مرد نکونام نمیرد هرگز!

کد خبر 3886 - 1391 08 | تاریخ: 1494 روز پیش-1391/08/11 | ساعت: 09:36

دکتر مرتضی شیخ، پزشک انسان دوستی بود که در مشهد مشغول طبابت بود و کسی از اهالی مشهد نیست که نامی از او یا خاطره هایی از او نداشته باشد یا نشنیده باشد.

نقل است که دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هرچه می خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود می ‌انداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته می شد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده می ‌شد.

از قول دختر دکتر شیخ آمده است: روزی متوجه شدم، پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است! با تعجب گفتم : پدر بازیتان گرفته است؟ چرا سر نوشابه ها را می شورید؟ و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد. او گفت : دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سر نوشابه‌ های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند، این سر نوشابه‌ های تمیز را آخر شب در اطراف مطب می‌ ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضی ‌ها‌ خجالت می‌ کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.

خاطره یک سبزی فروش:

ابتدا که دکتر در محله سرشور مطب باز کرده بود و من هنوز ایشان را نمی شناختم .هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من می آمد و قیمت سبزیها را یادداشت می کرد اما خرید نمی کرد، پس از چند روز حوصله ام سر رفت و با کمی پرخاش به او گفتم: مگر تو بازرسی که هر روز می آیی و وقت مرا می گیری ؟ وی گفت: خیر، من دکتر شیخ هستم و قیمت سبزیجات را برای آن می پرسم تا ارزانترین آنها را برای بیماران خودم تجویز کنم.

 


منبع : گرد آوري از سه نشانه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 14 + 2 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر