تلویزیون فرانسه: عوامل از نفس افتادن رشد اقتصادي چين پديدار شده است

کد خبر 7171 - 1392 02 | تاریخ: 1295 روز پیش-1392/02/28 | ساعت: 07:29

تلویزیون فرانسه گفت افزایش بی عدالتی ها و بی ثباتی های اجتماعی، نگران های زیست محیطی،وابستگی شدید به انرژی و کاهش تقاضای خارجی از جمله عوامل از نفس افتادن رشد اقتصادی چین است.


شبکه پنجم تلویزیون فرانسه در گزارشی درباره تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی در چین اعلام کرد این کشور بار دیگر از نظر سیاسی با تغییر رهبران خود و از نظر اقتصادی با پشت سرگذاشتن سه دهه دوره طلایی رشد اقتصادی، در حال تحول است.اینها همه تغییراتی هستندکه از نظر داخلی در چین رخ داده است و اکنون باید دید پیامدها و عواقب جهانی چنین تغییراتی چه خواهد بود.
واقعیت امر آن است که با اجرای اصلاحات ساختاری که در زمان دنگ شیائو پینگ در چین آغاز شد روند افزایش تولید ناخالص داخلی این کشور نیز آغاز شد. نتیجه چنین سیاستی آن شد که حدود پانصد میلیون چینی از زیر خط فقر خارج شوند.بر اساس معیاری که بانک جهانی تعیین کرده است هر کس که کمتر از یک دلار در روز درآمد داشته باشد زیر خط فقر زندگی می کند. این درحالی است که این پانصد میلیون نفر چینی،هفت درصد کل جمعیت جهان را تشکیل می دهند. نخستین پیامد این شاخص،کاهش فقر در سطح جهان بود. طی پنجاه سال گذشته میانگین رشد اقتصادی چین هشت درصد بوده است.
اما چنین رشد اقتصادی بالایی، نتایج منفی نیز در پی داشته است. توضیح آنکه ، اقتصاد چین بر تقاضای خارجی استوار است.صادرات کالا، محصولات و خدمات چینی بیشتر به آسیا و اقیانوسیه ، سپس به اروپا، و شمال آمریکا یعنی کانادا و آمریکا صورت می گیرد.اما حالا که بحران مالی دامن اقتصادی اروپا و آمریکا را گرفته است ،اقتصاد چین نیز گرفتار پیامدهای آن شده است و این یکی از عوامل از نفس افتادن رشد اقتصادی آن است. به عبارت بهتر ،رشد اقتصادی چین در گرو سالم بودن ساختار اقتصاد جهان است.بی جهت نیست که میزان تولید ناخالص داخلی این کشور درسال دو هزار و هشت به شدت افت پیدا کرد.
دومین عامل از نفس افتادن رشد بالای اقتصادی چین ، افزایش مصرف انرژی و وابستگی شدید چین به انرژی وارداتی است. یعنی هر چه ابعاد فعالیت های اقتصادی در این کشور بیشتر باشد میزان مصرف انرژی نیز بیشتر خواهد شد. به همین علت پیش بینی می شود تا سال دو هزار و سی ،سی درصد تقاضای جهانی انرژی تنها به چین تعلق گیرد. نقطه تناقض آمیزی که در این باره وجود دارد این است هر چه تقاضای جهانی برای نفت و دیگر حامل انرژی افزایش یابد، به تبع آن قیمت انرژی نیز افزایش می یابد و این گونه عوارض آن متوجه خود چین به عنوان یکی از اقتصادهای مطرح جهان نیز خواهد شد.یعنی مصرف انرژی همزمان هم نقش مانع و هم نقش نیرو محرکه را برای رشدتولید ناخالص داخلی چین ایفا می کند.
سومین عامل از نفس افتادن رشد سرسام آور اقتصادی چین عوارض زیست و محیطی است. زیرا از سال هزار و نهصد شصت که روند اصلاح ساختاری اقتصاد چین آغاز شده است روند افزایش انتشار دی اکسید کربن نیز در این کشور افزایش یافته است. از این نظر، درسال دو هزار و شش ، میزان تولید دی اکسید کربن ناشی از فعالیت صنایع، خودروها و کارخانه های چین بیشتر از آمریکا شد.پیش بینی می شود تا سال دو هزار و سی میزان تولید گاز کربنیک چین دو برابر سطح کنونی شود.پکن با آگاهی از این واقعیت، در سال دو هزار و هشت درنشست مبارزه با گرمایش زمین و تغییرات آب و هوایی کپنهاگ حاضر نشد مقررات الزام آور بین المللی درباره انتشار گاز کربنیک را برای اجرا بپذیرد. در واقع چین در این سیاست بیشتر منافع ملی خود را در نظر می گیرد و نمی خواهد در این باره مسئولیت های بین المللی خود را بپذیرد . اگر هم این کشور اکنون به صنعت تولید و استفاده از صفحات انرژی خورشیدی به عنوان یکی از منابع انرژی پاک روی آورده است به خاطر داشتن دغدغه های زیست محیطی نیست بلکه به خاطر آن است که این صنعت در جهان آینده دار است و پکن به عنوان یک منبع درآمد به آن نگاه می کند.
چهارمین عامل از نفس افتادن رشد اقتصادی اقتصاد دوم جهان،افزایش نابرابری های اجتماعی است.طی بیست سال اخیر نابرابری های اجتماعی از نظر درآمدی به شدت افزایش یافته است.به طوری که شهرهای بزرگ شرق این کشور از مزایای بزرگ اقتصادی برخوردار شده اند و دیگر بخش ها و مناطق این کشور به حال خود رها شده اند.از نظر جمعیتی نیز بیشتر جمعیت چین در مناطق شرقی و سواحل دریا زندگی می کنند و این امر زمینه ساز فعالیت های اقتصادی بیشتر در این مناطق و به تبع آن افزایش دستمزد ها شده است. افزایش دستمزدها برای اقتصاد چین خبر خوبی نیست زیرا یکی از عوامل رشد اقتصادی این کشور در سه دهه گذشته وجود نیروی کار ارزان قیمت بوده است. اما اکنون که دستمزدها در چین در حال افزایش است بسیاری از شرکت های خارجی ترجیح می دهند به دیگر کشورهای آسیایی که نیروی کار ارزان قیمت تری دارند کوچ اقتصادی کنند. به عنوان مثال برخی شرکت های نرم افزاری به ویتنام و برخی شرکت های نساجی به بنگلادش نقل و مکان کرده اند که نیروی کار ارزان قیمتی دارند.
در نتیجه به طور خلاصه می توان گفت که افزایش بی عدالتی های اجتماعی،بی ثباتی اجتماعی،نگرانی های زیست محیطی،وابستگی شدید به انرژی و کاهش تقاضای خارجی از جمله پیش آگاهی های از نفس افتادن تولید ناخالص داخلی چین هستند.
نتیجه چنین رویکردی آن می شود که میزان تولید ناخالص داخلی این کشور از هشت ممیز شش دهم درصد درسال دو هزار و یازده ،به پنج درصد تا سال دو هزار و سی خواهد رسید.اگر این پیش بینی هم درست از کار درآید با توجه به آنکه تا این سال انتظارات مردم افزایش می یابد و رشد اقتصادی پنج درصد دیگر جوابگوی نیازهای مردم نخواهد بود، آنگاه تنش ها و ناآرامی های اجتماعی در پیش خواهد بود

 


منبع : گروه خبری 3نشانه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 20 + 1 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط اخبار