با این گوش‌های بی تربیت چه کنیم

کد خبر 17130 - 1393 01 | تاریخ: 975 روز پیش-1393/01/15 | ساعت: 13:40

دکتر الیوت ارونسون روانشناس برجسته ی اجتماعی تصمیم گرفت برای بررسی توانایی برقراری ارتباط موثر در افراد کارگاهی چند روزه و با حضور سخنرانان، گویندگان و مدیران روابط عمومی برگزار کند که تصور می کردند مشکل ارتباطی ندارند. باور کردنی نبود اما نتایج نشان داد درصد قابل توجهی از شرکت کنندگان حتی بلد نبودند به حرف یکدیگر گوش کنند. در حین برگزاری کارگاه افراد شرکت کننده بارها و بارها با یکدیگر درگیر شدند و در پایان با شرمساری اعلام کردند واقعا از درک یکدیگر ناتوانند.

برقراری ارتباط موثر»، یک عبارت ساده است که مفهومی بسیار گسترده دارد. تا کنون بارها در مورد اهمیت برقراری ارتباط موثر و نقش آن در زندگی اجتماعی گفته شده است اما کمتر به اجزای این عبارت توجه شده، ارتباط موثر اجزایی مختلف دارد که یکی از آن ها هنر درست گوش دادن است! البته که منظور اختلال فیزیکی در سیستم شنوایی افراد نیست، بلکه منظور ما آداب و اصول چگونه شنیدن است :

برقراری ارتباط موثر ؛ فقط خوب حرف زدن نیست

شاید گیج شده باشید ولی این یک حقیقت است که اغلب ما فاقد مهارت های اولیه برقراری ارتباط موثر و بویژه درست گوش دادن هستیم. سیستم شنوایی ما به طور خودکار بسیاری از صداهای محیط اطراف را دریافت می­کند، اما پیچیدگی از جایی آغاز می شود که ما تنها بخشی از این اصوات را به معنای حقیقی کلمه ادراک می کنیم، روی آن ها تمرکز می کنیم و بالاخره نسبت به آن ها واکنش نشان می ­دهیم. بسیاری از رفتارهای ناهنجار در ارتباطات بین فردی (میان حرف یکدیگر پریدن ها، بی احترامی های لفظی و...)حاصل همین درست نشنیدن ها است. بسیاری از افراد تصور می کنند اگر مهارت های سخنرانی و هوش کلامی بالایی داشته باشند، پس می توانند بهترین ارتباطات بین فردی را هم برقرار کنند، اما این تصور اشتباه است. برای اثبات اشتباه بودن چنین تصوری، به این مثال ساده دقت کنید: دکتر الیوت ارونسون روانشناس برجسته ی اجتماعی تصمیم گرفت برای بررسی توانایی برقراری ارتباط موثر در افراد کارگاهی چند روزه و با حضور سخنرانان، گویندگان و مدیران روابط عمومی برگزار کند که تصور می کردند مشکل ارتباطی ندارند. باور کردنی نبود اما نتایج نشان داد درصد قابل توجهی از شرکت کنندگان حتی بلد نبودند به حرف یکدیگر گوش کنند. در حین برگزاری کارگاه افراد شرکت کننده بارها و بارها با یکدیگر درگیر شدند و در پایان با شرمساری اعلام کردند واقعا از درک یکدیگر ناتوانند. اما از کجا باید شروع کنیم و گوش هایمان را درمان کنیم؟ !

نکاتی برای تربیت گوش­هایمان

اغراق نیست اگر بگوییم ادراکات حسی ما با یکدیگر رفاقتی دیرینه دارند. مجسمه ی مشهور سه میمون خردمند که در اسطوره های باستان هند و چین به آن ها اشاره شده نمونه ی خوبی از تلاش دیرینه ی انسان ها برای برقرای ارتباط صحیح است. تندیسی که در آن سه میمون وجود دارد؛ یکی گوش ها، یکی چشم ها و دیگری دهان خود را گرفته است و با کنایه ای زیبا به انسان ها هشدار می دهد به موقع بشنوند، ببینند و گوش دهند .

*اولین گام برای تربیت گوش ها از همین نقطه و با یک مثال آغاز می شود؛ فرض کنید در یک جمع حضور دارید و می بینید یکی از اعضای جمع که شما هم او را درست نمی شناسید شروع به انتقاد از یک هنرمند و آثار او کرده است. هنرمندی که بسیار محبوب شما است و سبک کاری او را می پسندید. اولین واکنش شما چیست؟ میان حرف او می پرید؟ برافروخته می شوید و فورا از هنرمند محبوبتان دفاع می کنید؟ به فرد گوینده توهین کلامی می کنید؟

توصیه ی مهم روانشناسان اجتماعی برای تربیت گوش های شما این است: دقیق گوش کن، ضعف ها و قوت ها را دسته بندی کن، با تکیه بر آن ها قضاوت کن و در نهایت صحبت کن. حالا بر اساس این فرمول موقعیت قبل را بررسی کنید. شما می توانید با دقت و سکوت به حرف های گوینده گوش کنید، روایت های صحیح و غلط او را در ذهن ثبت و تحلیل کنید، با دلایل منطقی و بدون پرخاشگری بعد از آن که فرد گوینده صحبتش را به پایان رساند با او وارد مکالمه شوید و این مکالمه حتی می تواند مکالمه ای بسیار سازنده باشد .

توصیه ی دوم این که، عادت نکنید صرفا شنونده باشید. گاهی لازم است تمرین سکوت و بردباری کنیم، اما برخی از افراد به سبب نداشتن عزت نفس کافی برای ورود به بحث یا آستانه ی تحمل پایین، عادت می کنند فقط شنونده باشند که این نیز خود نوعی بن بست ارتباطی تلقی می شود. چنین واکنشی در واقع نوعی ضد واکنش تلقی می شود و باعث احساس ناارزشمندی در افراد می شود .

از طرف دیگر بیایید با خودمان روراست باشیم و صادقانه پاسخ دهیم، آیا لازم است همه چیز را بشنویم و در مورد هر چه می شنویم قضاوت و دخالت کنیم؟

یکی از بدترین رفتارهای ارتباطی دخالت های اجتماعی است که سر منشاء ندارد بجز گوش بی تربیت! همه ی ما حداقل یک بار تجربه کرده ایم یا دیده ایم این وضعیت ها را: در مترو با دوست خود صحبت می کنید که ناگهان شخص سوم و غریبه ای در مورد صحبت های شما نظر می دهد. در تاکسی یا وسایل حمل و نقل عمومی با تلفن همراه خود صحبت می کنید و آدرس می پرسید که مسافر کنار دستی زودتر از شخص پشت تلفن(مخاطب اصلی شما)پاسخ می دهد. در مطبِ دکتر ، با کودکتان در حال صحبت هستید و او را از کاری نفی می کنید که شخصی از مراجعان در گفت و گوی شما با فرزندتان دخالت کرده و حق را به او می دهد و به واقع تمام اصول تربیتی شما را زیر سوال می برد و ... .

گوش دادن به مکالمات دیگران گاهی اجتناب ناپذیر است؛ قبول. اما دخالت در روند مکالمات دیگرانی که نه از ما نظر می خواهند و نه آنها را می­شناسیم­ کاملا ناهنجار است. یکی از مهم ترین ارکان در تربیت گوش رعایت همین مسئله است که بهتر است بسیاری از صداهای غیر ضروری را نشنیده بگیریم .

ارتباط غیر شفاهی هم شنیدن می­خواهد

بحث زبان بدن بسیار پر حاشیه است و نمی توان به آن پرداخت. ولی توجه به علائم غیر شفاهی هم نوعی درست گوش دادن است. یک تمرین و مثال ساده: وقتی در اتوبوس هستید، به واکنش های دیگران دقت کرده اید ؟ برخی افراد به شما نگاه می کنند و لبخند می زنند، برخی اخم آلود و آشفته اند، برخی در افکار خود غرق هستند. حالا فرض کنید همه ی این افراد ساعت دارند و شما می خواهید بدانید ساعت چند است؟ اگر به ارتباط غیر شفاهی گوش کنید بهتر است از شخص آشفته این سوال را نکنید چون ممکن است با سیلی از کلمات بی ربط و با ربط مثل « نمی دانم، مگر مهم است، هیچ کس به هیچ کس رحم نمی کند، ساعت دانستن چه دردی دوا می کند و...» مواجه شوید. اگر رشته ی افکار فردی که در فکر است گسستید و ساعت پرسیدید، احتمالا پاسخ شما را می دهد ولی با دلخوری. اما احتمالا اگر از فردی ساعت بپرسید که نخستین واکنش غیر شفاهی یعنی لبخند را تقدیم شما کرده است، نه تنها جواب شما را می­دهد، بلکه با شما وارد مکالمه ای ادامه دار می­شود .

توجه به حالات چهره ، روش ایستادن، نشستن یا راه رفتن افراد در واقع گوش دادن به ندای درونی آن ها است. اگر یاد بگیرید به این نداها گوش دهید . مطمئن باشید کمتر دچار مشکل ارتباطی می شوید .

چگونه هوش هیجانی را ارتقا دهیم تا بهتر بشنویم؟

احساسات و هیجانات ما نقشی بسیار مهم در ارتباطات ما دارند. سالهاست که کشورهای توسعه یافته در حال کار بر روی هوش هیجانی کودکان خود هستند تا ظرفیت های ادراکی آن ها را بالاتر ببرند. هر قدر هوش هیجانی افراد بالاتر باشد، راحت تر می توانند شنیده های خود را بررسی و با دیگران ارتباط برقرار کنند .

افرادی که هوش هیجانی پایین تری دارند، بیش از دیگران در بحث های کلامی هیجانی شده است، بر افروخته می شوند یا حتی فحاشی می کنند. غلبه ی هیجانات بر ادراک باعث می شود شنیده های افراد از صافی هیجانات بگذرد و جمله ی ساده ای مثل : « ای کاش می دانستی چه می گویم» به بدترین معانی تعبیر شود. ای کاش می دانستی چه می گویم که به «تو نفهمی!» تعبیر شده و شنیده می شود باعث دعوای کلامی آغاز می شود .

اما راهی برای ارتقای هوش هیجانی در شنیدن هست؟ قطعا هر فرد بیش از دیگران بر ظرفیت های هیجانی خود آگاه است. پژوهشگران روانشناسی اجتماعی معتقدند هر فرد بنا بر ساختار روانی اش می تواند ظرفیت هیجانی خود را افزایش دهد. نوشتن یک روش جالب و حیرت انگیز است؛ تنها کافی است جمله ای که از فردی شنیده اید و ناراحتتان کرده روی کاغذ بنویسید و تا جایی که به ذهنتان می رسد معانی مختلفی که جمله ی مذکور دارد یادداشت کنید، از دیدن این همه معنی که می توانستید بشنوید و بدترین معنی را شنیده اید شگفت زده خواهید شد .

اگر با شخصی از اعضای نزدیک خانواده زیاد درگیر می شوید، یک بار دعوای کلامی تان را ضبط کنید، از شنیدن آن همه سوء برداشت کلامی حیرت می کنید .

خودتان را قضاوت نکنید ، احساساتتان را قضاوت کنید. همیشه از خودتان بپرسید الان وقت بروز این احساس است؟ سعی کنید هیجانات خود را با منطق و هوش خود همسو کنید .

هرگاه احساس می کنید دچار برانگیختگی هیجانی شده اید و نمی توانید منطقی بحث کنید و بشنوید ، عذرخواهی کرده و بحث را ادامه ندهید. مطمئن باشید طرف مقابلتان از این همه کنترل هیجانی و احترام اجتماعی شما برداشت مثبت و دوستانه ای خواهد داشت .

بد نیست در سال جدید تمرین کنیم لذت در برقراری روابط اجتماعی موثر وجود دارد با درست شنیدن دو چندان کنیم


منبع : کاوشگران روابط عمومی

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 12 + 8 چند است؟

ADVERTISING