راز یوفوها!

کد خبر 8747 - 1392 07 | تاریخ: 1148 روز پیش-1392/07/24 | ساعت: 22:34

مدت‌هاست بر سر وجود یا عدم وجود پدیده‌ای که آن را یوفو یا «اشیا پرنده ناشناس» می‌نامند، بین گروه‌های مختلف علمی و غیرعلمی، بحث و جدل‌های فراوان سر گرفته است. عده‌ای به سادگی آن را وهم‌آلود و نشانه ساده لوحی باورمندان آن می‌دانند و عده دیگری نیز با اعتقادی راسخ، هر نوع نور یا جسمی را در آسمان یک سفینه فضایی می‌بینند.

در این میان، عده بسیاری هم در تلاشند تا درباره این موضوع تحقیق بی‌طرفانه‌ای در ابعاد بسیار گسترده انجام بدهند و این موضوع را از دید دیگری بررسی کنند. اما برای پیمودن طولانی‌ترین راه‌ها نیز باید از گام نخست شروع کرد. نیک رِدفِرن در این مقاله به مهم‌ترین فرضیه ها‌ها که سعی دارند به سوال‌هایی چون آنها چه هستند و از کجا آمده‌اند، می‌پردازد.

با شنیدن کلمه یوفو در ذهن بیشتر مردم تصویری از یک سفینه فضایی که از جهانی دوردست به زمین آمده، یا صحنه ربودن انسان‌ها درحالی‌که معلق در هوا هستند و به درون سفینه کشیده می‌شوند، شکل می‌گیرد. با این حال، فرضیه‌ای که می‌گوید یوفوها از کهکشانی دور به زمین می‌آیند، همان‌طور که از عنوانش پیداست، به سادگی، یک «نظریه» است! در حقیقت، نظریات و فرضیاتی که برای توضیح حضور این پدیده در سیاره ما ارائه شده‌اند، بسیار زیاد و متنوع هستند و توانسته‌اند برای چندین دهه، خوراک فکری چند نسل از علاقه‌مندان به آن را تامین کنند. در این مقاله سعی دارم تا به مهم‌ترین آنها بپردازم.

فرضیه اول: یوفوها فرازمینی هستند

مشهورترین نظریه‌ای که برای توضیح ماهیت یوفوها مطرح شده، می‌گوید این پدیده، منشأ فرازمینی دارد. ربایش‌ها، هشدارهای «مردان سیاه پوش»، برخوردهای نزدیک در انواع مختلف، تماس یافتگان، نقوش مزارع و داستان‌های بسیار در مورد سقوط یوفوها و محرمانه نگه داشتن این مطالب توسط دولت‌ها، همگی به عنوان مدارکی برای حضور فرازمینی‌ها در میان ما مورد استناد قرار می‌گیرند. در حقیقت در میان طرفداران این نظریه می‌توان انسان‌های برجسته و صاحب نظران در زمینه‌های مختلفی را نیز مشاهده کرد.

 ادگار میچل، متولد 1930 در هیرفورد تگزاس که یکی از فضانوردان ماموریت فضایی آپولو 14 بود به مدت 9 ساعت در منطقه «فرا‌مائورو‌هایلندز» ماه راهپیمایی کرده و ششمین نفری بود که بر سطح نزدیک‌ترین همسایه کیهانی مان راه رفت.

میچل، نظرش را در مورد یوفوها این‌طور مطرح کرده است که: «90درصد اطمینان دارم که بسیاری از هزاران جسم پرنده ناشناس که از دهه 40میلادی به ثبت رسیده‌اند، متعلق به بازدیدکنندگانی از سیارات دیگر هستند.»

در مصاحبه‌ای که در تاریخ 10 اکتبر 1998 در منزل او در فلوریدا انجام شد، میچل به جان ارلز از روزنامه  «People» انگلستان گفت که یقین دارد حیات فرازمینی حقیقت دارد و اینکه حداقل چند نمونه از آنها از زمین بازدید کرده‌اند... «به عنوان یک فضانورد می‌گویم، کسانی که در ارتش به این اطلاعات دسترسی دارند ترجیح می‌دهند با کسانی مانند من دراین‌باره صحبت کنند تا افرادی که احتمالا شیاد و دروغگو هستند. داستان‌هایی که من از زبان آنها شنیده‌ام، برای من جای هیچ شکی باقی نگذاشته که بیگانه‌ها از زمین دیدار کرده‌اند. هر چه باشد، آنها از من برای صحبت کردن در مورد یوفوها صلاحیت و دانش بیشتری دارند.»

فرضیه دوم: یوفوها موجوداتی باستانی‌اند

یکی از نظریه‌ها می‌گوید بیگانه‌ها می‌توانند موجوداتی باستانی و بسیار پیشرفته باشند که در سیاره خودمان زندگی و با نژاد انسان رابطه نزدیکی نیز دارند. این نظریه توضیح می‌دهد که این موجودات احتمالا در خفا و طی هزاران سال در زیرزمین به زندگی ادامه داده‌اند. کسانی که این نظریه را بیش از حد غیرقابل‌باور می‌دانند، بهتر است با دقت بیشتری نظریات و کارهای ‌ای اِی گست را مطالعه و بررسی کنند.

طی مدتی که پدر او در استخدام ارتش و مشغول به خدمت در پایگاه رایت پترسون در اوهایو بود در تابستان 1947 گزارش محرمانه‌ای دریافت کرد که مربوط به بازیابی یوفوی سقوط کرده در رازول نیومکزیکو بود. گست توضیح می‌دهد در زمان جلسه بازیابی اطلاعات، نیروی هوایی به این نتیجه می‌رسد که نه وسیله نقلیه هوایی و نه اجساد یافت شده در صحرای رازول ماهیت فرازمینی ندارند.

بر اساس گفته‌های پدر گست: «آن وسیله‌ها از درون سیاره خودمان آمده بودند. آنها انسان بوده و تمدن شان در دالان‌ها و تونل‌های زیرزمینی جنوب غرب (ایالات متحده) قرار دارد. » طبق اطلاعات گست، هزاران سال است که این تمدن در آن نقطه زندگی می‌کنند. پدر گست همچنین به او گفته بود: «آنها به ندرت می‌آیند و می‌روند. وسایل نقلیه‌شان ممکن است هرازگاهی سقوط کنند. آنها ظاهری انسانی دارند و به همین دلیل به سادگی در میان ما رفت و آمد می‌کنند. اگر روزی در خیابان با یکی از آنها برخورد کنیم، ممکن است تفاوتی را حس نکنیم؛ اما اگر به آنها از نزدیک نگاه کنیم، متوجه تفاوت و عجیب بودنشان خواهیم شد. گست معتقد است فرضیه فرازمینی بودن آنها توسط خودشان به کسانی که با آنها برخورد کرده‌اند، قبولانده شده، چون این راحت‌ترین چیزی است که آنها باور می‌کنند.

فرضیه سوم: یوفوها پدیده‌های آب ‌و هوایی عجیب و کمیاب هستند

پرونده‌های موجود در آرشیو ارتش ایالات متحده نشان می‌دهند تنها دو سال بعد از برخورد خلبان کِنِت آرنولد با 9 یوفو در آسمان بالای کوه کَسکِید در ایالت واشنگتن در تاریخ 24 جون 1947، دپارتمان بازرگانی ایالات متحده شروع به بررسی مقایسه یوفوها با صاعقه‌های توپی کرد و گفت این احتمال وجود دارد که آنها با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.

یک گزارش فنی که از طرف کارگروه یوفولوژی نیروی هوایی تحت عنوان «پروژه لج بازی» در سال 1949 تهیه شده بود به جزئیات تحقیق بخش‌ها شناسی دپارتمان بازرگانی درباره صاعقه‌های توپی می‌پردازد. بر اساس این گزارش، این پدیده کمیاب جوی در حقیقت، «گوی‌های تقریبا کروی شکل یا گلابی شکلی هستند که در بسیاری موارد، ستون‌های نوری یا تابش‌های شدید نوری نیز از خود منتشر می‌کنند. این صاعقه‌ها ظاهری نورانی داشته و به رنگ‌های قرمز یا سفید درخشان دیده می‌شوند. در بعضی موارد روی صاعقه‌های توپی، شعله‌های کوچکی هم مشاهده شده که از درون حجم اصلی نورانی به سمت بیرون پرتاب شده یا به شکل جریان‌های نورانی به صورت مایل به زمین می‌ریزند.»

در حالت خاصی نیز، گزارش‌های این صاعقه‌ها، آنها را به این شکل توصیف کرده‌اند که حجم اصلی به گوی‌های کوچک‌تری تقسیم شده و بعد آنها مانند آبشاری از جرقه به زمین سقوط کرده‌اند. تقریبا در تمامی موارد از این صاعقه‌ها جریان‌هایی نورانی به سمت زمین سرازیر شده و سپس ناپدید می‌شوند. همین‌طور گزارش‌هایی وجود دارند که در آنها شاهدان صاعقه، آنها را درون اتاق یا فضایی دیگر در حالی مشاهده کرده‌اند که در هوا معلق بوده و اجسام موجود در آن مکان، هیچ تاثیری روی آنها نداشته و با آنها نیز برخوردی نداشته‌اند.

البته تنها دپارتمان بازرگانی بر این باور نبود که بعضی یوفوها در واقع پدیده‌های آب‌و‌هوایی عجیب‌و‌غریب و بسیار کمیاب طبیعی هستند.

فرضیه چهارم: یوفوها مشابه پلاسماها یا نورهای زمینی هستند

در می‌2006، وزارت دفاع انگلستان رسما اعلام کرد بعد از چندین دهه تحقیقات محرمانه درباره یوفوها به این نتیجه رسیده‌اند که بیگانه‌های فضایی در حال بازدید از کره زمین نیستند. این ادعاها طی خارج کردن مدارکی تحقیقاتی از حالت محرمانه آشکار شدند که در سال 1996 آغاز و در سال 2000 تکمیل شده بودند. عنوان این مدارک، «گزارش فرا خور» بود که در 465 صفحه نشان داد چگونه متخصصان دفاع هوایی انگلستان این‌طور تشخیص دادند که گزارشات مشاهده یوفوها نتیجه پدیده‌هایی طبیعی و کمیاب هستند که هنوز به درستی درک و توضیح داده نشده؛ مانند پلاسماها یا نورهای زمینی.

دکتر دیوید کلارک و گری آنتونی که خارج شدن این گزارش از حالت محرمانه نتیجه تلاش‌های آنان است، در مورد این گزارش نوشتند: «آقای ایکس (نامی که کلارک و آنتونی به کسی که گزارش را تهیه کرده و هنوز نامش مشخص نیست، اطلاق می‌کردند) پا را از این هم فراتر گذاشته و به تحقیقات بحث‌برانگیز آقای مایکل پرسینگر در دانشگاه لورنشن هم پرداخته است.

به نظر او، این تئوری که پلاسماها یا نورهای زمینی می‌توانند توضیحی برای گزارشات متنوع برخورد نزدیک و حتی ربایش‌های بیگانه‌ها نیز باشند، اعتبار بیشتری نسبت به تئوری‌های دیگر دارد. بر اساس این گزارش، در وضعیت‌های خاصی، پلاسماها می‌توانند نتیجه فعالیت لوب گیجگاهی در مغز انسان باشند. این فعالیت‌ها باعث بقای حافظه و تکرار تجربیات برای مشاهده‌گر خواهند شد. به عقیده نویسنده گزارش، این می‌تواند عاملی کلیدی برای درک گزارش‌های بیش از حد خاص باشد که به عقیده قربانیان برای آنان اتفاق افتاده است.»

 دکتر گرِگ لیتل نیز در مورد این گوی‌های نورانی ناشناخته می‌گوید: «اشتیاق اولیه پرسینگر، اثرات باور نکردنی میدان‌های مغناطیسی پلاسماها بر سطح آگاهی انسان‌ها بوده است... تحقیقات پرسینگر نشان می‌دهند کسانی که با پلاسماهای پر انرژی تماس پیدا می‌کنند، وضعیت‌های آگاهی متفاوتی را تجربه کرده که نتیجه آن، درون بینی‌های عجیب و غیرعادی مانند ربایش توسط بیگانه‌ها، مشاهده اشباح، یا حتی جانداران غیرعادی مانند پاگنده، پری‌ها و موجوداتی شبیه به بیگانگان خواهد بود.»

فرضیه پنجم: یوفوها پروژه‌های سری ارتش یا نیروی دریایی هستند

پرونده‌هایی که متعلق به اف‌بی‌آی بوده و با استفاده از قانون آزادی اطلاعات از حالت محرمانه خارج شده‌اند، نشان می‌دهند که در تابستان 1947، مامور ویژه، اس دبلیو رینولدز در صحبتی با یک سرهنگ نیروی هوایی مطلع شد یوفوها در حقیقت، پروژه‌های سری ارتش یا نیروی دریایی هستند. البته این مطلب می‌تواند درست باشد؛ مخصوصا که برای چندین دهه، این شایعه بر سر زبان‌ها بوده که ارتش ایالات متحده، به صورت محرمانه در حال ساخت وسیله‌های‌نقلیه بشقابی شکل بوده است.

همان‌طور که نایجل واتسون در مقاله مشهور خود با عنوان «تنها راه سفر» توضیح می‌دهد، تلاش‌های بسیاری برای ساخت وسایلی بشقابی شکل انجام گرفته که هیچ کدام کاملا موفقیت‌آمیز نبوده‌اند. البته کسانی که این نظریه را مردود می‌دانند به مشهورترین نمونه این وسایل نقلیه، یعنی «آوروکار» استناد می‌کنند که با شکست مواجه شد. به نظر آنان به همین دلیل یوفوها نمی‌توانند وسایل یا سلاح‌هایی سرّی ساخته ارتش باشند. البته بسیاری نیز این نظر را ندارند: آرشیو سال 1957 اف بی‌ای به گزارش‌های مشاهده وسیله‌ای غیر عادی در یک پایگاه نظامی آلمانی اشاره دارند که ظاهرا قطری بین 70 تا 90 متر و 4 متر ارتفاع داشته و خاکستری رنگ است. به عبارت دیگر، یک بشقاب پرنده کلاسیک تمام‌عیار است!

در سال 1957 نیز وزارت امور هوایی انگلستان در گزارشی محرمانه اعلام کرده بود: «کتابی در مورد سلاح‌های آلمانی در طول جنگ (جهانی دوم) توسط روزنامه «Daily Worker» معرفی شده و در آن به بشقاب پرنده‌ای ساخت آلمان اشاره شده که می‌تواند با سرعت 2000 کیلومتر در ساعت و در ارتفاع 40 هزار پایی (12 کیلومتری) پرواز کند.»

و البته داستان‌های بسیاری در مورد تکنولوژی‌های به‌دست آمده از یوفوها در منطقه 51 در ایالت نوادا هم وجود دارد که برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به پرونده عجیب‌تر از علم شماره 42 مراجعه کنید.

فرضیه ششم: یوفوها در حقیقت مسافرانی از آینده هستند

پروفسور میچیو کاکو، نویسنده کتاب «فیزیک غیرممکن‌ها» و یکی از متخصصان سفر در زمان می‌گوید: «اگر یک فضانورد بتواند نزدیک به سرعت نور حرکت کند، ممکن است چیزی حدود 1 دقیقه طول بکشد تا به نزدیک‌ترین سیاره برسد. در همین مدت، روی زمین چهار سال زمان گذشته است. دلیل آن هم این است که زمان درون سفینه او کند شده است. به این ترتیب، از دید زمینی‌ها او چهار سال در زمان به سمت آینده حرکت کرده است.

بنابراین، ماشین زمانی که بتواند ما را به آینده ببرد، با تئوری نسبیت خاص اینشتین هماهنگ خواهد بود... اما سفر به گذشته چه می‌شود؟ برای رسیدن به جواب این سوال باید به یکی از مهم‌ترین مشکلات سفر در زمان که تناقضی منطقی است، بپردازیم. این مشکل را می‌توان به‌صورت یک سوال مطرح کرد؛ اگر کسی به گذشته سفر کند و والدین خود را بکشد، چه می‌شود؟ این وضعیت از نظر منطقی غیرممکن است و گاهی اوقات آن را با عنوان «تناقض پدربزرگی» نیز می‌شناسند.»

البته این غیر ممکن نیست و شاید پاسخی برای این معمای بغرنج وجود داشته باشد. بر اساس فرضیه کاکو: «اراده آزاد، اجازه خلق این تناقض زمانی را نمی‌دهد. اگر کسی بخواهد والدینش را پیش از اینکه به دنیا بیاید بکشد، نیرویی اسرارآمیز جلوی کشیدن ماشه را خواهد گرفت.»

یا شاید هم تغییر گذشته برای دستکاری آینده، نتیجه دیگری دربرداشته باشد؛ «جهان به دو بخش تقسیم خواهد شد؛ در یک مسیر زمانی کسانی که کشته شده‌اند دقیقا شبیه والدین آن فرد خواهند بود؛ اما کمی متفاوت چون در جهانی موازی قرار دارند. این احتمال و وضعیت بیشتر از حالت قبل با تئوری کوانتومی همخوانی دارد.»

صحبت‌ها و نوشته‌های آقای کاکو زمانی بیشتر انسان را به تفکر وامی‌دارند که تجربیات محققان و شاهدانی که ادعا می‌کنند رانندگان یوفوها، فرازمینی نبوده؛ بلکه انسان‌هایی را که از آینده همین سیاره هستند نیز در نظر بگیریم.

دکتر بروس گولدبرگ که تحصیلات خود را در زیست شناسی و شیمی گذرانده و بیش از 20 جلد کتاب از جمله «زندگی‌های گذشته، زندگی‌های آینده» به رشته تحریر در آورده است، می‌گوید: «گزارش‌های بسیار زیادی در مورد ربوده شدن‌های افراد توسط یوفوها یا پایگاه‌های نظامی سری وجود دارند که نشان می‌دهند هدایت‌کنندگان این وسایل، انسان‌هایی از آینده هستند؛ «من به این مسافران زمان، زمان‌نوردان می‌گویم.» این زمان‌نوردان از زمانی بین 1000 تا 3000 سال آینده سیاره خودمان می‌آیند. آنها با استفاده از مهندسی ابَر فضا (Hyperspace Engineering)  در هنر ورود به بعد پنجم بسیار کارآمد شده‌اند. آنها از این طریق توانسته‌اند به زمان ما سفر کنند. آنها در گذشته‌ها هم انسان‌ها را می‌ربودند. هدف آنان رشد و پیشرفت و افزایش سطح آگاهی ماست. آنها آینده خودمان هستند.»

در سال 1994 نیز جیم پنیستون از نیروی هوایی ایالات متحده و همچنین یکی از شاهدان اصلی برخورد با یوفو در جنگل رندلشام در دسامبر 1980، به امید اینکه جزئیات بیشتری از حادثه را به یاد آورد، قبول کرد تا هیپنوتیزم شده و از این طریق گامی در جهت درک بهتر بزرگ‌ترین برخورد نزدیک تاریخ انگلستان بردارد.

در طول جلسه هیپنوتیزم، او گفت بیگانه‌ها در‌حقیقت مسافرانی از آینده هستند؛ آینده‌ای که بسیار تیره و تاریک و پر از سختی‌ها و مشکلات، آلودگی‌ها و سرماست. در آن زمان، آنها با مشکل زاد و ولد مواجه هستند و به همین دلیل به زمان ما می‌آیند تا نمونه‌های ژنتیکی از انسان‌ها تهیه کنند تا نژادشان منقرض نشود.

فرضیه هفتم: یوفوها نیرویی شیطانی هستند

دکتر نلسون پاچکو که یک دانشمند دفتر فنی مرکز فرماندهی قدرت‌های متحده اروپا (SHAPE) است و تامی بلان، کارمند بازنشسته نیروی هوایی ایالات متحده در کتاب خود «نقاب از چهره دشمن بردار» می‌نویسند: «به نظر ما، حقیقت پدیده یوفوها، متجلی شدن وضعیت‌های آگاهی مافوق طبیعی است، تا به آرامی اذهان ما را از طریق فریب‌های ظاهری شرطی کرده تا عقیده‌ای ناصحیح را، درحالی‌که فرایندهای ذهنی منطقی و روحیه انسانی مان را به صورتی بنیادی تخریب می‌کند، در ما شکل دهد.» در حقیقت، پاچکو و بلان در اینکه یوفوها نیرویی شیطانی و پلید هستند، شک به خود راه ندادند. البته بسیاری دیگر هم هستند که این عقیده را ترویج می‌کنند.

در اواخر دهه 70 میلادی، بسیاری از چهره‌های سرشناس در سازمان تحقیقات یوفولوژی انگلستان(BUFORA)   از جمله بنیانگذار و مدیر عامل سازمان، گراهام نوستاب و رئیس سازمان، راجر استن وی، به جرگه معتقدان به این نظریه پیوستند. نوستاب به صراحت به این موضوع اشاره کرده بود: «منشإ آنها ممکن است تحت تاثیر دخالت نیروهایی از جهانی دیگر باشد.»

داستان راجر استن وی از این نیز شگفت‌انگیزتر است. کمی بعد از اینکه او باور کرد یوفوها ابزار دست نیروهایی شیطانی هستند، استن وی تجربه‌ای تکان‌دهنده را در ایستگاه مترو یوستون در لندن از سر گذراند. او بعدها این تجربه را این‌گونه توصیف کرد: «به محض اینکه پایم به سکو رسید، متوجه حسی شدم که از درون وجودم جوشیدن گرفت؛ حسی که قویا به من می‌گفت تا خودم را روی ریل‌های برقی قطار پرتاب کنم. پاهایم دیگر یارای تحمل وزنم را نداشتند. ضربان قلبم بسیار تند شده بود و به‌شدت عرق کرده بودم... از ترس اینکه نتوانم کنترل خود را حفظ کنم، هیچ حرکتی نکردم.» در همین لحظه او یکی از دعاهای دوران کودکی را به یاد آورد و با زمزمه آن، حس وحشتناک درونی‌اش فروکش کرد.

در سال 1975 نیز تجربه‌های مشابهی توسط یکی دیگر از محققان یوفوها به نام جان کیل، نویسنده کتاب «پیشگویی‌های مرد شاپرکی» گزارش شد. او درباره تجربیات شاهدان یوفوها این‌طور اظهارنظر می‌کند: «من به این نتیجه رسیده ام که بسیاری از مردم که از بیماری‌های مختلف مانند بیخوابی، سر‌دردهای شدید، اسپاسم‌های عضلانی، تشنگی مفرط و... رنج می‌برند، با دیمنولوژی، علوم غریبه و پریان ارتباط داشته‌اند! تمامی این تجلیات، منشأ یکسانی دارند.»

اما در نهایت، منشأ یوفوها هر چه باشد، به نظر نمی‌رسد آنها فعلا قصد رها کردن این سیاره را داشته باشند.


منبع : همشهری

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 20 + 7 چند است؟

ADVERTISING