دوستی فلسفه با علوم اعصاب

کد خبر 17306 - 1393 01 | تاریخ: 973 روز پیش-1393/01/16 | ساعت: 22:35

نقطه­ ی عطفي كه موجب علاقه­ ی فيلسوفان به حوزه­ ی نوروساينس شد، انتشار كتاب «نوروفلسفه» در سال 1986 توسط پاتريشيا چرچلند بود. چرچلند با بيان نظريه‌هاي معاصر در مورد عملكرد مغز تلاش نمود كه نوروساينس را به فيلسوفان معرفي كند. او بيش از هر چيز بر اين مساله تاكيد مي‌كرد كه ميان دستاوردهاي تجربي در مورد كاركرد مغز و مفاهيم و موضوعات فلسفه ذهن ارتباط وجود دارد. چرچلند با تكيه بر انديشه فيلسوفاني همچون كواين (Quine) و سلارز (Sellars) بيان نمود كه نقاط مشخص كننده مرز بين نوروساينس و فلسفه علم عملاً نااميدكننده است؛ زيرا مرزهاي اين دو حوزه بسيار كمرنگ هستند. در واقع، نوروفلسفه علمي قلمداد مي‌شود كه مي‌تواند از منابع مناسب هر دو حوزه نوروساينس و فلسفه بهره‌مند شود. پاتریشیا اسمیت چرچلند (Patricia Churchland)‏ در ۱۶ ژوئیه ۱۹۴۳ بدنیا آمد.چرچلند فیلسوفی کانادایی-آمریکایی است که برای فعالیت‌هایش در نوروفلسفه وفلسفه ذهن شناخته شده‌است. او استاد فلسفه امریتا دانشگاه کالیفرنیا است، که از سال ۱۹۸۴ در آن تدریس کرده‌است. او در دانشگاه بریتیش کلمبیا ، دانشگاه پیتسبورگ ودانشگاه آکسفورد تحصیل کرده، و در دانشگاه میوبا از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۴ به تدریس فلسفه پرداخته‌است. او همسر فیلسوف، پاول چرچلند است . والدین چرچلند فاقد تحصیلات دبیرستانی بودند. مادر وی پرستار بود و پدرش برای اداره ی مزرعه خانوادگی به طور همزمان در دفتر انتشارات روزنامه کار می کرد . به رغم تحصیلات محدود و جنگ جهانی ، والدینش او را یک سکولار بار آوردند .والدینش هم چنین مشتاق تحصیلات دانشگاهی او بودند ( بنا به توصیف خود پاتریشیا ) . و بنابراین بسیاری از کشاورزان جامعه ی آنها ، آن را به عنوان هدر دادن مضحک پول وسرمایه می دانستند . چرچلند در سال 1965مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه بریتیش کلمبیا با امتیاز عالی کسب کرد. او برای تحصیل در دانشگاه پیتسبورگ بورسیه ی تحصیلی وودرو ویلسون را دریافت کرد و در سال 1966 مدرک کارشناسی ارشد خود را از آن دانشگاه گرفت . سپس او در دانشگاه آکسفورد به عنوان بورسیه ی انجمن انگلیسی و کانادایی در سال 1969 مدرک دکتری را دریافت کرد .

اولین انتصاب دانشگاهی چرچلند در دانشگاه مانیتوبا به عنوان استادیار از 1969 تا 1977 ، دانشیار از 1977 تا 1982 و ارتقا به مقام استادی کامل در سال 1983 بود . در این جا بود که او شروع به مطالعات رسمی نوروساینس به کمک و تشویق لاری جردن کرد. وی از سال 1983-1982 عضو مدعو علوم اجتماعی در موسسه ی مطالعات پیشرفته ی پرینستون بود . در سال 1984 او به استادی در بخش فلسفه UCSD دعوت و با همسرش پاول به آن جا نقل مکان کرد . وی هم چنین از سال 1989 به عنوان استاد مدعو در موسسه مطالعات زیستی Salk فعالیت کرد و در آن جا با جوناس سالک آشنا شد. چرچلند بر نقش سالک پیرامون حمایت های وی از طرح ایده نوروفلسفه تاکید می کند.فرانسیس کریک پشتیبان مهم دیگری بود که چرچلند در موسسه ی سالک یافته بود. چرچلند از سال 2007-2000 کرسی استادی دپارتمان فلسفه ی UCSD را در اختیار داشت . وی سخنران سمپوزیوم سکولار فراتر از اعتقاد در سال های 2008، 2007، 2006 بود .

بیش از 30 سال پیش، اصطلاح نوروفلسفه برای توصیف حوزه­ ی جدید و نوظهور پژوهش­های میان­ رشته­ای ابداع شد. این اصطلاح با انتشار کتاب نوروفلسفه (1986) توسط پاتریشیا چرچلند وارد بحث­های فلسفی شد که هدف آن معرفی نوروساینس به فیلسوفان و معرفی فلسفه به نوروساینتیست‌ها و با تاکید بیشتر بر مورد اول بود. نخستين بار پاتريشيا چرچلند (Patricia Churchland) (1986) در كتاب خود با عنوان نوروفلسفه اين اصطلاح را به كار برده و شرح مفصل و نظام­داري از اين حوزه را ارائه نموده است. او در اين كتاب ابتدا پيشرفت‌هاي معاصر در نوروساينس و فلسفه را مطرح و سپس با تركيب اين دو به طرح ديدگاه نوروفلسفه مي‌پردازد. از آن زمان به بعد، اين اصطلاح اغلب به صورت گسترده و بدون توصيف يك زمينه­ی موضوعي خاص و بسط يك روش­شناسي ويژه بارها استفاده شده است (Northoff, 2001a, b; 2000; 1997). پاتريشیا چرچلند در كتاب بعدي خود تحت عنوان در رابطه با مغز (Brain-Wise) که در سال 2003 منتشر شد، بحث پيرامون نوروفلسفه را بسط داده است. چرچلند در این کتاب به بررسی نوروفلسفه و برخی نوآوری­های نوروفیلسوفان پرداخته است. از سوي ديگر، چرچلند در كتاب ديگر خود تحت عنوان دورنمای محاسباتی عصبی (A Neurocomputational Perspective) به بسط اين موضوع و اصطلاح پرداخته و همچنين در كتاب نوروفلسفه كار (Neurophilosophy at Work) كه در سال 2007 به چاپ رسيد، توضيحات مبسوط ­تري ارائه كرده است.

در فلسفه، انتقاد شديد به ايده ­ی جدايي كاركردي مغز و ذهن توسط پاتريشا چرچلند و با انتشار كتاب نوروفلسفه در سال 1968 آغاز شد. چرچلند در اين كتاب اهدافي را دنبال مي‌كرد كه از آن جمله مي‌توان به نشان دادن اينكه اعتراضات در مورد تقليل مفهوم آگاهي به سطح سيستم عصبي روانشناختي نتيجه‌اي به دنبال ندارد اشاره کرد. با وجود اين، پاتريشا چرچلند نخستين فردي است كه به صراحت اصطلاح نوروفلسفه را بكار برده و مطرح كرده است .از نگاه چرچلند نوروفلسفه هنوز جوان است و کار نوروفیلسوفان هنوز به طور کامل درک نشده است و نوروفیلسوفان به عنوان نظریه­ پردازانی که نوروساینس را در مسائل فلسفی به کار می­گیرند، به طور فزاینده نیازمند کسب مهارت­های لازم برای ارزیابی ویژگی­ های شواهد عصب­ شناختی


منبع : سایت تخصصی نوروساینس و علوم شناختی

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 17 + 8 چند است؟

ADVERTISING