یک مدیر بازاریابی چه چیزهایی باید بداند

کد خبر 8169 - 1392 06 | تاریخ: 1191 روز پیش-1392/06/11 | ساعت: 16:01

 

بسیاری از مردم در مورد اصطلاح بازاریابی اشتباه کرده، آن را معادل فروش و یا تبلیغات تجاری که باعث افزایش فروش می شود، می دانند.شاید برای بعضی عجیب باشد اگر به این واقعیت وقوف یابند که فروش بخش کوچکی از عملیات بازاریابی است. چنانچه کل بازاریابی را به کوه یخی تشبیه کنیم ، فروش بخش کوچک بالایی آن است و حدود 90 درصد مابقی در زیر آب مخفی است.فروش فقط جزیی از عملیات بازاریابی است و مهمترین آن نیست. اگر مدیر بازاریابی نیازهای مشتریان را به درستی تشخیص دهد و بر اساس آنها ، کالاها را طراحی و تولید کند و همراه با آن ، قیمت گذاری و بسته بندی مناسب کالا را انجام دهد و نیز در  اجرای برنامه های توسعه فروش و توزیع کالا موفق باشد، فروش کار ساده ای خواهد بود و کالابه راحتی به فروش خواهد رسید. در این مورد "پیتر دراکر"یکی از متفکرین بنام مدیریت که در بسیاری از زمینه های مدیریت سخن اساسی را بیان کرده بر این باور است که:"هدف بازاریابی ، فروش فراوان است . هدف این است که مشتری را شناخته و نیازهای او را درک نموده ، به طریقی که کالایا خدمت ، با نیازهای او منطبق گردد و کالای خود را به فروش برساند." باید به این نکته توجه داشت که این بدان معنی نیست که فروش و تبلیغات وعملیات توسعه فروش هیچ اهمیتی ندارد و می توان از آنها صرفنظر نمود.بلکه بر عکس باید توجه داشت که آنها جزئی از یک نظام فراگیر برتر به نام "آمیخته بازار" می باشند. آمیخته بازار عبارت است از مجموعه ای از ابزارهای مداخله در بازار که به گونه پیوسته به هم عمل می کنند و تاثیر لازم یا مورد نظر را در بازار می گذارند.(مواردی همچون محصول،قیمت،نحوه توزیع و روشهای ترویج)

توسعه تکنولوژی کنونی. مدیر بازاریابی که تازه استخدام کرده اید نيازی ندارد تا بتواند تکنولوژی را توسعه دهد، بلکه او باید قادر باشد تکنولوژی را درک کند تا بتواند بازاریابی را توسعه داده و از مصرف کنندگان درباره کالاها و محصولات نظر خواهی کند.

-1 نياز آموزشی سیستم. آموزش تکنولوژی کنونی به مدیر تازه استخدام شده. چون شخصی را که استخدام کرده اید مدرک مهندسی دارد، این نوع آموزش کار آسانی خواهد بود.

-2 تامين سرمایه. این کار جزو وظایف او نيست. پس نيازی به آموزش آن نمی باشد.

-3 توسعه طرح بازاریابی.این نکته حساس و مهمی است. شما این شخص را به خاطر تجربه اش در این کار استخدام کرده بودید. اما این شخص در بازاریابی یک کالای مصرفی تجربه دارد، نه در بازاریابی یک محصول فنی.

نياز آموزشی. مبانی بازاریابی محصولات فنی و نيز چگونگی توسعه طرح های بازاریابی این گونه

محصولات رابهمدیر تازه استخدام شده تان آموزش دهيد. بسته به تجربه کاری خودتان، می توانيد خودتان این کار را انجام داده و یا شخصی را برای این کار استخدام کنيد. فرض را بر این نگذارید که چون این شخص دربازاریابی یک محصول متفاوت موفق بوده است، می توانيد او را به حال خود رها کنيد تا کارش را کورکورانه و بدون راهنمایی انجام دهد. این کار به ضرر کسب و کاراست. به او آموزش دهيد.

-4 نظر خواهی از مصرف کنندگان در موردخصوصيات کالا.هنگام استخدام این فرد، شما فراموش کردید داشتن تجربه در طرح و اجرای نظر خواهی را در ليست عملکردهای اجرایی مهم قرار دهيد. اکنون مطمئن نيستيد که این فرد قادر به انجام این کار هست یا نه. باید فرض کنيد که شخص استخدام شده نمی تواند این کار را انجام دهد، اما چون در بازاریابی تجربه دارد، می تواند به آسانی این کار را یاد بگيرد.

-3 نياز آموزشی. به مدیر تازه استخدام شده طرح و اجرای نظرخواهی از مشتریان را آموزش دهيد.

همچنين از او بخواهيد تا با مدیر بخش مهندسی نيز همکاری و همفکری کند تا بتواند در نظر خواهی ها اطلاعات مفيدی نيز برای بخش مهندسی جمع آوری کند.

-5 توسعه طرح کسب و کار. این کار اکنون جزو وظایف مدیر بازاریابی تازه استخدام شده نيست.

پس نيازی به آموزش آن ندارید. شما تا کنون سه عملکرد مهم برای آموزش را تعيين کرده اید. بعد از اینکه این شخص طرح بازاریابی را گسترش داد، می توانيد درباره مراحل طرح کسب و کاربا او صحبت کنيد تا بتواند روی قسمت بازاریابی این طرح کار کند.

نياز آموزشی آینده. مبانی اساسی و ابتدایی طرح کسب و کار را به فرد تازه استخدام شده یاد بدهيد تا بتواند روی قسمت بازاریابی این طرح کار کند.


منبع : گردآوری از گروه کسب و کار 3نشانه

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 15 + 10 چند است؟

ADVERTISING