هنر باستان چین از نظرگاه کمبریج

کد خبر 3688 - 1391 07 | تاریخ: 1509 روز پیش-1391/07/30 | ساعت: 11:39


(تاریخ هنر ارنست گامبریچ)

برخی از آموزگاران بزرگ چین هنر را وسیله ای می پنداشتند که می توانست نمونه های بزرگ فضیلت و تقوا در اعصار زرین گذشته را در خاطر مردم زنده کند. چینیان نخستین ملتی بودند که تصویرسازی را کاری حقیر نمی پنداشتند و برای یک نقاش شان و احترامی همانند یک شاعر قائل بودند. آموزۀ مذاهب خاور دور که هیچ چیز مهمتر از شیوۀ درست مراقبه نیست. مراقبه کردن به معنای ساعتها تفکر و تعمق دربارۀ حقیقت مقدس واحدی است که پایانی ندارد. شخص، اندیشه ای را در ذهن خود تثبیت می کند و از همۀ جهات به آن می نگرد بی آنکه آن را رها سازد. آن نوعی تمرین ذهنی برای شرقیان است، که اهمیتش برای آنها بسیار بیشتر از اهمیتی بوده که ما برای تمرینات بدنی یا ورزش قائلیم. برخی از راهبان بر سر کلماتی به مراقبه می پرداختند و آنها را محور ذهن خود قرار می دادند، یعنی روزهای متمادی آرام می نشستند و به سکوتی گوش فرا می دادند که قبل و بعد از آن هجای مقدس واقع می شد. برخی دیگر درباره چیزهای طبیعی، مثلا آب، مراقبه می کردند و درباره اینکه چی می توانیم از آن بیاموزیم، اینکه چقدر افتاده حال است، چقدر ثمر می دهد و در عین حال صخره های سخت را تحلیل می برد، چقدر شفافیت و خنکا و لطافت دارد. به مزرعۀ تشنه حیات می بخشد، به تعمق می نشستند. یا درباره کوهها، اینکه چه استحکامی و شکوهی دارند، و در عین حال چقدر خوبند، زیرا اجازه می دهند که درختان بر آنها برویند، مراقبه می کردند. شاید این گونه بود که هنر مذهبی چین کمتر برای روایت افسانه ها بودا و قدیسان چینی، و کمتر برای آموزش آیینی خاص - چنان که در مورد هنر مسیحی در قرون وسطی اتفاق افتاد- و بیشتر همچون کمکی به مراقبه کردن به کار گرفته شد. هنرمندان پارسا، نقاشی آب و کوه را نه به انگیزۀ آموزش یک درس بخصوص و نه صرفاً به عنوان تزیینات، بلکه به قصد فراهم آوردن  موضوع برای غور و تامل با نگاهی احترام آمیز آغاز کردند. تصاویر آنها بر طومارهای ابریشمین در محفظه های گرانبها نگهداری می شد، و صرفاً در لحظات آرام باز گشوده می شد تا مومنان بر آنها بنگرند و تامل کنند؛ گویی همانند آن بود که کسی دفتر شعری را بازگشاید و قطعه شعر زیبایی را بخواند در پس بزرگترین منظره نگاریهای چینی در قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی، چنین قصد و غایتی وجود داشت. جذب و درک آن حالت برای ما ساده نیست، زیرا ما غربیان، بی قرار و کم حوصله ایم و شناخت چندانی از فن مراقبه نداریم. ولی اگر با تامل به تصویر نگاه کنیم:

 

شاید آرام آرام چیزی از ذهنیت نقاش و آن غایت متعالی که اثر او می بایست برآورده سازد، دست گیرمان شود. طبیعتاً نباید بازنمایی مناظر طبیعی با تصاویر عکس فوری نقاط زیبا را از نقاشیهای چینی انتظار داشته باشیم. نقاشان چینی به فضای آزاد نمی رفتند تا آنجا در برابر چشم اندازی بنشینند و طرح اولیه آن را تهیه کنند. آنان هنر خود را با مراقبه و تمرکز می آموختند ابتدا در نقاشی کردن درختهای صنوبر، نقاشی کردن صخره ها و نقاشی کردن ابرها نه با مطالعه طبیعت، بلکه با بررسی آثار استادان شهیر، کسب مهارت می کردند تنها هنگامی که این مهارتها را جامع و کامل فرا می گرفتند راهی سفر می شدند و دربارۀ زیبایی طبیعت غور و تأمل می کردند، تا بتوانند حالات یک چشم انداز طبیعی را درک کنند. هنگامی که به خانه باز می گشتند سعی می کردند با در کنار هم نهادن تصاویر ذهنی خود از درختان صنوبر، صخره ها و ابرها، دوباره آن حالات را در ذهن خویش زنده کنند. درست همان گونه که یک شاعر ممکن است رشته ای از تصورات و مضامینی را که به هنگام سیر و گشت به ذهنش خطور کرده باشد. در کنار هم قرار دهد و درونمایۀ شعر خود کند. آرمان این استادان چینی این بود که چنان در کار با جوهر و قلم چابک دست شوند که بتوانند پیش از آنکه الهام آنها تازگی خود را از دست بدهد، تصاویری ذهنی خود را بر صفحه آورند. چینیان اغلب بر طومار ابریشمین واحد چند سطر شعر می نویسند و تصویری را نقاشی می کنند. بنابراین از نظر چینیان، کودکانه است که جزئیاتی را بجوییم و سپس آنها را با جهان واقعی مقایسه کنیم. آنها ترجیح می دهند که در تصاویر، به نحوۀ بیانگری عاطفه و احساس هنرمند توجه کنند. ممکن است برای ما آسان نباشد که آثاری مانند نقاشی زیر:

 را درک کنیم که صرفا از فرمهای خفیف و نیمه روشن نوک کوههایی تشکیل یافته است که از میان ابرها بیرون آمده اند. ولی همین که سعی کنیم خودمان را به جای نقاش بگذاریم و ابهتی را که وی برای این قله های شکوهمند احساس می کرده است در ذهن مجسم کنیم، شاید به اجمال دریابیم که چینیان برای چه چیزی در هنر، بالاترین ارزش را قائل بوده اند. برای ما غربیان ساده تر است که همان مهارت و دقت را در نقش مایه های آشناتر درک و تحسین کنیم. تابلوی سه ماهی در یک حوض :

 نشان می دهد که نقاش با چه حوصله و باریک نگری به مشاهدۀ نقوش ماهی سادۀ خود نشسته و سپس با چه مهارت و چابک دستی به تصویرسازی آن پرداخته است.  همچنین می بینیم که نقاشان چینی چه علاقۀ عمیقی به انحنای ظریف و قشنگ داشته اند، و با چه استادی توانسته اند از تاثیرات آن برای القای حرکت بهره گیرند. فرمها به نظر نمی رسند که تقارن و توازن نمایانی را به وجود آورده و مانند منیاتور ایرانی تقسیم و توزیع همبستگی داشته باشند. با اینهمه، احساس می کنیم که نقاش با اطمینان خاطر فوق العاده ای، تعادلی را بین آنان برقرار کرده است. می توانیم مدتها چنین تابلویی را نظاره کنیم، بی آنکه تنگ حوصله شویم. تجربه ای است که به راستی به سعی اش می ارزد.

 


منبع : گردآوری از گروه سه نشانه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 17 + 3 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر