دانش، قدرت است!

کد خبر 5309 - 1391 08 | تاریخ: 1488 روز پیش-1391/08/20 | ساعت: 11:39

غالبا در حوزه‌هاي گوناگون علمي، هر واژه با توجه به شرايط استفاده از آن، به گونه‌اي خاص معنا مي‌شود ؛ اين موضوع براي دانش نيز صادق مي‌باشد. با وجود آنكه واژه دانش در فلسفه، روانشناسي و جامعه‌شناسي نيز معاني خاص خود را دارد - كه تلفيقي كاربردي از آنها در مديريت دانش نيز به كار برده شده - اما تاكنون مفهوم‌شناسي در رابطه با واژه دانش در مديريت به شكلي فراگير صورت نپذيرفته است . (Wiegard,1996)

در هر حال، آنچه مسلم است آنست كه مي‌توان با آشنايي با تعاريف گوناگون، ابعاد و مصاديق اين امر را بيشتر شناخت و آن را بهتر به كار گرفت. در اين گام برآنيم تا با ارائه تعاريف گوناگون از دانش و نيز مديريت دانش در گام آتي، ابعاد و ديدگاههاي ارائه شده در اين زمينه بهتر شناخته شود.

تعريف دانش :

دامنه تعاريف ارائه شده در مورد دانش ، از كاربردي تا مفهومي و فلسفي و از نظر هدف ، محدود تا گسترده را شامل مي‌شود . برخي تعاريف دانش به شرح زيرند :

  • دانش، اطلاعات كاربردي و سازماندهي شده براي حل مسائل است . (ولف)
  • دانش، اطلاعاتي سازماندهي و تجزيه‌ و تحليل‌شده است كه مي‌تواند قابل‌درك و نيز كاربردي براي حل مساله و تصميم‌گيري باشد . (تورين)
  • دانش، شامل حقايق و باورها، مفاهيم و انديشه‌ها، قضاوتها و انتظارات، متدولوژي (روش‌شناسي) يا علم اصول و نحوه انجام فنون است . (ويگ)
  • دانش، مجموعه‌اي از نگرشها، تجربيات و مراحله ايست كه به صورت درست و صحيح، كنار يكديگر قرار گرفته‌اند؛ ازين‌رو راهنماي مناسبي براي افكار، رفتارها و ارتباطات مي‌باشد. (روم.ون دراسپك و اسپيكروت)
  • دانش، استدلال در باب اطلاعات و داده‌ها براي دستيابي به كارايي، حل مسائل، تصميم‌گيري، يادگيري و آموزش است . (بكمن)
  • دانش سازماني، اجتماعي از سرمايه‌هاي متمركز انساني ، سرمايه‌هاي استعدادهاي فكري و سرمايه‌هاي ساختار مي‌باشد . (بروكينگ)
  • دانش سازماني، به اطلاعات پردازش‌ شده و جاسازي شده از جريانات عادي و مراحلي كه قابليت اقدام دارند و نيز دانش به دست آمده به وسيله سيستمهاي سازماني، مراحل، توليدات، قوانين و فرهنگ اطلاق مي‌گردد .

تعاريف فوق و مفاهيم بكار رفته در آنها به خوبي بيانگر نقش پراهميت دانش در برنامه‌ريزيها، تصميم‌گيريها و پياده‌سازي راهكارها در راستاي حل مسائل گوناگون مي‌باشند و اين خود، توجه ما را به موضوع مديريت دانش معطوف مي‌دارد ؛ در اين راستا در گام آتي با مديريت دانش آشنا خواهيم شد ...   

 

مديريت دانش به چه معناست ؟

كمي بيش از ده سال از عمر ابداع مفهوم كلي مديريت دانش مي‌گذرد و در اين مدت ، تعاريف گوناگوني در اين خصوص ارائه گرديده كه هر يك ابعادي از اين موضوع را نمايش مي‌دهند . در اين گام به بيان مهمترين اين تعاريف مي‌پردازيم :

  • مديريت دانش ، كسب دانش درست براي افراد مناسب در زمان صحيح و مكان مناسب است ، به‌گونه‌ايكه آنان بتوانند براي دستيابي به اهداف سازمان ، بهترين استفاده را از دانش ببرند . (پت‌رش)
  • مديريت دانش ، بنايي سنجيده ، صريح و اصولي براي تجديد و استفاده از دانش در جهت افزايش تاثير و بازگشت دانش مربوط به سرمايه دانشي است . (ويگ)
  • مديريت دانش ، شامل مراحل تسخير اجتماع ديدگاههاي خبرگان و متخصصان يك شركت در هر جاييكه باشند (در بانك اطلاعاتي ، بر روي كاغذ و يا در انديشه نيروها) و پخش آن در هر جاييكه به سود بيشتري بينجامد ، مي‌باشد . (هي بار)
  • مديريت دانش ، با تجزيه‌وتحليل و شناسايي دانش لازم و سودمند درگير بوده و در پي برنامه‌ريزي چندبعدي و كنترل مناسب در توسعه سرمايه‌هاي دانش ، در جهت برآورده كردن اهداف سازمانيست . (مكنتاش)
  • مديريت دانش ، خط‌مشي‌هاي اصولي را براي يافتن ، درك كردن و استفاده از ارزش و ايجاد ارزش ، معين مي‌نمايد . (ادل)
  • مديريت دانش ، رسمي‌سازي و دسترسي به تجربه ، دانش و ديدگاههاي استادانه را كه قابليتهاي جديد ، قدرت كارايي بالاتر ، تشويق نوآوري و افزايش ارزش مشتري را در پي داشته باشند ،‌ هدف قرار مي‌دهد . (بكمن)
  • مديريت دانش ، دانستن ارزش دانش ، فهم اطلاعات سازمان ، استفاده از سيستمهاي تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات به منظور حفظ ، استفاده و كاربرد دوباره دانش مي‌باشد . (مديريت اسناد ، OIC)
  • مديريت دانش ، مديريت اطلاعات و داده به همراه مهار تجربيات ضمني و نهايي افراد جهت تسهيم ، استفاده و توسعه توسط سازمان است كه به بهره‌وري بيشتر سازمان منجر مي‌گردد . (KMTOOL)
  • مديريت دانش ، براي برآورده‌سازي نيازهاي سازماني از قبيل سازگاري ، بقا و توانايي منحصر بفرد در برابر تغييرات پيوسته و روزافزون مي‌باشد . مديريت دانش شامل فرايندهاي سازماني است كه به دنبال پيوستن و نيروزايي ظرفيتهاي عملياتي اطلاعات ، داده‌هاي تكنولوژيهاي اطلاعاتي و ظرفيت نوآوري و خلاقيت انسان مي‌باشند . (شبكه بيزتك)

 

لازم است تا به مديريت دانش به عنوان يك طرح مديريتي يكپارچه نگريسته شود كه بر هدفهاي استراتژي تمركز دارد ، بر محورهاي كسب و كار حركت مي‌نمايد و از تكنولوژي اطلاعات ياري مي‌گيرد .

در مديريت دانش مي‌بايد كل‌نگري مدنظر قرار گيرد ؛ بدين معنا كه نظريه‌پردازي صرف ، بدون در نظر گرفتن نحوه كاربرد آن در عمل ؛ يا به عكس ، تنها توجه به عمل و تمركز بر يك مساله خاص ، هر دو كل‌نگري در خصوص مديريت دانش را تضعيف مي‌نمايند .

با ارائه تعريف جامع ذيل كه متمركز بر انسان ، ساختار و فناوري بوده و كاربردي نيز مي‌باشد ، اين گام را به پايان مي‌بريم :

مديريت دانش ، فرايند كشف ، كسب ، توسعه و ايجاد ، نگهداري ، ارزيابي و بكارگيري دانش مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است كه از طريق ايجاد پيوند ميان منابع انساني ، فناوري اطلاعات و ارتباطات و ايجاد ساختاري مناسب براي دستيابي به اهداف سازماني صورت پذيرد .

در گام آتي از دلايل اهميت مديريت دانش خواهيم گفت ...

دلايل اهميت مديريت دانش كدامند ؟

برخورد هوشمندانه با منابع دانش ، عاملي موثر و مهم در موفقيت سازمانها به شمار مي‌رود . در اين گام بصورت خلاصه عواملي را كه بر اهميت مديريت دانش دلالت مي‌نمايند را بر مي‌شمريم .

در بيان دلايل اهميت مديريت دانش به موارد زير را مورد توجه قرار مي‌دهيم :

1- دانش موتور توليدكننده درآمد است .

2- دانش يك دارايي مهم و استراتژيك سازمانيست .

3- رشد روزافزون مشاغلي كه بر پايه ايجاد و استفاده از دانش قرار دارند .

4- همگرايي فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات و ظهور ابزارهاي نوين در اين زمينه .

5- كاهش شكاف علمي - اقتصادي ميان كشورهاي غني و فقير .

6- اشتغال‌زايي ؛ بگونه‌اييكه به عنوان نمونه ، در سال 2002 هشتاد درصد شاغلان در پستهاي مرتبط با دانش، در كارهاي خدماتي سازمانهاي پيشرفته ، مشغول به كار بوده‌اند .

7- ايجاد ارزش افزوده قابل توجه با بكارگيري مديريت دانش .

و اما نبود مديريت دانش در سازمان ، مشكلات و زيانهايي نظير موارد ذيل به همراه خواهد داشت :

1- عدم وجود نشانه‌هاي ابداع و ابتكار .

2- عدم اولويت‌بندي و استفاده از انواع دانش .

3- عدم مشاهده دانش خارجي .

4- عدم جذب دانشگرهاي جديد .

5- عدم استفاده از مديريت سيستمهاي اطلاعاتي .

6- مخفي و سياسي كردن اطلاعات .

7- ايجاد شكاف در سازمان در نتيجه ايجاد فاصله كارشناسان .

8- احتكار دانش به جاي ازدياد آن .

9- فراموش شدن موارد مهم و اساسي سازمان .

10- استفاده محدود از دانشهاي موجود .

11- نبود مستندات در خصوص تجربيات به دست آمده .

12- سيستم انگيزشي نامناسب براي تسهيم دانش و توسعه آن .

و بسياري موارد اينچنيني ديگر كه بر اهميت بكارگيري مديريت دانش دلالت نموده‌اند .


منبع : ارسالی از سوی کاربران

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 9 + 5 چند است؟

ADVERTISING