وابستگی به سود و زیان

کد خبر 3228 - 1391 08 | تاریخ: 1494 روز پیش-1391/08/11 | ساعت: 09:49

روزي روزگاري، تير‏انداز ماهري به نام هووايي[1] بود كه به سختي تمرين مي‏ كرد و به چنان مهارت بالايي رسيده بود كه مي ‏توانست يك شاخه کوچک درخت را از صد قدمي بزند. او در حالت ايستاده، نشسته و يا سوار بر اسب، مي‏ توانست با دقت بسيار زیادی تير‏اندازي كند و هميشه هم به هدف مي‏زد و هرگز تيرش به خطا نمي‏رفت. تمام مردم مهارت بي‏ نظير او را در تيراندازي با شگفتي تحسين مي ‏كردند.

پادشاهِ ژيا[2] درباره مهارت بي ‏نقص كمانگير شنيد. درواقع، او قبلاً هم نمايش هووايي را ديده و عميقاً تحت تاثير مهارت او قرار گرفته ‏بود. يك روز پادشاه تصميم گرفت او را به كاخ دعوت كند تا شخصاً هنرنمایی وی را ببيند و از مهارت بی‏ نظیر او در تيراندازي لذت ببرد.

از‏این‏رو، پادشاه دستور داد كه او را به يك محوطه باز در باغ سلطنتي ببرند. آنها يك هدف مربع شکل را که مرکز آن حدود یک اینچ (54/2 سانتيمتر) ضخامت داشت و از پوست حیوانات تشکیل شده بود، در باغ قرار دادند. پادشاه به هدف اشاره کرد و به هووايي گفت: "امروز به اينجا دعوت شده ‏اي تا با تیراندازی به این هدف، مهارت‏ عالی خود را به نمايش بگذاري. براي اينكه اين نمايش به دلیل عدم رقابت با دیگران، ملال آور نشود بگذار پاداش و مجازاتي را برايت درنظر بگيرم: اگر به هدف بزني ده هزار ليانگ [3]طلا (هر ليانگ معادل 50 گرم مي باشد) به تو پاداش مي‏ دهم و اگر نتواني، ملك و املاك تو را به هزار مستخدم واگذار مي كنم. پس حالا شروع كن. "

بعد از شنيدن سخنان پادشاه، هووايي چيزي نگفت و قيافه ‏اش در هم ‏رفت. او در حالی که به نظر می ‏رسید به سختی گام بر می‏ دارد، به آرامي 100 قدم از هدف فاصله گرفت. سپس يك تير را در كمان گذاشت، حالت مناسبي به خود گرفت و كمان را كشيد.

به محض اينكه درباره اتفاقاتي كه بعد از رها كردن كمان ممكن بود روي دهد فكر ‏كرد، تيرانداز نترس و مطمئن به خود، نفس‏هايش سريعتر شد و دستهايش هم به لرزه افتادند. بعد از چند بار هدف‏گيري نتوانست تیر را رها كند. سرِآخر تصميمش را گرفت و زه كمان را رها‏ كرد؛ برخلاف انتظار، تيرش به نقطه‏ ای چند اينچ دورتر از هدف خورد. در يك لحظه رنگ از چهره تيرانداز پريد. دوباره تير ديگري برداشت، ولي نتوانست تمركز كند و تيرش به نقطه ‏ای حتی دورتر از دفعه قبل خورد.

هووايي كمان و تيرهايش را جمع كرد، با لبخندي سرد، تعظيمي به پادشاه نمود و در حالي كه از دست خودش عصباني بود، كاخ را ترك‏ نمود. پادشاه كه نمي ‏توانست بهت و حيرتش را پنهان كند از زيردستانش پرسيد: "چرا اين كماندار ماهر كه هميشه با دقت بي ‏اندازه‏اي تيراندازي مي‏ كرد، امروز كه جايزه و مجازاتی برايش تعيين كردم اين‏قدر بد عمل كرد؟"

زيردستانش توضيح دادند كه: معمولا، وقتي هووايي تير اندازي مي ‏كرد، آن برايش چيزي به جز يك تمرين ساده نبود. با حالت ذهني طبيعي، مهارتش نيز بطور طبيعي جريان مي‏‏ يافت، اما امروز كه نتيجه تيراندازيش دقيقاً به منافع حياتي‏ اش ارتباط پيدا ‏كرد، چطور مي‏ توانست با خونسردي مهارتش را بطور كامل به نمايش بگذارد؟ اینطور بنظر مي‏ رسد كه تنها هنگامي يك شخص شايسته عنوان تيرانداز كامل را دارد، كه توجهي به سود و زيان نداشته باشد".

 


[1] - Houyi

[2] - King of Xia

[3] - liang


منبع : پیور این سایت

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 10 + 7 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر