توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه

کد خبر 16742 - 1393 01 | تاریخ: 985 روز پیش-1393/01/10 | ساعت: 14:43

نفسم گرفت ازاین شهر در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون
به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن
توکه ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
...لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن1387199991241 Copy
شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه
تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن
زبرون کسی نیاید جویباری تو اینجا
تو ز خویشتن برون آ سپه تتار بشکن
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بسرای تا که هستی که سرودن است بودن
به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن

شفیعی کدکنی


منبع : دفتر از بودن و سرودن

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 11 + 10 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر