استراتژی پادشاهان ایرانی در برابر رقبا(1)

کد خبر 9128 - 1392 08 | تاریخ: 1126 روز پیش-1392/08/15 | ساعت: 15:48

ناپلئون بناپارت جمله ای دارد که می گوید: «تدبیر همیشه بر شمشیر غالب است» یعنی در میدان جنگ، سلاح مجهز و جنگاوری نتیجه را تعیین نمی کنند؛ بلکه فکر کردن و در نتیجه نقشه کشیدن. حیله زدن، پیش بینی عاقب کار و ... هستند که جنگ را جلو می برند و برنده و بازنده را مشخص می کنند.

سراغ چند جنگ و چند نمونه از تدبیرهای پادشاهان ایرانی با دشمنانشان رفته ایم تا ببینید در دوره های مختلف پادشاهان چطور با فکر و تامل نقشه پیروزی کشیده و میدان را از رقبایشان برده اند. البته انتخاب ما در این مطلب، تدبیرهایی است که بوی حیله گری می دهند. یعنی پادشاه یا فرمانده برای بردن میدان دست به یک حقه زده و با گول زدندشمن، او را از میدان به در کرده است. این شما و این سرکردگان حیله گر.

خداحافظ، ما رفتیم؛ سلام ما برگشتیم!

حیله نبرد مرو – طرفین: شاه اسماعیل صفوی و ازبکان

پیش از نبرد اصلی: ازبکان که به سرکردرگی شیبک خان در رق ایران امروزی حکومت می کردند به خراسان تاختند و آنجا را هم گرفتند. شاه اسماعیل از آنها خواست خراسان را پس بدهند و از ایران بیرون بروند ولی آنها به کرمان حمله کردند و با این کار سپاه صفوی آماده جنگ شد. آنها بعد از گرفتن خراسان به دنبال شیبک خان راهی مرو شدند. نبرد قلعه مرو در سال 889 شمسی در ترکمنستان امروزی اتفاق افتاد. شیبک خان و یارانش در قلعه شهر مرو منتظر رسیدن کمک بودند که شاه اسماعیل به مقرشان رسید و زد و خورد شروع شد.

نبرد اولیه 7 روز طول کشید تا اینکه شیبک خان که شماری از یارانش را از دست داده بود، دستور داد باقی نیروهایش تا رسیدن کمک از دژ خارج نشوند. از آن طرف صفویان که دژ را محاصره کرده بودند وقتی فهمیدند کمک های ازبکان به زودی می رسند، فرار کردند و در روستایی در سه فرسخی مرو پناه گرفتند.

حیله: فرار صفویان حیله بود. شاه اسماعیل نقشه کشیده بود که با عقب نشینی سپاهش، خیال  ازبک ها را راحت کند تا آنها زودتر از اینکه کمکشان برسد، از دژ بیرون بیایند و آن وقت همه را تار و مار کند. شاه اسماعیل برای باورپذیری نقشه اش چند ترفند جالب هم زد؛ اول اینکه نامه ای به شیبک خان فرستاد و اعلام کرد که قصد دارد در مناطقی از خراسان قشلاق کند و در آغاز بهار برای جنگ باز خواهد گشت. بعد هم یکی از یارانش به اسم امیر بیگ موصلوی مهردار را با 300 سوار سر پل رود روستا گذاشت و به او گفت که به محض دیدن سپاه ازبک، پا به فرار بگذارد و خود را به پادشاه برساند. از آن طرف شیبک خان فکر کرد در آذربایجان شورشی رخ داده و شاه برای سرکوب آن به آذربایجان رفته؛ به این خاطر دو روز بعد با ترس و تردید از دژ بیرون آمد و به دنبال سپاهیان ایران راه افتاد.

نبرد اصلی: وقتی ازبک ها به روستا رسیدند امیر بیگ موصلوی مهردار طبق برنامه پا به فرار گذاشت و به سمت پادشاه و سپاه اصلی پیش رفت. او پل رودخانه سر ده را هم خراب کرد و ازبک ها از داخل رود به دنبال او رفتند تا اینکه به مقر پادشاه رسیدند و فهمیدند نیرنگ خورده اند. جنگ اصلی در همان جا شکل گرفت و عاقبت ازبکان با کشته های فراوان شکست خوردند. آنهایی هم که فرار کردند، بعد از رسیدن به پل شکسته و رفتن داخل رود، غرق شدند


منبع : مجله دانستنیها

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 6 + 4 چند است؟

ADVERTISING

مطالب مرتبط فرهنگ و هنر