آنچه اينترنت بر سر مغزهاي ما مي‌آورد(قسمت دوم)‏

کد خبر 3225 - 1391 12 | تاریخ: 1758 روز پیش-1391/12/05 | ساعت: 13:33

internet overload

ماريان ولف، روانشناس رشد در دانشگاه تافتس[1] و مؤلف كتاب «داستان مغز و علم خواندن[2]»، مي‌گويد: «ما آنچه كه مي‌خوانيم نيستيم، ما آن‏گونه كه مي‌خوانيم، هستيم.» شيوه خواندني كه با اينترنت رواج مي‌يابد، شيوه‌اي كه «كارايي» و «فوريت» را بر هر چيز ديگر برتري مي‌دهد، و در حال تضعيف توانايي ما در آن نوع مطالعه عميقي است. وي مي‌گويد ما در هنگام مطالعه آنلاين تمايل داريم «تنها به رمزگشايان اطلاعات» تبديل شويم. قابليت ما در تفسير متن و ايجاد ارتباط‌هاي ذهني غني كه هنگام مطالعه عميق و بدون پرسه حواس ايجاد مي‌شود، تا حد زيادي بيكار مي‌ماند.

آزمايش‌ها نشان مي‌دهند كه خوانندگانِ نگاره‌هاي مفهومي، مانند چيني‌ها، مدارهايي ذهني براي خواندن در مغز خود گسترش مي‌دهند كه بسيار متفاوت از مدارهاي درون مغزهاي آن دسته از ما است كه زبان نوشتاري‌مان از الفبا بهره مي‌گيرد. اين تفاوت‌ها در بسياري از نواحي مغز گسترش دارند، از جمله قسمت‌هايي كه كنترل‌گر كاركردهاي شناختي بنياديني مانند حافظه و تفسير محرك‌هاي ديداري و شنيداري هستند. به طور مشابه مي‌توانيم انتظار داشته ‌باشيم كه مدارهاي مغزي بافته‌شده در اثر استفاده ما از اينترنت، متفاوت از آن‌هايي باشند كه بر اثر خواندن كتاب يا ساير آثار چاپي ايجاد مي‌شوند.

انعطاف‌پذيري مغز انسان  تقريباً نامتناهي است. قبلاً تصور مي‌شد وقتي به دوران بزرگسالي مي‌رسيم اتصالات متراكم شبكه مغزي ما، كه حدوداً از صد ميليارد نورون درون جمجمه تشكيل شده، تا حد زيادي تثبيت شده ‌است. اما پژوهشگران مغز دريافته‌اند كه اين‏گونه نيست. جيمز اولدز، يك استاد عصب‏شناسی[3] كه مديريت مؤسسه مطالعات پيشرفته کراسنو[4] در دانشگاه جرج ميسون را بر عهده دارد، مي‌گويد، حتي مغز بزرگسالان هم «خيلي پلاستيكي» است. سلول‌هاي عصبي به طور معمول اتصالات قديمي را قطع كرده و اتصالات تازه‌اي مي‌سازند. او مي‌گويد: «مغز توانايي آن را دارد كه خودش را در حين كار از نو برنامه‌ريزي كند و شيوه كاركردش را تغيير دهد.»

تيك‌تاك منظم ساعت كمك كرد تا انديشه علمي و انسان علمي به وجود آيند. اما در ضمن چيزي را هم از ميان برداشت. براي تصميم‌گيري درباره اين كه چه وقت بخوريم، كار كنيم، بخوابيم و برخيزيم، پيروي كردن از حس‌هايمان را كنار گذاشتيم و شروع به فرمان‌برداري از ساعت كرديم.

امروزه، در عصر نرم‌افزار، مغزهاي خود را چنان مجسم مي‌كنيم كه «مثل كامپيوتر» كار مي‌كنند. اما عصب‏شناسی به ما مي‌گويد اين تغييرات بسيار ژرف‌تر از تشبيه‌هايي است كه به كار مي‌بريم. به لطف شكل‌پذيري مغزمان، اين تطابق در سطح زيست‌شناختي نيز رخ مي‌دهد.

تأثير اينترنت در كناره‌هاي صفحه نمايشگر كامپيوتر هم پايان نمي‌يابد. همچنان كه ذهن مردم با حالت ديوانه‌وار اينترنت هماهنگ مي‌شود، رسانه‌هاي سنتي هم ناچارند با انتظارات تازه مخاطبان سازگاري يابند. متن‌هاي متحرك و آگهي‌هاي کوچک[5] به برنامه‌هاي تلويزيوني اضافه مي‌شوند و مجله‌ها و روزنامه‌ها، مقالات خود را كوتاه مي‌كنند، خلاصه‌هاي حاشيه‌اي را در متن مي‌گنجانند و صفحه‌هاي خود را با انبوهي از خبرهاي كوتاه پر مي‌كنند كه مرور كردنشان آسان باشد.

 

(این مطلب ادامه دارد....)

 

منبع: مجله آتلا‌نتيك، نیکلاس کار

http://www.3NeshaneH.com


[1]- Tufts

[2]- Proust and the Squid: The Story and Science of the Reading Brain

[3]- neuroscience

[4]- Krasnow

[5]-  pop-up


منبع :

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 14 + 8 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط اخبار