نگاهی تحلیلی بر منطقه جدایی طلب سین کیانگ چین

کد خبر 8088 - 1392 06 | تاریخ: 1198 روز پیش-1392/06/04 | ساعت: 13:27

به گزارش 3نشانه از فارس، درگیری در منطقه و استان خودمختار سین‌کیانگ چین ( یا از نگاه مخالفان اویغورستان و یا ترکستان شرقی) از سالها قبل جریان دارد. در واقع سین کیانگ با ویژگی های امروزی ، در سده هجدهم وارد امپراتوری چین شد و به پاره ای از خاک چین تبدیل بدل شد اما در 120 سال گذشته بیش از صد قیام بر ضد چین صورت گرفته است. در سال های 1933 تا 1934 و 1944 تا 1946 هم پان ترکیست ها و مسلمانان کوشیدند در بخشی از منطقه یک جمهوری مستقل اویغورستان ایجاد کنند، اما با پیروزی کمونیست ها در جنگ های داخلی چین و با به رسمیت شناختن خودمختاری سین کیانگ، پکن خودگردانی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اویغورها را در چارچوب جمهوری خلق به رسمیت شناخت. با این وجود مخالت ها با حضور چین در این منطقه کاهش نیافت و در شدیدترین این درگیری‌ها در سال 2009 حدود 200 نفر کشته شدند.

در ادامه این مخالفت ها و همزمان با سالگرد رخدادهای سال 2009 در تازه ترین درگیری میان نیروهای امنیتی چین با اویغورها طی یک ماه گذشته حداقل 35 نفر کشته شده اند. درگیری هایی که مرگبارترین رخداد پس از سال 2009 اعلام شد. در این نوشتار با پرداختن به اهمیت سین کیانگ نگاهی به جدایی طلبی و رویکرد چین و متغیرهای دخیل در آینده این بخش مهم از سرزمین چین و همسایه آسیای مرکزی می کنیم.

 

پیشینه سین کیانگ

منطقه سین کیانگ (ترکستان شرقی) تقریبا معادل سرزمین ایران و یک ششم کل مساحت چین در غرب این کشور با جمعیتی بیش از20 میلیون نفر قرار دارد. این منطقه با هشت کشور از روسیه در شمال تا پاکستان در جنوب غربی جمعا 5600 کیلومتر مرز مشترک دارد. چینی ها این استان را سین کیانگ (به معنای سرزمین نو) می خوانند، اما اویغورها ترجیح می دهند از این ایالت به عنوان اویغورستان یا ترکستان شرقی یاد کنند.

سین کیانگ چین در گذشته تحت پوشش قلمرو حوزه ی فرهنگ ایرانی بود و به دلیل واقع شدن در محل برخورد مرزهای غرب چین و شرق ایران باستان، راههای تجاری جاده ی ابریشم محل تلاقی فرهنگ ایرانی و چینی نیز بود. همچنین سین کیانگ پیش از سکونت مهاجرین مغول و اقوام ترک، سرزمینی ایرانی بود و با مهاجرت اقوام ترک با ساکنان بومی نژاد جدید اویغورها پدیدار شد. اویغورها با زبان ترکی اویغوری سخن می گویند، خط آنان فارسی و دارای 35 درصد کلمات فارسی است.

اکثریت ساکنان غیر چینی سین کیانگ را اویغور ها و مسلمانان اهل سنت تشکیل می دهند. در کنار حضور اویغور ها در این منطقه با بیش از 8 میلیون نفر اقلیت هایی دیگر چون تاجیک ها، ازبک ها و قرقیزها که دامنه فرهنگی آنان آسیای مرکزی است در سین کیانگ حضور دارند.

جدایی طالبان اویغور در سین کیانگ

پرچم جنبش اسلامی ترکستان شرقی

دو گروه عمده و جدایی‌طلب سین کیانگ عبارتند از «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» و « کنگره جهانی اویغور» است. جنبش اسلامی جنبش اسلامی ترکستان شرقی (در واقع) در سال 1993 بنیان گذاشته شد، این سازمان با توجه به فروپاشی شوروی توانست با احزاب و گروه های بنیادگرا در آسیای مرکزی ارتباط برقرار و سپس با حضور طالبان والقاعده در افغانستان همکاری هایی با آنها داشته باشد.

هر چند جنبش اسلامی ترکستان شرقی با سرنگونی طالبان همکاری های خود را به نواحی وزیرستان پاکستان کشاند، اما با توجه به همکاری ها و هماهنگی ها با سایر جنبش های همگرا و بنیادگرا اقتدار خود را حفظ کرده است. در بعد دیگری «کنگره جهانی اویغور» که گروهی استقلال طلب است در منطقه خودمختار سین کیانگ فعالیت میکند. پس از تاسیس این گروه در سال 2004  سعی میکند به عنوان نماد دموکراسی خواهی و حقوق بشر در سین کیانگ مطرح گردد.

نماد کنگره جهانی اویغور

این کنگره معتقد است حرکت اعتراضی آنها یک حرکت دینی نیست و با جنبش اسلامی ترکستان شرقی رابطه ای ندارد. رهبران کنگره که در امریکا مستقر هستند نیز تلاش میکند تا با افزایش حمایت اروپا و امریکا به فشار بر ضد پکن بپردازند. مخالفان در این کنگره بر این باورند که ترکستان شرقی یا سین کیانگ با داشتن بیش از  130 نوع ماده معدنی اگر قادر به بهره بری از معادن خود گردد  جزو کشورهای ثروتمند قرار میگیرد اما رویکردهای چین در آنچه که منطقه خودمختار سین کیانگ اویغور نامیده میشود باعث شده است جدا از هجوم گسترده زبان چینی عملا به نسل کشی فرهنگی اویغور ها و نادیده گرفتن  فرهنگ و هویت اویغور ها بیانجامد.

در همین راستا مخالفان اویغور خودمختاری سین کیانگ را بر روی کاغد دانسته و بر این نظرند که اکثریت اویغورها از ادعاهای توسعه اقتصادی و بهره وری که توسط چین تبلیغ میشود بهره ای نبرده اند و حقوق اساسی آنها نادیده گرفته شده است. در کنار این رویکرد حضور رو به افزایش چینی های هان در این منطقه (به باور ربیعه غدیر در سال 1949 تنها دو چینی در منطقه زندگی میکردند) باعث جمعیت برابر چینیها و اویغور ها در شرایط کنونی شده و عملا چینی ها که در مناطق دارای نفت و گاز و مراکز اصلی منطقه زندگی میکنند سلطه همه جانبه ای در این منطقه یافته اند. از این منظر مخالفان تجزیه طلبب معتقدند که چین با بهانه جنگ بر ضد تروریسم در صدد بوده  است تا مساله سرکوب در سین کیانگ را به بنیاد گرای و تروریسم متصل کند.

 

رویکردهای خصمانه پکن در سین کیانگ

اهمیت استراتژیک سین کیانگ برای چین:  منطقه ی سین کیانگ چین دارای مرزهای مشترک و استراتژیکی با کشورهایی همچون افغانستان، پاکستان، هندوستان، تاجیکستان، قرقیزستان، قزاقستان، مغولستان و روسیه است. هر چند این منطقه خودمختار بیشتر کویری است اما از نظر معادن زیر زمینی غنی است و بیشترین منابع طبیعی نسبت به سایر بخش های این کشور (به ویژه منابع نفت و گاز) در این منطقه واقع شده است.

در کنار این امر  همسایگی این منطقه با کشورهای گوناگون آسیای مرکزی و جنوبی چین را بر آن داشته است تا از این منطقه به عنوان فراهم کننده نفوذ بیشتر در منطقه بهره برد و به شدت با  هر گونه جدایی طلبی قومی و بنیاد گرایی مذهبی برخورد کند. چنانچه در طول چند دهه گذشته نیز این برخوردها همچنان ادامه یافته است.

 

سرمایه گذاری های اقتصادی و تغییر جمعیتی و فرهنگی یا در کلامی رساتر تسخیر از طریق چینی سازی

 شهر ارومچی، مرکز استان سین کیانگ

با توجه به جمعیت  کم سین کیانگ نسبت به سایر مناطق این کشور چین برآن بوده تا با توجه به رویکردهای گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی ضمن گسترش حضور خود در این  منطقه دست به مبارزه با جدایی طلبی قومی و  بنیادگرایی مذهبی اسلامی بپردازد. در همین راستا از یک سو دولت پکن برای اکتشاف معادن مختلف منطقه سرمایه گذاری های کلانی در منطقه انجام داده و بخش های مهمی از صنایع تسلیحاتی و پایگاه آزمایشهای سلاحهای هسته ای خود  را در این منطقه مستقر کرده است.

از سوی دیگر سیاست چینی سازی همواره مد نظر پکن بوده است چنانچه در  دهه های گذشته دولت چین برای چینی سازی این منطقه تلاش های گسترده ای صورت داده است. به عنوان نمونه رساندن نرخ جمعیت «هان» نژاد منطقه از کمتر از ده یا بیست درصد در نیمه ی سده بیستم به حدود پنجاه درصد در اوایل سده بیست و یکم یکی از این تلاش ها به حساب می آید. یعنی در واقع میلیون‌ها هان چینی در این منطقه ساکن شدند.

در بعد فرهنگی نیز چین با فشار بر فعالیت های اسلامی، امامان مساجد، مبارزه با تروریسم ، تزریق زبان چینی، تغییر جغرافیای جمعیتی، گسترش کنترل های مذهبی ( اغلب فعالیتهای آموزشی و عمومی اسلامی ممنوع شده و حتی تحصیل در خارج از کشور  برای دانشجویان مسلمان مشکل تر شده است و...) را به اجرا گذارده است. این رویکرد ها اعتراض های نهادهای بین المللی چون سازمانهای عفو بین الملل و بازرسان حقوق بشر و .. نیز را  برانگیخته است.

 

رویکردهای امنیتی و فشار بر حامیان خارجی تجزیه طلب

 پس از حملات یازده سپتامبر در آمریکا، چین تلاش کرد تا با هم نوایی با آمریکا در جنگ با تروریسم فشار مضاعفی بر گروه‌های جدایی‏طلب اویغور وارد کند. در این راستا چین و رسانه‌های دولتی این کشور از گروه‌های جدایی طلب این کشور با نام تروریست یاد می کردد. چین همچنین با شدت بیشتری فشارهایی را بر گروه های بنیاد گرا و قوم گرای اویغور همانند «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» و « کنگره جهانی اویغور» وارد کرده است.

چنانچه همکاری های دو جانبه با روسیه و چند جانبه با سازمان همکاری شانگهای و کشورهای منطقه برای فشار بر تجزیه طلبان در این راستا  ارزیابی می گردد.  در بعد دیگری دولت چین، برای سرپوش گذاشتن بر اقدامات خود علیه اویغورها «مبارزه با تروریسم» را مد نظر دارد و عملا رویکرد جنبش اسلامی ترکستان شرقی در همکاری با سازمان های  بنیادگرا در منطقه  همچون القاعده و حزب التحریر و ...

اخیرا جبهه النصره در سوریه  موجب شده است تا چینی ها دامنه فشار را در سین کیانگ افزایش دهند. یعنی چین با پیوند سازمان های تجزیه طلب با القاعده و کشورهای  غربی توسل به زور برای فرونشاندن بحران و متوقف کردن حرکت های جدایی طلبی در سین کیانگ را منتفی نمی داند و جدا از برگزاری رزمایش های بزرگ در منطقه تمام ناآرامی های مسالمت آمیز را هم تروریستی می پندارد.

به عبارتی دولت چین تلاش می کند با مرتبط کردن ناآرامی ها به شبکه های تروریستی خارجی، حمایت جامعه بین المللی را جلب  و مانع از واکنش آمریکا و اروپا و کشورهای اسلامی چون ترکیه و ایران و عربستان گردد. چنانچه چین در سالهای گذشته هم از یک سو غرب را متهم به تشویق اویغور ها به درگیری با پلیس برای ایجاد ناآرامی در این کشور و حمایت از سازمان های اویغوری تجزیه طلب کرده و از سویی هم نیروهای جدایی طلب در سین کیانگ را با شبکه های القاعده و تروریستی مرتبط دانسته است.

 

چشم انداز رخداد

آتش زدن پرچم حزب کمونیست چین توسط معترضین

در واقع گذشته از مخالفان اسلامی تندرو و مخالفان تجزیه طلب و قوم گرای اویغور، مخالفان داخلی اویغور خواستار آزادی بیشتر قومی، زبانی و مذهبی و کاهش اعمال محدودیت‌های دولت چین ، کاهش محدودیت از سوی دولت بر فرهنگ، زبان و مذهب هستند. در مقابل دولت مرکزی پکن نیز  معتقد است که اویغورها از آزادی کافی برخوردارند و در عین حال فشار گسترده ای بر ضد تندروهای مذهبی و قومی اعمال میکند.

در این راستا چین از یک سو با بهره گیری از سازمان شانگهای و همکاری با پاکستان و روسیه تاحد زیاد توانسته است دامنه نفوذ جنبش اسلامی ترکستان شرقی را محدود کند. پکن همچنان تلاش خواهد کرد تا با همکاری و یا فشار بیشتر بر افغانستان و پاکستان مراکز آموزشی و تمرینی جنبش اسلامی ترکستان شرقی در پاکستان و افغانستان را از بین برده و از دامنه همکاری القاعده با جنبش اسلامی ترکستان شرقی و حتی عربستان بکاهد.

از سوی دیگر هم چین تلاش میکند تا کنگره جهانی اویغور و رهبر آن ربیعه غدیر نقشی چون دالایی لاما رهبر تبتی نیابد و تبدیل به کارتی برای اعمال فشار غرب به چین نشود. در این حال آنچه مشخص است هر گونه تشدید فعالیت تجزیه طلبی در سین کیانگ عملا وابسته به متغیرهای داخلی( نوع نگرش پکن در تشدید فشارهای مذهبی و سیاسی، تداوم چینی سازی منطقه، و..) همچنین متغیرهای منطقه ای و بین المللی چون میزان همکاری جنبش ها و کشورهای اسلامی با جریان های تجزیه طلب اویغور ، نگاه اروپا و امریکا به سازمان های تجزیه طلب و میزان همکاری روسیه و کشورهای شانگهای با چین در نابودی مخالفان اویغور دارد.

( فرزاد رمضانی بونش / پژوهشگر روابط بین الملل )


منبع : فارس

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 9 + 9 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط اخبار