بررسی تحلیلی روابط ایران و روسیه در عصر مدودف

کد خبر 8518 - 1392 07 | تاریخ: 1167 روز پیش-1392/07/06 | ساعت: 14:25

  دیمیتری مدودف و اطرافیانش درصدد بودند پولی را که برای «به‌روزآوری کشور و ترویج نانو فناوری»هایی که به عنوان خط راهبردی توسعه روسیه اعلام شده بود، نیاز داشتند از غرب دریافت کنند. تنها شرطی که باید برای دریافت این پول اجرا می‌شد، دست کشیدن از شرکای شرقی روسیه بود که تیم مدودف همین کار را کرد.

برداشت عمومی این است که خیانت گستاخانه به لیبی یکی از صحنه‌های بارز دوره ریاست‌جمهوری مدودف است. تجاوز بی‌پرده ناتو، بمباران‌ها و  جسد قذافی، رهبر مخلوع لیبی در یک فیلم  به نمایش گذاشته شد. این تصویر ویدئویی، همه اشتباهات فاحش و به‌ویژه عدم صلاحیت مدودف را برجسته می‌کند.

مسکو تقریبا در همان موقع به ایران هم خیانت کرد که البته این کار کمتر به چشم ‌آمد ولی ریزه‌کاری‌های سیاسی که آن را همراهی می‌کرد، به مراتب پیچیده‌تر و چندلایه‌تر بود. آیا کارگردانی برای ساخت فیلمی در این مورد پیدا خواهد شد؟ امیدواریم که همین‌طور باشد و به همین دلیل امید دارم مطلبی که در ذیل منتشر می‌شود، اساس فیلم مستند تحقیقاتی آینده را تشکیل دهد.

  جنگ در اوستیای جنوبی و پیروزی بر تفلیس، نقطه آخر خط سیاست خارجی پوتین بود که البته در زمان ریاست‌جمهوری مدودف اتفاق افتاد. آری، در آن زمان رسما شخص دیگری فرمانده کل قوا بود ولی او فقط محصولی را برداشت که ولادیمیر پوتین طی هشت سال کاشته بود. عملیات «اجبار به صلح» نقطه پایانی تلاش‌های پوتین در جهت تغییر روحیات جامعه روسی، تغییر برخورد با ارتش خود و دگرگون کردن سیاست خارجی و دفاعی بود.

در  ماه آگوست سال 2008 آمادگی روسیه برای پاسخ شدیدا قهری به فعالیت خصمانه و توسعه‌طلبی غیردوستانه، برای غرب «دوش آب سرد» واقعی شد. حرکت سریع نیروها در سطح گرجستان که از نظر نظامی قانع‌کننده نبود، در بعد سیاست خارجی بسیار وزین به نظر می‌آمد. روسیه به سراسر جهان نشان داد که در شرایط معینی که کسی از تعهدات خود غدارانه تخلف کرده و منافع روسیه را تهدید کرده باشد، می‌تواند پاسخ شدید و مناسبی بدهد و حتی ستون تانک‌های خود را به خیابان‌های کشور متجاوز بفرستد. روس‌ها به غرب فهماندند که از این به بعد باید به گونه‌ای متفاوت با زمان «دوست کلینتون، باریس یلتسین» با بیانات و دیدگاه‌های مسکو برخورد کنند.

روسیه برای نخستین بار بعد از گورباچف، صاحب رهبری شد که از آمادگی نظامی و مجموعه کامل دیدگاه‌ها درباره دولتی برخوردار بود که بعد از سال 1991 به وجود آمد. صرف‌نظر از همه تلاش‌های لیبرال‌ها برای تلقین نقطه‌نظرات دیگر به ما، بیشتر مردم روسیه، شریک این دیدگاه‌ها بودند زیرا این دیدگاه‌ها پاسخگوی برداشت‌های آنها از خط سیاست خارجی بود. در زمان پوتین اتفاق نه‌چندان چشمگیر ولی مهمی افتاد. برای نخستین بار   درباره سیاست خارجی روسیه بین مردم و نخبگان سیاسی کشور، اجماع حاصل شد. توافق درباره روابط روسیه با مابقی جهان هم یکی از سرچشمه‌های تشکیل اکثریت پوتین است.

در زمان پوتین، جمهوری اسلامی ایران طی مدت معینی در سیاست ما در خاور نزدیک و میانه جایگاه مهمی داشت. رئیس‌جمهور که به کار مستقل تحلیلی عادت داشته و گزارش‌های اطلاعاتی و مواد مربوط به «مناطق بحران‌زده» ازجمله خاورمیانه را با حاشیه‌های خود به مجریان ارجاع می‌داد، حداقل به سه نکته آگاهی کامل داشت؛ اولا ایالات‌متحده که عراق و افغانستان را اشغال کرده و در «هلال شیعی» در جهت ایجاد بحران دست به تحریک می‌زند، اکنون ایران را هدف اساسی خود تلقی می‌کند و اینکه اگر عملیاتی علیه ایران رخ دهد، خطر بی‌ثبات شدن نه‌تنها خاورمیانه و آسیای مرکزی بلکه مناطق مسلمان‌نشین روسیه هم فراهم می‌شود.

ثانیا سرویس اطلاعات خارجی حتی در حالت تضعیف‌شده به وسیله اصلاحات پریماکوف و نیز اداره کل اطلاعات که مرتبا توسط رؤسای غیرحرفه‌ای بازسازی می‌شد، اطلاعات کافی را به دست می‌آوردند تا معلوم شود که ایران سعی نمی‌کند صاحب سلاح‌های هسته‌ای شود و اینکه فقط سر و صدای مصنوعی پیرامون این مسأله به راه افتاده و بالاخره نکته سوم این است که اقتصاد روسیه و بخش فناوری‌های بالا که ولادیمیر پوتین بر آن تأکید می‌کرد، به توسعه روابط با ایران احتیاج دارد.

یک نکته دیگر هم وجود داشت و آن اینکه پوتین به مراتب بهتر از دیگر نخبگان سیاسی روسیه، فاجعه روسیه در قفقاز را به یاد داشت. او فراموش نکرده بود که چه کسی از جدایی‌طلبان پشتیبانی کرده و حامی مالی تروریسم بود و اینکه رهبران شبه‌نظامیان در کدام کشورها با اطمینان خاطر و بدون ترس از استرداد، پناه گرفته بودند. او موضع‌گیری ایران نسبت به چچن را به خاطر داشت که همین امر به روسیه اجازه داد از فاجعه بیشتر، جلوگیری به عمل آورد. در پایان دوره دوم ریاست‌جمهوری پوتین، حتی ناظران مخالف پوتین متوجه شدند که برداشت از روسیه در جهان با سال‌های 1990 تفاوت کرده است. این - به تعبیری - فرجام شایسته دوره ریاست‌جمهوری پوتین بود ولی هنوز پیروزی نهایی نبود.


منبع : همشهری دیپلماتیک

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 2 + 2 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط اخبار