چرا نیچه ماشین تحریری شد؟!

کد خبر 3156 - 1392 09 | تاریخ: 1088 روز پیش-1392/09/25 | ساعت: 18:07

زماني در سال 1882، فريدريش نيچه يك ماشين تحرير خريد. بينايي او رو به افول بود و متمركز نگاه داشتن چشمانش روي يك صفحه، خسته‌كننده و رنج‌آور شده بود؛ تا جايي كه معمولاً به سردردهايي زجرآور مي‌انجاميد. مجبور شد نوشتنش را كوتاه كند و بيم آن داشت كه به زودي مجبور شود آن را به كلي ترك كند.

ماشين تحرير، او را دست‌كم براي مدتي نجات داد. همين كه آموخت تنها با لمس كردن تايپ كند، مي‌توانست با چشمان بسته تايپ كند و تنها از سرانگشتانش بهره گيرد. واژگان بار ديگر مي‌توانستند از ذهن او به روي صفحه جاري شوند.

اما اين ماشين تأثيري ظريف بر كارهاي وي گذاشت. يكي از دوستان نيچه كه يك آهنگساز بود، متوجه تغييري در سبك نگارش او شد. نثر او كه تا قبل از آن هم موجز بود، بيش از پيش مختصر و تلگرافي شده‌ بود. او در نامه‌اي به نيچه نوشت: «با اين دستگاه شايد حتي به گويشي جديد دست يابي.» وي نوشت كه در كارهاي خودش «انديشه‌ها در موسيقي و زبان معمولاً به سرشت قلم و كاغذ وابسته‌اند.»

نيچه در پاسخ نوشت: «راست مي‌گويي؛ لوازم نگارش ما در شكل‌گيري انديشه‌هاي ما نقش ايفا مي‌كنند.» فريدريش اِي. كيتلر، پژوهشگر آلماني رسانه‌ها، مي‌نويسد: «زير سلطه ماشين، نثر نيچه از استدلال به الگوريتم تبديل شد، از انديشه به جناس و از سبكي فصيح به سبكي تلگرافي تغيير يافت.»

حول‌وحوش همان زماني كه نيچه شروع به استفاده از ماشين تحرير خود كرد، مرد جوان مشتاقي به نام فردريك وينسلُو تِيلور، يك كرونومتر را به كارخانه فولاد Midvale در فيلادلفيا برد و يك رشته آزمايش‌هاي تاريخي را آغاز كرد كه با هدف بهبود كارايي ماشين‌كاران كارخانه انجام مي‌گرفت. با موافقت صاحبان Midvale، وي گروهي كارگر استخدام كرد و آن‌ها را بر ماشين‌هاي فلزكاري به كار گماشت و هر حركت آن‌ها و نيز عملكرد ماشين‌ها را ثبت و زمان‌سنجي كرد.

تيلور با خُرد‏كردن هر كار به رشته‌اي از گام‌هاي كوچك و گسسته و سپس آزمودن راه‌هاي گوناگون انجام دادن هر يك از آن‌ها، مجموعه‌اي از دستورالعمل‌هاي دقيق (كه امروز ممكن است آن‌ها را «الگوريتم» بخوانيم) ايجاد كرد كه تعيين مي‌كرد هر كارگر بايد چگونه كار كند.

كاركنان Midvale از اين برنامه سخت‌گيرانه تازه گله كردند و ادعا مي‌كردند كه آن‌ها را به موجوداتي تقريباً هم‌پايه ماشين‌هاي خودكار تبديل كرده، اما بهره‌وري كارخانه اوج گرفت.

بيش از صد سال پس از اختراع موتور بخار؛ انقلاب صنعتي، عاقبت فلسفه و فيلسوف خود را پيدا كرد. هنرنمايي صنعتي سفت و سخت تيلور (كه خود دوست داشت آن را «سيستم» خود بخواند)، از سوي توليدكنندگان سراسر كشور و به تدريج در سراسر جهان به گرمي پذيرفته شد. مالكان كارخانه‌ها با هدف بيشترين سرعت؛‏كارايي و بازده، مطالعات زمان و حركت را براي سازمان دادن به كار خود و شكل‌دهي به كار كارگرانشان به كار گرفتند.

هدف، آن گونه كه تيلور در مقاله مشهور سال 1911 خود با عنوان «اصول مديريت علمي» تعيين كرد، آن بود كه براي هر كاري «بهترين روش» انجام دادنش تعيين و به كار گرفته شود و در نتيجه فرآيند «جانشيني تدريجي دانش به جاي قواعد سرانگشتي در تمام هنرهاي مكانيكي» به اجرا درآيد.

تيلور به پيروان خود اطمينان داد هنگامي كه سيستم او در تمام مراحل كارهاي دستي به كار گرفته شود، موجب رخ دادن يك بازسازي نه تنها در صنعت، كه براي اجتماع خواهد شد و آرمان‌شهري با بهره‌‏وري كامل به وجود مي‌آورد. تیلوراعلامكرد:«درگذشتهانسانمقدمبودهاست. درآينده،سيستمبايددرجاينخستباشد».

سيستم تيلور هنوز تا حد زيادي با ما است؛ اين سيستم به عنوان آيين اخلاقي توليد صنعتي باقي‌مانده ‌است و اكنون، به لطف قدرت فزاينده مهندسان كامپيوتر و كدنويسان نرم‌افزار كه اداره زندگي ذهني ما را در دست گرفته‌اند، آيين تيلور آغاز به حكم‌راني بر قلمرو ذهن هم كرده‌ است. اينترنت ماشيني است كه براي جمع‌آوري، فرستادن و كار كردن بهينه و خودكار با اطلاعات طراحي شده و سپاهيان برنامه‌نويس آن درصدد يافتن «بهترين روش» (الگوريتم بي‌نقص) هستند كه هر نوع حركت فكري را در جريان آن‌چه كه با عنوان «فعاليت معرفتي» توصيف مي‌كنيم، انجام دهد.


منبع : مطالب ارسالی از سوی کاربران

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 3 + 3 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط علم و فناوری