آیا شما هم علامه دهر هستید؟!

کد خبر 8744 - 1392 07 | تاریخ: 1146 روز پیش-1392/07/23 | ساعت: 10:12

فردی که به اصطلاح به او "علامه دهر" می گویند، نظرات دیگران را برای خود مانند تهدید می بیند. او خیلی زود وارد فاز دفاعی می شود و توضیح می دهد که چرا اطلاعات شما غلط و نامعتبر است و دانش او بیشتر از شماست. او معمولاً هر ایده ای که مخالف ایده خودش باشد را فوراً رد می کند و از فرصت برای اشاره کردن به نقاط ضعف ایده های دیگران استفاده می کند و اصولاً خوب به حرف های کسی گوش نمی کند.

حتماً با تأثیری که یک علامه دهر بر همکاران خود در محیط کاری گذاشته است روبرو شده اید و می دانید که این تأثیر اصلاً خوب و مثبت نیست. در محیط گروه، کارمندان اصولاً نسبت به در میان گذاشتن ایده های خود اکراه دارند و وقتی یک علامه دهر در میان شان باشد به کل ساکت می شوند و دیگر جریان ایده ها و افکار و دیدگاه های جدید و متفاوت، متوقف می شود. کارمندانی که اعتماد به نفس دارند ذاتاً خوب هستند و با ایستادن در مقابل چنین انسان های خودخواهی، به ارزش های شرکت و سازمان خود می افزایند. ولی در نهایت از اینکه مبارزه ای دائمی با چنین افرادی بنمایند خسته می شوند و دنبال شغل های دیگری می گردند. کارمندانی که مانند زنبورهای کارگر خوب هستند معمولاً ساکت می مانند و می گذارند که علامه دهر همیشه در مرکز توجه و اصطلاحاً همیشه روی صحنه باشد و ایده های و نظراتشان را برای خودشان نگه می دارند و می گذارند که علامه زمام امور را بدست بگیرد. در چنین موقعیت هایی، این شرکت و سازمان است که ضرر می بیند.

بدترین موقعیت، موقعیتی است که علامه دهر در واقع استعدادهای بسیار خوبی برای شرکت دارد. اگر شما مدیر باشید، استعدادهای او را تشویق می کنید و ارزشی که این استعدادها برای شرکت تان می آورند را تقدیر می کنید. ولی به عنوان یک مدیر خوب، باید در نظر داشته باشید که نمی توانید تأثیری که یک استعداد خوب در شرکت دارد را بر روحیه بقیه شرکت ترجیح بدهید. با آنکه از دست دادن یک کارمند مستعد می تواند دردناک باشد، ولی تأثیری که او بر کل فرهنگ شرکت می گذارد و منش خودخواهانه او می تواند دردناک تر باشد. اخراج چنین فردی بسیار سخت است.

ولی وقتی اجازه می دهید که بقیه شرکت بفهمند که شما استعداد یک نفر را به آنها ترجیح نمی دهید، مزایای زیادی را در مقابل دریافت می کنید. خیلی مهم است که رهبران و مدیران یک شرکت این پیام را به روشنی به همه پرسنل شرکت با هر پست و مقامی برسانند و انتقال دهند.

هر کدام از ما ممکن است در محل کار با یک علامه دهر روبرو شویم. اگر خودمان مراقب نباشیم، این ریسک وجود دارد که خودمان تبدیل به چنین افرادی شویم.

در اینجا به چند روش برای سر و کله زدن با یک "علامه دهر" در محل کار اشاره می کنیم:

1- با یک علامه دهر بگو مگو نکنید. بگو مگو فقط حس ناامنی او را بیشتر می کند و او بیشتر وارد فاز دفاعی می شود. شما هرگز در جدال با یک علامه دهر پیروز نخواهید شد، زیرا به نظر یک علامه دهر، او هیچ وقت اشتباه نمی کند، حالا شما هر چقدر که می خواهید به او سند و مدرک نشان دهید. بجای مشاجره با او، راه حل شنیدن را بکار برید و بگویید: "می فهمم چرا به این نتیجه رسیده ای. راه حل تو برای این موضوع چیست؟" با تأیید راه حل اولیه او و اضافه کردن کردن مسئله دیگری برای توجه او، شما هم هوش او را تحسین می کنید و هم به او روزنه ای برای تغییر نظرش را می دهید، بدون آنکه گفته باشید که نظر اولیه او غلط است.

2- هرگز سعی نکنید که یک علامه دهر را تغییر دهید. او یک شبه علامه نشده و این خصوصیت او حاصل سالها گذر زمان و عمیق تر شدن ناامنی های اوست. اینکه فکر کنید می توانید چنین فردی را تغییر دهید، فقط خودتان را ناراحت و ناامید می کند. در عوض، بدانید که خودخواهی و تکبر او فقط نقابی است که او ناامنی هایش را پشتش پنهان می کند و بگذارید که دلسوزی شما برای تکبر او، به شما کمک کند تا صبورتر باشید و با او مهربان باشید. خدا را شکر کنید که شما چنین ناامنی ها را به دوش نمی کشید.

3- همیشه استعدادهای خاصی که یک علامه دهر برایتان دارد را تحسین کنید. گاهی واکنش طبیعی ما نسبت به یک علامه دهر این است که عقب نشینی کنیم و از او تعریف نکنیم و فکر کنیم که تحسین او باعث می شود که رویش زیاد شود. ولی این باور اشتباه است. تحسین درست و واقعی و صادقانه از استعدادها و توانایی های یک فرد به او کمک می کند که بفهمد به اندازه کافی خوب نیست و این باعث می شود که او ریشه کمبود عزت نفس خود را پیدا کند و بفهمد که چرا دائماً می خواهد از همه بهتر باشد و همه چیز را بداند. احترام و تحسینی که لایق هر کس است به او بدهید.

چطور خودتان تبدیل به یک "علامه دهر" نشوید:

1- همیشه سعی کنید چیزهای جدید را یاد بگیرید و همیشه نسبت به یادگیری و آموزش، فروتن و متواضع باشید. تمایل دائمی به یاد گرفتن و رشد کردن به شما کمک می کند تا چهارچوب ذهنی درستی داشته باشید.

2- وقتی بحثی در مورد موضوعی وجود دارد که در آن اعتماد به نفس و اطمینان زیادی دارید، افکار خود را بیان کنید و در میان بگذارید، ولی همیشه نظر خود را با این جملات تمام کنید: "اینها افکار اولیه من هستند، ولی دوست دارم نظرات و افکار شما را نیز بشنوم." این جمله تأیید می کند که شما به نظرات دیگران نیز احترام می گذارید و به آنها می فهماند که شما دیدگاه خود را باز گذاشته اید.

3- هیچ وقت از نظرات و ایده های دیگران احساس ترس و تهدید نکنید. در عوض، این نظرات را فرصت هایی برای گسترش طرز تفکر خود و فرصتی برای یاد گرفتن چیزهای جدید بدانید. از اینکه دیگران دانش خود را با شما در میان بگذارند استقبال کنید و همیشه مشتاق شنیدن و غرق شدن در دانش آنها باشید. تحسین و تمجید واقعی از دیگران در مورد دانش و ایده هایشان را فراموش نکنید. تمایل شما به تحسین دیگران به شما کمک می کند تا حالت دفاعی به خود نگیرید و احساس تهدید نکنید.

بهترین بودن به معنای بیشتر دانستن و دانای کل بودن نیست. بهترین بودن یعنی با اعتماد به نفس اعتراف کنید که شما همه چیز را نمی دانید و هر فرصتی را برای یادگیری بیشتر و رشد دانایی خود در بر بگیرید. به توانایی های خود اطمینان داشته باشید، و همیشه در حال یاد گرفتن باشید و به دانسته های خود اکتفا نکنید. همیشه یادتان باشد که دانایی از کسب دانش و تجربه در گذر زمان بدست می آید – نه یک روز و یک هفته – بلکه در طول زندگی، بنابراین هرگز یادگیری را متوقف نکنید.


منبع : برترین ها

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 3 + 10 چند است؟

ADVERTISING