هیچ چیز نمی تواند ناراحتم کند!!!

کد خبر 16953 - 1393 01 | تاریخ: 978 روز پیش-1393/01/13 | ساعت: 20:19

با کتاب " هیچ چیز نمی تواند ناراحتم کند" نوشته آلبرت الیس آشنا شویم. این کتاب پیام عجیبی دارد. پیامش هم این است که آشفتگی های هیجانی شدید و کل بدبختی های انسان عملاً غیر ضروری هستند. وقتی خودتان را سخت مضطرب یا افسرده می کنید، صریحاً علیه خودتان وارد عمل شده اید و در حق خودتان ظلم و بی عدالتی روا داشته اید. اختلال شما روی گروه اجتماعی تان نیز تأثیر بدی می گذارد. همچنین بستگان و دوستان و تا حدودی اجتماع اطراف تان را ناراحت می کند. احساس کردن مشخصه انسان ها است. حیوانات دیگر هم احساس می کنند ولی نه با دقت و ملاحظه خاص انسا ن ها .

احساسات ظریف، رمانتیک و خلاقانه ما محصول افکار و فلسفه ها یپیچیده اند. ما انسان ها عمدتاً همان گونه که فکر می کنیم، احساس می کنیم. البته نه کاملاً بلکه عمدتاً. این پیام مهم درمان عقلانی هیجانی در سه دهه گذشته بوده است.

به طور کلی ما خودمان احساسات مان را به وجود می آوریم. این کار را نیز از طریق یادگیری (از والدین و دیگرا ن ) و اختراع افکار معقول و احمقانه (در سرمان ) انجام می دهیم. ما تفکر مفید و مخرب را هشیارانه و ناهشیارانه انتخاب می کنیم.

ما انسان ها خودآگاهی واقعی داریم. ما می توانیم اهداف، تمایلات و مقاصد خود را مشاهده کنیم و مورد قضاوت قرار دهیم هر چند اجباری در این کار نداریم. همچنین می توانیم عقاید، هیجانات و فعالیت های تغییر کرده خویش را ببینیم و در مورد آنها فکر کنیم و می توانیم آنها را تغییر دهیم و باز هم آنها را تغییر دهیم و این کار را تکرار کنیم.

اجازه دهید در مورد این “تغییر خود ” اغراق نکنیم. البته که ما چنین ظرفیتی داریم. البته که می توانیم از این ظرفیت خود استفاده کنیم، ولی نه به طور نامحدود و کامل. اهداف و تمایلات اولیه و اصلی خویش را از گرایش های زیست شناختی و آموز ش های دوران کودکی خویش می گیریم. هر چه از خودآگاهی خویش بیشتر استفاده و در مورد اهداف و تمایلا ت مان بیشتر فکرکنیم، اراده یا خودگردانی بیشتری خلق می کنیم. این قضیه در مورد هیجانات نیز صدق می کند.

موضوع اصلی این کتاب این است که: هر قدر که عملکردتان بد باشد، هر قدر که دیگران با شما ناعادلانه رفتار کنند، و هر قدر که شرایط افتضاحی داشته باشید تقریباً همیشه می توانید اضطراب، ناامیدی و نفرت شدید خود را تغییر دهید. شما نه تنها می توانید آنها را کم کنید بلکه می توانید آنها را محو و نابود کنید. به شرط آ ن که رو ش های مطرح در فصل های این کتاب را اجرا کنید و از آنها استفاده نمایید.

آیا وقتی فقدانی واقعی را تجربه می کنید، احساس وحشت، افسردگی و خشم شما غیرطبیعی است؟ خیر خیلی هم طبیعی و عادی هستند چون جزیی از شرایط انسان هستند. این احساسات بسیار متداول و همگانی هستند. تقریباً تمام ما این احساسات را داریم! اگر غالباً آنها را نداشته باشید عجیب است. ولی عادی یا متداول به معنای سالم نیست. سرماخوردگی خیلی شایع و متداول است. خون مردگی، شکستگی و عفونت نیز همین طور. ولی خوب و سودمند نیستند.!

در مورد احساس اضطراب هم همین طور است. نگرانی، احتیاط، گوش به زنگ بودن و اضطراب خفیف، عادی و سالم هستند. اگر اضطراب شما صفر مطلق بود نمی فهمیدید کجا می روید و چطور عمل می کنید. در نتیجه خیلی زود مشکل پیدا کرده و احتمالاً خودکشی می کردید. پس اگر چه اضطراب شدید، عصبی بودن و وحشت، عادی (یا رایج ) هستند ولی ناسالم می باشند. بنابراین احساس نگرانی و احتیاط خود را نگهدارید ولی نگرانی افراطی،"افتضاح سازی"، وحشت و بیم را دور بریزید. چطور؟ تصدیق کنید که این دو احساس کاملاً متفاوت هستند و بی خودی بحث یا توجیه نکنید که اضطراب یک حالت سالم است. ادعا نکنید که اضطراب اجتناب ناپذیر است و در تمام عمرتان باید آن را تحمل کنید.


منبع : روانشناسی آنلاین

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 12 + 3 چند است؟

ADVERTISING