مدیریت تعارضات بین دختران خانواده(مشاوره)

کد خبر 9582 - 1392 09 | تاریخ: 1101 روز پیش-1392/09/08 | ساعت: 13:51

حتی اگر خواهرها را صمیمی ترین دوست های هم بدانیم، باید اعتراف کنیم که جنگ میان آنها تمام نشدنی است. جنگی که گاهی سرد و بی صداست و به یک دلخوری ساده ختم می شود و گاهی میل به مبارزه و رقابت را در آنها تقویت می کند. پاسخ دادن به این سوال که یک خواهر خوب کجا به نفع خواهر دیگرش کنار می رود و کجا پشت او می ایستد، آسان نیست. روانشناسان می گویند حتی یک خواهر خوب هم گاهی دلگیر می شودو گاهی برای به دست آوردن حقوقش سماجت به خرج می دهد.اگر شما هم در دنیای خواهرانه تان با جنگ و صلح های همیشگی روبرو هستید، توصیه های محمود هندی پور، روانشناس و مشاور را بخوانید.

 

من مسئول نگهداری از خواهرزاده ام هستم؟

مشکل: خواهر بزرگترم وقتی به خانه ما می آید، کاری با فرزندش ندارد. اگر من مسئولیت رسیدگی به خواهرزاده ام را برعهده نگیرم، خواهرم با قهر از خانه ما می رود و می گوید: «من تمام هفته مشغول سر و کله زدن با او هستم و چیزی نمی شود اگر مسئولیتش را هفته ای چند ساعت تو به عهده بگیری و بگذاری من کمی استراحت کنم».

راه حل: عجیب نیست اگر مادری که تمام هفته را با کودکش می گذراند. لحظه هایی خسته شودو بخواهد از این مسئولیت کمی فاصله بگیرد. زمانی که مادرها تصمیم می گیرند چند ساعتی را برای خود خرج کنند. نقش خانواده و اطرافیان پررنگ می شود. داشتن انتظار همکاری از خواهر، انتظار نابجایی نیست اما بهتر است یکطرفه به قاضی نرویم و ماجرا را از دو منظر بررسی کنیم. خواهر کوچکتر می تواند خود را جای خواهر بزرگترش بگذارد و به این فکر کند که شاید روزی او هم این خستگی را تجربه کند و از دیگران برای سبک کردن بار مسئولیتش کمک بخواهد. از سوی دیگر، سر و کار داشتن با خواهرزاده می تواند او را با دنیای مادرانه آشناتر کند و وارد شدن به دنیای کودک به او کمک می کند تا چند ساعتی از دنیای بزرگسالی و غدغه هایش فاصله بگیرد.

نکته: خواهر بزرگتر هرگز نباید از یاد ببرد که او مادر کودک است و تنها زنی است که کاملا مسئول نیازهای فرزندش است. او می تواند از دیگران کمک بگیرد اما در صورتی که کسی تمایلی به کمک کردن نداشته باشد، نمی تواند آنها را مجبور به کاری کند. درست است که لطف خواهر کوچکتر می تواند او را آرامتر کند اما نباید این لطف را وظیفه خواهر و حق خود بداند.

 

چرا خواهرم رقیب من است؟

مشکل: خواهر کوچکترم همیشه رقیب من است. از انتخاب کفش و لباسش بگیرید تا انتظارهایی که از والدین مان دارد. حالا هم به خاطر اینکه من سال گذشته وارد دانشگاه شده ام و او امسال در کنکور موفق نشده، به دشمن من تبدیل شده و خانه را جهنم کرده است.

راه حل: میل به رقابت و پیروزی در بیشتر ما وجوددارد و این رقابت بین خواهرها و برادرها هم دیده می شود. شاید مسئولیت مدیریت چنین میلی، بیشتر بر عهده پدر و مادرهاست تا به فرزندانشان آموزش دهند که در عین رقابت، رفیق هم هستند. قبول شدن یکی از خواهران در کنکور و قبول نشدن دیگری نمی تواند معضل بزرگی باشد. دلجویی و تشویق از طرف خواهری که قبول شده و تولید حس شادمانی از قبولی خواهر. در خواهری که قبول نشده می تواند آنها را به هم نزدیکتر کند. اینجا مسئولیت والدین سنگین تر است چرا که گاهی آنها با مقایسه کردن و برخورد نابرابر با فرزندانشان حسادت و حتی خصومت را در آنها ایجاد می کنند.

 

چرا بی اجازه مانتوی من را می پوشد؟

مشکل: اینکه خواهرم حریم خصوصی ام را نادیده می گیرد و مدام به کمدم سرک می کشد آزارم می دهد. بدون اجازه من لباس هایم را می پوشد و وسایلم را برمی دارد. سراغ کتاب هایم می رود و حتی آنها را به دیگران قرض می دهد ورود بی اجازه او به اتاقم همیشه یکی از دلایل دعوای ماست.

راه حل: ما معمولا برای کسانی که کمی از ما دورتر هستند – مثل دوست یا همکارامان - پذیرش بیشتری داریم تا خواهر یا برادرمان. خیلی اوقات برای استفاده از یک خودکار از همکلاسی خود اجازه می گیریم اما در رابطه با اعضای خانواده گویای نیازی نمی بینیم و وسایل آنها را وسایل خود می دانیم. همین موضوع دلیل اختلاف خیلی از خواهرهاست. اینکه دو خواهر با توافق از یکسری از وسایل یکدیگر به صورت مشارکتی استفاده کنند. شاید بی اشکال باشد اما در نظر نگرفتن حق دیگری و خود را مالک همه چیز دانستن کار را به مشاجره و دلخوری از یکدیگر می کشاند. بنابراین پیشنهاد می کنیم با اجازه گرفتن و در جریان قرار دادن خواهرتان هنگام استفاده از وسایلش، احترام گذاشتن به حریم خصوصی دیگران را به او آموزش دهید. گذشته از این دلیلی ندارد که همیشه به خواسته خواهرتان پاسخ مثبت دهید. اگر واقعا امکان قرض دادن چیزی را ندارید. به او بگویید که به آن احتیاج دارید و این حق را به او هم بدهید که گاهی به شما نه بگوید. گمان نکنید که این تغییر تنها در چند روز اتفاق می افتد. آموزش دادن چنین اصلی ممکن است ماه ها وقت شما را بگیرد.

 

خواهرم به وضعیت مالی من حسودی می کند

مشکل: همسرم صاحب یک شرکت است و شرایط مالی خوبی داریم و همسر خواهر کوچکترم کارمند است. من دختری 11 ساله دارم و دختر او هفت ساله است. خواهرم تمام تلاشش را می کند تا زندگی اش را به سطح ما برساند و کمتر پیش می آید وسیله ای به خانه من اضافه شود و او مانندش را تهیه نکند. اگرچه خودش توان تامین هزینه سفر خارج از کشور را ندارد، وقتی تابستان ها به مسافرت می رویم دخترش را به تنهایی با ما می فرستد تا از فرزند من جا نماند.

راه حل: نمی توانیم انتظار داشته باشیم خواهری که در فشارهای خاص اقتصادی زندگی می کند و شاهد وجود تفاوت های معناداری بین سبک زندگی خود و خواهرش است. از او تاثیری نپذیرد اما خواهرم کوچکتر نباید فراموش کند که زندگی او قرار نیست نمونه کپی شده زندگی خواهرش باشد. هر یک از این دو طرف همسرشان را با توجه به معیاری انتخاب کرده اند و نباید دلیلی را که به خاطر آن زندگی شان را تشکیل داده اند. فراموش کنند خواهر کوچکتر بیش از این باید مراقب عزت نفسش باشد و اجازه ندهد شبیه شدن زندگی او به خواهر و بزرگتر، باری بیشتر از توانش را به دوش او بگذارد. از طرف دیگر، او باید به فرزندش آموزش دهدکه شرایطی متفاوت از دخترخاله اش دارد و برای بالاتر بردن عزت نفس او تلاش کند.

اگر نخواهم مادری کند، باید که را ببینم؟

مشکل: من و خواهرم هفت سال اختلاف سنی داشتیم و از آنجا که مادرم شاغل بود، بیشتر در خانه با هم تنها بودیم و خواهرم مسئولیت رسیدگی به من را داشت. او همیشه پشتیبانم بوده اما این روزها به خودم می گویم کاش هیچ وقت از من حمایت نکرده بود. حالا هر زمانی که از من کاری می خواهد، یادآوری می کند که برایم مادری کرده و مدام می گوید: «تو وظیفه داری همانطور که من در خدمتت بودم، به من خدمت کنی».

راه حل: صحبت کردن خواهر بزرگتر از خدمت هایی که به خواهر کوچکتر رسانده، گاهی تنها در حد یادآوری خاطرات است اما گاهی با لحنی آمرانه همراه می شود و این پیام را انتقال می دهد: «من برای تو مادری کرده ام و به گردنت حق دارم!» در چنین شرایطی خواهر بزرگتر، فرزند کوچکتر را سردرگم می کند. از طرفی احساس دین در او ایجاد می کند و با دیدن بعضی رفتارها آرزو می کند. هیچگاه برایش مادری نمی کرد. خواهر بزرگتر نباید از یاد ببرد که با خواست و میل خودش این کمک ها را انجام داده و اگرچه قدرشناسی فرزند کوچکتر می تواند او را خوشحال کند اما دلیلی ندارد که از او انتظار همیشه در دسترس بودن و خدمت کردن را داشته باشد.

 

با دلخوری های همیشگی اش چه کنم؟

مشکل: انگار خواهرم یک تقویم دارد و هر روزی را که من زنگ می زنم یادداشت می کند و به خاطر هر تماس، یک بار هم خودش احوال من را می پرسد. کافی است چند روزی وقت پرسیدن حالش را نداشته باشم تا گله هایش به گوشم برسد. با دلخوری و طلبکاری زنگ می زند. او خانه دار است و من تا 6 عصر سر کارم. اگر او واقعا دلتنگم می شود، چرا خودش برای باخبر شدن از حالم تماس نمی گیرد؟

راه حل: کم نیستند خواهرهایی که به دلیل شخصیت اتکایی و مهرطلب. از دیگران انتظار حمایت های عاطفی بی مورد دارند. در حالی که اگر توقعاتشان را کمتر کنند. هم خودشان آرامش بیشتری پیدا می کنند و هم به دیگران انرژی بیشتری می دهند. کمتر کسی دوست دارد با هر بار زنگ زدن به خواهرش گجله های او را بشنود. این موضوع می تواند فاصله زیادی میان آنها ایجاد کند. اگر شما هم چنین انتظاری از اطرافیانتان دارید. اجازه دهید آدم های پیرامونتان دلتنگ شما شوند و با شما در تماس باشند نه اینکه از روی وظیفه سراغ تان را بگیرند.

 

چرا خواهرهایم من را بازی نمی دهند؟

مشکل: ما سه خواهر هستیم و من دختر کوچکترم. خواهرهای بزرگترم اختلاف سنی چندانی با هم ندارند اما فاصله سنی من با اولین خواهرم نزدیک به 11 سال است. آن دو همیشه باهمند، همه رازهای هم را می دانند و با هم تصمیم می گیرند اما انگار من اصلا خواهر آنها نیستم. در هیچ یک از جمع هایشان جایی ندارم و هیچ چیز از زندگی شان نمی دانم.

راه حل: فاصله سنی بین خواهرها، گاهی به چنین اتفاقی منجر می شود اما گذشته از رفتار درست والدین برای نزدیکترکردن فرزندان به هم مقاومت خواهر سوم هم در این زمینه بی تاثیر نیست. قبل از هر چیز او نباید به خاطر با هم بودن خواهرانش احساس جدا بودن از آنها را داشته باشد. بچه هایی که فاصله سنی کمتری دارند، فعالیت های مشترک بیشتری را برای انجام دادن دارند. پس خواهر سوم نباید تصور کند دیگران علیه او با هم متحد شده اند. دو خواهر بزرگتر هم باید از فرزند سوم حمایت بیشتری کنند و گاهی برنامه هایی را تنظیم کنند که با حضور او هم اجراشدنی هستند. خواهر سوم باید بداند دو نفر دیگر ممکن است به دلایل مختلفی خود را شبیه تر به هم ببینند و به هم نزدیکتر شوند اما هنر ما این است که با وجود تمام تفاوت ها، دلایل مشترکی را برای با هم بودن پیدا کنیم.

 

با خبرچینی خواهر کوچکترم چه کنیم؟

واکنش های کودکان با توجه به شرایط آنها برانگیخته می شود. مادری که دخترانش با چنین شرایطی روبرو هستند. با رفتار درست می تواند عادت خبرچینی را از سر فرزندش بیندازد. او می تواند به حرف فرزند خبرچین گوش دهد اما هیجان زده واکنش نشان ندهد. اگر شما هم چنین موردی را در خانه می بینید، صبر کنید تا هیجان ها فروکش کند و دور از چشم خواهر کوچکتر و بدون اشاره به گفته های او. با دختر بزرگترتان صحبت کنید.


منبع : مجله تندرستی

ارسال نظرات

userPhoto 3Neshaneh
جمع 4 + 9 چند است؟

ADVERTISING