یک لحظه هوسرانی، یک عمر پشیمانی!

کد خبر 3566 - 1391 08 | تاریخ: 1490 روز پیش-1391/08/18 | ساعت: 09:19

دي رن جيه از اهالي تاي يوان بينگ ژوو بود. وي در زمان سلسله تانگ مي زيست. او در چهارمين سال ژن گوان (630 بعد از ميلاد) به دنيا آمد و در اولين سال جيوشي از سلطنت ملكه وو زتيان درگذشت (700 بعد از ميلاد). او يكي از وزراي مشهور در حكومت ملكه وو زتيان بود. دي رن جيه افسري بي نقص و الگويي مثال زدني براي ديگران بود. وی با مردم عادي احساس هم دردي و هم دلي مي كرد و به خاطر آن ها با ملكه صحبت کرده و مشكلاتشان را بازگو مي كرد. در عين حال با افراد متنفذ و قدرتمند به مبارزه برمي خاست. مردم نسل هاي پس از وي، او را " پشتيبان سلسله تانگ " ناميدند. داستاني در مورد دوران جواني وي وجود دارد.

دي رن جيه از دوراني كه خيلي جوان بود هم  بسيار خوش سيما بود. يك بار كه براي گذراندن آزمون سلطنتي به پايتخت مي رفت، شب را در مهمانخانه اي اقامت نمود. همان طور كه در دل شب مشغول مطالعه دروس امتحان فردا بود و عميقا تمركز كرده بود، كسي با انگشت به در زد و لختي بعد مالك مهمان خانه وارد اتاق وی شد. مالك مهمانخانه زني جوان و بسيار زيبا و فريبنده بود كه دست بر قضا به تازگي هم بيوه شده بود. زن جوان از لحظه اي كه دي رن جيه را ديده بود نتوانسته بود چهره نجيب و دلپذير وي را از فكرش بيرون كند و به دنبال فرصت مي گشت تا بتواند در خلوت گفتگويي نزديك با او داشته باشد. به محض اين كه دي رن جيه احساس كرد كه توقف زن جوان در اتاق وي بيش از ضرورت طولاني شده و ظاهرا وي تمايل ندارد اتاقش را ترك كند، با ملايمت گفت: شما بانويي زيبا و جذاب هستيد. من مي توانم بفهمم كه در اين نيمه شب براي اين به اتاق من آمده ايد كه احساسات خود را با من در ميان بگذاريد. براي من نيز بسيار مشكل است كه هيجان و اشتياق خود را نسبت به شما كنترل كنم. اما از طرفي بسيار خوش شانس بوده ام كه يك بار در گذشته راهبي پير به من اندرز داد كه خود را از هوس راني و بي بند و باري دور نگاه دارم. من همواره اين نكته را آويزه گوش خود كرده و مداوما در خاطرم مي سپارم. هر چند شما بسيار زيبا و نسبت به من هم متمايل هستيد، با اینحال هنوز مي توانم خود را به دقت محافظت كرده و از مرزهاي اخلاقي تجاوز نخواهم كرد.

زن جوان با كنجكاوي از وي پرسيد، راهب به شما چه گفت كه مي توانيد در لحظات بحراني خودتان را حفظ كنيد؟ دي رن جيه پاسخ داد، راهب پير به من گفت در چهره من مي بيند كه در آينده افسري عالي رتبه و ممتاز شده و بسيار معروف خواهم شد. اما من بايد به خاطر داشته باشم كه خود را از هوس راني دور نگه دارم. از زماني كه راهب پير اين موضوع را به من گفته، ديگر نمي توانم آينده درخشان خود را با يك لحظه خوش گذراني معامله كنم؟ اما بيشتر مردان وقتي با زني زيبا روبرو مي شوند، براي غلبه بر هواي نفس شان اوقات سختي را مي گذرانند. از آن پس من نصيحت راهب پير را دنبال كردم. عشق به زيبايي ها، مسيري دنيوي است. راجع به هوس رانی، هركسي مي داند كه بايد به خودش احترام بگذارد و اگر اتفاقي افتاد مردم بعدا توبه خواهند كرد. اما وقتي نفس انسان فوران مي كند، تمام تلاشها و دستاوردها پشت سر خواهند ماند. شخص با خودش فكر مي كندكه تمام اين ها كاملا تصادفي بوده و او در آينده آن را دوباره تكرار نخواهد كرد. بنابراين شخص هميشه در لحظه بحراني به همان شيوه فكر و عمل كرده و اين هميشه و در هر زمان تکرار خواهد شد. با پيمودن چنين مسيري فرد در منجلاب فساد غرق مي شود. در پايان، چه چيزي مي تواند آتش برآمده از هوس رانی را خاموش كرده و از گسترش و زبانه كشيدن آن جلوگيري كند؟

راهب پير به من گفت كه هر زمان شخصي خواست غرائز جنسي مرا تحريك كند، بايد در مورد موضوع به دو روش فكركنم، هوس راني بدترين گناهان است. آن شيطان هوسرانی است كه از يك مرد يا زن استفاده مي كند تا در قالب آنها شخص را گمراه كرده و جنايت هوس راني را مرتكب شود. با اين روش، اهریمن هوسرانی، به هدف خود مي رسد. زماني كه زيبايي و جذابيت يك زن و يا خوش رفتاري و مردانگي و شايستگي يك مرد، ذهن را مي فرسايد، بسيار سخت است كه شخص خود را آزاد كند و اهريمن هوسرانی نهايتا به هدف خويش خواهد رسيد.

يك بار كه شخص كنترل بر ذهن و نفسش را از دست بدهد و گناهي مرتكب شود، از آن پس از مصيبت و اندوهي طولاني رنج خواهد برد. من به اين آموزه راهب پير احترام گذاشته و آن را مراعات مي كنم و جرات نمي كنم حتي يك خلاف كوچك هم انجام دهم.

زن جوان كه به صحبت هاي دي رن جيه با دقت گوش سپرده بود، در سكوت به آنها فكر كرد. سپس زانو زد و با شرمساري گفت من مي خواهم از شما به خاطر اين كه مرا نصيحت كرده و از پاكي من محافظت كرديد، سپاسگذاري كنم. حالا من خواهم دانست كه چگونه هيجانات و افكار خود را فرو بنشانم. من براي اولين بار متوجه شدم كه فرمانده ذهن شخص احتياج به آموزش دارد.

بعدها، دي رن جيه به خاطر كنترل نفس و خودداري از تبعيت از هواي نفساني، در بين مردم بسيار خوش نام و يكي از وزراي بسيار مشهور سلسله تانگ شد. او خردمندي بود كه اجازه نداد يك لحظه لذت ناچيز، آينده درخشان و اميدبخش وی را ويران كند. مردم اغلب مي گويند: " يك قهرمان بزرگ، اوقات سختي در چشم پوشي از يك زن دارد. در واقع شخصي كه بر تمايلات نفساني اش غلبه كند، قهرمان واقعي است."

 


منبع : گرد آوري از سه نشانه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 15 + 6 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر