تغییر تقدیر بخاطر هوسرانی

کد خبر 3535 - 1391 08 | تاریخ: 1495 روز پیش-1391/08/11 | ساعت: 10:53

پي ژانگ[1] در منطقه هي دانگ[2] از ايالت شانژي[3] مي زيست. پدر او يكي از دوستان صميمي تان ژائو[4] ـ راهب مشهور و تزكيه كننده برجسته آن دوره بود. به علاوه تان ژائو در علم چهره شناسي هم بسيار متبحر بود. وقتي پي ژانگ در اوان جواني بود، تان ژائو خطوط چهره او را مورد بررسي قرار داده و گفته بود كه وی صاحب چهره اي با آينده درخشان و عالي است، كه اين معني را مي دهد كه پي ژانگ موفقيت هاي بزرگي در زندگي اش خواهد داشت.

پي ژانگ در سن بيست سالگي با لي شي[5] ازدواج كرد. دو سال بعد از ازدواج، شغلي به عنوان افسر پادشاهي در تاي يوان[6] به او محول شد، اما همسرش كه دوست نداشت از شهر زادگاهش دور شود همراه وي نرفت. سال ها گذشت و  ماموريت پي ژانگ خاتمه يافته و به شهر زادگاهش بازگشت. روزي تصادفا راهب تان ژائو را در جايي ملاقات كرد. تان ژائو در چهره وي دقيق شد و از آن چه مي ديد، به شگفت آمده و گفت، "سال هاي پيش ديدم كه تقدير بر چهره تو خطوط موفقيت و آينده اي سرشار از خوشبختي را نقش كرده است، اما چرا اكنون اين خطوط تغيير كرده اند؟ در آن ايام پيشاني تو كاملا باز و سرشار از نور و زيبايي و جوان بختي بود. اما اكنون تمام ‌آنچه كه تقدير بر پيشاني تو رقم زده بود، پاك شده و از بين رفته است؟ چانه تو گردي دلپذيري داشت، اما حالا چانه ات نوك تيز شده است. به علاوه هاله اي از انرژي سياه تمام مركز كف دست تو را پوشانده كه این معنی را مي دهد: فاجعه اي در انتظار توست و بايد خيلي مواظب خودت باشي. پي ژانگ، خطوط چهره تو تغيير فاحشي كرده است. من در شگفتم كه تو چه كار غيراخلاقي انجام داده اي؟"

پي ژانگ در سكوت به چندين سال گذشته بازگشت و در مورد رفتار و اعمال خود در چند سال اخير به تعمق پرداخت. تنها چيزي كه به ذهنش خطور كرد و توانست تغيير خطوط چهره اش را به آن نسبت دهد، روابط نامشروعش با زنان ديگر، طي اقامتش در تاي يوان بود. راهب، وقتي سخنان وی را شنيد آهي عميق از ته دل كشيده و گفت:"در آغاز كار، براي شما چنين مقدر شده بود كه زندگي خوبي داشته باشيد، اما شما اين تقدير خوب را گرامي نداشته و با هوس راني و اعمال غيراخلاقي از مسير خود دور شديد. اين مايه ننگ و شرمساري است كه اين چنين آينده سرشار از بهروزي خود را با انتخاب چنين مسيري از بين برديد".

خيلي طول نكشيد كه پي ژانگ مصيبتي را كه راهب پيش بيني كرده بود به سوي خود فرا خواند. يك روز كه پي ژانگ در حال حمام كردن بود، يكي از خدمتكارانش وی را به قتل رساند. او با يك شمشير به قتل رسيد. سرتاسر شكم او از هم دريده شد و تمام امعاء و احشائش بيرون ريخت.

 


[1] - Pei Zhang

[2] - He Dong

[3] - Shanxi

[4] - Tan Zhao

[5] - Li Shi

[6] - Taiyuan

 


منبع : پیور این سایت

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 9 + 10 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر