقیت یک بازاریاب و افزایش عایدات کسب وکارش را بیشتر خواهند نمود. در زیر سعی می کنیم تا جای ممکن این مطالب ارزشمند را برای شما توضیح دهیم. ابتدا به دیدگاه های نادرست و خطاهای رایج متصدیان بازاریابی اشاره می نماییم:

 

1) عده کثیری از بازاریابان وقتی که اوضاع مالی رو به راه نیست و درآمدشان کاهش یافته، برای این که مخارج کسب و کارشان را پایین بیاورند، فعالیت های بازاریابی را محدود می کنند یا اصلا متوقف می سازند و معمولا ساده ترین چیزهایی که به نظرشان هزینه برمی آید ایمیل های مستقیم، تبلیغات در اینترنت و دیگر روش هاییست که چندان هم پر خرج نیستند ولی قطع کردنشان آسان تر از همه است. این اقدامات ساده همان هایی هستند که می توانند کسب و کار ضعیفتان را رونق دهند و اگر از ادامه آنها دست بکشید، نه تنها کمکی به بقای کارتان نمی کنید بلکه شانس شکست را هم بالا می برید. این بازاریابان در چنین اوقاتی مدت زیادی را برای بررسی و تحلیل نتایج کارهای قبلی بازاریابیشان صرف می کنند و در همین مدت طولانیست که با متوقف شدن فرستادن ایمیل، پیام های فروش، حضور در موتورهای جستجو و تبلیغات و بندهای اینترنتی، شانس پیشرفت و رشد کسب و کارشان را از دست می دهند.

 

2) خطای دیگر اینست که بازاریابان مرتب نتایج کارشان را بررسی نکرده منتظر می مانند تا پاسخ دلخواه را دریافت نمایند و پس از آن آمار و ارقام کارهایشان را تحلیل ومطالعه کنند. مراقب باشید که شما این اشتباه را مرتکب نشوید. اگر به طور منظم و با رویه ای زمان بندی شده حاصل هر فعالیت و اقدام بازاریابیتان را بررسی کنید، می توانید دریابید که کدامیک سودمند هستند و کدام ها فایده ای ندارند و یا کدامشان تاثیری منفی داشته است. در واقع با درک این اثرات قادر خواهید بود که در فعالیت ها تجدیدنظر نموده آنهایی که تاثیر مثبت دارند را تقویت کنید و تضعیف کننده ها را حذف نمایید. به علاوه اگر کمی بیشتر دقت کنید و حوصله به خرج دهید، می توانید بعضی از روش ها را با بعضی دیگر ترکیب نمایید و در یک بسته بازاریابی قرار دهید. برای درک تاثیر هر کدام از آنها، از مشتریان سوال کنید و نظرشان را درباره کارتان جویا شوید و پیگیر ایده ها و نظرات مخاطبان کسب و کارتان باشید. به خاطر بسپرید که مشتریان احتمالی و مشتریان کنونی مهمترین منابع پیشرفت یک کسب و کارند.

 

3) هرگز تمام بودجه بازاریابی خود را به یک نوع فعالیت متمرکز نکنید. این هم از اشتباهات شایع بازاریابان است که فقط به یک فعالیت می پردازند و تمامی بودجه شان را برای آن خرج می کنند. مثلا فقط در مطبوعات یا فقط در تلویزیون آگهی می دهند یا تنها به بازاریابی اینترنتی می پردازند. اگر دامنه حضورتان را گسترش داده از روش های متنوعی استفاده کنید، مخاطبان بیشتری خواهید یافت که شانس موفقیت کارتان را بیشتر می کنند. با یک نمایش متنوع و با روش های گوناگون، مشتریان احتمالی نامتان را به خاطر می سپرند و زمانی که بخواهند نیازشان را برطرف کنند، شرکت شما و نام و نشان تجاری آن در دایره انتخاب هایشان قرار خواهد گرفت.

گاهی وقت ها صاحب یک کسب و کار مدت زیادی با یک منبع اطلاع رسانی همکاری می کند و تمامی نیروی بازاریابی خود را مثلا در یک ایستگاه رادیویی، روزنامه یا مجله متمرکز می نماید. در واقع او می ترسد که این مجرا را از دست بدهد و با رها کردن آن، میدان را برای رقبایش که در همان گستره، حضور دارند خالی کند. نگرانی دیگر این بازاریاب اینست که نمایندگان فروش و شرکایش را هم از دست بدهد. به همین جهت همچنان در عرصه قبلی به بازاریابی ادامه می دهد و این در حالیست که ممکن است آن مجرا چندان برای او مفید و موفقیت آمیز نباشد. شما هم دقت کنید. هرگز اجازه ندهید این قبیل نگرانی ها و ملاحظات، گستره های دیگر، حضور را از شما بگیرند. بررسی و سنجش نتایج فعالیت های بازاریابی در این مورد اهمیت ویژه ای پیدا می کند. اگر در طی استفاده از یک رسانه، سایت، موتور جستجو، روزنامه یا مجله درآمد حاصل از این اقدامات را برآورد کنید و آن ها را با مخارج این نوع بازاریابی مقایسه نمایید، موثر بودن یا بیهودگی حضور در این عرصه را در خواهید یافت. تحلیل داده ها و کسب نتایج معتبر و قابل اعتماد کار ساده ای نیست واگر دیدید که خودتان از عهده اش بر نمی آیید از یک کارشناس آمار کمک بخواهید. حقوقی که به این کارشناس می دهید در مقابل ضررهای احتمالی، مقرون به صرفه است.

نکته مهم دیگری هست که شاید بسیاری از بازاریابان از اهمیت آن آگاه نباشند. این که مشتریان احتمالی مهم هستند ولی از مشتریان کنونی غافل نشوید. آن ها از شما خرید کرده به کالاها یا خدماتتان علاقه دارند. اگر به آن ها توجه نکنید و پیام های فروش و تقدیر ونظرخواهی را برایشان نفرستید، ناامید خواهند شد و علاقه شان را از دست خواهند داد. دقت کنید که ارایه خدمات و کالاهای بهتر به این گروه باعث می شود که رضایتمندی خود را به گوش دوستان و همکارانشان نیز برسانند و همین گفته های تحسین آمیز دهان به دهان می گردد، موثرترین ابزار تبلیغاتی هر کسب و کار هستند. یادتان باشد که فرستادن پیام های فروش به تنهایی کافی نیست. حداقل شش بار در یک سال کارت پستال هایی برایشان بفرستید. می توانید مناسبت خاصی را تبریک بگویید، امکانات جدیدتان را معرفی کنید یا به دلیل خریدهای مستمرشان تسهیلات و تخفیف هایی که برای آنها قایل شده اید را به اطلاعشان برسانید. همان طور که گفتم مشتریان راضی و خوشحال کنونی به راحتی می توانند مشتریان و مخاطبان احتمالی شما را به دایره مشتریان کنونی بیفزایند.

 

4) عاقلانه رفتارکنید و به جای این که برآوردن آرزوها و تمایلات شخصی خودتان را در اولویت نخست قرار دهید، به فکر رونق و توسعه فرایند بازاریابی و کسب و کارتان باشید. اگر قصد دارید در مجله یا روزنامه تبلیغ کنید، مواظب باشید، که به جای چاپ تصاویر و توضیحات مختصر و مفید، عکس بزرگ و رنگی خودتان را چاپ نکنید! این جور کارهای ابلهانه می توانند پروسه بازاریابی را با شکست مواجه نموده کسب و کارتان را در سراشیبی سقوط قرار دهند.

 

5) بعضی از صاحبان کسب و کار می خواهند همه کارها را خودشان انجام دهند و طراحی و اجرای فرایند بازاریابی را هم بر عهده بگیرند. شاید این روند در ابتدا پاسخگو باشد ولی زمانیکه سرتان شلوغ شود، دیگر نمی توانید این جوری ادامه دهید. پس بهتر است کارمندی استخدام کنید تا امور ساده تر را انجام دهد و بارکاری شما را سبک کند. با این کار شما به عنوان مدیر یک کسب و کار قادر خواهید بود با دقت و آرامش خاطر بیشتری به بازاریابی و معرفی کالاها یا خدماتتان بپردازید. از یک کارشناس هم می توانید کمک بخواهید تا در طی این فرایند راهنماییتان کند.

تا این جا اشتباهات معمول و دیدگاه های نادرست بازاریابان را توضیح دادیم.

 

● در ادامه تعدادی از نکات مهم در موفقیت بازاریابی ها را می آوریم:

 

1) کالاها یا خدماتتان را فقط به یک نوع محدود نکنید بلکه هر کدام از آنها را در چند نوع عرضه کنید و برای هر یک محصولات و خدمات جانبی تهیه نمایید. علاوه بر این همواره استراتژی های چند گانه ای برای بازاریابی در پیش گیرید. این توصیه ها از آن جهت است که اگر یک کالا یا یک نوع خدمات با استقبال کمی مواجه شده کمتر فروش رفت، تنها بخش کوچکی از کسب و کارتان تحت تاثیر قرار می گیرد و خیلی ضرر نخواهید کرد. ولی اگر فقط یک محصول یا خدمات را عرضه کنید، با افت فروش آن خطر شکست کسب و کارتان را عرضه کنید، با افت فروش آن خطر شکست کسب و کارتان زیاد خواهد بود. این نکته درباره راهبردهای بازاریابی نیز به همین شکل است. اگر زمانی با بروز تغییر و تحولات بازار، یک استراتژی دیگر پاسخگو نباشد، راهبردهای دیگری در دست دارید که از آنها سود ببرید یا توسعه شان دهید. ولی اگر فقط و فقط از یک روش استفاده کنید، در چنین مواقعی به واقع مضطرب و نگران خواهید شد و به دردسر خواهید افتاد.

 

2) مشتریان کنونی، مشتریان احتمالی نیز هستند. همان طور که در لیست اشتباهات گفتم، هرگز از این منابع ارزنده بازاریابی و فروش غفلت نکنید. زمانی که محصول یا خدمات تازه ای را به دایره فعالیت هایتان اضافه می نمایید، با آنها تماس بگیرید و این تغییرات و تسهیلات و خدمات جدید را به گوششان برسانید. شما راحت تر می توانید به کسی که از شرکتتان خرید کرده و در حال حاضر هم از شما راضیست، جنس بفروشید. راضی نمودن یک مشتری احتمالی که اصلا کالا یا خدمات کسب وکارتان را تجربه نکرده، به سادگی میسر نخواهد شد.

 

3) هرگز درباه کارتان و کالاها یاخدمات، میزان فروش یا نتایج نظرسنجی از مشتریان اغراق نکنید. اعداد و ارقام باورنکردنی و عجیب و غریب هم ارایه ننمایید؛ حتی اگر واقعا کسب و کارتان اینقدر موفق و سودده باشد. مردم این طور اطلاعات را واقعی نمی دانند و این تصور در ذهنشان شکل می گیرد که صاحب این کسب و کار فقط می خواهد بازارگرمی کند. پس در این باره با دقت عمل نمایید.

 

4) هر وقت که می خواهید آمار و ارقامی درباره موفقیت کالاها یا خدمات شرکتتان منتشر کنید، اعداد اعشاری و درصدهایی که جزء اعشاری دارند به کار ببرید. مثلا اگر می خواهید درباره تعداد زبان آموزان 15 تا 25 ساله ای که از دوره خودآموز شما استفاده کرده اند و در شهر خودتان زندگی می کنند، آمار بدهید، بهتر است بگویید: «6/52 درصد زبان آموزان ... از دوره خودآموز ما استفاده کرده آن را بسیار خوب ارزیابی نموده اند.» عدد 60 درصد حتی اگر واقعی هم باشد، چندان قابل باور نیست.

5) زمانیکه می خواهید کالا یا خدماتی را به مشتری بالقوه ای عرضه کنید، برای بالا بردن امکان فروش، تخفیف ویژه ای قایل شوید و چند امتیاز رایگان را هم با محصول فروشی همراه کنید.

 

6) همواره چند امکان و چند گزینه پیش روی مشتریان احتمالی قرار دهید. زمانی که او به شما مراجعه کرد یا از وب سایتتان بازدید نمود، به او بگویید که چند فرصت خوب و استثنایی برای خرید دارد که هر کدام تا مدت معینی مهلت دارد. وقتی که مهلت یکی به پایان رسید- چه مشتری از آن استفاده کرده باشد چه نکرده باشد- امکان ویژه بعدی را عرضه کنید. این کار باعث می شود که مشتری بالقوه و مشتری کنونی بتوانند انتخاب کنند و به طرفداران شما تبدیل گردند.

 

7) اگر بازار هدفی انتخاب کرده اید که مخاطبان بسیاری برای کسب و کارتان دارد ولی این مشتریان بالقوه پول کافی برای خرید ندارند، باید بازار هدف را تغییر دهید. مخاطبان شما باید به کالاها و خدماتتان نیازمند باشند و شما هم بتوانید راضیشان کنید ولی مهم تر از آن باید پول کافی داشته باشند تا خرید کنند.

 

8) زمانی که دارید پیام های فروش را می نویسید، به جای این که همواره یک الگوی رسمی و کلیشه ای را تکرار کنید، قدری دوستانه بنویسید و نام آن شخص را در ابتدا و لابه لای نوشته بگنجانید این روش ساده باعث می شود که مشتری احساس کند، شما به او اهمیت می دهید و از خریدش متشکرید. جوری بنویسید که خواننده حس کند با شخصی که رو به رویش نشسته حرف می زند.

 

خب این هم از بعضی استراتژی های مفید بازاریابی. حالا به سراغ نکاتی می رویم که می توانند تاثیر این راهبردها را بیشتر کنند. به کارگیری استراتژ ی های فوق به راستی مفید و موثر هستند ولی عنصری که تاثیر آنها را بیشتر می کند خلاقیت و نوآوریست. اگر فقط به همین جملات اکتفا کنید و هیچ تغییراتی در آنها ندهید، پاسخ مناسبی دریافت نخواهید کرد. این روزها اشخاصی که بیش از دیگران خلاقیت و ابتکار به خرج می دهند برنده میدان رقابت بازار هستند. موفقیت در بازاریابی و کسب وکار اصول کلی و مشخصی دارد ولی آنهایی که تنها به ظاهر این قواعد بسنده نمی کنند، سرآمد و برتر خواهند شد. برای اعمال روش ها و تکنیک های جدید راه های مختلفی وجود دارند که باز هم اصول کلی هستند. من در پایان گفته هایم تعدادیاز این خطوط راهنما را ذکر می کنم. ممکن است بعضی از آنها به نظر شما جذابتر از بعضی دیگر باشند. در این خصوص هر کس عقیده متفاوتی دارد. من پیشنهاد می کنم که همگی آنها را امتحان کنید. ممکن است حتی آنهایی که به نظرتان جالب نیایند، کلید گشودن درهایی باشند که با هیچ کلید دیگری باز نشده اند. این نکات در هر صورت به کارتان می آیند و فرقی ندارد که کالاهای گوناگون بفروشید یا خدمات عرضه کنید.

 

1) هرگز به یک ایده و راه حل اکتفا نکنید. وقتی که خودتان درباره مشکلی به نتیجه ای می رسید و راه حلی پیدا می کنید، قانع نشوید به دنبال راه حل دوم، ایده پنجم، ابتکار دوازدهم و خلاقیت پنجاهم باشید. هر قدر که ایده ها و گزینه های پیش رویتان بیشتر باشند، بهتر می توانید تصمیم بگیرید و در همین جستجوهای تودرتوی ذهنی است که ایده های ناب و یگانه متولد می شوند. حتما حکایت مشهور توماس ادیسون را شنیده اید. او صدها راه پیدا کرد که لامپ با آنها ساخته نمی شود. بله حتی اگر ایده های گوشه و کنار مغزتان مفید و به درد بخور هم نباشند، ناامید نشوید چون که همین بن بست ها شما را در مسیر صحیح قرار می دهند. فقط باید بتوانید آن سوی دیوار بن بست را هم ببینید تا راه های جدید و مطمین را مشاهده کنید.

 

2) صورت مسیله را تغییر دهید. زمانی که ما به یک تصویر سه بعدی نگاه می کنیم، در نگاه اول یک تصویر مقابل چشمانمان ظاهر می شود و همین که زاویه نگاهمان را تغییر می دهیم یا تصویر را کمی جابه جا می کنیم، عکس دیگری را خواهیم دید. این مثال در ابعادی دیگر در مورد مسایل و مشکلات یک کسب و کار وجود دارد. فرض کنید می خواهید طرح بازاریابی خود را تدوین نمایید و به طور طبیعی به سوالات زیادی برخورده اید. در نگاه اول هر سوال یک یا چند جواب دارد و اگر بخواهید نکته قبلی را رعایت کنید می توانید ده ها پاسخ دیگر هم بیابید. یک راه دیگر هم برای خلاقیت وجود دارد و آن این که صورت مسیله را تغییر دهید. این درست مثل همان جا به جا کردن تصویر سه بعدی است. مثلا شما از خود می پرسید: « چه کار کنم که بیشتر فروش داشته باشم؟» « این پرسش به خودی خود مفید است ولی می توانید این طور بپرسید که:» چه کار کنم که بیشتر پول دربیاورم؟» جواب های این دو سوال با هم فرق دارند. راه های بیشتر پول درآوردن با بیشتر فروختن تفاوت دارند. یکی از ایده های پول درآوردن بیشتر می تواند کم کردن هزینه های غیرضروری یا حذف آنها باشد یا شاید هم بخواهید قیمت اجناس یا خدماتتان را گران کنید. به هر حال وقتی که صورت مسیله را تغییر دهید، راه های جدیدی پیش رویتان گشوده می شود که هر کدام می تواند ابتکاری نوین را شکل دهند. در واقع این «دیگر گونه دیدن» راه ها و انشعابات آن راه قدیمی و خسته کننده را به شما نشان می دهند.

 

3) از کالا یا خدماتتان سوال کنید. شاید فکر کنید دارم شوخی می کنم ولی شوخی و لطیفه نیست. در واقع این ها منابع الهام ذهنی و یاری کننده قوای تخیل خلاقانه شما هستند. حالا چطور باید این دوستان را به حرف آورد؟ ابتدا چند دقیقه تمرکز کنید، چند نفس عمیق بکشید و به بدنتان آرامش دهید. سپس تصور کنید که کالا یا خدمات شما پیش رویتان نشسته است. از او بپرسید، دوست داری چه کسانی تو را بخرند؟ دوست داری چطور تو را بفروشند؟ چه نقاط قوتی داری؟ چه ضعف هایی در خودت احساس می کنی؟ فکر می کنی چه کسانی به تو نیاز دارند؟ چرا می خواهی به آنها کمک کنی؟ شما می توانید پاسخ این سوالات را روی کاغذ بیاورید. خواهید دید که وقتی مصاحبه شونده ببیند که به حرف هایش توجه کرده آنها را می نویسید، مشتاق شده بهتر با شما همکاری می کند. این روش را ساده نگیرید، بسیار مفید است.

 

4) اگر دیدید که هر چه تلاش می کنید به جایی نمی رسید و نمی توانید مشکلتان را حل کنید، دست بکشید و رهایش کنید. برخیزید و آبی به سر و صورتتان بزنید. قدری استراحت کنید یا قدم بزنید. به هر کاری که دوست دارید و فکر می کنید به شما آرامش خواهد داد، بپردازید. فقط درباره کار فکر نکنید. به یاد داشته باشید که اگر به خودتان فرصت ندهید و یکسره از او کار بکشید، نه تنها خسته و فرسوده خواهید شد بلکه ذهن خلاقتان نیرویش را از دست داده از حرکت باز می ماند. در این مواقع به ناخودآگاهتان اجازه دهید آن همه فکر و ایده و سوال و جواب را فرو دهد و هضم کند. ذهن نیمه هشیار موجود قدرتمندی است که می تواند بسیار به شما کمک کند. فقط باید به او فرصت دهید. در ورودی این ذهن باریک است و نمی تواند همه نظرات، سوال و جواب ها، ایده های خوب و ضعیف و دانسته هایتان را به یکباره بپذیرد. اگر به ذهن نیمه هشیار فرصت ندهید، نمی تواند آن طور که می خواهد کار کند و به همین علت به همه مطالب و دانسته ها اجازه ورود نمی دهد. از این جهت است که وقتی روزها بدون استراحت و پشت سر هم کار می کنید، دیگر قادر نیستید همه آن چیزهایی که می خواهید و لازم دارید را به خاطر بیاورید. ایده ها و طرح های گوناگونی در ذهن دارید ولی نمی توانید آن ها را کنار هم بگذارید و سروسامان دهید. این ها مطالب و نظرات مبتکرانه ای هستند که پشت در مانده اند پس وقتی که دیگر نمی توانید پس از تلاش زیاد هم مشکلات کسب و کار و طرح بازاریابی را حل کنید، بدانید که ترافیک پشت در ورودی ذهن نیمه هشیار سنگین شده است. یکی از ساده ترین و مفیدترین روش ها اینست که بخوابید. زمانی که به خواب رفته اید، هم بدن خسته و عضلات منقبض شما استراحت می کنند و هم ذهنتان آرامش می یابد. ذهن نیمه هشیار در خواب فعالتر است و افکار و ایده هایی که به ذهن هشیار و خودآگاهتان رسیده است را یکی یکی فرو می دهد و هضم و جذب می کند. زمانی که شما خسته از این همه کار بر روی طرح کسب و کار و بازاریابی به خواب رفته اید، این بخش از ذهن به کمکتان می آید. او ایده های گوناگون و حتی وقایعی را که در رابطه با کسب و کارتان بوده دسته بندی می کند و به ترتیب اهمیت روی هم می چیند. وقتی که از خواب برخیزید و سرحال و با آرامش سر کارتان بروید، در می یابید که تصویر روشن تر و دقیقتری از این ایده ها و ارتباطات آنها با هم دارید. جالب است که بدانید این چیدمان ذهن نیمه هشیار باعث می شود که فکر اصلی و گره گشای مسایل بازاریابی شما، به تدریج و یا حتی ناگهانی خودش را نشان دهد. استراحت های کوتاه طی روز، قدم زدن، دوش گرفتن یا شنیدن یک موسیقی آرام یا حتی خوردن یک شکلات مورد علاقه، دوباره ذهن شما را انرژی می دهند و اضطراب و نگرانی را دور می کنند. نگران نباشید؛ زمانی که خوابیده اید یا به بازاریابی و کسب و کار و تبلیغات و درآمد و فروش بیشتر فکر نمی کنید، ذهن نیمه هشیار با تمام وجود به آن فکر می کند و کارهایتان را سروسامان می دهد.

در آخر باید بگویم که قبل از شروع کار، کاملا مطمین شوید که به این کار علاقه دارید و از صمیم قلب در پی تحقق آرزوی موفقیت و کامیابی هستید.

خلاقیت را دوست بدارید و سعی کنید پشت هر دیواری را هم ببینید. گاهی اوقات راه مستقیمی پیش رویتان است که امن و مطمین به نظر می آید و به واقع هم اینچنین است. هرگز فقط به جلو نگاه نکنید. گاهی وقت ها جوانب و راه های فرعی مفیدتر و کارآمدتر از آب درمی آیند. ذهن خلاقتان را به کار بیندازید و از زوایای گوناگون به نمای یک مسیله نگاه کنید و شکلش را هم دگرگون نمایید. پاسخ سوالاتی را که پیدا می کنید روی کاغذ بیاورید و راه های اشتباه را هم در جای خودشان محفوظ بدارید.

حفظ بقای یک کسب و کار و رشد و توسعه آن امری مهم است و هرگز نباید از آن غافل شوید ولی آن چه که از آن مهم تر است و در هیچ حالتی نباید در حاشیه قرار گیرد، سلامتی ذهن و بدن شماست.

ذهن خلاق به بدنی سالم احتیاج دارد تا زنده و پویا بماند و بخش توانمند آن، ذهن نیمه هشیار به فرصت و استراحت محتاج است. پس هرگز بااضطراب و نگرانی و بیخوابی کار نکنید. «نیمه هشیار» برای پردازش ایده های خوب و بد کسب و کار شما و کمک به صاحبش، به آرامش نیاز دارد. این حق اوست. آرامش و استراحت جسم و روان را از این بازوی قدرتمند، دریغ نکنید. اجازه دهید جسم و روانتان در راه موفقیت همراهیتان کنند. پیروزی در کسب و کار حق شماست. خود را از آن محروم نسازید.

 

By:Debbie Allen

مترجم: آذین صحابی


منبع : روزنامه تفاهم

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 17 + 10 چند است؟

ADVERTISING