حتی به روزگاران

کد خبر 16733 - 1393 01 | تاریخ: 980 روز پیش-1393/01/10 | ساعت: 13:20

[copy]

ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران
آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران
بازآ که در هوایت خاموشی جنونم
فریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران
ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران
گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران
بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران

شعر از : شفیعی کدکنی


منبع : گردآوری از گروه فرهنگ و هنر سه نشانه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 4 + 1 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر