مغز درمواجهه با زیبایی

کد خبر 17295 - 1393 01 | تاریخ: 978 روز پیش-1393/01/16 | ساعت: 22:11

زیبایی­شناختی عصبی (Neuroaesthetics) رشته زيبايي شناختی عصبی آخرین زیرشاخه نوروفلسفه است. در این قسمت، تحقیقات با مشکلات خاصی مواجه می­شود که عمدتا به دلیل ابهام در تجربه هنری و همچنین تنوع زیاد در نظرات و داوری زیبایی­شناختی است. با این حال، در دهه گذشته مطالعات مختلف تلاش کرده­اند تا ادعای سمیر زکی (Semir Zeki) مبنی بر اینکه “… هنرمند به یک معنا یک متخصص نوروساینس است و به بررسی پتانسیل­ها و ظرفیت­های مغزی اما با ابزاری متفاوت می­پردازد” را اثبات کنند.زیبایی­شناختی عصبی اصطلاحی است که توسط زکی (1999) ابداع شد و اشاره به مطالعه پایه­های عصبی درک زیبایی هنر دارد. رویکرد زکی به هنر در درک او از چگونگی عملکرد بصری مغز طرح­ریزی شده است.

زیبایی­شناسی عصبی به عنوان یک رشته جدید در حال نیرو گرفتن است .در همان حال که این رشته در حال رشد است، با چالش­هایی نیز مواجه است. برای نمونه این رشته باید با اصول عصبی تطبیق داشته باشد و در عین حال به زیبایی­شناسی نیز مرتبط باشد. اصطلاح زیبایی­شناسی به طور گسترده شامل ادراک، تولید و پاسخ به هنر و همچنین تعامل با اشیا و صحنه­ هایی است که احساس شدیدی (اغلب لذت (Pleasure)) را فرا می­خوانند. 

علاوه بر زیبایی­شناسی بصری، موسیقی، رقص و ادبیات نیز در این حوزه قرار دارند. اصطلاح زیبایی­شناسی عصبی نیز به طور گسترده به عنوان حوزه­ای مطرح می­شود که به بررسی ویژگی­های مغز در شرایطی که درگیر با زیبایی­شناسی است، می­پردازد. رویکرد مرتبط با زیبایی­شناختی عصبی بیان می­کند که تولید و درک هنر باید از اصول سازمان عصبی (Neural Organization) پیروی کند. در واقع، صفات و خواص آثار هنری و استراتژی­هایی که توسط هنرمندان به کار می­رود، هم­راستا با این مساله هستند که چگونه سیستم عصبی آنرا دریافت می­کند و سیستم بینایی آنرا سازمان­دهی می­کند. سوالی که مطرح می‌شود این است که چگونه این نقطه شروع را به پژوهشی برنامه­ ریزی شده با داشتن فرضیات ابطال ­پذیر تبدیل کرد.


منبع : سایت تخصصی نوروساینس و علوم شناختی

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 6 + 7 چند است؟

مطالب تصادفی

ADVERTISING