از ورشکسته بودن نردبان موفقیت بسازیم!

کد خبر 16462 - 1393 01 | تاریخ: 982 روز پیش-1393/01/07 | ساعت: 07:39

 واکنش افراد به ورشکستگی متفاوت است. برخی شاید دیگر جسارت خود را در شروع کسب و کار از دست بدهند و با حسرت آن‌چه از دست داده‌اند سر کنند اما برخی دیگر ممکن است از شکست درس بگیرند و دوباره به تلاش‌کردن ادامه دهند 3 نفری که داستان کسب و کار آن‌ها نقل شده از همین جمله‌اند، افرادی که طعم ورشکستگی را چشیدند اما اراده خود را از دست ندادند و در نهایت به موفق‌ترین افراد دوران خود تبدیل شدند.

والت دیزنی:

اگر ورشکستگی می‌توانست والت‌دیزنی را از پی‌گیری هدفش منصرف کند، احتمالا هرگز بسیاری از شخصیت‌های کارتونی از جمله میکی‌ماوس خلق نمی‌شدند. والت در دسامبر سال 1901 در شیکاگو به دنیا آمد، البته خانواده 7 نفره آن‌ها کمی بعد به ایالت میزوری کوچ کردند،

جایی که والت کودکی خود را در آنجا گذراند. او از همان ابتدا به هنر علاقه‌مند بود و معمولا برای همسایه‌ها نقاشی می‌کرد تا بتواند درآمد اندکی کسب کند. سپس برای تحصیل در هنر و عکاسی به دبیرستانی در شیکاگو رفت. خانواده آن‌ها وضع مالی خوبی نداشتند و به همین خاطر پدر والت علاقه‌ای به تحصیل فرزندش در رشته هنر نداشت اما مادر و برادر بزرگ‌تر والت او را به پی‌گیری استعدادش تشویق می‌کردند. در پاییز سال 1918 والت دیزنی تلاش کرد تا وارد ارتش شود. اما به این خاطر که تنها 16 سال سن داشت ارتش او را نپذیرفت. سپس والت به صلیب سرخ پیوست و به فرانسه فرستاده شد، جایی که برای مدت یکسال راننده آمبولانس بود.

او پس از این‌که به آمریکا بازگشت به دنبال شغلی در دنیای هنر تجاری گشت.

طراحی‌های دیزنی در شهر کانزاس شهرت یافت و برای وی اعتبار و البته درآمد به ارمغان آورد. همین موفقیت بود که به والت انگیزه تاسیس یک استودیو را داد. او برای خود شریکی یافت و در سال 1922 استودیویی را در شهر کانزاس راه‌اندازی کرد. آن‌ها دوربین‌های دست دوم خریدند و شروع به ساخت فیلم‌های تبلیغاتی کردند. والت موفق به امضای یک قرارداد با یک توزیع‌کننده در نیویورک شد. اما این همکاری چندان خوب پیش نرفت چرا که توزیع‌کننده پول استودیوی والت را نپرداخت. این در شرایطی بود که کار والت دیزنی به خاطر رونق اولیه‌ای که کسب و کارش یافته بود چندین طراح انیمیشن استخدام کرده بود. شرکت والت دیزنی که با نام استودیوی Laugh-O-Gram فعالیت می‌کرد در پرداخت هزینه‌ها و به خصوص حقوق کارمندان ناکام ماند و سرانجام در سال 1923 ورشکست شد. والت برای پرداخت بدهی‌هایش تمام دارایی‌های خود را فروخت و تنها با 20 دلار راهی هالیوود، پایتخت صنعت سینما شد. او کار خود را دوباره در هالیوود از سر گرفت و در کمتر از دو سال با ساخت «کمدی‌های آلیس» برای خود شهرتی دست و پا کرد. در سال 1925 ازدواج کرد و 7‌سال بعد کارتون گل‌ها و درختان را ساخت که نخستین کارتون رنگی به حساب می‌آید. ساخت سفید برفی و هفت کوتوله نقطه عطف دیگری در کار هنری والت دیزنی و

صنعت انیمیشن بود. دیزنی اما رویای دیگری نیز داشت. ساخت مرکزی تفریحی برای بچه‌ها که در سال 1955 با ساخت دیزنی‌لند (Disneyland) تحقق یافت. زندگی والت دیزنی این گفته او را تایید می‌کند که «همه آرزوهای ما قابل تحققند، فقط ما باید شجاعت کافی برای دنبال‌کردن آن‌ها را داشته باشیم.» والت دیزنی در سال 1966 فوت کرد اما شرکت او که به یکی از غول‌های رسانه‌ای تبدیل شده بود به موفقیت‌های خودادامه داد تا جایی که در سال 2011، درآمدی معادل 36 میلیارد دلار کسب کرد.

هنری فورد

نام هنری فورد با صنعت خودرو گره خورده است. مردی که برای اولین بار مفهوم خط تولید را در خودروسازی به کار گرفت و پس از آن تحولی در صنایع به وجود آورد. اما این همه داستان نیست.

هنری در سال 1863 در شهری نزدیک دیترویت در ایالت میشیگان آمریکا به دنیا آمد، پدر او از ایرلندی‌هایی بود که به آمریکا کوچ کرده بودند. هنری در نوجوانی از پدرش یک ساعت جیبی هدیه گرفت. هدیه‌ای که باعث شکل‌گیری علاقه او به ابزار مکانیکی شد. او آن‌قدر در باز‌کردن اجزای ساعت و سرهم‌کردن دوباره آن‌ها خبره شده بود که در میان دوستانش به عنوان تعمیرکار ساعت شناخته می‌شد. او بعدها با موتور بخار آشنا شد و برای مدتی به عنوان تعمیرکننده موتورهای بخار در یک شرکت مشغول به کار شد. هنری فورد در سال 1891 به عنوان مهندس به استخدام کارخانه تولید ابزار روشنایی ادیسون درآمد، کارخانه‌ای که متعلق به توماس ادیسون بود.

او دو سال بعد به سمت مهندس سرپرست ارتقا یافت. فورد در این مدت روی طراحی خودرو نیز کار می‌کرد و پس از چند سال موفق به ساخت نخستین اتومبیل خود شد. در سال 1899 یعنی در 36 سالگی او به همراه یک مکانیک در شهر دبترویت شرکت خودروسازی خود را افتتاح کردند اما اوضاع چندان خوب پیش نرفت. یکی از دلایلی که باعث ناکامی کسب و کار آن‌ها شد این بود که فورد بیشتر وقت خود را صرف طراحی خودرو و مسایل مکانیکی آن می‌کرد و کمتر به اموری مانند بازاریابی توجه می‌کرد. شرکت آن‌ها دو سال بعد یعنی در سال 1901 ورشکست شد. دو سال بعد هنری فورد یک کمپانی به نام خود تاسیس کرد و این بار از تجربیات شکست گذشته به خوبی بهره برد، در این شرکت جدید موفق شد خودرویی را طراحی کند که به سریع‌ترین ماشین آن زمان تبدیل شود. در سال 1908 فورد خودروی مدل T را عرضه کرد که با استقبال عمومی قابل توجهی مواجه شد و چهره صنعت آمریکا را برای همیشه تغییر داد. فورد، شیوه‌های جدیدی را در تولید انبوه به کار گرفت و از این طریق قیمت تمام شده خودروهای تولیدی خود را کاهش داد.تا سال 1918 نیمی از تمام خودروهایی که در آمریکا رانده می‌شد از نوع T شرکت تولیدی فردی بود که کمتر از دو دهه پیش از آن در حال پر‌کردن فرم‌های مربوط به اعلام ورشکستگی بود.

در سال 2008 ثروت فورد توسط مجله فوربس معادل 188 میلیارد دلار امروزی تخمین زده شد.

فورد در کسب و کار خود با بادهای مخالف بسیاری مواجه شد و شاید به همین خاطر جایی گفته است:«هنگامی که به نظر می‌آید که همه چیز علیه شماست، به یاد بیاورید که هواپیما

تنها زمانی می‌تواند از زمین برخیزد که باد در جهت مخالف آن بوزد و نه در جهت موافق.»

ریچارد برانسون

 خبرنگار روزنامه بریتانیایی گاردین می‌پرسد: «آیا تابه‌حال شده که یک شرکت را به ورشکستگی بکشانید؟» ریچارد برانسون که حالا دیگر لقب سر را هم به خاطر موفقیت‌های بی‌شمارش در دنیای تجارت یدک می‌کشید پاسخ داد: «خیر، هرگز.»

اما احتمالا او در ذهن خود عبارت دیگری را نیز به جوابی که به خبرنگار گاردین داد اضافه کرده: «البته به لطف مادرم.» حقیقت اینست که اگرچه ریچارد برانسون مجبور نشد که فرم‌های مربوط به اعلام ورشکستگی را پر کند اما یک‌بار تقریبا همه چیز خود را از دست داد. آن هم درست زمانی که به تازگی نخستین مغازه‌اش را افتتاح کرده بود. او که تا پیش از آن محصولات موسیقی را از طریق پست برای مشتریان ارسال می‌کرد در سال 1971 توانست مغازه‌ای را در خیابان آکسفورد لندن راه‌اندازی کند. البته کسب و کار خوب پیش می‌رفت اما مشکل این‌جا بود که برخی از کالاهایی که برانسون در نخستین شعبه فروشگاه ویرجین (Virgin) می‌فروخت مربوط به صادرات بودند و مالیات آن‌ها پرداخت نشده بود. برملاشدن قضیه پای برانسون را به دادگاه کشاند.او با دادگاه توافق کرد که علاوه بر مالیات کالاها مقداری جریمه نیز بپردازد اما پرداخت مبلغ مورد نظر از توان ریچارد خارج بود. به همین خاطر مادرش منزل خانوادگی آن‌ها را در رهن بانک قرار داد تا پسرش از ورشکستگی نجات پیدا کند. از این مرحله به بعد کسب و کار برانسون با موفقیت گره می‌خورد.

او علاوه بر فروشگاه شرکت ضبط و پخش موسیقی ویرجین را تاسیس می‌کند و به تولید و توزیع آلبوم‌های گروه‌های متفاوت آن زمان بریتانیا می‌پردازد. فروشگاه‌های ویرجین نیز به تعدادشان افزوده می‌شود تا جایی که امروز می‌توان آن‌ها را علاوه بر کشورهای غربی در کشورهایی مانند کویت و عمان نیز یافت. حضور در دنیای رسانه برای بلند پروازی‌های برانسون کافی نبود، مجموعه ویرجین به رهبری او وارد تقریبا هر صنعتی شده است، از صنعت کارت‌های اعتباری گرفته تا تولید نوشیدنی، انرژی، فضاپیما و زیردریایی. ریچارد برانسون که از 16 سالگی تجارت را آغاز کرده در هفتمین دهه زندگی اش نیز دست از تلاش برای کسب موفقیت بیشتر برنداشته. او امیدوار است طی سال‌های آینده مسافرت‌های هوایی به فضا را راه‌اندازی کند. البته در داستان کسب و کار مردی که ثروت او 4.2 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود

ناکامی‌های دیگری نیز دیده می‌شود. برای مثال پروژه بازسازی سیستم حمل و نقل ریلی انگلستان که در سال 1993 به شرکت ویرجین سپرده شده بود، مطابق با وعده‌های برانسون پیش نرفت و حتی تا حدی به اعتبار او لطمه وارد کرد. اما اینجاست که باید گفت در مقابل موفقیت‌های پرشمار، واقعا چه کسی به این شکست‌های کم تعداد اهمیت می‌دهد؟

 


منبع : حامی کار

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 3 + 1 چند است؟

ADVERTISING