عزت نفس چیست و چگونه شکل می گیرد؟

کد خبر 7770 - 1392 05 | تاریخ: 1595 روز پیش-1392/05/10 | ساعت: 18:40

 

 

يونگ در تعاريف به دست آمده از خود پنداره، آنرا عاملي بالقوه در فرد مي داند كه دربرگيرنده دسته اي از احساسات، انديشه ها، دريافت ها و يادهايي است كه از آن آگاهي داريم ( شولتس، 1369) در ديدگاه راجرز و كلي، خودپنداره نقشي مهم در يكپارچه سازي كاركرد انسان دارد ( محسني،  1375) با رشد فرد، تجارب بيشتري كسب مي شود و فرد پنداشت هاي شخصي را از خود بعنوان يك فرد رشد گسترش مي دهد. اين پنداشت ها همچنان كه در پيوند با ديگران ساخته ميشود، مي تواند بركنش و گزينش افراد نيز تاثير گذار باشد و از اين رو روانشناسان خودپنداره را داراي ويژگي هاي انگيزشي مي دانند.

ابعاد عزت نفس

تا چندي پيش نظريه پردازان، عزت نفس را قضاوت كلي فرد در مورد خود مي دانستند. اما در سال هاي اخير مشخص شده است كه كودكان و بزرگسالان خودشان را از زوايا و جنبه هاي مختلف مورد ارزيابي قرار مي دهند كه در اين رابطه مي توان جنبه هاي اجتماعي، بدني، تحصيلي، كلي و خانوادگي را نام برد.

عزت نفس اجتماعي

شامل عقايد فرد در مورد خودش، بعنوان يك دوست براي ديگران، اينكه آيا ديگران او را در فعاليت هاي اجتماعي شان شركت مي دهند؟ یا آيا عقايد و افكار او براي ديگران مهم است؟ می باشد. بطوركلي فردي كه نياز اجتماعي اش برآورده مي شود، صرف نظر از اينكه چه تعداد از آنها با آداب و اصول مورد قبول ملي مطابقت دارد، احساس خوبي در اين زمينه دارد ( اكبري 1380)

عزت نفس بدني

به ارزيابي و قضاوت فرد نسبت به توانايي بدني خود اطلاق مي شود كه از طريق فعاليت ها بر عزت نفس بدني او تاثير مثبت مي گذارد و بالعكس نواقص جسماني و عدم توانايي در انجام فعاليت ها و مهارت ها تاثير منفي بر عزت نفس فرد مي گذارد ( اسلامي 1373)

عزت نفس تحصيلي

به ارزيابي و قضاوت فرد نسبت به ارزش مندي تحصيلي خود مربوط مي شود. اگر واكنش اطرافيان در مورد وضعيت تحصيلي فرد مطلوب باشد، در او احساس رضايت از خود ايجاد نموده و به قضاوت فرد در مورد خودش كمك مي كند ( قلي 1375)

عزت نفس خانوادگي

به ارزيابي و قضاوت فرد بعنوان عضوي از خانواده اطلاق مي شود كه در اثر تعامل فرد يا اعضاي خانواده در او بوجود مي آيد، نوع رابطه متقابل فرد با پدر، مادر، برادران، خواهران و ساير اعضا و اين كه فرد تا چه اندازه توسط آنها پذيرفته شده در چگونگي نگرش او نسبت به خود موثر است و عزت نفس خانوادگي او را تعيين مي كند ( قلي 1375).

عزت نفس كلي

به ارزيابي فرد نسبت به كليه ارزشهاي خود اطلاق مي شود كه اين جنبه از عزت نفس ساير جنبه ها را در بردارد و در واقع به آنها نوعي وحدت و يكپارچگي مي بخشد. فردي كه عزت نفس كلي مثبتي دارد از كليه جهات بدني، اجتماعي، تحصيلي، خانوادگي خود را مطلوب مي داند او نگرش مثبت خود را از واكنش مثبت اعضاي خانواده، همسالان، معلمين و توانايي بدني خود كسب كرده چنين فردي بهتر مي تواند با مشكل خود مقابله كند(اسلامی، 1373) .

شكل گيري و پرورش خود

با رشد فرد پرورش خود آغاز مي شود كه فعاليت بخشيدن آن از جنبه هاي فيزيولوژيكي متوجه جنبه هاي رواني مي شود. بعبارتي آنگاه كه بدن و اندامها شكل خاص خود را يافته و كامل شد رشد و كمال متوجه شخصيت مي شود و اين گرايش تحقق خود بيانگر روند خود شدن و پيدايش ويژگي ها و استعدادهاي يكتاي فرد است و مبين ميل ذاتي فرد به سوي آفرينندگي است (شولتس، 1376)

تصور كودك از خود ( خود واقعي و آرماني ) حاصل تعامل وي با ديگران است كه در  وهله اول، خانواده اهميت زيادي پيدا مي كند. كودك محتاج توجه مثبت و محبت بلا شرط است كه اين نماينده ی نيازي فراگير است كه كيفيت آن در روابط مادر كودك متبلور مي شود. در فرايند تحقق خود اساسي  ترين نيروي برانگيزنده رفتار آدمي خود شكوفايي است و آن گرايش و تمايل به تحقق بخشيدن، شكوفا ساختن و بالفعل نمودن استعدادها و نيروي بالقوه مي باشد. اين تمايل به تحقق خود موجب افزايش خود مختاري و خود كفايي براي خلاق بودن مي شود به وسيله اصل تمايل به تحقق خود تمام تجربيات مورد ارزشيابي قرار مي گيرد در اين فرآيند تمام تجاربي كه در جهت تعالي و بقاي خود هستند، بطور مثبت ارزش گذاري مي شوند و اين خود موجب رضايت خاطر مي شود و تجاربي كه در جهت خلاف تعالي است ارزش گذاري منفي و فرد از آنها مي گريزد ( شفيع آبادي و ناصري،  1365)

علل پديد آيي پديده خويشتن و عزت نفس

دليل عمده ايجاد خويشتن و عزت نفس را بايد در رابطه فرد با جامعه اش بخصوص در دوران پر اهميت كودكي و جواني جستجو كرد. اين رابطه را مي توان به چند نوع بيان نمود.

الف ) واكنش ديگران

مهم ترين منشاء پديد آمدن خود پنداره و عزت نفس، رفتار و واكنش ديگران نسبت به فرد است. اين نظريه را آينه خودنما مي نامند. اين نظريه معتقد است كه براي ديدن خود به واكنش هاي ديگران توجه نموده، تصوير خود را در آن واكنش ها مي بينيم. بسياري از تحقيقات حاكي از آن است كه تصوير و پنداره هر فرد از خود وابسته به تصويري است كه ديگران از او دارند و حتي در حال حاضر هم تصوير ديگران از يك فرد مي تواند ارزيابي و تصوري كه او از خود دارد را تغيير دهد. افرادي كه از طرف خانواده يا اجتماع طرد مي شوند به طرد خود می پردازند و احساس بي ارزشي مي كنند ( بينس، 1983) . اين روند را بسياري از روانشناسان ، دروني كردن نام نهادند كه بوسيله آن، فرد ادراكات و نگرش ها و واكنش هاي ديگران را جزيي از ارزش هاي دروني خود مي كند ( بيابانگرد، 1380)

ب) مقايسه با ديگران

بتدريج كه كودك رشد مي كند خود را با ديگران مانند برادر، خواهر، دوستان و همسالان مقايسه مي كند. اين مقايسه يكي از منابع اصلي ايجاد خود پنداره و عزت نفس در افراد است. اگر خواهر و برادر كودك ، با هوش و زرنگ هستند و او دائما از آن ها عقب مي ماند كودك  خود را كم هوش تصور مي كند و اگر همسايه هاي كودك ثروتمندند، كودك خود را فقير احساس مي كند، نكته تربيتي و حايز اهميت در اينباره آن است كه والدين يا معلمان هيچ گاه نبايد كودك را با ديگران كه از او بيشتر درخشيده اند مقايسه كنند، زيرا هيچ دو موجودي را در جهان نمي توان يافت كه كاملا شبيه هم باشند. ضمن اينكه اين كار سبب ايجاد احساس حقارت و خود كم بيني در كودك مي شود( اکبری، 1380) .

ج) همانندسازي با الگوها

شخص با بعضي افراد زندگي خود، همانند سازي كرده، آن ها را به عنوان مدل يا الگوهاي رفتاري خود بر مي گزيند، آن ها را مي ستايد و ميل دارد شبيه آنها شود، والدين و آموزگاران مهمترين اين الگوهايند. قسمت مهمي از خويشتن از طريق همانند سازي كودك با ولي هم جنس خود تعيين مي شود.

برگرفته از پایان نامه کارشناسی روانشناسی بالینی، دانشگاه سمنان، مریم قنبری فر

http://www.3neshaneh.com


منبع :

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 3 + 3 چند است؟

ADVERTISING