عشق، قیمتی ندارد!‏

کد خبر 3471 - 1391 08 | تاریخ: 1496 روز پیش-1391/08/13 | ساعت: 19:37

كشاورزي چند تا توله سگ داشت كه مي خواست آنها را بفروشد. او يك عكس تبليغاتي از چهار توله سگ كشيد و روي جعبه پست كنار حياطش نصب كرد. همان طور كه داشت آخرين عكس را نصب مي كرد، احساس كرد كه لباسش كشيده مي شود.

او به چشمان پسر كوچك نگاه انداخت. پسر گفت: «آقا، من مي خواهم يكي از توله هاي شما را بخرم.» كشاورز درحالی كه عرق خود را از پشت گردن پاك مي كرد جواب داد: «خوب، اين توله ها از پدر و مادر خوبي هستند. بنابراين قيمت شان هم نسبتا بالاست.»

پسر براي چند لحظه سرش را پايين انداخت. سپس دست خود را به ته جيبش فرو برد، يك مشت پول خرد بيرون آورده و به كشاورز داد و گفت: "من 39 سنت دارم. آیا براي اينكه نگاهي بهشون بندازم كافي است؟"

كشاورز گفت: "البته" و يك سوت زد و نام سگ را صدا كرد. "بيا اينجا دالي!".  دالي به همراه چهار توله اش از لانه بيرون آمده و از سراشيبي پايين دويدند.

پسر بچه صورت خود را در مقابل زنجيرهاي به هم پيوسته حصار قرار داد و چشمانش با لذت آنها را تماشا مي كرد. همان طور كه سگها راه خود را به طرف حصار ادامه مي دادند، پسر بچه متوجه چيز تكان دهنده ديگري در داخل لانه سگها شد. يك توله سگ كوچك به آرامي ظاهر شد، اين يكي به طور قابل توجهي كوچكتر بود. خودش را به طرف سراشيبي سُر داد. بعد توله سگ كوچك، لنگ لنگان به طرف ديگران حركت كرد.

پسر كوچك با اشاره كوچكي گفت: «من اون يكي را مي خواهم.»

مرد كشاورز به طرف پسرک زانو زد و گفت: «پسرم، تو نمي تواني آن توله سگ را قبول كني. او هرگز نمي تواند بدود و مثل سگهاي ديگر با تو بازي كند.»

پسر بچه از پشت حصار به طرف پايين آمد و شروع به بالا زدن يكي از پاچه های شلوارش نمود. کشاورز يك ورق فلزی محكم را دید كه دو طرف پاي پسر را احاطه كرده و به كفش مخصوص دست سازي متصل مي شد.

پسرک به طرف كشاورز نگاه كرد و گفت: «مي بينيد آقا، من خودم هم نمي توانم خوب بدوم و او كسي را مي خواهد كه بتواند دركش كند.»

كشاورز با چشماني گريان به طرف توله سگ كوچك رفت و آن را برداشته و با دقت به دستان پسر كوچك سپرد.

پسرك پرسيد: "قيمتش چقدر است؟"

كشاورز جواب داد: "هیچی. براي عشق نمي توان قیمتی در نظر گرفت."

 


منبع : گرد آوري از سه نشانه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 6 + 8 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر