مصاحبه با هنرپیشه نقش «گاس پایک» در سریال محبوب «قصه‌‌‌‏های جزیره»

کد خبر 353567 - 1394 10 | تاریخ: 388 روز پیش-1394/10/06 | ساعت: 23:15

«مایکل ماهونن» برای ایرانیان از نقش گاس پایک، کار‌‌‌‏های کنونی‌‌‌‏ و فعالیت‌‌‌‏هایش در زمینه حقوق بشر می‌‌‌‏گوید

گاس پایک و خاله هتی در سریال قصه های جزیر

گاس پایک و خاله هتی در سریال قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)

 

در سال‌‌‌‏هایی که هنوز تعداد کانال‌‌‌‏های تلویزیون ایران خیلی محدود بود، سریال محبوب و همه گیر «قصه‌‌‌‏های جزیره» همه را از پیر و جوان طرفدار خود کرده بود و مردم با اشتیاق آن را دنبال می‌‌‌‏کردند.

«قصه‌‌‌‏های جزیره» که نام اصلی آن «جاده‌‌‌‏ای به اَوِنلی» است، ماجرای دختر کوچکی‌‌‏ست که از طرف پدر ثروتمندش در مونترئال کانادا به روستای محل تولد مادرش فرستاده شد تا با خاله‌‌‏هایش زندگی کند. نام این روستای خیالی در شرق کانادا اونلی است و در طول این سریال ماجراهای این خانواده و دیگر مردم روستا به نمایش در آمده است.

این سریال از ابتدا نزد ایرانیان خیلی محبوب بود؛ اما حضور «گاس پایک»، نوجوانی ساده دل و پر شور و نشاط با چشم‌‌‌‏های معصومش محبوبیت فیلم را بیشتر کرد؛ با رفتنش از سریال بینندگان را ناراحت و با بازگشتش و ازدواج با فیلیسیتی جوان و زیبا همه را خوشحال کرد.

گاس پایک نام نقش «مایکل ماهونن»، هنر پیشه کانادایی در «قصه‌‌‌‏های جزیره» بود. وی هنر پیشه با استعداد و خوش نامی است که سال‌‌‌‏ها در هنرپیشگی، نویسندگی و کارگردانی تجربه دارد.

در اپک‌‌‌‏تایمز فارسی با مایکل ماهونن که اکنون ساکن تورنتو است، گفتگویی داشتیم.

در این مصاحبه مایکل از تاریخچه‌‌‌‏اش، نقش‌‌‌‏ گاس پایک و محبوبیت این سریال و نقش در بین ایرانیان می‌‌‌‏گوید. وی همچنین از فعالیت‌‌‌‏های کنونی‌‌‌‏ و فعالیت‌‌‌‏های بشر دوستانه‌‌‌‏اش در زمینه حقوق بشر در چین و به خصوص پایان دادن به آزار و اذیت تمرین کنندگان فالون دافا (فالون گونگ)، روش معنوی و سنتی چینی، و فیلم «طوفان شن» که در این باره کارگردانی کرده است می‌‌‌‏گوید.

مایکل ماهونن قصه های جزیره گاس پایک

مایکل ماهونن (Courtesy of Michael Mahonen)

کجا به دنیا آمدید؟

کرکلند لیک در شمال انتاریو، ۶۰۰ کیلومتری شمال تورنتو. شهر کوچکی که ده‌‌‏هزار نفر جمعیت دارد. جایی که پر از معادن طلا است. خیلی از بازیکنان هاکی معروف کانادا از آنجا هستند. مردمان خیلی خوب، مهربان و سخت کوشی دارد. دیوید فاکس، پدر یکی از خانواده‌‌‌‌‏های دیگر در سریال هم از همان شهر بود.

چطور شد بازیگر شدید؟

انتخاب دیگری نداشتم. اواخر دوران دبیرستان، بعضی از اطرافیانم پیشنهاد کردند که بازیگر شوم. سابقه بازیگری نداشتم و در دبیرستان هم بازیگری نخوانده بودم. نمی‌‌‌‏دانم چرا چنین پیشنهاداتی به من دادند؛ اما به هر حال این موضوع جایی در ذهن من باقی ماند. بعد به دانشگاه رفتم و تمرکزم روی بسکتبال بود. تیم ما به مسابقات قهرمانی نرسید و علاقه‌‌‌‌‌‏ای به ادامه نداشتم. یک سال مرخصی گرفتم و مشغول کار‌‌‌‌‌‏های مختلفی شدم. به کار کردن در آینده فکر می‌‌‌‌‌‏کردم و یاد بازیگری افتادم. قبلا وقتی تلویزیون یا فیلم سینمایی می‌‌‌‌‌‏دیدم، همیشه فکرمی‌‌‌‌‌‏کردم که من می‌‌‌‌‌‏توانم بهتر ازآن‌‌‌‌‌‏ها بازی کنم. قصد نداشتم بازیگر شوم ولی فکر می‌‌‌‌‌‏کردم در بازیگری از خیلی‌‌‌‌‌‏ها می‌‌‌‌‌‏توانم بهتر باشم.

 سریال مثبتی مثل جاده‌‌‌‏ای به اُوِنلی (قصه‌‌‌‌‌‏های جزیره) پیام مثبتی برای مردم داشت. داستانش بر اساس ارزش‌‌‌‌‌‏های سنتی و درست بود. همان لحظه فهمیدم که ارتباط خاصی با تمام مردم ایران دارم.

 وقتی وارد دانشگاه شدم، چیز زیادی از بازیگری نمی‌‌‌‏دانستم. هیچ ایده‌‌‌‌‌‏ای نداشتم که دارم چه کار می‌‌‌‌‌‏کنم.

بعد از مدتی با یک مدیر برنامه شروع به همکاری کردم و چند کار بازرگانی انجام دادم.

مایکل ماهونن، هنرپیشه گاس پایک در قصه های جزیره

مایکل ماهونن، هنرپیشه نقش گاس پایک در سریال قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)

خلاصه چند وقت بعد تست بازیگری برای یک گروه تئاتر داشتم. از بازیگران سراسر کانادا برای این کار تست می گرفتند. برای سن زیر ۲۵ سال برای اجرایی در ادمونتون، ۱۵ نفر را انتخاب می کردند. از دوست دخترم در آن زمان هم تست گرفتند. او هم در دانشگاه من تحصیل کرده بود. نمی دانستند که با هم هستیم و ما هر دو قبول شدیم، که خیلی برایمان عجیب بود. این اولین کار حرفه‌‌‌‌‌‏ای من بود.

بعد هم کار‌‌‌‌‌‏های تئاتر بیشتری در تورنتو و کلگری اجرا کردم. برای اجرای دیگری گفتند که جوان‌‌‌‌‌‏تر از سنم به نظر می‌‌‌‌‌‏رسم؛ اما خیلی کم سن نیستم. ۲۶ سالم بود و آن کار برای سن ۱۳ تا ۱۵ ساله بود. بعد از اجرای آزمایشی من، یکی از فیلم‌‌‌‏برداران از شدت گریه سرش را از دوربین بالا نمی‌‌‌‏آورد. معمولا زمان تست هیچ ایده‌‌‌‏ای نداری که کارت خوب بوده است یا بد، با خودم گفتم که حتما علامت خوبیست. بعد از مدتی این نقش را به من دادند. بعد از این بازی گفتند که به یک هنرپیشه تبدیل شده‌‌‌‏ام و به دنبالش کار‌‌‌‌‌‏های بزرگ‌‌‌‌‌‏تری می‌‌‌‌‌‏توانم انجام بدهم.

بعد نوبت به تست برای «جاده‌‌‌‏ای به اُوِنلی» (قصه‌‌‌‌‌‏های جزیره) رسید که محصول سی‌‌‌‌‌‏بی‌‌‌‌‌‏سی کانادا بود. برای نقش «گاس پایک» از بیش از ۴۰۰ نفر تست گرفتند. بعد گفتند که ۹۹.۹ درصد مطمئنند که کار را به من می‌‌‌‏دهند. بعد از صورتم قالب گرفتند که با آرایش روی قالب سنم را بالا ببرند. کار عجیبی بود که کانادایی‌‌‌‌‌‏ها اینقدر جدی روی این موضوع کار کردند، چون کانادایی‌‌‌‏ها بر خلاف هالیوود برای کار گریم زیاد وقت نمی‌‌‌‏گذاشتند.

در این زمان داشتم چند کار را با هم انجام می‌‌‌‌‌‏دادم. در کاری در نقش پسری ۱۷ ساله بازی می کردم؛ بعد دو سه ساعت می‌‌‌‌‌‏خوابیدم؛ دوباره پرواز می‌‌‌‌‌‏کردم برای صحنه «قصه‌‌‏های جزیره» برای نقش «گاس پایک»؛ دوباره پرواز می‌‌‌‌‌‏کردم به شمال انتاریو برای بازی در نقش مردی ۳۱ ساله؛ و دوباره بر می‌‌‌‌‌‏گشتم. خلاصه خیلی سخت بود. تمام این کار‌‌‌‌‌‏ها را با هم انجام می‌‌‌‌‌‏دادم و البته خیلی خوب هم بود.

بعد از چند فصل، «قصه‌‌‏های جزیره» را ترک کردم زیرا به نظرم شخصیت گاس پایک به سمت نامناسبی می‌‌‌‌‌‏رفت.

مایکل ماهونن دیوید فاکس قصه های جزیره گاس پایک

مایکل ماهونن در کنار دیوید فاکس، معلم مدرسه در قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)

چرا «قصه‌‌‏های جزیره» را ترک کردید؟

در آمریکا از بازیگران سوال می‌‌‌‏کنند که درباره نقششان چه نظری دارند و این نقش‌‌‌‌‌‏ها را به چه سمتی ببرند بهتر است.

من یک بار درخواست دادم که صحبت کنیم که آینده کاراکتر گاس پایک چطور باشد بهتر است. چون به نظرم جایی که می‌‌‌‏رفت جالب نبود؛ اما رد کردند.

من هم گفتم ادامه نمی‌‌‌‏‌‌‌‏دهم. همه خیلی شوکه شدند. چون بازیگر کانادایی معمولا این کار را انجام نمی‌‌‌‌‌‏دهد.

اما به نظرم طبق برخی اصول تصمیم درستی بود. بعد چند سالی گذشت و وقتی «قصه‌‌‏های جزیره» تمام شد من ۳۱ ساله بودم.

 

وقتی فهمیدم، شخصا احساس خیلی نزدیکی با مردم ایران کردم

در ایران برای بازی در فیلم «قصه‌‌‏های جزیره» معروف هستید؟

در کانادا با آمریکا فرق می کند. اینجا بازیگر‌‌‌‏ها را رشد نمی‌‌‌‏دهند. رشد دادن بازیگر بهترین راه برای جلب مخاطب بیشتر هست؛ کاری که آمریکا انجام می‌‌‌‌‌‏دهد. از بازیگر استفاده می‌‌‌‌‌‏کنند که محصول خودشان را بفروشند. شاید به خاطر اینکه در کانادا همسایه آمریکا هستیم، ستاره‌‌‌‏های آمریکایی برای ما کافی هستند. … مثلا در آمریکا کسی من را نمی‌‌‌‏شناسد؛ اما اگر کار در آنجا انجام شده بود؛ بازیگر‌‌‌‏ها را معروف می‌‌‌‌‌‏کنند نه فقط سریال را.

ولی در کانادا شناخته شده بودم، وقتی سوار مترو می‌‌‌‌‌‏شدم مردم من را می‌‌‌‌‌‏شناختند. یا وقتی جایی می‌‌‌‌‌‏ایستادم مردم به من خیره می‌‌‌‌‌‏شدند یا در مورد من صحبت می‌‌‌‌‌‏کردند. یا مثلا می‌‌‌‌‌‏گفتند این همان هنرپیشه هست؟ چرا با مترو می‌‌‌‌‌‏رود! نمی‌‌‌‌‌‏دانستند که به هنرپیشه‌‌‌‌‌‏ها پول زیادی نمی‌‏دهند.

الان مردم کمتر من را به خاطر می‌‌‌‌‌‏آورند چون بازی کمتری انجام می‌‌‌‌‌‏دهم. بیشتر از طریق شبکه‌‌‌‌‌‏های اجتماعی و یوتیوب. برایم جالب بود که مردم از جاهای مختلف دنیا من را می‌‌‌‌‌‏شناختند. نه فقط مردم ایران بلکه از کشور‌‌‌‌‌‏های دیگر هم همینطور. بدون اینکه سعی کنم اطلاعات خودم را در شبکه‌‌‌‌‌‏های اجتماعی پخش کنم مردم من را از فیس بوک پیدا می‌‌‌‌‌‏کردند و برایم درخواست دوستی می‌‌‌‌‌‏فرستادند.

گاس پایک و فلیسیتی در سریال قصه های جزیره

گاس پایک و فلیسیتی در سریال قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)

اولین باری که متوجه شدید که بین مردم ایران شناخته شده هستید کی بود؟

چیز‌‏هایی شنیده بودم ولی مطمئن نبودم. اما بعد‌‌‌‌‌‏ها یک نفر ایرانی تایید کرد و گفت این سریال در ایران پخش می‌‌‌‌‌‏شد. خیلی جا خوردم. اصلا فکر نمی‌‌‌‌‌‏کردم که ایران ممکن است تولیدی از کانادا را نمایش دهد. آن زمان در کانادا چیز زیادی درباره ایران نمی‌‌‌‌‌‏شنیدیم. … خیلی خیلی خوشحال شدم، به نظرم عالی بود؛ چون یک بازیگر قلبش را برای کارش می‌‌‌‌‌‏گذارد. سریال مثبتی مثل «قصه‌‌‏های جزیره» پیام مثبتی برای مردم داشت. داستانش بر اساس ارزش‌‌‌‌‌‏های سنتی و درست بود. همان لحظه فهمیدم که ارتباط خاصی با تمام مردم ایران دارم.

من داشتم موضوعی سنتی، خوب و قدیمی را با مردم درمیان می‌‌‌‌‌‏گذاشتم و و آن‌‌‌‌‌‏ها هم داشتند همان را به من بر می‌‌‌‌‌‏گرداندند. وقتی فهمیدم، شخصا احساس خیلی نزدیکی با مردم ایران کردم … بعضی مردم ایران را از طریق اینترنت ملاقات کردم؛ تاریخچه ایران را خواندم؛ چند مستند از تاریخ طولانی ایران خواندم …. تاریخچه فوق العاده پارسیان، چیز‌‌‌‌‌‏های فوق‌‏العاده‌‌‌‌‌‏ای که برای ایران باستان روی داد؛ جایی که الان ایران نام گرفته … جنگ‌‌‌‌‌‏هایی که رخ داد، هنر مردم ایران؛ شهر‌‌‌‌‌‏های باشکوه و عظیم ایران چیزی شبیه رم باستان. کوروش بزرگ، باور نکردنیه! افراد نابغه‌‌‌‌‌‏ای که در تاریخ ایران بودند … تمام این تاریخچه غنی روی هم جمع می‌‌‌‌‌‏شود و به مردمی که در ایران متولد می‌‌‌‌‌‏شوند منتقل می‌‌‌‌‌‏شود. توانایی‌‌‌‌‌‏های فرهنگی ایرانیان خیلی غنی است و با تحقیقاتی که روی اینترنت کردم و با دوستانم صحبت کردم دیدم …. مثلا می‌‌‌‌‌‏بینم که عکس‌‌‌‌‌‏هایی که ایرانی‌‌‌‌‌‏ها در شبکه‌‌‌‌‌‏های اجتماعی دارند خیلی هنرمندانه است و به خوبی عکاسی حرفه‌‌‌‌‌‏ای است. خیلی هنری! به نظرم پتانسیل مردم ایران عظیم است. … بعد کمی درخواست‌‌‌‌‌‏های دوستی از فیس‌‌‌‌‌‏بوک داشتم و دیدم که چقدر ایران زن‌‌‌‌‌‏ها و مرد‌‌‌‌‌‏های خوش سیما داره. این حقیقت داره …

…. تاریخچه فوق العاده پارسیان، چیز‌‌‌‌‌‏های فوق‌‏العاده‌‌‌‌‌‏ای که برای ایران باستان روی داد؛ جایی که الان ایران نام گرفته … جنگ‌‌‌‌‌‏هایی که رخ داد، هنر مردم ایران؛ شهر‌‌‌‌‌‏های باشکوه و عظیم ایران چیزی شبیه رم باستان. کوروش بزرگ، باور نکردنیه!

AV-3_j

گاس پایک در سریال قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)

نظرتان درباره شخصیت گاس پایک چیست؟

طی سریال کمی شخصیتش تغییر کرد؛ اما از ابتدا کسی بود که عاقل بود. کسی که باید روی پای خودش می‌‌‌‌‌‏ایستاد. کسی که ۱۰ یا ۱۲ سال داشت و روی کشتی کار می‌‌‌‌‌‏کرد؛ جاهای مختلف دنیا سفر کرده بود؛ چیز‌‌‌‌‌‏هایی که دیده و تجربه کرده بود و باید درک می‌‌‌‌‌‏کرد و اینکه باید دوام می‌‌‌‌‌‏آورد و انسان خوبی باقی مانده بود. چون خیلی‌‌‌‌‌‏ها در این شرایط تبدیل به دزد، تبهکار و جیب‌‌‌‌‌‏بر می‌‌‌‌‌‏شوند فقط برای اینکه بتوانند دوام بیاورند، که البته قابل درک است، چون هنوز بچه هستند. اما در طی تمام اینها گاس پایک توانست درستی خودش را حفظ کند. همچنین یک نوازنده موفق ویولون بود. گاس پایک جوان بی‌‌‌‌‌‏نظیری بود و خیلی خوشحال بودم که این نقش را بازی می‌‌‌‌‌‏کردم.

 گاس پایک جوان بی‌‌‌‌‌‏نظیری بود و خیلی خوشحال بودم که این نقش را بازی می‌‌‌‌‌‏کردم.

البته چشم‌‌‌‏های جذابی هم داشت

راستش رنگ چشم‌‌‌‏های من با رنگ لباسم تغییر می‌‌‌‏کنند. بیشتر به رنگ سبزند اما اگر لباسم آبی باشد، آبی می‌‌‌‏شوند.

لباس شخصیت‌‌‌‌‌‏های «قصه‌‌‏های جزیره» خیلی جذاب بودند. درموردش چه فکری می‌‌‌‌‌‏کنید؟

کار گروه طراحی لباس «جاده‌‌‌‏ای به اُوِنلی» (قصه‌‌‌‌‌‏های جزیره) واقعا خوب بود؛ نظر بازیگر برایشان اهمیت داشت. از کمربند تا چکمه‌‌‌‌‌‏هایم و در هر چیزی که می‌‌‌‌‌‏پوشیدم نظرم را می‌‌‌‌‌‏پرسیدند. اینکه چقدر لباسم باید نامرتب و کثیف باشد … من هم در مورد هرچیزی نظر می‌‌‌‌‌‏دادم زیرا برایم مشخص بود که برای این نقش چه کاری می‌‌‌‌‌‏خواهم انجام بدهم.

چیز جالب دیگر این بود که وقتی می‌‌‌‌‌‏خواستم چکمه‌‌‌‌‌‏هایم را بپوشم، یکی از طراحان لباس گفت که برای شخصیت «گاس پایک» یک سال طول می‌‌‌‌‌‏کشد که با حقوقش بتواند چنین چکمه‌‌‌‌‌‏ای بخرد. برای همین اوایل فیلم، اغلب گاس پایک پابرهنه بود؛ فقط وقتی مجبور بودم چمکه‌‌‌‌‌‏هایم را می‌‌‌‌‌‏پوشیدم. بدون کفش بیشتر شبیه «پسری بی‌‌‌‌‌‏جا و مکان» می‌‌‌‌‌‏شدم.

دوهفته قبل از اینکه قسمت اول را شروع کنیم دیگر کفش نپوشیدم، حتی وقتی بیرون می‌‌‌‌‌‏رفتم برای اینکه پاهایم به بی‌‌‌‌‌‏کفشی عادت کنند؛ همه جای شهر پابرهنه می‌‌‌‌‌‏رفتم. شب‌‌‌‌‌‏ها هم برای زمان طولانی قدم می‌‌‌‌‌‏زدم که پاهایم عادت کنند چون موقع فیلم برداری خیلی سنگ‌‌‌‌‌‏ریزه و علف خشک زیر پاهایم بود. پاهایم چند بار بریدگی و زخم هم برداشت.

در بازی در نقش گاس پایک در ابتدا دستم خیلی باز بود. حرکات مختلفی را در بازی در این نقش اضافه می‌‌‌‌‏کردم؛ می‌‌‌‌‏پریدم، می‌‌‌‌‏رقصیدم. هر کاری که به نظرم در بهتر کردن نقش مناسب به نظر می‌‌‌‌‏رسید انجام می‌‌‌‌‏دادم؛ مثلا حتی دقت به طرز پیپ کشیدنم؛ مردم واقعا خوششان آمده بود. نقش گاس پایک نمی‌‌‌‌‏توانست سیگار بکشد چون ممکن بود الگوی بدی برای بچه‌‌‌‌‏ها باشد؛ اما خیلی بعید است بچه‌‌‌‌‏ها پیپ بکشند. کم کم این نقش برایم محدود و محدود‌‌‌‌‏تر شد و بعد گاس پایک کت و شلوار می‌‌‌‌‏پوشید و کراوات می‌‌‌‌‏زد.

قبل از رفتن من گفتند که در سه قسمت می‌‌‌‌‏توانند گاس پایک را از سریال خارج کنند. من هم قبول کردم که سه قسمت دیگر به کار ادامه بدهم. کاراکتر داشت به سمتی می‌‌‌‌‏رفت که برایش مناسب نبود؛ خیلی محدود شده بود. در آن قسمت که گاس پایک داشت به کشتی که دور می‌‌‌‌‏شد نگاه می کرد، کراواتش را دور گردنش شل کرد و بعد به رییسش گفت: «این خود واقعی من نیست».

در فصل ششم از من خواستند برگردم و در یک قسمت با نام «بازگشت گاس پایک» بازی کنم. گاس باز برگشت و با فیلیسیتی ازدواج کرد.

گاس پایک در سریال قصه های جزیره

گاس پایک در سریال قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)

خودتان در فیلم ویولون می‌‌‌‌‌‏نواختید؟

نواختن یکی از آهنگ‌‌‌‌‌‏ها را یاد گرفتم. آهنگی که گاس برای معلمش می‌‌‌‌‌‏نوازد؛ آخر قسمت دوم جایی که گاس پایک معلمش را با نواختن ویولون غافلگیر می‌‌‌‌‌‏کند. اما برای بقیه آهنگ‌‌‌‌‌‏ها قبل از اجرا با نوازنده اصلی کار می‌‌‌‌‌‏کردم که بتوانم تا حد امکان موقع فیلم‌‌‌‌‌‏برداری انگشتانم را به طرز صحیحی حرکت بدهم، مخصوصا در مورد آهنگ‌‌‌‌‌‏هایی که تند هستند. انگار واقعا خودم می‌‌‌‌‌‏نوازم، چون در حال آماده شدن خیلی تمرین کردم. برای ترومپت هم خیلی سخت کار کردم؛ ساعت‌‌‌‌‌‏ها زمان می‌‌‌‌‌‏برد تا بتوان کار خوبی از آب در آورد.

عکس‌‌‌‌‌‏العمل ایرانی‌‌‌‌‌‏ها وقتی شما را می‌‌‌‌‌‏بینند چیست؟

من تا حالا با هیچ فرد ایرانی از نزدیک برخورد نداشتم. … دوست دارم یک روز به ایران بروم و ایرانی‌‌‌‌‌‏های بیشتری را شخصا ملاقات کنم. فکر می‌‌‌‌‌‏کنم عالیه که فیلم «طوفان شن» که کارگردانی کرده‌‌‌‌‌‏ام آنجا به اجرا در آید.

کمی بیشتر درباره «طوفان شن» که کارگردانی کرده‌‌‌‌‌‏ای بگویید.

اول می خواستم کاری کنم که به تمرین کننده‌‌‌‌‌‏های فالون‌‌‌‌‌‏دافا (فالون‌‌‌‌‌‏گونگ) در چین کمک کنم. خیلی از افراد پلیس در چین به خاطر شستشوی مغزی از طرف حزب کمونیست چین، کار‌‌‌‌‌‏های وحشتناک زیادی انجام داده‌‌‌‌‌‏اند؛ به خاطر دروغ‌‌‌‌‌‏های تبلیغاتی رسانه‌‌‌‌‌‏ها که تحت کنترل رژیم چین است. وقتی تصمیم گرفتم در این مورد فیلمی بسازم با خودم گفتم پلیس کسی است که بدترین جنایت را در این خصوص انجام می‌‌‌‌‌‏دهد؛ شکنجه مردم و تمرین کننده‌‌‌‌‌‏های فالون‌‌‌‌‌‏گونگ … می‌‌‌‌‌‏خواستم فیلمی بسازم که به قول شکسپیر «آینه‌‌‌‌‌‏ای شود که آنچه واقعیست نشان دهد»؛ بتواند آینه‌‌‌‌‌‏ای شود که به پلیس چین برسد و چهره واقعی‌‌‌‌‌‏شان را به خودشان نشان دهد؛ گاهی از دید شخص سوم واضح‌‌‌‌‌‏تر می‌‌‌‌‌‏توان دید.

طوفان شن، به کارگردانی مایکل ماهونن

طوفان شن، به کارگردانی مایکل ماهونن

برای همین شخصیت اصلی داستان پلیسی است که با آمدن طوفان شن در خانه‌‌‌‌‌‏اش زندانی شده و نمی‌‌‌‌‌‏تواند از خانه‌‌‌‌‌‏اش خارج شود. همسرش از بیماری در بستر مرگ است؛ دارویی در دسترشان نیست؛ دخترشان در طوفان شن گم شده و در تنهایی با وجدان خودش روبرو می‌‌‌‌‌‏شود و به گناهان فجیعی که مرتکب شده فکر می‌‌‌‌‌‏کند. در انتهای فیلم وجدانش کم کم بیدار می‌‌‌‌‌‏شود و امید به آینده را در قلبش احساس می‌‌‌‌‌‏کند. پیغامی که می‌‌‌‌‌‏خواستم برای پلیس‌‌‌‌‌‏های چین بفرستم «ایجاد امید در قلبشان با تغییر به سمت خوبی» است.

در فیلم می‌‌‌‌‌‏بینیم که تمرین کننده‌‌‌‌‌‏های فالون‌‌‌‌‌‏گونگ که به سختی شکنجه شده‌‌‌‌‌‏اند در انتهای فیلم در حال کمک به دیگران هستند

رفتاری که تمرین‌‌‌‌‌‏کننده‌‌‌‌‌‏های فالون‌‌‌‌‌‏دافا از خودشان به نمایش می‌‌‌‌‌‏گذارند مطابق آموزه‌‌‌‌‌‏هایشان است؛ رهایی از خود و نیکخواهی نسبت به دیگران؛ تمرین‌‌‌‌‌‏کننده‌‌‌‌‌‏ای که شکنجه شده حتی نسبت به کسانی که وی را شکنجه کرده‌‌‌‌‌‏اند مهربان است چون می‌‌‌‌‌‏داند که آنهایی که او را شکنجه کرده‌‌‌‌‌‏اند اگر به اعمال بدشان ادامه بدهند، خیلی بیشتر از زجری که او کشیده در عذاب خواهند بود؛ و این نوع رفتار مطابق آموزه‌‌‌‌‌‏های فالون گونگ است.

کمی بیشتر درباره فالون گونگ بگویید.

اولین باری که درباره‌‌‌‌‌‏اش شنیدم، لس آنجلس زندگی می‌‌‌‌‌‏کردم و در طی روز، روزنامه‌‌‌‌‌‏های مختلفی می‌‌‌‌‌‏خواندم. درباره فالون گونگ در روزنامه خواندم که در چین آزار و اذیت می‌‌‌‌‌‏شوند. قبل از این درموردشان نشنیده بودم؛ راستش ما زیاد اخبار چین را نمی‌‌‌‌‌‏شنیدیم. برایم جالب بود و جدی به نظر می‌‌‌‌‌‏رسید. وقتی به گفته‌‌‌‌‌‏های رژیم چین می‌‌‌‌‌‏رسید، فقط کلمات ناشایستی بود که درباره‌‌‌‌‌‏شان می‌‌‌‌‌‏گفت؛ اما هیچ دلیل خاصی برای آزار و شکنجه آن ارائه نمی کرد.

به نظرم می‌‌‌‏رسید یک چیزی در این میان اشتباه بود. در ماه‌‌‌‌‌‏های آینده خبرهای بیشتری در این مورد خواندم. یک روز یک برگه کاغذ بیرون آپارتمانم گذاشته بودند که رویش نوشته بود: «حقیقت، نیکخواهی، بردباری». این‌‌‌‌‌‏ها اصول فالون گونگ هستند. به محض آن‌‌‌‌‌‏که این کلمات را دیدم انگار چیزی بود که منتظرش بودم. خالص‌‌‌‌‌‏ترین تعریف از معنویات و چیزی با عظمت. چند لحظه در موردش فکر کردم؛ به نظرم این سه کلمه در کنار هم هر چیزی از کیهان را در بر می‌‌‌‌‌‏گرفتند. هر چیز خوبی در این سه کلمه جا می‌‌‌‌‌‏گیرد. بعد فهمیدم که این چیزی است که افرادی که در چین آزارو شکنجه می‌‌‌‌‌‏شوند تمرین می‌‌‌‌‌‏کنند. علاقمند شدم و تصمیم گرفتم آنلاین در موردش بخوانم و چند ماه بعد تصمیم گرفتم که جدی‌‌‌‌‌‏تر درباره‌‌‌‌‌‏اش فکر کنم. آن برگه فقط برای آگاهی دادن بیشتر در مورد آزار وشکنجه در چین بود، ولی کمی هم در مورد تمرین توضیح می داد.

بعد روی اینترنت دیدم که برای شروع تمرین از کسی اسم نمی‌‌‌‌‌‏پرسند؛ نام‌‌‌‌‌‏نویسی نمی‌‌‌‌‌‏کنند؛ عضو‌‌‌‌‌‏گیری ندارند و پول از کسی نمی‌‌‌‌‌‏گیرند. فقط تمرین‌‌‌‌‌‏ها را آموزش می‌‌‌‌‌‏دهند و اگر کسی بخواهد به او کمک می‌‌‌‌‌‏کنند. خیلی علاقمند شدم. کجا چنین چیزی هست! بعد شروع به خواندن آموزه‌‌‌‌‌‏های فالون‌‌‌‌‌‏دافا (فالون‌‌‌‌‌‏گونگ) کردم. درک کردم که آموزه‌‌‌‌‌‏هایش پر‌‌‌‌‌‏محتوی، عمیق و با ارزش اند. کم کم پاسخ‌‌‌‌‌‏های زیادی درباره زندگی و هستی را درک کردم؛ در زندگی ام روش‌‌‌‌‌‏ها و عقاید مختلفی را دیده و تجربه کرده‌‌‌‌‌‏ام ولی هیچ کدام نتوانسته‌‌‌‌‌‏اند این قدر واضح ابهاماتم درباره زندگی را توضیح بدهند. دلایل بنیادی از زندگی و هستی، اینقدر واضح و کامل. با این شرایط خب البته که به تمرین ادامه دادم.

در سال‌‌‌‌‌‏های اخیر حتی به برداشت اعضای بدن تمرین کننده‌‌‌‌‌‏های فالون‌‌‌‌‌‏گونگ در چین پی برده‌‌‌‌‌‏اند

فالون دافا در کنار آموزه‌‌‌‌‌‏ها، تمرین و مدیتیشن دارد که فواید زیادی دارد. از جمله برای سلامت جسم و برای ذهن؛ مدیتیشن خیلی آرامش بخش هست. و تمرین‌‌‌‌‌‏های دیگر هم انرژی پاک کننده قوی و فراوانی را در بدن به حرکت در می‌‌‌‌‌‏آورند که یکی از دلایلی است که چرا خیلی از افرادی که بیماری‌‌‌‌‌‏های جدی داشته‌‌‌‌‌‏اند، بدنشان را با این تمرین‌‌‌‌‌‏ها و همچنین با پیروی از اصول این روش تمیز می‌‌‌‌‌‏کنند. پیروی از اصول و انجام تمرین‌‌‌‌‌‏ها با همدیگر تاثیر گذارند.

مایکل ماهونن گاس پایک قصه های جزیره

مایکل ماهونن (Courtesy of Michael Mahonen)

چرا فالون گونگ در چین مورد آزارو شکنجه قرار گرفته است؟

رژیم کمونیستی چین رژیم منتخب مردم نیست و به زور قدرت را به دست گرفته‌‌‌‌‌‏اند و از وقتی که روی کار آمدند هدفشان این است که به هر طریقی قدرتشان را حفظ کنند. مهم‌‌‌‌‌‏ترین ابزار رژیم کمونیستی چین برای باقیماندن در قدرت، تبلیغات دروغین، کنترل اطلاعات و کنترل اذهان است. چون اگر بتوانند ذهن و درک مردم را کنترل کنند، خیلی راحت‌‌‌‌‌‏تر می‌‌‌‌‌‏توانند بر منصب قدرت باقی بمانند. این یکی از دلایلی است که چرا تمام رسانه‌‌‌‌‌‏های چین تحت کنترل رژیم کمونیستی چین است. به همین دلیل بزرگ‌‌‌‌‌‏ترین مسدود سازی اینترنت دنیا در چین هست و صدهاهزار وب سایت- اگر نگوییم میلیون‌‌‌‌‌‏ها- در چین مسدودند. مردم چین دسترسی به خیلی از وب‌‌‌‌‌‏سایت‌‌‌‌‌‏ها ندارند مگرآنکه بخواهند از روش های دیگری برای عبور از فیلترینگ استفاده کنند.

برای همین کنترل افکار مردم چین، اصلی‌‌‌‌‌‏ترین روش باقیماندن رژیم چین برقدرت است. پنج مذهب در چین وجود دارد که همگی تحت کنترل شدید رژیم الحادی چین هستند و از این مذاهب فقط به منظور نمایش قدرتشان استفاده می‌‌‌‌‌‏کنند. تمام فعالیت‌‌‌‌‌‏های مذهبی و مراسم این مذاهب در چین به شدت تحت نظر رژیم است. مثلا انجیل توسط رژیم کمونیستی چین ویرایش شده است و بخشی از انجیل که با منافع حزب همخوانی ندارد، از کتاب حذف شده است. من شخصا با افرادی در چین در ارتباط هستم که مخفیانه انجیل واقعی را در اختیار دارند. مسیحیان چین علاقه ندارند که در کلیساهای تقلبی در چین عبادت کنند چون می‌‌‌‌‌‏دانند که آن مذهب حقیقی نیست. برای همین رژیم چین اجازه حضور مذاهب در چین را می‌‌‌‌‌‏دهد اما کنترل شده. برای همین افکار مردم را حتی تحت مذاهب غیر واقعی کنترل می‌‌‌‌‌‏کنند.

مایکل ماهونن، بازیگر نقش گاس پایک در قصه های جزیره

مایکل ماهونن، بازیگر نقش گاس پایک در قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)

فالون گونگ، حقیقت، نیکخواهی و بردباری را به مردم آموزش می‌‌‌‌‌‏دهد. رژیم چین از ابزار دروغ، خشونت و فریب کاری و مبارزه با یکدیگر برای کنترل مردم استفاده می‌‌‌‌‌‏کند. این‌‌‌‌‌‏ها را به خورد مردم می‌‌‌‌‌‏دهد تا جمعیت را تحت کنترل خود در آورد. اینها به وضوح برخلاف اصول فالون گونگ هستند. به گفته خود مقامات چین تعداد تمرین کننده‌‌‌‌‌‏های فالون گونگ در طی ۷ سال به ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر رسید. از آنجا که فالون‌‌‌‌‌‏گونگ نام نویسی و عضویت ندارد، این آمار را رژیم چین بر اساس آمار‌‌‌‏گیری اعلام کرد. تعداد زیادی از نظامیان چین، پلیس، اساتید برجسته و دانشجویان دانشگاه‌‌‌‌‌‏های مطرح چین و حتی تعداد زیادی از اعضای حزب کمونیست چین فالون گونگ را تمرین می‌‌‌‌‌‏کردند. البته اصول حقیقت، نیکخواهی و بردباری در بیشتر جوامع خوب در نظر گرفته می‌‌‌‌‌‏شوند. اما رژیم برای کنترل جامعه و افکار عمومی از اصول مخالف استفاده می‌‌‌‌‌‏کند، برای همین این اصول حقیقت، نیکخواهی و بردباری، اصول مخالف حزب در نظر گرفته شدند و وقتی تعداد زیادی از مردم در حال تغییر افکار خود به سمت خوبی بودند رژیم به فکرکنترل ذهن مردم افتاد. به این طریق دیگر نمی‌‌‌‌‌‏توان ذهن مردم را کنترل کرد؛ این‌‌‌‌‌‏ها افراد خوبی هستند و بهتر و بهتر می‌‌‌‌‌‏شوند.

فالون گونگ از کسی چیزی نمی‌‌‌‌‌‏خواهد. تعداد خیلی زیادی از مردم این روش را تمرین می‌‌‌‌‌‏کنند و برای این روش و استاد آن احترام زیادی قائل هستند.

برای همین دیکتاتور چین در آن زمان، جیانگ زمین، (رهبر حزب کمونیست چین از ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳) به محبوبیت فالون گونگ در بین مردم حسادت می‌‌‌‌‌‏ورزید. رژیم کمونیست به زور مردم را وادار می‌‌‌‌‌‏کند که حزب را بپذیرند.

حسادت وی به احترام و علاقه مردم چین به فالون گونگ و استاد این روش، موجب شروع آزار و شکنجه با هدف خاتمه دادن به این روش شد. مقامات ارشد دیگرحزب کمونیست چین در ابتدا با شروع این آزار و شکنجه مخالف بودند وضرورتی برای شروع آن نمی‌‌‌‌‌‏دیدند. می‌‌‌‌‌‏دانستند که تعداد خیلی زیادی از مردم تمرین کننده فالون دافا هستند. با این وجود جیانگ زمین آزار و شکنجه را راه‌‌‌‌‌‏اندازی کرد و ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر را تحت آزار و اذیت قرار داد. آزار و اذیت خیلی شدید است و در هر سطحی از جامعه چین به چشم می‌‌‌‌‌‏خورد.

مثلا افرادی که صاحب کسب و کارهستند باید هر کسی از کارگران یا کارمندانش را که فالون گونگ تمرین می‌‌‌‌‌‏کند شناسایی کرده و به پلیس گزارش دهند؛س تهدیدشان کنند که اگر تمرین را متوقف نکنند، اخراج می‌‌‌‌‌‏شوند. این در خصوص اخراج اساتید دانشگاه، دانشجویان و برای کودکان در مدارس هم اتفاق افتاد. تبلیغات دروغین در چین خیلی شدید بوده است. در برخی مدارس حتی سرود‌‌‌‌‌‏هایی برای نفرت از فالون گونگ ساخته شدند. کاری دقیقا شبیه آنچه نازی‌‌‌‌‌‏ها انجام دادند؛ ساختن شعر و ایجاد نفرت در میان مردم و کودکان. از کودکی به مردم آموختند که از فالون گونگ متنفر باشند. جیانگ زمین تمام آنچه در توان داشت به کار گرفت تا فالون‌‌‌‌‌‏دافا را ریشه کن کند.

در سال‌‌‌‌‌‏های اخیر حتی به برداشت اعضای بدن تمرین کننده‌‌‌‌‌‏های فالون‌‌‌‌‌‏گونگ پی برده‌‌‌‌‌‏اند که با روشی برنامه ریزی شده آزمایشات پزشکی لازم، نوع خون تمرین کننده‌‌‌‌‌‏های فالون گونگ در بانک اطلاعاتی بیمارستان‌‌‌‌‌‏ها ثبت کرده‌‌‌‏اند. این اطلاعاتی برای شناسایی عضو سازگار معمولا برای خارجی‌‌‌‌‌‏های ثروتمندی است که برای پیوند عضو به چین می‌‌‌‌‌‏روند. در این شرایط تمرین کنندگان فالون‌‌‌‌‌‏دافا که اعضای بدنشان با عضو درخواستی سازگار باشد، به طور سیستماتیک کشته می‌‌‌‌‌‏شوند. اعضای بدنشان برداشته می‌‌‌‌‌‏شود و پول عظیمی از این طریق به دست می‌‌‌‌‌‏آید. در عین حال در راستای برنامه‌‌‌‌‌‏ای که جیانگ زمین به راه انداخت، تمرین‌‌‌‌‌‏کنندگان بر اثر آزار و شکنجه کشته می‌‌‌‌‌‏شوند. تمرین‌‌‌‌‌‏کنندگان فالون گونگ طی این سال‌‌‌‌‌‏ها و تحت تاثیر تبلیغات دروغین در جامعه تحت رفتار‌‌‌‌‌‏های غیر انسانی شدیدی قرار گرفته‌‌‌‌‌‏اند.

ازدواج گاس پایک و فلیسیتی در سریال قصه های جزیره

ازدواج گاس پایک و فلیسیتی در سریال قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)

آیا درست است بگوییم که این روز‌‌‌‌‏ها بیشتر زمانتان را در مقام فعال حقوق بشر صرف مسائل حقوق بشر می‌‌‌‌‏کنید تا به پایان آزار وشکنجه کمک کنید؟

من زمان زیادی برای پایان دادن به آزار و شکنجه صرف می‌‌‌‌‏کنم. منظورم این است که کار‌‌‌‌‏های زیادی انجام داده‌‌‌‌‏ام … این موضوع خیلی مهمی است نه فقط برای تمرین کننده‌‌‌‌‏های فالون گونگ؛ بلکه برای تمام مردم دنیا. نسل کشی بزرگی برای سال‌‌‌‌‏ها در جریان است. شرایط خاصی است که هرگز در تاریخ اتفاق نیافتاده است. زیرا چین از نظر اقتصادی نفوذ فراوانی دارد. دولت‌‌‌‌‏ها و رهبران کشور‌‌‌‌‏های مختلف و رسانه‌‌‌‌‏های بین المللی این آزار و شکنجه را که یکی از بزرگ‌‌‌‌‏ترین نسل کشی بشریت است مخفی می‌‌‌‌‏کنند.

همه می دانند چه اتفاقی در حال روی دادن است اما همه به سادگی از آن می‌‌‌‌‏گذرند. دلیلش منافع سیاسی‌‌‌‌‏شان در چین است. وقتی به گذشته نگاه می‌‌‌‌‏کنیم می‌‌‌‌‏بینیم که زمانی که حقیقت آزار و شکنجه قابل پنهان کردن نباشد و حقیقت هر آن چه که اتفاق افتاده است در مقیاس وسیعی آشکار شود، مردم از سکوت غیر اخلاقی مردمی که می‌‌‌‌‏توانستند و مسئولیت صحبت کردن در این مورد را بر عهده داشتند اما نکردند شوکه خواهند شد؛ از جمله دولت‌‌‌‌‏مردان و رسانه‌‌‌‌‏های بین المللی. به دلیل سکوت آن‌‌‌‌‏هاست که تمرین کنندگان فالون‌‌‌‌‏دافا خودشان این مسئولیت را بر عهده گرفته‌‌‌‌‏اند و به مردم کمک می‌‌‌‌‏کنند که آنچه در چین رخ می‌‌‌‌‏دهد، باخبر شوند. در عین حال رژیم چین هم تمام تلاشش را می‌‌‌‌‏کند که با فشار بیشتر بر آن‌‌‌‌‏ها، صدا‌‌‌‌‏ها را خاموش کند.

وقتی من «طوفان شن» را ساختم، هنگامی که شنیدم دی‌‌‌‌‏وی‌‌‌‌‏دی این فیلم به دست پلیس چین که مخاطب اصلی در این فیلم بوده رسیده است، تصمیم گرفتم که آن را برای جشنواره فیلم بفرستم که ببینم برخورد غربی‌‌‌‌‏ها چطور خواهد بود. این فیلم در بیشتر از ۶۰ جشنواره به نمایش درآمد و بیش از ۲۹ جایزه دریافت کرد.

به هر جشنواره‌‌‌‌‏ای که فیلم را می‌‌‌‌‏فرستادم عوامل رژیم چین قبل از من آنجا بودند و به دست اندرکاران جشنواره فیلم می‌‌‌‌‏گفتند که فیلم را به اجرا در نیاورند و دروغ‌‌‌‌‏هایشان را در مورد من و فالون‌‌‌‌‏گونگ پخش می‌‌‌‌‏کردند و آن‌‌‌‌‏ها را به شدت ترسانده و شوکه می‌‌‌‌‏کردند. زیرا اول اینکه از طرف دولت چین تماس بگیرند برایشان شوکه کننده بود؛ مدیر فستیوال هیوستون شخصا این را به من گفت.

در جشنواره موسیقی کالیفرنیا، یکی از مقامات سطح بالای کنسولگری چین در سانفرانسیسکو با عوامل جشنواره تماس گرفت و تهدیدشان کرد مگر نمی‌‌‌‌‏خواهید در چین جشنواره فیلم برگزار کنید؟ دو نفر ازمقامات ارشد کنسولگری چین به جشنواره رفتند جایی که باید دو ساعت رانندگی می کردند. گفتند که کمکتان می کنیم که در چین جشنواره فیلم برگزار کنید اما قبل از آن باید فیلم «طوفان شن» را از جشنواره خارج کنید. عوامل این جشنواره هم دقیقا مانند جشنواره هیوستون گفتند که اینجا کشوری آزاد است و می‌‌‌‌‏توانند هر فیلمی که بخواهند را در جشنواره به نمایش درآرورند. این موضوع در رسانه‌‌‌‌‏ها بازتاب فراوانی داشت. این یکی از هزاران روشی است که رژیم چین برای ساکت کردن تمرین کننده‌‌‌‌‏ها به کار گرفته است.

از هنرپیشه‌‌‌‏های دیگر «قصه‌‌‏های جزیره» بگویید.

به نظرم در کل همه خیلی خوب کار کردند. جکی باروس که الان از دنیا رفته است، در نقش خاله هتی (هتی کینگ) خیلی خوب بازی کرد. جکی هنرپیشه خیلی خوبی بود. در زندگی واقعی‌‌‌‌‏اش خیلی قلب مهربانی داشت و همیشه در مقابل بد رفتاری با دیگران می‌‌‌‌‏ایستاد و به دیگران کمک می‌‌‌‌‏کرد.

آیا هنوز همدیگر را می‌‌‌‌‌‏بینید؟

الان دیگر همدیگر را نمی‌‌‌‌‏بینیم. مسیر زندگی هر کسی تغییر کرد؛ دانشگاه، شغل جدید یا تشکیل خانواده.

با سدریک اسمیت در نقش الک کینگ پدرخانواده … هر از گاهی همدیگر را توانستیم ببینیم. خیلی سدریک را دوست دارم و با هم خیلی خوب کنار می آمدیم. مرد خوب و شوخ طبعی‌‌‌‌‏ست.

آیا هنوز کاری برای بازیگری نویسندگی یا کارگردانی در دست دارید؟

در سال‌‌‌‌‏های اخیر کار‌‌‌‌‏های سینما و تلویزیون رو آورده‌‌‌‏اند به نقش‌‌‌‏های منفی مانند زامبی‌‌‌‏ها، دراکولا، هیولا‌‌‌‌‏ها و غیره. برای همین بازی در این کار‌‌‌‌‏ها برایم کمی نا‌‌‌‌‏امید کننده است. اما دوباره به زودی بازیگری را شروع می‌‌‌‌‏کنم، در کاری که کمتر منفی باشد. در این مدت بیشتر نویسندگی و کارگردانی انجام داده‌‌‌‌‏ام. سه سال است که طراحی برای کار‌‌‌‌‏های انیمیشن سه بعدی انجام می‌‌‌‏دهم.

گاس پایک در سریال قصه های جزیره

گاس پایک در سریال قصه های جزیره (Courtesy of Michael Mahonen)


منبع : اپک تایمز فارسی

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 10 + 6 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر