آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد!

کد خبر 3213 - 1392 08 | تاریخ: 1114 روز پیش-1392/08/25 | ساعت: 10:52

 

چرا نمی­توانیم مطلبی نسبتاً بلند را عمیق بخوانیم و همیشه در هول و هراسیم. 

هر روز از سايت‌هاي خبري و وبلاگ‌هاي مختلف، حدود صد مطلب را از طريق فید[1] دريافت مي‌كنم. گذشته از اين‌كه مي‌دانم به خواندن دقيق تك‌تك آن‌ها نمي‌رسم، حتي مرور‏كردن آن‌ها نيز وقت قابل توجهي مي‌طلبد و برايم تبديل به يك گرفتاري روزمره شده ‌است. چرا از مرور كردن لااقل بخشي از اين محتوا صرف‌نظر نكنم؟

پاسخ براي من نيز همچون بسياري ديگر از كاربران چندان واضح نيست. ترسازدستدادنمطالبجالبوآموزنده (بله،ترس) يكيازايندلايلاست،اماتنهادليلنيست. طبعاًمطالعهآنلاينبااينحجموسرعت،برعادتهايانسانتأثيرميگذارد.

معمولاًدربارهآثاربازي‏ كردن‏طولانيمدتباكامپيوترياتبعاتفرهنگيواجتماعيسرگرميهايكامپيوتريزيادميشنويم،اماآياانديشيدهايمكهكارهاييمثل«مطالعهآنلاين» يا«تحقيقآنلاين» چهاثريبرماميگذارند؟ اين نوع فعاليت‌ها، برخلاف سرگرمي‌هاي كامپيوتري متداول، در فرهنگ عمومي بار‏ِارزشي مثبت دارند و ممكن است آن‌ها را كاملاً مفيد و بي‌ضرر بدانيم. اما «پاك‌ترين» كاربران اينترنت و كامپيوتر هم از نظر ذهني در خطرند. مانند هميشه، شيطان در جزئيات لانه كرده‌است و اينبار«سيطرهكميت»،كيفيتمطالعهوتفكرماراتهديدميكند.

وقتي روي پايان‌نامه‌ام كار مي‌كردم، همراه با دوستانم ساعت‌ها پشت كامپيوتر مي‌نشستيم و هر بار ده‌ها مقاله دانلود مي‌كرديم. مي‌دانيد هر كدام از ما چند تا از آن مقاله‌ها را خوانديم؟ شايد بهترينِ ما حداكثر در تمام دوران كار روي پايان‌نامه‌اش كمتر از سي مقاله خوانده ‌باشد. ايناشتياقشديدبرايبهدستآوردنمنابع،باظرفيتروبهافولمابرايجذبمحتوا،چهدرقالبخواندنياحتيديدنياشنيدنتناسبيندارد. ازسويديگرنميتوانموهبتهاييراكهفناوريجديدبهماعرضهميكندكناربگذاريم،بهايندليلكهظرفيتجذبكردنتمامآنهارانداريم.

درچندسالاخيربهطورناخوشاينديحسميكردهامكهكسيياچيزيدرحالبازسازيمغزمن،طراحيدوبارهمدارهايعصبيوتغييربرنامهحافظهاماست. حافظه من (تا جايي كه مي‌دانم) از بين نرفته، اما در حال تغيير است. ديگر به شيوه سابق نمي‌انديشم. اين مسأله را هنگام مطالعه، قوي‌تر از هر زمان ديگر حس مي‌كنم. قبلاًبهآسانيميتوانستمدريككتابيامقالهايطولانيغوطهورشوم. ذهنمدرگيرجريانرواييمتنياتغييرجهتهاياستدلالميشدوساعتهادرامتدادرشتههايطولانينثرپرسهميزدم. اكنونديگربهندرتچنينچيزيرخميدهد. معمولاً بعد از دو يا سه صفحه تمركزم از بين مي‌رود، آشفته مي‌شوم، رشته موضوع را از دست مي‌دهم و به دنبال كار ديگري مي‌گردم تا انجام دهم. حس مي‌كنم گويي همواره مغزم را به زور به متن برمي‌گردانم. مطالعه ژرفي كه قبلاً به طور طبيعي حاصل مي‌شد، اكنون تبديل به يك ستيز شده ‌است.

فكرميكنمكهبدانمماجراچيست. اكنونبيشازيكدههاستكهزمانزياديرابهصورتآنلاينسپريميكنم،درپايگاهدادههايبزرگاينترنتجستوجوميكنم،چرخميزنموگاهيهمچيزيبرآنميافزايم. براي من به عنوان يك نويسنده، وب موهبتي خدادادی بوده است. پژوهشي را كه زماني مستلزم صرف چندين روز در قفسه‌ها يا اتاق‌هاي نشريه‌هاي كتابخانه‌ها بود، اكنون در چند دقيقه مي‌توان به انجام رسانيد. با شمار اندكي جست‌وجو به وسيله گوگل و چند كليك سريع بر هايپرلينك‌ها، حقيقت افشا شده يا نقل قول مختصر و مفيدي را كه در پي‌اش بوده‌ام به دست مي‌آورم.

 

 


[1]- Feed

[2]- Nicholas Carr


منبع : مجلهآتلا‌نتیک،نیکلاسکار

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 1 + 5 چند است؟

ADVERTISING