با کودکان مان مستقیم حرف بزنیم!

کد خبر 8638 - 1392 07 | تاریخ: 1160 روز پیش-1392/07/13 | ساعت: 20:54

گاهی والدین ناخواسته با برخی رفتارهایشان باعث ایجاد تناقض در شناخت احساسات کودک می‌شوند. یکی از شیوه‌های ایجاد و ارتقای اعتماد به نفس کودکان، آموزش چگونگی شناسایی و بیان آن است.

مثال «در را به تخته زدن» را شنیده‌اید؟ این برای افرادی به کار می‌رود که وقتی از کسی یا چیزی دلخور و عصبی هستند، به‌جای آنکه درست سر اصل مطلب بروند و مساله را حل کنند، به مسائل مختلف پیله می‌کنند و واکنش‌هایی نامناسب را بروز می‌دهند. در این شرایط، فرد به جای آنکه افکار و احساسات خود را آشکارا بیان کند، آنها را «غیرمستقیم» نشان می‌‌دهد. به این چند مثال توجه کنید:

   بهار، از دست مادرش عصبانی است. اما به او نمی‌گوید و به‌جای آن ، در را محکم به هم می‌کوبد و از خانه خارج می‌شود. در حالی ‌که می‌تواند به او بگوید «من عصبانی شدم وقتی شما چند بار درباره امتحاناتم سوال کرده و پرسیدید الان در چه مرحله‌ای از درس خواندن هستم. این‌‌طور مواقع احساس بی‌کفایتی می‌کنم و نمی‌توانم درست درس بخوانم.»

   سپهر، از پدرش دلخور است و به‌جای آنکه علت دلخوری‌اش را بگوید، جواب سوال او را نمی‌دهد و بی‌اعتنایی می‌کند. در‌حالی که می‌تواند به آسانی بگوید: «من احساس بدی داشتم وقتی شما با آن لحن درباره من جلوی مهمان‌ها حرف زدید و احساس حقارت کردم.»

مهسا از دست دوستش که دیر سرقرار حاضر شده خشمگین  است. اما وقتی در کنار یکدیگر هستند، فقط اخم می‌کند و   سرد رفتار می‌کند. در حالی‌که می‌تواند بگوید: «من عصبانی‌ام از اینکه دیر سر قرار آمدی. احساس می‌کنم حق من ضایع شده ‌است.»

   مینا، مادر بهزاد از دست  فرزندش ناراحت است و وقتی فرزند علت را از او می‌پرسد، انکار می‌کند ولی تمام حالت‌های چهره و بدن او نشان‌‌دهنده ناراحتی درونی اوست. در حالی‌که می‌تواند بگوید: «من ناراحت شدم وقتی تو وارد خانه شدی و به من سلام نکردی و به اتاقت رفتی. احساس کردم مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌ام.»

در همه این حالت‌ها، فرد به جای آنکه «علت ناراحتی» را بیان کرده و مساله را حل کند، مسیر دیگری را طی می‌کند. ناتوانی در بیان احساسات، می‌تواند، یک نقص رفتاری محسوب شده و نشان ‌دهد فرد از بیان درست احساساتش ناتوان است.

عواقب عدم بیان درست احساسات چیست؟

فرزند شما   گاهی احساسات متفاوتی از پدر و مادر به‌ عنوان بزرگسال دریافت می کند؛ به‌طور مثال با وجودی که به تازگی غذا خورده دوباره احساس گرسنگی بکند یا با وجودی که تازه دستشویی رفته دوباره این احساس را داشته باشد. صرف‌نظر از این عقیده که کودک ممکن است گاهی برای محک زدن و کنترل ارتباطش با والدین این کار را انجام ‌دهد؛ اما نباید این را به حساب بهانه‌گیری او گذاشت و او را مورد سرزنش و تحقیر قرار داد. چون که باعث می‌شود کودک احساسات خودش را اشتباه و غلط تشخیص داده و تکرار این کارها باعث شود کودک احساس‌ اش را بازگو نکند.

زمین خوردن، یک تجربه خوب

در کودکی، ما بارها زمین خورده‌ایم و دردمان آمده ‌است اما والدین ما را به سرعت از زمین بلند می‌کردند و گاهی زمین را کتک می‌زدند و می‌گفتند: «چیزی نشد».

کودک در اینجا میان دو تناقض قرار می‌گیرد. نخست اینکه واقعا درد را احساس می‌کند. دوم اینکه  کسانی که کودک آنها را به عنوان سمبل و نماد «همه چیز دان» یا «اسطوره» خود پذیرفته است، به او این پیغام را می‌دهند که «چیزی نشده و اتفاقی نیفتاده است و این احساس تو اشتباه است.»

 با تکرار این رفتار توسط والدین کودک آرام‌آرام به این نتیجه خواهد رسید که «همه احساسات» او  اشتباه است. به این ترتیب در بزرگسالی نیز  قادر نخواهد بود احساستش را به ‌درستی بروز دهد. درنتیجه او نیز مانند والدین‌اش به سرکوب احساساتش ادامه خواهد داد .

شیوه درست: برخورد درست با احساس‌های کودک این است که حس‌های او را جدی گرفته، احساساتشان را انکار نکرده و برای آن ارزش قائل شویم و تفاوت احساسات مختلف را واضح و شفاف برای کودک بیان کنیم. برای او توضیح دهیم احساسی که تو داری احساس غم، حسادت، درد یا شادی است .

نتیجه برخورد نادرست: عدم آگاهی پدر و مادر از شیوه درست آموزش بیان احساسات به کودک  این است که او به این نتیجه می‌رسد که «حس من» ، «احساس من» و «نظر و حرف من» همگی «اشتباه» است. این حس در او این مساله  را ایجاد می‌کند که «من بد هستم» و  این مساله «عزت نفس» او را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

گریه همیشه بد است؟

غمگین بودن احساسی موقتی و طبیعی است که با حالت‌های درونی و بیرونی همراه است. کودک زمانی که غمگین است حالت‌های خاصی به خودش می‌گیرد که باید به آن توجه کرد. غمگین بودن می‌تواند به درجه‌ای برسد که تبدیل به «گریه» شود . گریه برای همه خوب و مفید است! گریه به شخص فرصت می‌دهد تا با خودش ارتباط برقرار کند. انسانی که توانایی گریه کردن نداشته باشد، آسیب خواهد دید. گریه ربطی به جنسیت ما ندارد . چه پسر و چه دختر می‌توانند گریه کنند و احساساتشان را بیان کنند. باید به آنها گفت: «می‌دانم غمگین هستی و حق داری گریه کنی.» اما درباره گریه کردن به این چند نکته دقت کنید:

وسیله نیست: کودک نباید گریه را وسیله‌ای ‌برای پیشبرد هدف‌هایش قرار دهد. درواقع گریه‌کردن کودک زمانی باید مورد تایید والدین قرار گیرد که علت آن، علت واقعی بوده و راهی برای گرفتن هرگونه امتیاز نباشد.

گریه ضعف نیست: به فرزندتان یاد بدهید که گریه کردن به مفهوم «ضعیف بودن» نیست؛ این عقاید متعصبانه، کاملا غیرعلمی است. اگر کودک تصور کند گریه نشانه ضعف است، هربار که گریه می‌کند، دچار کاهش اعتماد به نفس می‌شود. به این دلیل که حس می‌کند ضعیف است و گریه او ناشی از ضعف است. بنابراین از به کار بردن جمله‌هایی مانند « گریه کنی می‌گن چقدر بچه است»، « مرد که گریه نمی‌کنه»،   «ببین اون دوستت از تو کوچولوتره اما وقتی زمین خورد، گریه نکرد» و... پرهیز کنید.

  راهی برای بیان احساسات: گریه کردن‌ واکنشی‌کاملا طبیعی و ضروری برای بیان برخی احساسات است. تحقیقات نشان می‌دهد گریه باعث آزاد شدن هورمون «اندورفین» شده و با مسدود کردن برخی سلول‌های عصبی، احساس غم ناشی از اندوه را تسکین می‌‌دهد. بنابراین کودکی که به هر دلیل یاد نمی‌گیرد که به موقع گریه کند، این عملکرد طبیعی در او مختل شده و غم و ناراحتی او به شکل نادرستی بروز می‌کند. این حالت در بزرگسالی هم، همراه او خواهد بود و این کودک به بزرگسالی تبدیل می‌شود که توان گریه‌کردن در شرایطی را که باید، ندارد.


منبع : همشهری تندرستی

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 2 + 10 چند است؟

ADVERTISING