چغازنبیل، بزرگ‌ترین و سالم‌ترین زیگورات باقی مانده جهان!

کد خبر 8831 - 1392 07 | تاریخ: 1139 روز پیش-1392/07/29 | ساعت: 18:23

  معجزه‌ای از مثلث و مربع

زیگورات چغازنبیل (یعنی همین بنای بالا)، مغناطیسی دارد غریب. دم غروب که پای آن بنشینید و با فاصله‌ای اندک، در سکوت خلسه‌آور آن منطقه از شوش، بنا را نگاه کنید، ترکیبی از احساس امنیت، هیجان، نوستالژی و حتی احساس ملکوتی پیدا می‌کنید. بنا ترکیبی است از مربع و مثلث، و احساساتی که موقع تماشایش به سراغتان می‌آید. به‌‌ همان اندازه تناقض این دو، متناقض است.

مربعی را کاشته‌اند، مربع بعدی را با ابعادی کوچک‌تر روی آن گذاشته‌اند و همین‌طور مربع‌های بعدی را کوچک‌تر و کوچک‌تر، تا به دورنمایی مثلثی (در واقع هرمی) رسیده‌اند که آنها را به سمت آسمان هدایت می‌کرده و بیننده‌ای که از دور آن را در جاده چغازنبیل می‌دیده، به سمت خودش. درست عین فلشی که ناخودآگاه، نگاه آدم تعقیبش می‌کند اما از نزدیک، دیگر خبری از آن مثلث نیست. آن بالای بالا، یعنی راس مثلث، در واقع مثلث نیست.

تیزی و خشم آن را ندارد. گرچه از دور به نوک سه‌گوش می‌زند اما در واقع مربعی است با عظمت، وقار، آرامش و ثبات. راهروهای باریکی هم که به شکل یک خط از میان اضلاعِ روی هم مربع‌ها گذشته، بالا و پایین را به هم وصل کرده و از دور حسی از «نزول» دارد. انگار فیضی از آن بالا مدام به سمت زمین در جریان است.

از این نزدیک البته ماجرا فرق می‌کند. این خط، مسیر پله‌خور می‌شود. مسیری که نه تنها دیگر اثری از فروریزی نعمت لایزال ندارد، که هول‌انگیز هم هست؛ چرا که برای رسیدن به آن بالا، به جایی که آسمان و زمین در راس مثلث به هم وصل شده، باید تمام این پله‌های باریک را بالا بروید.

کاری سخت و نفسگیر و ترسناک، اما هدفمند. اصلا این زیگورات‌ها خیلی شسته رفته و تمیز،‌‌ همان کاری را می‌کرده‌اند که گرافیست‌ها و تبلیغات‌چی‌های حالا؛ اینکه اشکال و خطوط را با هم ترکیب کنند تا مشتری جلب شود. از دور، چیزی نشانتان ‌دهند و در مواجهه نزدیک، چیز دیگری ببینید. چیزی که اگر از اول می‌دانستید، شاید سراغش نمی‌رفتید، اما حالا که رفته‌اید و جذابیت‌های دیگری را کشف کرده‌اید، دیگر نمی‌توانید به سادگی «نه» بگویید. زیگورات‌ها هم از دور چیزی‌اند و از نزدیک چیزی دیگر؛ و در هر دو حالت -چه دور چه نزدیک- سعی در حفظ تعادل داشته‌اند و وسوسه‌هایی برای کشاندن تو به خود.

از دور، حجمی مثلث‌طور می‌بینید که از آن گریزی نیست. چشم و فکر را درگیر می‌کند. درست شبیه کوه (اصلا انگار ایده زیگورات چغازنبیل را از‌‌ همان کوه‌های اطراف گرفته‌اند). با این حال، تیز است و آدم‌ها از خطر تیزی پرهیز می‌کنند. اما در میان این تیزی، ردی هست که عین رود یا آبشاری از بالا به پایین سرازیر شده. وسوسه‌کننده و آرامش‌بخش.

انگار که تیزی نوک کوه را یکهو فراموش کنی و بخواهی بروی تا پای آن رود و دستی در خنکای آب بزنی. نزدیک که می‌شوی، دیگر از آن مثلث تیز هشداردهنده خبری نیست. حالا همه چیز مربع است و تمام آن احساسات خوب مربعی می‌آید سراغت. اما دیگر از لذت رود هم خبری نیست. پای آن خطی که از دور آن‌طور به نظر می‌رسید، با حقیقتی تازه مواجه می‌شوید.

اینکه برای رسیدن به اوج این آرامش و فتح بالا‌ترین مربع، باید صعود کنید. آن هم مسیری طولانی و باریک. چیزی که اگر از اول می‌دانستید، شاید اصلا قید رفتن تا پای بنا را هم می‌زدید اما حالا که آرامش و امنیت مربع را کشف کرده‌اید، انگار برای رسیدن به اوج این آرامش که آن بالا منتظرتان است، در وسوسه‌اید که مسیر سخت را طی کنید. درست‌‌ همان نتیجه‌ای که تبلیغات‌چی‌ها می‌خواهند. معجزه‌ای از ترکیب مربع و مثلث که پیشینیان 3 تا 5هزار ساله‌مان، بی‌درس و دانشگاه آن را به خدمت گرفته‌اند. مغناطیس عجیبی دارد این خانه ارواح گذشتگانمان!


منبع : همشهری جوان

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 9 + 5 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط گردشگری